جستجو
ورود کاربران
114 - تعیین مسیر آینده


در سرلوحۀ بحث‌های «حکمت نامتناهی» جمله‌ای درج شده که محتوای این حلقه را به خوبی نشان می‌دهد: «جست‌وجو و نگرانی لایزال انسان در دیالوگ با آفاق بی‌کران اندیشه». معنی این جمله که ادّعای افراد این حلقه است، این است که نوعی از توجّه به آفاق تفکّر در تمامی زمان‌ها و مکان‌ها مدّ نظر است که چنان اعتقادی و ریشه‌ای است که پیوسته آنان را در این توجّه و مراقبه دچار نگرانی و تشویش می‌کند: نگرانی در این که آیا در خوانش و درک و تفهّم یک افق فکری توانسته‌اند به عمق و محتوای کامل و درستی از آن دست یابند؟ و آیا دیالوگ و گفت‌وگو در نقاط درست و کامل و به وسیلهٔ نمایندگانی صالح صورت گرفته؟ و یا هم‌چون اکثر تلاقی‌های رائج تنها شکل و شمائلی از اندیشه ردّوبدل شده و نتوانسته‌اند به عمق و کُنه این اندیشه دست یابند. همهٔ این‌ها را باید افزود به آن‌چه که ادّعای این حلقه و اصحاب آن است که اگر دیالوگ مرتبهٔ کامل‌تر و بالاتر از گفت‌وگو و تبادل اندیشه است، باید به قلّه‌ای بسیار فراتر از آن اندیشید که تحت عنوان «مذاکره روحی» در نشست مقدّماتی سوم به آن پرداخته شد.

ما در راستای این اهداف در آستانهٔ تصمیم‌گیری برای نشست‌های آینده هستیم. توضیح این که دیالوگ و نگرانی و جست‌وجوی اعضاء حلقه به دو صورت تا کنون انجام شده است:

اوّل، بخش زیادی از ارائه که توسّط یک فرد مشخّص انجام شده، اگرچه آثار و ثمرات این مواجهه را به تمامی در خود داشته، امّا بیش‌تر این مواجهه به صورت تجربه‌های قبلی فرد ارائه‌دهنده در محتوای مطالب نمود و بازتاب داشته و فرد سعی نموده با تمام توان در هر بخش و جمله و کلمه خود بتواند بازتاب کاملی از تجربهٔ مواجهه را بیان کند.

دوم، بخش کم‌تری از این مواجهه به صورت این بوده که حدّاقل دو نفر متفاوت نمایندگی «حکمت نامتناهی» و افق‌های دیگر را به عهده بگیرند و در ضمن گفت‌وگوها و مذاکرات خود بتوانند به سطح تازه‌ای از دیالوگ و رویارویی نائل شوند. این بخش اگرچه فائده و ثمرهٔ بیش‌تری دارد، امّا پیوسته با موانع اجرائی فراوانی روبه‌رو بوده است.

اکنون لازم است که خطّ سیر روشن‌تری برای دورهٔ آیندهٔ حکمت انتخاب کنیم:

در صورتی که دیالوگ و ارائه‌های ما به همان صورت اوّل باشد، می‌توان سیری از جلسات جدید را طراحی نموده و البته در این صورت باید تا پایان این سیر (منظور دورهٔ زمانی خاصّ است، مثلاً تا انتهای سال جاری) به همان شیوهٔ گذشته ادامه بدهیم.

امّا اگر بنا بر مواجهه به صورت دوم است، در این صورت با استفاده از تجربهٔ گذشته و موانعی که در این مدّت باعث ضعف کار شده است، باید طرّاحی متناسب با آن را کامل کرد و تجربیات گذشته اگرچه ارزش‌مند و مفید است، امّا باید آن را پایه‌ای برای دورهٔ جدید قرار داد.

توضیح این که در نشست نود و دوم با عنوان «واصل‌شدن به افق‌های بالاتر» توضیحاتی در مورد شرائط یک مواجههٔ موفّق داده شده است. در آن‌جا قبل از آن که در مورد شرائط ایجابی گفته شود، در مورد شرائط سلبی آن گفته شده که: «... خطر اصلی این است که اکتفاء به بعضی مقدّمات نموده و اصل دیالوگ به محاق برود. از جملهٔ مقدّمات ارزش‌مند که در عین اهمّیّت به تنهایی نمی‌تواند ما را به افق‌های بالاتر برساند، عبارت‌اند از:

اوّل. بررسی میراث مکتوب این مکتب و تحلیل داده‌های آن و این که مؤسّسان و بزرگان این مکتب چه گفته‌اند و شناخت درست این منابع مکتوب؛

دوم. بررسی جایگاه این مکتب و مدرسهٔ فکری در تاریخ اندیشه و تحلیل درست و کامل آن و شناخت آثاری که در سیر اندیشهٔ بشری داشته و ارتباط قدیم و جدید از مکاتب با آن؛

