«قُلْ هَلْ مِنْ شُرَكَائِكُمْ مَنْ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ قُلِ اللَّهُ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ» (يونس: ٣٤). خداوند سؤال میكند و به پيامبر(ص) دستور میدهد كه ايشان بر مخاطبينش و بر تمام انسانهايى كه در طول تاريخ در مقابل اين قرآن قرار گرفتهاند؛ همچون ما، ابلاغ كند: آيا تا كنون از طريق آن چيزهايى كه فكر میكنيد بايد مسيرتان و خلقت دوبارهتان را آغاز كنيد، به نتيجهاى رسيدهايد؟
«مَنْ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ». كسى كه ابتدا شما را ایجاد كرد كه بود؟ آيا اين نوع نگاهها بود؟ آيا اين نااميدى، ياس و فلاكتى كه درون خود تصور میكنيد، بار اول هم اينها شما را آفريدند؟ آيا اين اندوه، ياس، ناراحتى و حزن بود كه شما را به اينجا رساند؟ الان كه در اين بين الطلوعين، در اين وقتى كه ملائكه آسمان و زمين، قائم و راكع و ساجد، صف اندر صف، بسيج شده و در خدمت ما هستند، تا كمكى به ما كنند، آيا ما با دست خودمان تا اين جا آمدهايم؟ «مَنْ يَبْدَأُ الْخَلْقَ».
«ثُمَّ يُعِيدُهُ»آن كسى كه ما را تا اينجا رسانده، بعد از اين هم حركت میكند؛ اين خداوند است كه تا اين جا ما را آورده و از اين به بعد هم میبرد. اين ياس، نااميدى، حزن، اندوه و فلاكت براى چيست؟ «فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ» به كجا میرويد؟! «كَذَٰلِكَ حَقَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ عَلَى الَّذِينَ فَسَقُوا أَنَّهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ» (يونس: ٣٣).
كلمه خداوند، حكمتى است كه بر آسمان و زمين حاكم است؛ همان سنتهاى الهى، قواعد جهان، آنچه كه علم يا فكر يا عقل كشف میكند، آنچه كه كشف نشده اما در حقيقت وجود دارد، آن كلمه خداوند است...
وجود و درون ما آيينه است، چراكه ما داراى وجودى نامتناهى و متحد با اين جهان هستيم. وقتى به مسير و راه نادرست میرويم، فسق حقيقى، همان درون ماست، در همان لحظهاى كه حاضر نيستيم به خود برگرديم! لحظهاى كه توجه به خود نمیكنيم و به بهانهاى همان چيزى كه براى حركت كردن در اختيار ماست؛ حتى همان يك لحظه و همان قدم كوچك را ترك میكنيم و اين فسق است. فسق ما هميشه آن فسوق و كار بزرگى كه فاسقين بزرگ مرتكب شدهاند نيست، بلكه همين حركت غلط ما در همين لحظه كوتاهاست! وقتى اين قدم كوچك را بر نداريم، آنگاه سنت الهى «كَلِمَتُ رَبِّكَ»، «حَقَّتْ» بر ما حق است و نتيجهاش را میبينيم؛ «أَنَّهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ» چيزى بر ما افزوده نمیشود، به سمت بى نهايت توجه نمیكنيم. اين حركت كوچك، همواره براى ما ممكن است و حتى در بدترين شرايط، هيچ لحظهاى نيست كه نتوانيم حركتى انجام دهيم.
اكنون كه در اين بين الطلوعين كه در برابر قرآن هستيم و در حضور فرشتگانى كه راكع و ساجد و قائم براى ما بسيج شدهاند و ما را تا اين جا آوردهاند، راههاى فراوانى برايمان باز است. اما اين ما هستيم كه با بهانهها، حجابهاى نورانى، كلمات مناجات گونه و چيزهايى كه براى خود درست میكنيم، فرار میكنيم. در اين حالت، «حَقَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ عَلَى الَّذِينَ فَسَقُوا أَنَّهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ» (يونس: ٣٣). «فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلَالُ» (يونس: ٣٢)؛ بعد از حق غير از ماندن و گمراهى چيزى نيست!
«قلْ هَلْ مِنْ شُرَكَائِكُمْ مَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ ۚ قُلِ اللَّهُ يَهْدِي لِلْحَقِّ...» (يونس: ٣٥). اين مسير حق، مسيرى است كه خداوند در هر لحظه براى انسان باز كردهاست و هيچ وقت بسته نيست. اين ما هستيم كه به بهانههاى مختلف از آن فرار میكنيم... «فَمَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ» (يونس: ٣٥)؟!
