جستجو
ورود کاربران
17 - صراط مستقیم (سورهٔ یٰس)


اینکه گفته‌اند یاسین قلب قرآن است می‌تواند دلایل گوناگونی داشته باشد. شاید بخشی از آن به دلیل آیاتی است که درون آن نهفته است و بخشی از آن به دلیل آثار غیب و نهانی که در این سوره عظیم است.

بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏. يٰس (۱) وَ الْقُرْآنِ الْحَكِيمِ (۲) إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ (۳) عَلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ (۴) تَنْزِيلَ الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ (۵)

این راه مستقیمی که در قرآن خطاب به پیامبر است اما بر همه ما و در همه زمان‌ها و مکان‌ها و در همه لحظات و حالات برای ما وجود دارد. راه مستقیمی که پیوسته از آن اعراض می‌‌کنیم و به چپ و راست متمایل می‌شویم. دنبال مطلوبات خودمان در آسمان و زمین و در سیر زمان‌ها و مکان‌ها هستیم اما این راه مستقیم و روشن و آشکار ، درون ما و جلوی ما و هر لحظه در برابر ماست.

"صراط مستقیم" یعنی انسان خودش باشد و این خود بی‌نهایت تا خداوند پیش می‌رود. هیچ راهی نزدیک‌تر از این مسیر نیست. لحظه‌ای که انسان با خودش تنها باشد و این تنهایی زمانی رخ می‌دهد که انسان زوائد و توهمات و آن چیزهایی که بر خود بار کرده را از خودش دور کند.

إِنَّا جَعَلْنا فِي أَعْناقِهِمْ أَغْلالاً فَهِيَ إِلَى الْأَذْقانِ فَهُمْ مُقْمَحُونَ (۸). این زنجیرهایی که در گردن انسان آویزان است ناشی از اراده خداوند نیست، بلکه این نتیجه غلط عمل کردن خودمان است. به محض اینکه به خودمان توجه کنیم این زنجیرها برداشته می‌شود. توهماتی که ما را احاطه کرده و گرفتاری‌هایی که برای خودمان درست می‌کنیم که بیشتر این گرفتاری‌ها ذهنی است و نه بیرونی. زندگی بیرونی، زندگی روزمره این مقدار برای انسان سنگینی ندارد، مگر زمانی که انسان توهماتی بر آن می‌افزاید. این توهماتی که باطل و غلط و نادرست هستند و بیهوده و بی دلیل بر خودش تحمیل می‌کند. بارهایی که به دلیل ذهنیت‌های غلط بر دوش خودش می‌گذارد.

انسانی که این مسیر را می‌رود ، مسیر صراط مستقیم است. نه زندگی دنیایی‌اش را خراب می‌کند و نه زندگی آخرتش. بلکه همه چیزش روشن و آشکار و واضح است و به راحتی می‌تواند زندگی کند. ما انسان‌های متوسط نه سختی زیادی پیش رویمان هست و نه راه دوری. این زحمت‌هایی کا برای ما ایجاد می‌شود زحماتی است که خودمان آن‌ها را ایجاد می‌کنیم. مانند انسانی که رد حال عبور از راهیست و هر خَس و خاشاکی که می‌بیند، بیهوده به آن‌ها چنگ می‌زند، هر بار سنگینی که می‌بیند، هر سنگ سنگینی که می‌بیند، آن را بر دوش می‌گذارد، هر انسانی که می‌بیند با او برخورد می‌کند، هر موضوعی که پیدا می‌شود و هر کلاغی که قارقار می‌کند به توهم و شک و تردید انسان اضافه می‌کند! و همه این‌ها بیهوده است. اما این صراط مستقیم، صراط خود انسان است. راحت و آزاد.

تَنْزِيلَ الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ (۵). این چیزی است که از سوی خداوند مهربان باقدرت نازل شده. لِتُنْذِرَ قَوْماً ما أُنْذِرَ آباؤُهُمْ فَهُمْ غافِلُونَ (۶). اینکه به انسان می‌‌گوید از این مسیر غلطی که جامعه می‌رود،فاصله بگیرد. وقتی که انسان این توهمات را با زور و زحمت و بدون دلیل بر خود هموار می‌کند،وقتی این بارهای سنگین را بیهوده بر دوشش می‌گذارد، هیچ چیزی در مقابل و پشت سرش نمی‌بیند.

وَ جَعَلْنا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَيْناهُمْ فَهُمْ لا يُبْصِرُونَ (۹). وقتی که انسان بارهای بیهوده، ترحم و تردید، بغض، کینه، محبت‌های بیهوده و تردیدهای بی‌دلیل و گرفتاری‌های بی‌نتیجه را به زور بر خود هموار می‌کند و بر دوشش می‌گذارد نه مقابلش را می‌بیند و نه پشت سرش را. دیوارهایی کشیده شده از توهم و آغشته شده است و هیچ چیز نمی‌بیند.

فَأَغْشَيْناهُمْ فَهُمْ لا يُبْصِرُونَ (۹) تا وقتی که انسان این توهمات را کنار نزده تفاوتی ندارد که کسی از بیرون او را کمک و راهنمایی کند یا نه.

