جستجو
ورود کاربران
10 - حقیقت غدیریه (سورهٔ مائده)


غدیر اگرچه مکانی است در سرزمینی خاص و واقعه‌ای که در آن رخ داده واقعه‌ای است یگانه و منحصر به فرد که تاریخ جهان را به دو بخش قبل از غدیر و پس از غدیر تقسیم می‌کند و همه حوادث پس از آن در آستانه تحولات خاصی در این روز قرار می‌گیرد که اگر با آن هماهنگ شوند، سرنوشت بشریت متفاوت از این چیزی می‌شود که اکنون شده و اکنون که هماهنگ نشدند و آن را درک نکردند و حقیقت آن را درنیافتند ، چه کسانی‌که به آن ایمان آوردند و تبعیت ظاهری کردند و چه کسانی که در ظاهر مخالفت کردند، همگی از حقیقت آن بازماندند غیر از عده‌ای اندک که به آن حقیقت واصل شدند.

"حقیقت غدیر" جریانی است که در تمامی ما و در تمامی لحظات و در تمامی ساعات و در همه تحولات ما جاری و ساری است. گویی هر لحظه این ندا به ما می‌رسد که: يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّـهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ (مائده: ۶۷). گویی هر لحظه این غدیر در درون ما جاری است و هر لحظه این ما هستیم که این رسالت توحیدی بر دوش ماست.

"حقیقت دینی" و "حقیقت انسانی" که همان "توحید" است، باید متصل به آن "امر" شویم و آن نزول و آن امر، "امرِ ولایت" و "امرِ غدیریه" است. امری ‌که انسان در درون خودش با حقیقت ولایت برقرار می‌کند، حقیقت ولایت، واقعیت توحید است این‌که هر لحظه‌ای که ما در زندگی خود می‌گذرانیم به محض این‌که بخواهیم به "حقیقت توحیدی" متصل شویم بدون اتصال به "امر امامت" امکان ندارد.

"️امر امامت" یعنی خارج شدن از این زندان زندگی روزمره و زندان اندیشه‌ها و زندان تئوری‌ها و زندان دستورات و آن حقیقتی که انسان را متصل می‌کند به ورای چیزی که اکنون هست. این امر امر " امامت" است. امر حقیقی که انسان را از این بیابان و از این حیرت و این مه‌آلودگی و این غباری که چشم انسان را می‌زند و چیزی را نمی‌بیند، خارج می‌کند و این عید غدیر، عید بودنش برای ما واقعیت ظاهری دارد و یک حقیقتِ درونی.

حقیقتِ درونی آن زمانی واقع می‌شود و به ما می‌رسد که تصمیم بگیریم از حقیقت ظاهری از این چیزی که زندان روزمرگی و درخواست‌ها و آرزوهای مادی و معنوی ماست گذر کنیم. حقیقتی که هر لحظه می‌توانیم آن را درک کنیم و این درونِ ما جاری و ساری است.

حقیقت امامت و اهل بیت علیهم السلام و ولایت امیرالمومنین علیه‌السلام که برای همه ساری و جاری است هر لحظه می‌بینند، همان‌طور که در زیارت جامعه می‌بینید که حتی جائرین و شیاطین و سلاطین فاسد و همه بدکاران همان‌قدری با آن حقیقت آشنا و متصل و بینا هستند که انسان‌هایی که در مسیر حق هستند. این حقیقت، حقیقت وجودی ماست. به محض این‌که به آن توجه کنیم آن حقیقت را می‌بینیم و به محض این‌که توجه کردیم و دیدیم به آن حقیقت متصل شدیم. و ابلاغ "ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ" صورت گرفته در درون ما. و تا وقتی این‌گونه نباشیم فما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ. آن رسالت توحیدی، آن پیمانی که از ازل بستیم ، قالوا بلی که گفتیم برای ما جاری نمی‌شود و پیوسته گرفتار هستیم.

وَ لَوْ أَنَّهُمْ أَقامُوا التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِيلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لَأَكَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ (مائده: ۶۶). انسان‌ها، چه انسان‌هایی که در این حقیقت هستند و چه کسانی که در ظاهر از آن فاصله داشتند، اهل کتاب، کسانی که به کتاب حقیقت درونیشان متصل شدند و چیزی دیدند و نگاهی کردند و این بیابان بهت‌آلود و پر از حیرت را دیدند به محض این‌که توجه بکنند و این کتاب را اقامه کنند و توجه کنند "ما أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ" این انزال ، انزال حقیقت امامت است که درون ما هست و می‌بینیم و به محض ای‌که این اتفاق بیفتد برکات از همه جا فوران می‌کند. "مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ" از بالا و از پایین از زیر پا و از آسمان.