فایل ها :
استماع و تکلیم با قرآن
وَ كَلَّمَ اللهُ مُوسىٰ تَكليماً: و خداوند با موسی سخن گفت؛ چه سخنگفتنی! اگرچه «تکلیم» مقام خاص حضرت موسی کلیمالله است، اما آیا با کلام خداوندی که بر جان و روح ما مینشیند، جواب و پاسخی شایسته از درون انسان نمیجوشد؟ «تکلیم» و «گفتوشنود» اگرچه به شکل کامل آن برای اولیای الهی رخ میدهد، اما قلب و روح ما در تشعشعی که از کلام الهی جذب میکند، پیوسته از درون خود با تمامی وجود و ظرفیت به تکلم میپردازد و این کلام و «تکلیم» گرچه از طرف ما با ظرفیت معرفتی محدود و ناقص و با هزاران خطا و اشتباه صورت میگیرد، اما جذبه و اقتدار کلام الهی اجازهٔ انحراف و خطا به آن نمیدهد و ما را پیوسته و پیوسته به «تکلیم»ِ بالاتر و کاملتر رهنمون میکند؛ و ما میتوانیم امیدوار باشیم که از طریق این تکلیم با حضرت حق ارتباطی کاملتر و نزدیکتر پیدا کنیم و از دریای ظلمانی جهل و غفلت به سوی قلههای نوری که در پس آن نور است (نور علی نور)، حرکت کنیم. پس چرا باید از چنین شاهراهی که به سوی تکلیم هموار است، از استماع آیات الهی غفلت کنیم: وَ إِذا قُرِئَ القُرآنُ فَاسْتَمِعوا لَهُ وَ أَنصِتوا لَعَلَّكُم تُرحَمونَ؛ پس چون قرآن را میشنوید، جان خود را برای شنیدن و توجهکردن به آن آماده کنید، ای بسا که رحمت و هدایت الهی شما را فرا گیرد. تذکرات: ۱. هنگام قرائت قرآن نهایت توجه و تمرکز خود را به کار گیرید و مقدمات آن را از قبل آماده کنید. ۲. همزمان با شنیدن آیات، توجه به خویشتن را به صورت کامل مراقبت کرده و هرگز از خود و احوال خود غافل نشوید. ۳. در توجه به خویشتن سعی کنید از هر نوع افکار روزمره و مشکلات و حوادث و چیزهای شبیه به آن خودداری کرده و توجه خود را به ذات خویش، بدون هیچ اضافه و مازادی، معطوف دارید. ۴. سؤالات و نیازها و مشکلات و هر آنچه که مربوط به زندگی روحی و حرکتی انسان است، به صورت خودجوش بر انسان هجوم میآورد و اگر انسان به آن توجه نکند، چهبسا جوابها و آگاهیها و افکار ارزشمندی به همان صورت خودجوش برای انسان فراهم شود. راه درست این است که تا انتهای استماع قرآن همچنان به آن بیاعتنا باشید: نه با آن مبارزه کنید و نه به آن اعتنا کنید. این باعث خواهد شد که افکار ارزشمند، بیشتر و بیشتر از درون انسان بجوشد. اگر در میانهٔ استماع قرآن به این افکار توجه کنید، در همان نقطه متوقف خواهد شد. بناء بر این، پس از پایان استماع و تمرکز و تأمل و سکوت میتوانید این افکار را یادداشت نمایید. ۵. توجه داشته باشید که هر برداشت و مشاهدهای تنها در صورتی اعتبار دارد که با عقل صریح و روشن موافقت داشته باشد. بناء بر این، احساسات برآمده از زندگی روزمره، حبوبغضهای رایج، افکار و مشاهدات داستانگونه و تخیلی، کلمات و جملاتی که معنای اندکی دارد و همچون خوابهای عادی انسان است و هر چیزی که معارف ارزشمند عقلانی در آن نباشد، نه تنها قابل اعتنا نیست، بلکه مانع انسان بوده و از خواطر بیارزش یا شیطانی است. بناء بر این، نباید به آن اعتنایی شود و اشتراکگذاشتن و حتی توجه به آن باعث اختلال روحی و فکری فرد و جمع شده و باید از آن خودداری کرد. آنچه در «استماع و تکلیم» برای انسان روشن میشود، باید ارزش والای معرفتی و عقلی داشته و با عقل صریح و روشن قابل محاسبه باشد. ۶. بر خلاف برنامهٔ «مخاطبه با قرآن» قرائت قرآن در اینجا به صورت تحقیق (یا مجلسی) خواهد بود و زمان آن کوتاه و بین ۵ تا ۷ دقیقه است. مدت سکوت پس از آن نیز تنها ۵ دقیقه خواهد بود و بعد از آن افراد میتوانند تجربیات خود را به اشتراک بگذارند. ۷. اگر برای صحبت و مطلب شفاهی بعد از انتهای جلسه میآیید، از آمدن خودداری کنید! تنها در صورتی بیایید که برای استماع قرآن و رسیدن به تجربهٔ «تکلیم» حاضر میشوید. در عین حال که ممکن است هیچ صحبت شفاهی هم گفته نشود! هیچ برنامهٔ قطعیِ قبلی غیر از استماع قرآن وجود ندارد و آنچه که در جلسه روی میدهد، بستگی به تجربهٔ عملی اعضاء دارد و هر کسی برای خود باید تصمیم بگیرد. ۸. فردا، دوشنبه، سوم اردیبهشت، ساعت ۵:۳۰ بامداد، اولین جلسه خواهد بود. همه چیز در حال آزمودن است و برنامه پس از این از طریق آزمون و خطا مشخص میشود.