وَ سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ (۱۰) اما برای اینکه انسان آگاه شود و برگردد، فقط یک لحظه توجه لازم است.

إِنَّما تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ وَ خَشِيَ الرَّحْمنَ بِالْغَيْبِ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَةٍ وَ أَجْرٍ كَرِيمٍ (۱۱). به محض اینکه این ذکر و توجه رو به یاد بیاورد و یک لحظه به خودش بپردازد، برای یک لحظه، نه بیشتر، آن‌وقت بشارت الهی از زمین و آسمان برای او می‌جوشد.

فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَةٍ وَ أَجْرٍ كَرِيمٍ (۱۱). آن اجری که اجر عادی نیست و اجر کریم است، اجر انسان‌های بزرگوار است. اجر عظیمی است که برای هر کسی و به هر صورتی نیست. اجر الهی است.

إِنَّا نَحْنُ نُحْيِ الْمَوْتى‏ (۱۲). ما در هر حال انسان‌های مرده را بیدار می‌کنیم، اگر این‌جا یک لحظه توجه داشته باشد، هر چیزی که از گذشته هست از بین می‌بریم و اگر این توجه را انجام ندهد او را در سرای دیگر زنده می‌کنیم.

وَ نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ وَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ (۱۲). این وضعیت ماست. با یک لحظه توجه تمام پلیدی‌های وجود ما به سمت پاک شدن می‌رود. با یک لحظه توجه. ولو اینکه سرتاپا آغشته به گناه و تردید و حزن و انواع مادیات باشیم. به محض اینکه انسان آن خشیت درونی و حقیقت درونی‌اش زنده شد همه چیز درست می‌شود.

إِنَّما تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ وَ خَشِيَ الرَّحْمنَ بِالْغَيْبِ (۱۱). این خشیت و این ترس از خدای رحمان و این تناقضی که خشیت از رحمان است و نه از قهار. ترسیدن از یک موجود مهربان و نه از کسی که عذاب می‌کند. ترسیدن از یک موجود بی‌نهایتِ مهربان. حتی آن انسان گناه‌کاری که درونش اندکی خشیت هست، آن هم کسی است که اتباع ذکر کرده است. آن بشارت، چه بسا برای او بیشتر است. آن انسان گناهکار و خطاکار و وامانده و عقب مانده‌ای که این خشیت در درون و غیبش و در نهان وجودی‌اش زنده است این بشارت مغفرت و این اجر کریم برایش می‌رسد. اینکه بزرگان گفته‌اند هرچه سختی و ناراحتی و عقب ماندگی انسان است چه بسا در یک نیمه شب همه چیز درست شود. این همان اجر کریم است برای خشیتی که در وجود انسان است و این خشیت برای همه ما انسان‌های متوسط همه انسان‌هایی که چون ما هستند وجود دارد اما یک لحظه توجه کافی است. گاهی این یک لحظه توجه دیر حاصل می‌شود، اما اشکالی ندارد. انسان باید آنقدر به دنبالش برود تا آن یک لحظه حاصل شود و وقتی آن یک لحظه حاصل شد تمام آن گذشته‌ها جبران می‌شود. همه آن ده‌ها سال زندگی که عمرش را برای آن تباه کرده، یک لحظه زنده می‌شود و چنان اجری می‌آید که انسان تازه آن‌جا اجر کریم را می‌فهمد. انسانی که سرتاپا گناه و آلودگی است و زندگی‌اش را تباه کرده و عمرش را نابود کرده و به هلاکت افتاده، برای یک لحظه چه بسا همه چیز جبران شود و این حقیقتی است که وجود دارد و برای همین است که قرآن قسم می‌خورد. قسم‌های غلیظ قرآن برای درک ماست.


فایل ها :