انسان پیوسته می‌ترسد از "ناس" از مردم! این ترس ظاهری که از مردم هست اگر چه یک ظاهری دارد اما حقیقتش همان چیزی است که ما درون خودمان از مردم و از زندگی و این جهان یاد گرفتیم. همه توهمات، باورهای غلط، نگاه‌هایی که نیازی نیست که آن‌ها غلط باشند فقط حجم آن‌ها و حجم عظیمی از این توجهاتی که درون ما فوران کرده و انباشته و انبار شده و ما چون حمالانی آن‌ها را حمل می‌کنیم. به محض این‌که راهی برای ما می‌خواهد باز شود، این‌ها را یک به یک می‌آوریم و به خیال خودمان دستورات درست را از درون آن بیرون می‌آوریم. اما حقیقت انجام رسالت این است که انسان نه تنها این جهان و مردمانش و اخلاق و عقاید و دستورات آن را رها کند بلکه بیش از آن و مهم‌تر از آن این است که انسان همه آن چیزی که در این زندگی چند ده ساله در درونش ذخیره کرده برای لحظه‌ای رها کند و لحظه‌ای به خودش بپردازد. آن "انزل الیک" آن "امر امامت" آن "حقیقتِ غدیریه" را می‌بیند.

روز عید غدیر روزی است که این کار باید انجام شود. اگر ما این‌کار را انجام بدهیم عید غدیر بر ما مبارک است و اگر انجام ندهیم چیزی از حقیقت غدیر و از حقیقت امامت و از دستور پیامبر صلی الله علیه و از دستور اسلام انجام ندادیم "فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ". کسی که این مسیر و راه را برود "يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ". خداوند او را نگه می‌دارد از همه آن انبوهی از انباشته‌هایی که درون خودش انبار کرده و بر سرش هر لحظه در حال آوار شدن است و نیازی نیست او کاری کند.

اما کسی که کفران کند و تردید کند که آیا چنین هست یا نه "إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ". به محض این‌که انسان حرکتی کند و یک قدمی بردارد: "وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْكِتابِ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَكَفَّرْنا عَنْهُمْ سَيِّئاتِهِمْ وَ لَأَدْخَلْناهُمْ جَنَّاتِ النَّعِيمِ (مائده: ۶۵). همه بدی‌ها، همه گناهان، همه این عمر طولانی که به تباهی گذشته، همه را پاک می‌کند. در یک لحظه، در یک روز، در یک عید غدیر. غدیر زمانی است که باید این کار انجام شود تا عید بر انسان مبارک شود وگرنه تفاوتی بین ما و آن‌هایی که خداوند در قرآن آن‌ها را مذمت می‌کند، نیست.

وَ قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّـهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِم وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشاءُ وَ لَيَزِيدَنَّ كَثِيراً مِنْهُمْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ (مائده: ۶۴). ما هم همچون کسانی هستیم که فکر می‌کنیم که این جهان و کائنات دستانشان بسته است و نمی‌توانند ما را حرکت دهند و راهی برای نجات ما ندارند. "غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ" ولی این ماییم که دستانمان بسته است. وقتی درون خودمان فرو می‌رویم و در زیر این آوارها تکانی نمی‌خوریم. "لُعِنُوا بِما قالُوا " این لعنت، لعنتی است که خودمان با عمل خودمان انجام می‌دهیم. یک لحظه، یک عید، یک توجه به حقیقت غدیریه انسان را نجات می‌دهد "بلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشاءُ وَ لَيَزِيدَنَّ كَثِيراً مِنْهُمْ". در واقع این مسیری است که روز عید غدیر زمانش است، حقیقت غدیر. این حقیقت غدیریه باید بر ما مبارک شود با عمل خودمان و تردیدی نباید داشته باشیم. این امر انجام شدنی است بدون تردید.


فایل ها :


