وَ الصَّافَّاتِ صَفًّا (۱). جهان و همه چیز صف اندر صف در نظم و انضباطی است که هرگز از این انضباط خارج نمیشود. تفاوتی بین زمین و آسمان و زندگی روزمره ، جهانِ جمادات و انسانها نیست همه چیز در صفهایی است که منظم و روشن و آگاه هستند.
فَالزَّاجِراتِ زَجْراً (۲). تمام این جهان برای بازدارندگی انسان از خسارت است. از انبیایی که برای بشر نازل شدند تا متون قدوسی و فرشتگان و همه آن چیزی که در این جهان است. آن چیزی که در آخرت رخ میدهد، باطن همین جهان است.
فَالتَّالِياتِ ذِكْراً (۳). وحی و ذکری که جهان را فراگرفته. یادآوری. یادآوردیِ حقیقت وجودی انسان برای او. اینکه غیر او چیزی نیست و همه چیز در جای خودش است.
إِنَّ إِلهَكُمْ لَواحِدٌ (۴). همه اینها به سوی یک نامتناهی و به سوی یک حقیقت بینهایت و یک مبدأ میرود و مبدأ دومی در کار نیست. همه چیز یگانه و یکتاست، فراتر از وحدت. نه وحدت عددی بلکه از همه اینها فراتر.
رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما وَ رَبُّ الْمَشارِقِ (۵). وحدتی در مشرق و مغرب ، آسمان و زمین و هر چه در بین آنهاست.
إِنَّا زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِزِينَةٍ الْكَواكِبِ (۶). این همه زینت و زیبایی و نظم و برنامهریزی. همه زیباییهایی که در این عالم هست و ما پیوسته در معرض آن هستیم و این دنیا و زیباییهایش را میخواهیم و به دنبال آن هستیم.
وَ حِفْظاً مِنْ كُلِّ شَيْطانٍ مارِدٍ (۷). هم زمان با اينكه اين زيبايى ها براى توجه انسان وجود دارد، از اينكه اين توجه انسان به ملا اعلى، در جهت منافع او نباشد، نيز حفظ مى گردند.
لا يَسَّمَّعُونَ إِلَى الْمَلَإِ الْأَعْلى وَ يُقْذَفُونَ مِنْ كُلِّ جانِبٍ (۸). دُحُوراً وَ لَهُمْ عَذابٌ واصِبٌ (۹). همه اینها برای یک مسیر صحیحی است که انسان طی کند و آن مسیر چیزی نیست غیر از خودش.
إِلاَّ مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَةَ فَأَتْبَعَهُ شِهابٌ ثاقِبٌ (۱۰). کسی که بخواهد از این هم فرار کند و بخواهد با حیلهگری و حقهبازی و دزدی و فرار، چیزی را از این جهان در جهت ماندن و رسوب کردن و نرفتن برباید، در این صورت تبعات بعدی میآید. گلولههای آتشین، بلاها، مشکلاتی که برای بازگشت انسان است.
بَلْ عَجِبْتَ وَ يَسْخَرُونَ (۱۲). و این انسان است که باز هم نمیپذیرد.
وَ إِذا ذُكِّرُوا لايَذْكُرُونَ (۱۳). هرچه که میخواهند او را یادآوری کنند، او نمیپذیرد و به خودش بازنمیگردد، یاد خودش نمیافتد، همه جهان را میبیند و کشف میکند و بر آن مسلط میشود اما این کشف و تسلط و توجه همه چیز هست الا خودش و این نپذیرفتن همینطور پیش میرود و نمیگذارد او را به مسیر صحیح هدایت کند و انسان و تمام چیزی که هست در مسیر غلط پیش میرود. اما یک زمانی هست که انسان را متوقف میکنند برای سوال کردن و این فقط در آن جهان نیست، پیوسته در هر لحظه، همه جهان ما را نگه میدارد تا ما مورد توجه قرار بگیریم و سوال کنیم تا از این سوال به سوالاتی در مورد خودمان بپردازیم.️
وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ (۲۴) ما لَكُمْ لا تَناصَرُونَ (۲۵). و علت اینکه به یکدیگر توجه نمیکنید و به خودتان نمیپردازید و رفتارهای اجتماعی صحیحی ندارید چیست؟! و چرا اینگونه است؟ انسان پیوسته به دنبال بهانههایی است برای فرار کردن.
وَ أَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ يَتَساءَلُونَ (۲۷) قالُوا إِنَّكُمْ كُنْتُمْ تَأْتُونَنا عَنِ الْيَمِينِ (۲۸). انسان پیوسته به بهانههای گوناگونی رجوع میکند برای اینکه از مسئولیت خودش فرار کند.