استماع و تکلیم با قرآن

وَ كَلَّمَ اللهُ مُوسىٰ تَكليماً: و خداوند با موسی سخن گفت؛ چه سخن‌گفتنی! اگرچه «تکلیم» مقام خاص حضرت موسی کلیم‌الله است، اما آیا با کلام خداوندی که بر جان و روح ما می‌نشیند، جواب و پاسخی شایسته از درون انسان نمی‌جوشد؟ «تکلیم» و «گفت‌وشنود» اگرچه به شکل کامل آن برای اولیای الهی رخ می‌دهد، اما قلب و روح ما در تشعشعی که از کلام الهی جذب می‌کند، پیوسته از درون خود با تمامی وجود و ظرفیت به تکلم می‌پردازد و این کلام و «تکلیم» گرچه از طرف ما با ظرفیت معرفتی محدود و ناقص و با هزاران خطا و اشتباه صورت می‌گیرد، اما جذبه و اقتدار کلام الهی اجازهٔ انحراف و خطا به آن نمی‌دهد و ما را پیوسته و پیوسته به «تکلیم»ِ بالاتر و کامل‌تر رهنمون می‌کند؛ و ما می‌توانیم امیدوار باشیم که از طریق این تکلیم با حضرت حق ارتباطی کامل‌تر و نزدیک‌تر پیدا کنیم و از دریای ظلمانی جهل و غفلت به سوی قله‌های نوری که در پس آن نور است (نور علی نور)، حرکت کنیم. پس چرا باید از چنین شاه‌راهی که به سوی تکلیم هموار است، از استماع آیات الهی غفلت کنیم: وَ إِذا قُرِئَ القُرآنُ فَاسْتَمِعوا لَهُ وَ أَنصِتوا لَعَلَّكُم تُرحَمونَ؛ پس چون قرآن را می‌شنوید، جان خود را برای شنیدن و توجه‌کردن به آن آماده کنید، ای بسا که رحمت و هدایت الهی شما را فرا گیرد. تذکرات: ۱. هنگام قرائت قرآن نهایت توجه و تمرکز خود را به کار گیرید و مقدمات آن را از قبل آماده کنید. ۲. هم‌زمان با شنیدن آیات، توجه به خویشتن را به صورت کامل مراقبت کرده و هرگز از خود و احوال خود غافل نشوید. ۳. در توجه به خویشتن سعی کنید از هر نوع افکار روزمره و مشکلات و حوادث و چیزهای شبیه به آن خودداری کرده و توجه خود را به ذات خویش، بدون هیچ اضافه و مازادی، معطوف دارید. ۴. سؤالات و نیازها و مشکلات و هر آن‌چه که مربوط به زندگی روحی و حرکتی انسان است، به صورت خودجوش بر انسان هجوم می‌آورد و اگر انسان به آن توجه نکند، چه‌بسا جواب‌ها و آگاهی‌ها و افکار ارزشمندی به همان صورت خودجوش برای انسان فراهم شود. راه درست این است که تا انتهای استماع قرآن هم‌چنان به آن بی‌اعتنا باشید: نه با آن مبارزه کنید و نه به آن اعتنا کنید. این باعث خواهد شد که افکار ارزش‌مند، بیشتر و بیشتر از درون انسان بجوشد. اگر در میانهٔ استماع قرآن به این افکار توجه کنید، در همان نقطه متوقف خواهد شد. بناء بر این، پس از پایان استماع و تمرکز و تأمل و سکوت می‌توانید این افکار را یادداشت نمایید. ۵. توجه داشته باشید که هر برداشت و مشاهده‌ای تنها در صورتی اعتبار دارد که با عقل صریح و روشن موافقت داشته باشد. بناء بر این، احساسات برآمده از زندگی روزمره، حب‌وبغض‌های رایج، افکار و مشاهدات داستان‌گونه و تخیلی، کلمات و جملاتی که معنای اندکی دارد و هم‌چون خواب‌های عادی انسان است و هر چیزی که معارف ارزش‌مند عقلانی در آن نباشد، نه تنها قابل اعتنا نیست، بل‌که مانع انسان بوده و از خواطر بی‌ارزش یا شیطانی است. بناء بر این، نباید به آن اعتنایی شود و اشتراک‌گذاشتن و حتی توجه به آن باعث اختلال روحی و فکری فرد و جمع شده و باید از آن خودداری کرد. آن‌چه در «استماع و تکلیم» برای انسان روشن می‌شود، باید ارزش والای معرفتی و عقلی داشته و با عقل صریح و روشن قابل محاسبه باشد. ۶. بر خلاف برنامهٔ «مخاطبه با قرآن» قرائت قرآن در این‌جا به صورت تحقیق (یا مجلسی) خواهد بود و زمان آن کوتاه و بین ۵ تا ۷ دقیقه است. مدت سکوت پس از آن نیز تنها ۵ دقیقه خواهد بود و بعد از آن افراد می‌توانند تجربیات خود را به اشتراک بگذارند. ۷. اگر برای صحبت و مطلب شفاهی بعد از انتهای جلسه می‌آیید، از آمدن خودداری کنید! تنها در صورتی بیایید که برای استماع قرآن و رسیدن به تجربهٔ «تکلیم» حاضر می‌شوید. در عین حال که ممکن است هیچ صحبت شفاهی هم گفته نشود! هیچ برنامهٔ قطعیِ قبلی غیر از استماع قرآن وجود ندارد و آن‌چه که در جلسه روی می‌دهد، بستگی به تجربهٔ عملی اعضاء دارد و هر کسی برای خود باید تصمیم بگیرد. ۸. فردا، دوشنبه، سوم اردیبهشت، ساعت ۵:۳۰ بامداد، اولین جلسه خواهد بود. همه چیز در حال آزمودن است و برنامه پس از این از طریق آزمون و خطا مشخص می‌شود.


بحث :


آخرین جلسات برگزار شده ؟
216 - هنر رزم
1405-06-24
نگارش برای انتخاب
217 - هنر رزم
1405-06-30
نگارش برای انتخاب
273 - حکمت ۲۷۴ نهج‌البلاغه
1405-06-27
خانۀ پدری
272 - حکمت ۲۷۳ نهج‌البلاغه
1405-06-20
خانۀ پدری
کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب این سایت تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.
با ما در شبکه های اجتماعی