سوم. بررسی و تحلیل جامعه‌شناختی - معرفتی آن و زمان پیدایش و این که شرائط فکری و فلسفی و روانی در زمان پیدایش آن چه‌گونه بوده است و چه مطالبی در مقابل این‌هاست و چه نیازهایی در آن تبلور یافته و آثار این زمانه بر این مکتب چیست و بررسی‌های دیگر معرفت‌شناسانه و جامعه‌شناسانه و روان‌شناسانه؛

چهارم. بررسی استنادی اقوال و اندیشه‌ها و تحلیل صحّت و سقم این استنادها. این که چه اقوال و نظریه‌هایی را می‌توان به این مکتب و صاحبان و مؤسّسان آن مستند نمود و کدام مدّعاها نادرست است و دلیلی بر استناد نداریم یا دلیل بر نادرستی آن داریم.

پنجم. مقدّمات دیگری را هم می‌توان به این موارد اضافه نمود که تمام آن‌ها ارزش‌مند هستند و هیچ حرفی در ضرورت آن نیست؛ امّا اکتفاء به آن و جای‌گزین کردن آن با اصل دیالوگ به معنی ابتر کردن گفت‌وگو می‌باشد».

و در ادامه بیان شده که:

«... امّا آن‌چه که باید ارائه شود و گفت‌وگو بدون آن ابتر است، میراث محتوایی یک مکتب برای ما است. میراثی که تنها از طریق توجّه به این مدرسهٔ فکری و به‌کارگیری نگاه آن و استفاده از برداشت‌ها و معارف آن به دست می‌آید. در واقع، ما در سیر بحث‌های حکمت نامتناهی در بررسی یک واقعیّت و عینیّت به نقطه‌ای می‌رسیم که بستری آماده و قابل استفاده برای محتوای جدید را فراهم کرده و با نگاه تکمیلی به آن عینیّت می‌توان این بستر را مورد استفاده قرار داده و نگاه خود به آن عینیّت را تکمیل کنیم و این پروسه با استفاده از آن میراث فکری ممکن است. ارائه‌کنندهٔ آن مکتب باید با راه‌نمایی‌گرفتن از آن هم‌چون ناظری که از زاویه‌ای دیگر به عینیّت مورد نظر نگاه می‌کند، بتواند درک ما را کامل کند و این تنها راه گفت‌وگو و دیالوگ بین افق‌های فکری است که منتهی به واصل‌شدن جویندگان حقیقت به افق‌های بالاتر می‌شود... روشن است که این میراث محتوایی تا حدّی استنباطی و اجتهادی است و مقدّماتی هم‌چون اثبات صحّت استناد در این‌جا نمی‌تواند ثمره‌ای داشته باشد؛ اگرچه به عنوان مقدّمه ضروری است. آن‌چه در این‌جا اهمّیّت دارد، رسیدن به یک نگاه واقعی به عینیّت و تکمیل آن در مواجهه با نگاه‌های دیگر است؛ امّا این که فلان متفکّر بزرگ شرقی یا غربی معتقد به این نگاه هست یا خیر، چه ثمری می‌تواند داشته باشد؟ مقدّمات استنادی و بررسی تاریخ اندیشه و جامعه‌شناسی زمان پیدایش نظریه تنها قبل از این مرحله مفید است و وقتی به مرحلهٔ مواجهه و امکان وصول به افق بالاتر رسید، دیگر محتوا مهمّ است، بدون توجّه به گوینده و موافق و مخالف آن. در این‌جا تنها "ما قال" ارزش دارد و نه "من قال"».

از تمام این‌ها چنین نتیجه می‌شود که یا ما باید مواجهه از نوع دوم را تا اطّلاع ثانوی تعطیل کنیم و به نوع اوّل اکتفاء کنیم و یا این که افراد مشخّصی، برای موضوع یا محور خاصّ، مسئولیّت تخاطب با فرد ارائه‌دهندهٔ نظرات «حکمت نامتناهی» را بپذیرند و با ارائه‌های مکتوب به بیان دیدگاهی که نمایندگی آن را انتخاب نموده‌اند، پرداخته و سپس در جواب و در مواجهه با «حکمت نامتناهی» به این مواجهه تا انتها ادامه دهند.

این محتوایی دوراهی است که باید در نشست این هفته در مورد آن تصمیم بگیریم.


فایل ها :


حکمت نامتناهی

جست‌وجو و نگرانی لایزال انسان در دیالوگ با آفاق بی‌کران اندیشه


بحث :


آخرین جلسات برگزار شده ؟
21 - باب ۲ - فصول ۹-۱۰
1404-09-19
بر آستان خِرَد (۲)
20 - باب ۲ - فصل ۸
1404-09-12
بر آستان خِرَد (۲)
19 - باب ۲ - فصل ۷
1404-09-05
بر آستان خِرَد (۲)
129 - بازخوانی متن «انسان زندانی» (۲)
1404-11-21
حکمت نامتناهی
کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب این سایت تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.
با ما در شبکه های اجتماعی