جستجو
ورود کاربران
9 - عید قربان (سورهٔ یٰس)


دليل عيد بودن «عيد قربان»، قربانى شدن فرزند انسان و آن چيزى است كه بيش از همه به آن علاقه دارد. چگونه است كه وقتى چنين سختى در ظاهر براى انسان فراهم باشد، عيد می‌شود؟

از آن عجيب‌تر اين است كه در ابتدا اين قربانى براى انسان سخت و ناگوار است، اما در انتها نه قربانى از ناحيه او است و نه زحمتى و نه هيچ چيز ديگر! آنچه رخ می‌دهد، كمكى است كه كائنات براى انسان فراهم می‌كند و قربانى‌اش را هم خود می‌دهد، بدون اينكه حتى از دنياى انسان چيزى كسر شود. همان‌طور كه براى ابراهيم(ع) چنين بود؛ ابراهيمی‌كه در آن مقام و منزلت قرار داشت و چنين می‌پنداشت و پنداشته می‌شد كه بايد اسماعيلش را قربانى كند. همه اين‌ها گويى چون بازى بود، اما بازى در كار نبود! حقيقت اين ذبح، ذبح نبود، بلكه اين بود كه إبراهيم(ع) در جايگاه خود قرار بگيرد و حقيقت عالم را ببيند.

براى ما كه نگاهى سطحى و كم ارزش داريم، اين ماجرا چون فريبى بنظر می‌آيد؛ كه ابراهيم(ع) را فريب دهد تا قربانى انجام دهد. اما بزودى روشن می‌شود كه همه چيزى كه بايد صورت بگيرد و اين قربانى، توسط كائنات از ازل تا ابد برنامه‌اش مشخص و روشن است. چيزى غير از اينكه انسان در جايگاه خودش قرار بگيرد، وجود ندارد. در آن هيچ ظلم، ظلمت، سختى و ستمی ‌از نوعی كه ما می‌پنداریم نيست؛ «فَالْيَوْمَ لَا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئًا ﴿۵۴﴾». هرچه سختى هست، سختى‌هايى است كه توهم خودمان است. آن چيزى كه صورت می‌گيرد، قرار گرفتن در برنامه اى است كه همه كائنات در آن سهيم هستند و تنها جايگاهى براى انسان مشخص شده تا او در جايگاهش قرار گيرد. اين جايگاه چيزى نيست مگر «سَلَامٌ قَوْلًا مِنْ رَبٍّ رَحِيمٍ ﴿يس/۵۸﴾». سلامت، پاكى، برترى و ارزشى كه از ناحيه موجودات محدود نيست، بلكه از ناحيه خداوند بى نهايت مهربان است، براى اينكه انسان از مسير غلط خود فاصله بگيرد؛ «وَامْتَازُوا الْيَوْمَ أَيُّهَا الْمُجْرِمُونَ ﴿۵۹﴾». آن فضاى جرم، جنايت و ظلم بر نفس، از نيكى جدا شود.

«أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ ﴿۶۰﴾» آيا در روز ازل كه اول و ازل زمانى نيست، بلكه همين اكنون و در كنه وجود انسان و در بنياد او است و هر لحظه انسان می‌بيند، از شما پيمان نگرفتيم كه به دنبال شيطان نرويد؟ چرا كه اين شيطان براى شما دشمنى آشكار است. اما شيطان چيست؟

شيطان هر چيزى است كه در اين عالم، انسان را مشغول می‌كند. همه مشغوليت‌ها، همه محدوديت‌ها و هر چيزى كه انسان، غير از خودش به آن توجه می‌كند، شيطان است.«خودِ» راحت و آرام و ساكتی كه اگر آن را با انواع مسائل بيرونى به جزع و فزع وا ندارد، در حالت سلامی‌است كه در اين سلامت قرار می‌گيرد؛ «سَلَامٌ قَوْلًا مِنْ رَبٍّ رَحِيمٍ ﴿۵۸﴾» در مسير مستقيم. مسير مستقيم چيزى نيست غير از خوديت انسان و همين چيزى كه او دارد و خداوند از رگ گردن به او نزديك‌‌تر است. يعنى هيچ نيازى به فشار، تقلا و تلاشى نيست و هر آنچه ما انجام می‌دهيم، عليه اين است!

«وَأَنِ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ ﴿۶۱﴾». پرستيدن من بينهايت، يعنى محدود نشدن به نهايت‌ها و اجزاى اين زندگى و قرار گرفتن هر چيز در جاى خود است. اين راه مستقيم است. پيوسته به ما نشان داده می‌شود كه نيازى به تلاش و كوشش بيش از حد نيست، مسير خود را بپيماييد!

«وَ مَا تَأْتِيهِمْ مِنْ آيَةٍ مِنْ آيَاتِ رَبِّهِمْ إِلَّا كَانُوا عَنْهَا مُعْرِضِينَ ﴿۴۶﴾». در هر لحظه و براى هر كس، پيوسته به شكل‌هاى مختلفى تمام اين حقيقت راحت، بى نهايت و بى زندانى روشن و آشكار بيان می‌شود. اما انسان از آن روى بر می‌گرداند و به دنبال چيز ديگرى می‌رود!