قالُوا بَلْ لَمْ تَكُونُوا مُؤْمِنِينَ (۲۹) وَ ما كانَ لَنا عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ بَلْ كُنْتُمْ قَوْماً طاغِينَ (۳۰). اما همه این بهانهگیریها برای فرار از مسئولیت است و خودش میداند که این حقیقتی ندارد و این فقط یک طغیان است که انسان بر علیه خودش انجام میدهد.
فَحَقَّ عَلَيْنا قَوْلُ رَبِّنا إِنَّا لَذائِقُونَ (۳۱). انسان میداند که همه چیزهایی که به سرش میآید حقش است.
فَإِنَّهُمْ يَوْمَئِذٍ فِي الْعَذابِ مُشْتَرِكُونَ (۳۳). مشکلاتی که برای انسان پیدا میشود و عقبماندگیها، چیزی است که خودش تصمیم گرفته و تنها راهش بازگشت است، بازگشت به خودش و بازگشت به آن مسیری که از حقیقت خودش عبور میکند. انسان را به سمت خالص شدن میبرد.
إِلاَّ عِبادَ اللَّـهِ الْمُخْلَصِينَ (۴۰) أُولئِكَ لَهُمْ رِزْقٌ مَعْلُومٌ (۴۱). اگرچه در اینجا مخلَصین اشاره به مقام خاصی است که انسانهای اندکی در این جهان به آن مقام میرسند اما مرتبهای و اندکی از آن در هر یک از ما با هر عملی امکان وقوع و ظهور دارد. وقتی که بروز کرد آنوقت "أُولئِكَ لَهُمْ رِزْقٌ مَعْلُومٌ" نتیجهاش واضح و روشن است.
فَواكِهُ وَ هُمْ مُكْرَمُونَ (۴۲) هم بهره و میوه عملش را میچشد و هم اکرام و احترام. "فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ (۴۳)". خواهد داشت. در مسیر صحیح "عَلى سُرُرٍ مُتَقابِلِينَ (۴۴)" به همکُفوها و همراهها دست مییابد که به صورت روبهرو با او در حال حرکت هستند. رفیقانی که این مسیر را برای او راحت و ساده میکنند.
يُطافُ عَلَيْهِمْ بِكَأْسٍ مِنْ مَعِينٍ (۴۵). همه نعمتها و مسیری که برای انسان ظاهر میشود چیزی است که در این جهان صف اندر صف منظم و واضح و روشن برای او ساخته شده و پیامبر صلی الله علیه برای همین آمده که بگوید: این سادهترین، بدیهیترین، واضحترین و روشنترین حقیقتی است که در این جهان است و هیچ راهی طی نمیشود مگر از این طریق که باعث حرکت انسان میشود: يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ (انفال: ۲۴). حتی کمترین توجهی که انسان، به هر حقیقتی میتواند انجام دهد، از این راه است. اما انسان این راه را فراموش میکند و پیوسته از آن فرار میکند و به دنبال بهانههای زیادی است که همه چیز خودش را توجیه کند. حقیقت واضح و روشن و بدیهی است.
لا إله إلا الله الملك الحق المبين. خداوند یعنی حقیقت نامتناهی این جهان، ظهور همه عالم و کُنه همه عالم، حقیقتی است که در نهایت بداهت است و انسان به محض توجه کردن به آن به سمتش حرکت میکند و آثارش را میبیند.