استماع و تکلیم با قرآن

وَ كَلَّمَ اللهُ مُوسىٰ تَكليماً: و خداوند با موسی سخن گفت؛ چه سخن‌گفتنی! اگرچه «تکلیم» مقام خاص حضرت موسی کلیم‌الله است، اما آیا با کلام خداوندی که بر جان و روح ما می‌نشیند، جواب و پاسخی شایسته از درون انسان نمی‌جوشد؟ «تکلیم» و «گفت‌وشنود» اگرچه به شکل کامل آن برای اولیای الهی رخ می‌دهد، اما قلب و روح ما در تشعشعی که از کلام الهی جذب می‌کند، پیوسته از درون خود با تمامی وجود و ظرفیت به تکلم می‌پردازد و این کلام و «تکلیم» گرچه از طرف ما با ظرفیت معرفتی محدود و ناقص و با هزاران خطا و اشتباه صورت می‌گیرد، اما جذبه و اقتدار کلام الهی اجازهٔ انحراف و خطا به آن نمی‌دهد و ما را پیوسته و پیوسته به «تکلیم»ِ بالاتر و کامل‌تر رهنمون می‌کند؛ و ما می‌توانیم امیدوار باشیم که از طریق این تکلیم با حضرت حق ارتباطی کامل‌تر و نزدیک‌تر پیدا کنیم و از دریای ظلمانی جهل و غفلت به سوی قله‌های نوری که در پس آن نور است (نور علی نور)، حرکت کنیم. پس چرا باید از چنین شاه‌راهی که به سوی تکلیم هموار است، از استماع آیات الهی غفلت کنیم: وَ إِذا قُرِئَ القُرآنُ فَاسْتَمِعوا لَهُ وَ أَنصِتوا لَعَلَّكُم تُرحَمونَ؛ پس چون قرآن را می‌شنوید، جان خود را برای شنیدن و توجه‌کردن به آن آماده کنید، ای بسا که رحمت و هدایت الهی شما را فرا گیرد. تذکرات: ۱. هنگام قرائت قرآن نهایت توجه و تمرکز خود را به کار گیرید و مقدمات آن را از قبل آماده کنید. ۲. هم‌زمان با شنیدن آیات، توجه به خویشتن را به صورت کامل مراقبت کرده و هرگز از خود و احوال خود غافل نشوید. ۳. در توجه به خویشتن سعی کنید از هر نوع افکار روزمره و مشکلات و حوادث و چیزهای شبیه به آن خودداری کرده و توجه خود را به ذات خویش، بدون هیچ اضافه و مازادی، معطوف دارید. ۴. سؤالات و نیازها و مشکلات و هر آن‌چه که مربوط به زندگی روحی و حرکتی انسان است، به صورت خودجوش بر انسان هجوم می‌آورد و اگر انسان به آن توجه نکند، چه‌بسا جواب‌ها و آگاهی‌ها و افکار ارزشمندی به همان صورت خودجوش برای انسان فراهم شود. راه درست این است که تا انتهای استماع قرآن هم‌چنان به آن بی‌اعتنا باشید: نه با آن مبارزه کنید و نه به آن اعتنا کنید. این باعث خواهد شد که افکار ارزش‌مند، بیشتر و بیشتر از درون انسان بجوشد. اگر در میانهٔ استماع قرآن به این افکار توجه کنید، در همان نقطه متوقف خواهد شد. بناء بر این، پس از پایان استماع و تمرکز و تأمل و سکوت می‌توانید این افکار را یادداشت نمایید. ۵. توجه داشته باشید که هر برداشت و مشاهده‌ای تنها در صورتی اعتبار دارد که با عقل صریح و روشن موافقت داشته باشد. بناء بر این، احساسات برآمده از زندگی روزمره، حب‌وبغض‌های رایج، افکار و مشاهدات داستان‌گونه و تخیلی، کلمات و جملاتی که معنای اندکی دارد و هم‌چون خواب‌های عادی انسان است و هر چیزی که معارف ارزش‌مند عقلانی در آن نباشد، نه تنها قابل اعتنا نیست، بل‌که مانع انسان بوده و از خواطر بی‌ارزش یا شیطانی است. بناء بر این، نباید به آن اعتنایی شود و اشتراک‌گذاشتن و حتی توجه به آن باعث اختلال روحی و فکری فرد و جمع شده و باید از آن خودداری کرد. آن‌چه در «استماع و تکلیم» برای انسان روشن می‌شود، باید ارزش والای معرفتی و عقلی داشته و با عقل صریح و روشن قابل محاسبه باشد. ۶. بر خلاف برنامهٔ «مخاطبه با قرآن» قرائت قرآن در این‌جا به صورت تحقیق (یا مجلسی) خواهد بود و زمان آن کوتاه و بین ۵ تا ۷ دقیقه است. مدت سکوت پس از آن نیز تنها ۵ دقیقه خواهد بود و بعد از آن افراد می‌توانند تجربیات خود را به اشتراک بگذارند. ۷. اگر برای صحبت و مطلب شفاهی بعد از انتهای جلسه می‌آیید، از آمدن خودداری کنید! تنها در صورتی بیایید که برای استماع قرآن و رسیدن به تجربهٔ «تکلیم» حاضر می‌شوید. در عین حال که ممکن است هیچ صحبت شفاهی هم گفته نشود! هیچ برنامهٔ قطعیِ قبلی غیر از استماع قرآن وجود ندارد و آن‌چه که در جلسه روی می‌دهد، بستگی به تجربهٔ عملی اعضاء دارد و هر کسی برای خود باید تصمیم بگیرد. ۸. فردا، دوشنبه، سوم اردیبهشت، ساعت ۵:۳۰ بامداد، اولین جلسه خواهد بود. همه چیز در حال آزمودن است و برنامه پس از این از طریق آزمون و خطا مشخص می‌شود.


بحث :


آخرین جلسات برگزار شده ؟
210 - 00
1405-05-06
نگارش برای انتخاب
209 - 00
1405-04-30
نگارش برای انتخاب
208 - 00
1405-04-23
نگارش برای انتخاب
199 - 00
1405-02-08
نگارش برای انتخاب
کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب این سایت تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.
با ما در شبکه های اجتماعی