همه جهان، كائنات و اجزاى زندگى براى فشار آوردن نيست بلكه همه چون رود روانى است كه انسان می‌تواند چون كشتى در آن جارى و سارى شود. «وَ آيَةٌ لَهُمْ أَنَّا حَمَلْنَا ذُرِّيَّتَهُمْ فِي الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ ﴿۴۱﴾». كشتى‌هايى که در رودها در جريان است، مثال زندگى انسان است و آيه اى است براى اين‌كه انسان بفهمد در اين زندگى بايد راحت، روان، در جريان و در حال زندگى متوسط و عادى خودش باشد و اين بالاترين نعمتى است كه براى انسان وجود دارد و نيازى نيست خود را غرق و نابود كند.

«وَ خَلَقْنَا لَهُمْ مِنْ مِثْلِهِ مَا يَرْكَبُونَ ﴿۴۲﴾». فقط در اين درياها نيست، در اين جهان خاكى و در همه زندگى ما هم چيزهايى شبيه اين هست كه انسان در آن، همچون سوار بر مركبى راهوار پيش رود. اگر بنا بود ما اين همه فشار بر انسان بياوريم راه‌هاى بهترى بود؛ «وَإِنْ نَشَأْ نُغْرِقْهُمْ فَلَا صَرِيخَ لَهُمْ وَلَا هُمْ يُنْقَذُونَ ﴿۴۳﴾».

اگر بنا بر اين سختی‌هايى بود كه شما فكر می‌كنيد براى دنيا و آخرتتان بايد كشيد و خود را نابود كرد، که شما را در همان كشتى كه سوار هستيد و در آن مركبى كه در خشكى راه می‌پيماييد غرق می‌كرديم. آيا در اين صورت كسى مانع ما بود يا كسى به داد شما می‌رسيد؟

«إِلَّا رَحْمَةً مِنَّا وَمَتَاعًا إِلَى حِينٍ ﴿۴۴﴾». همه اين‌ها متاع و زندگى دنيايى است براى اينكه شما به شكل طبيعى پيش رويد، و آن قربانى به عهده ماست.

«وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّقُوا مَا بَيْنَ أَيْدِيكُمْ وَمَا خَلْفَكُمْ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ﴿۴۵﴾». شما اين مسير را به صورت معمول و با احتياط و بدون گرفتار شدن در زندان‌ها و محدوديت‌هايى كه پيوسته براى خود می‌سازيد، پيش رويد، تا رحمت خداوند بر شما بارش بگيرد و مورد رحمتش قرار گيريد. اين حقيقت عيد قربان است؛ به محض اينكه انسان اين حقيقت را فهميد، عيدش تحقق می‌يابد و عرفه، آن ساعات ارزشمند براى درك اين حقيقت است؛ براى درك اين فهم كه اين جهان همچون رودى جارى است و ما چون كشتى نرم و آرام، چون طفلى كه در آغوش مادر است، در اين مسير می‌توانيم پيش رويم و نياز به چيز ديگرى نيست.

چه همچون موسى، مادر ما در اين درياى مشكلات ما را رها كرده باشد و چه در خانه فرعون باشيم، چه در خانه مادر، چه در ناز و نعمت و چه در سختى، اين جهان چون گاهوارى كه در حال حركت است، ما را پيش می‌برد. نيازى به چيزى نيست، ما فقط بايد ممانعت نورزيم تا اين حقيقت برتر و نعمت الهى بر ما بارش گيرد. ما در زير اين باران رحمتيم و تنها كارى كه بايد انجام دهيم، اين است كه از اين باران نترسيم، آن را ببينيم و تحمل كنيم تا لذت، ارزش، راحتى و خنكاى اين باران را در گرما و سختى اين عالم، درك كنيم و لذت بريم و پيش رويم « إِلَى حِينٍ» تا زمانيكه از اين جهان رخت بربندیم.


فایل ها :