فایل ها :
استماع و تکلیم با قرآن
وَ كَلَّمَ اللهُ مُوسىٰ تَكليماً: و خداوند با موسی سخن گفت؛ چه سخنگفتنی! اگرچه «تکلیم» مقام خاص حضرت موسی کلیمالله است، اما آیا با کلام خداوندی که بر جان و روح ما مینشیند، جواب و پاسخی شایسته از درون انسان نمیجوشد؟ «تکلیم» و «گفتوشنود» اگرچه به شکل کامل آن برای اولیای الهی رخ میدهد، اما قلب و روح ما در تشعشعی که از کلام الهی جذب میکند، پیوسته از درون خود با تمامی وجود و ظرفیت به تکلم میپردازد و این کلام و «تکلیم» گرچه از طرف ما با ظرفیت معرفتی محدود و ناقص و با هزاران خطا و اشتباه صورت میگیرد، اما جذبه و اقتدار کلام الهی اجازهٔ انحراف و خطا به آن نمیدهد و ما را پیوسته و پیوسته به «تکلیم»ِ بالاتر و کاملتر رهنمون میکند؛ و ما میتوانیم امیدوار باشیم که از طریق این تکلیم با حضرت حق ارتباطی کاملتر و نزدیکتر پیدا کنیم و از دریای ظلمانی جهل و غفلت به سوی قلههای نوری که در پس آن نور است (نور علی نور)، حرکت کنیم. پس چرا باید از چنین شاهراهی که به سوی تکلیم هموار است، از استماع آیات الهی غفلت کنیم: وَ إِذا قُرِئَ القُرآنُ فَاسْتَمِعوا لَهُ وَ أَنصِتوا لَعَلَّكُم تُرحَمونَ؛ پس چون قرآن را میشنوید، جان خود را برای شنیدن و توجهکردن به آن آماده کنید، ای بسا که رحمت و هدایت الهی شما را فرا گیرد. تذکرات: ۱. هنگام قرائت قرآن نهایت توجه و تمرکز خود را به کار گیرید و مقدمات آن را از قبل آماده کنید. ۲. همزمان با شنیدن آیات، توجه به خویشتن را به صورت کامل مراقبت کرده و هرگز از خود و احوال خود غافل نشوید. ۳. در توجه به خویشتن سعی کنید از هر نوع افکار روزمره و مشکلات و حوادث و چیزهای شبیه به آن خودداری کرده و توجه خود را به ذات خویش، بدون هیچ اضافه و مازادی، معطوف دارید. ۴. سؤالات و نیازها و مشکلات و هر آنچه که مربوط به زندگی روحی و حرکتی انسان است، به صورت خودجوش بر انسان هجوم میآورد و اگر انسان به آن توجه نکند، چهبسا جوابها و آگاهیها و افکار ارزشمندی به همان صورت خودجوش برای انسان فراهم شود. راه درست این است که تا انتهای استماع قرآن همچنان به آن بیاعتنا باشید: نه با آن مبارزه کنید و نه به آن اعتنا کنید. این باعث خواهد شد که افکار ارزشمند، بیشتر و بیشتر از درون انسان بجوشد. اگر در میانهٔ استماع قرآن به این افکار توجه کنید، در همان نقطه متوقف خواهد شد. بناء بر این، پس از پایان استماع و تمرکز و تأمل و سکوت میتوانید این افکار را یادداشت نمایید. ۵. توجه داشته باشید که هر برداشت و مشاهدهای تنها در صورتی اعتبار دارد که با عقل صریح و روشن موافقت داشته باشد. بناء بر این، احساسات برآمده از زندگی روزمره، حبوبغضهای رایج، افکار و مشاهدات داستانگونه و تخیلی، کلمات و جملاتی که معنای اندکی دارد و همچون خوابهای عادی انسان است و هر چیزی که معارف ارزشمند عقلانی در آن نباشد، نه تنها قابل اعتنا نیست، بلکه مانع انسان بوده و از خواطر بیارزش یا شیطانی است. بناء بر این، نباید به آن اعتنایی شود و اشتراکگذاشتن و حتی توجه به آن باعث اختلال روحی و فکری فرد و جمع شده و باید از آن خودداری کرد. آنچه در «استماع و تکلیم» برای انسان روشن میشود، باید ارزش والای معرفتی و عقلی داشته و با عقل صریح و روشن قابل محاسبه باشد. ۶. بر خلاف برنامهٔ «مخاطبه با قرآن» قرائت قرآن در اینجا به صورت تحقیق (یا مجلسی) خواهد بود و زمان آن کوتاه و بین ۵ تا ۷ دقیقه است. مدت سکوت پس از آن نیز تنها ۵ دقیقه خواهد بود و بعد از آن افراد میتوانند تجربیات خود را به اشتراک بگذارند. ۷. اگر برای صحبت و مطلب شفاهی بعد از انتهای جلسه میآیید، از آمدن خودداری کنید! تنها در صورتی بیایید که برای استماع قرآن و رسیدن به تجربهٔ «تکلیم» حاضر میشوید. در عین حال که ممکن است هیچ صحبت شفاهی هم گفته نشود! هیچ برنامهٔ قطعیِ قبلی غیر از استماع قرآن وجود ندارد و آنچه که در جلسه روی میدهد، بستگی به تجربهٔ عملی اعضاء دارد و هر کسی برای خود باید تصمیم بگیرد. ۸. فردا، دوشنبه، سوم اردیبهشت، ساعت ۵:۳۰ بامداد، اولین جلسه خواهد بود. همه چیز در حال آزمودن است و برنامه پس از این از طریق آزمون و خطا مشخص میشود.