استماع و تکلیم با قرآن

وَ كَلَّمَ اللهُ مُوسىٰ تَكليماً: و خداوند با موسی سخن گفت؛ چه سخن‌گفتنی! اگرچه «تکلیم» مقام خاص حضرت موسی کلیم‌الله است، اما آیا با کلام خداوندی که بر جان و روح ما می‌نشیند، جواب و پاسخی شایسته از درون انسان نمی‌جوشد؟ «تکلیم» و «گفت‌وشنود» اگرچه به شکل کامل آن برای اولیای الهی رخ می‌دهد، اما قلب و روح ما در تشعشعی که از کلام الهی جذب می‌کند، پیوسته از درون خود با تمامی وجود و ظرفیت به تکلم می‌پردازد و این کلام و «تکلیم» گرچه از طرف ما با ظرفیت معرفتی محدود و ناقص و با هزاران خطا و اشتباه صورت می‌گیرد، اما جذبه و اقتدار کلام الهی اجازهٔ انحراف و خطا به آن نمی‌دهد و ما را پیوسته و پیوسته به «تکلیم»ِ بالاتر و کامل‌تر رهنمون می‌کند؛ و ما می‌توانیم امیدوار باشیم که از طریق این تکلیم با حضرت حق ارتباطی کامل‌تر و نزدیک‌تر پیدا کنیم و از دریای ظلمانی جهل و غفلت به سوی قله‌های نوری که در پس آن نور است (نور علی نور)، حرکت کنیم. پس چرا باید از چنین شاه‌راهی که به سوی تکلیم هموار است، از استماع آیات الهی غفلت کنیم: وَ إِذا قُرِئَ القُرآنُ فَاسْتَمِعوا لَهُ وَ أَنصِتوا لَعَلَّكُم تُرحَمونَ؛ پس چون قرآن را می‌شنوید، جان خود را برای شنیدن و توجه‌کردن به آن آماده کنید، ای بسا که رحمت و هدایت الهی شما را فرا گیرد. تذکرات: ۱. هنگام قرائت قرآن نهایت توجه و تمرکز خود را به کار گیرید و مقدمات آن را از قبل آماده کنید. ۲. هم‌زمان با شنیدن آیات، توجه به خویشتن را به صورت کامل مراقبت کرده و هرگز از خود و احوال خود غافل نشوید. ۳. در توجه به خویشتن سعی کنید از هر نوع افکار روزمره و مشکلات و حوادث و چیزهای شبیه به آن خودداری کرده و توجه خود را به ذات خویش، بدون هیچ اضافه و مازادی، معطوف دارید. ۴. سؤالات و نیازها و مشکلات و هر آن‌چه که مربوط به زندگی روحی و حرکتی انسان است، به صورت خودجوش بر انسان هجوم می‌آورد و اگر انسان به آن توجه نکند، چه‌بسا جواب‌ها و آگاهی‌ها و افکار ارزشمندی به همان صورت خودجوش برای انسان فراهم شود. راه درست این است که تا انتهای استماع قرآن هم‌چنان به آن بی‌اعتنا باشید: نه با آن مبارزه کنید و نه به آن اعتنا کنید. این باعث خواهد شد که افکار ارزش‌مند، بیشتر و بیشتر از درون انسان بجوشد. اگر در میانهٔ استماع قرآن به این افکار توجه کنید، در همان نقطه متوقف خواهد شد. بناء بر این، پس از پایان استماع و تمرکز و تأمل و سکوت می‌توانید این افکار را یادداشت نمایید. ۵. توجه داشته باشید که هر برداشت و مشاهده‌ای تنها در صورتی اعتبار دارد که با عقل صریح و روشن موافقت داشته باشد. بناء بر این، احساسات برآمده از زندگی روزمره، حب‌وبغض‌های رایج، افکار و مشاهدات داستان‌گونه و تخیلی، کلمات و جملاتی که معنای اندکی دارد و هم‌چون خواب‌های عادی انسان است و هر چیزی که معارف ارزش‌مند عقلانی در آن نباشد، نه تنها قابل اعتنا نیست، بل‌که مانع انسان بوده و از خواطر بی‌ارزش یا شیطانی است. بناء بر این، نباید به آن اعتنایی شود و اشتراک‌گذاشتن و حتی توجه به آن باعث اختلال روحی و فکری فرد و جمع شده و باید از آن خودداری کرد. آن‌چه در «استماع و تکلیم» برای انسان روشن می‌شود، باید ارزش والای معرفتی و عقلی داشته و با عقل صریح و روشن قابل محاسبه باشد. ۶. بر خلاف برنامهٔ «مخاطبه با قرآن» قرائت قرآن در این‌جا به صورت تحقیق (یا مجلسی) خواهد بود و زمان آن کوتاه و بین ۵ تا ۷ دقیقه است. مدت سکوت پس از آن نیز تنها ۵ دقیقه خواهد بود و بعد از آن افراد می‌توانند تجربیات خود را به اشتراک بگذارند. ۷. اگر برای صحبت و مطلب شفاهی بعد از انتهای جلسه می‌آیید، از آمدن خودداری کنید! تنها در صورتی بیایید که برای استماع قرآن و رسیدن به تجربهٔ «تکلیم» حاضر می‌شوید. در عین حال که ممکن است هیچ صحبت شفاهی هم گفته نشود! هیچ برنامهٔ قطعیِ قبلی غیر از استماع قرآن وجود ندارد و آن‌چه که در جلسه روی می‌دهد، بستگی به تجربهٔ عملی اعضاء دارد و هر کسی برای خود باید تصمیم بگیرد. ۸. فردا، دوشنبه، سوم اردیبهشت، ساعت ۵:۳۰ بامداد، اولین جلسه خواهد بود. همه چیز در حال آزمودن است و برنامه پس از این از طریق آزمون و خطا مشخص می‌شود.


بحث :


آخرین جلسات برگزار شده ؟
216 - هنر رزم
1405-06-24
نگارش برای انتخاب
217 - هنر رزم
1405-06-30
نگارش برای انتخاب
273 - حکمت ۲۷۴ نهج‌البلاغه
1405-06-27
خانۀ پدری
272 - حکمت ۲۷۳ نهج‌البلاغه
1405-06-20
خانۀ پدری
کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب این سایت تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.
با ما در شبکه های اجتماعی