جستجو
ورود کاربران
20 - سورهٔ طٰهٰ


ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقى‏ (۲). مسیر هدایت انسان و همه چیزی که عقل انسان برای راهنمایی او در اختیارش قرار می‌دهد و همه انبیا الهی و تذکرات و همه چیزی که برای هدایت انسان است برای مشقت او نیست. برای یادآوری مسیری است که خودش انتخاب کرده و سرمایه‌های وجودی او را به نتیجه می‌رساند. آن‌چیزی که ما را به مشقت می‌اندازد و گاه به گاه به یاد آن می‌افتیم[ مثلا با فوت عزیزی و یا با یک زیارت و یا هر چیزی که برای انسان یادآوری است]، این است که انسان شرایطش را می‌بیند و متوجه می‌شود که عمرش در حال از بین رفتن است و هنوز به نتیجه‌ای که باید نرسیده و این مشقت تا عمق وجودش بر او فشار می‌آورد.

این مشقت چیزی نیست مگر مقابله‌ای که انسان با خودش می‌کند. وگرنه مسیر، مسیر روشن و همواری است و همه چیز‌هایی که گفته می‌شود و همه این گرفتاری‌ها و مشکلات برای این است که خداوند انسان را اختیار کرده برای رسیدن به آن چیزی که باید برسد: وَ أَنَا اخْتَرْتُكَ فَاسْتَمِعْ لِما يُوحى‏ (۱۳). این وحی و الهام و این آگاهی از درون انسان می‌جوشد، یعنی کافیست که انسان لحظه‌ای توجه کند. " أَنَا اخْتَرْتُكَ" اختیار و برگزیدنی است که خداوند انجام داده است و اگر انسان توجه به این الهام و درک و پیامبر درون کند هیچ مشقتی در کار نیست.

مشقت‌ها ناشی از خود انسان است و آن چیزی که باعث می‌شود انسان دچار این گرفتاری‌ها شود آن تمایلات افسار گسیخته‌ای است که انسان به آن‌ها بها می‌دهد و خودش را همچون یک فرد سرگردان در این مشکلات به هلاکت وامی‌دارد.

فَلا يَصُدَّنَّكَ عَنْها مَنْ لا يُؤْمِنُ بِها وَ اتَّبَعَ هَواهُ فَتَرْدى‏ (۱۶). انسان‌هایی که در این جهان بیرونی به دنبال تمایلات خودشان رفتند و متوجه نبودند که این پایان و نتیجه‌ای خواهد داشت به هلاکت می‌افتند و همینطور کسانی که از آن انسان‌ها پیروی می‌کنند باعث هلاکت خودشان می‌شوند. اگر انسان این را نداشته باشد پیوسته قَبَساتی است که در این وادی‌های مقدس برای انسان نشان داده می‌شود اما وقتی به آن قَبَسات می‌رسد و آتش هدایت را از دور می‌بیند، وقتی سرنخی در وجود خودش می‌بیند، باید که آن دنیای بیرونی را متوقف کند. إِذْ رَأى‏ ناراً فَقالَ لِأَهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّي آنَسْتُ ناراً (۱۰). آتش هدایت از دور است و معلوم نیست که چیست و فقط یک سر نخی است به این دنیایی که انسان گرفتارش است، به این وضعیت باید لحظه‌ای توقف دهد.

لَعَلِّي آتِيكُمْ مِنْها بِقَبَسٍ أَوْ أَجِدُ عَلَى النَّارِ هُدىً (۱۰). یا آتشی برای دنیا و یا آخرت انسان و یا راهنمایی برای مسیری که انسان می‌خواهد برود برای او ظاهر می‌شود و این حقیقتی است که پیوسته و پیوسته و روز به روز در زندگی ما در حال وقوع است و کافی است که به آن توجه کنیم.

فَلَمَّا أَتاها نُودِيَ يا مُوسى‏ (۱۱). آن چیزی که به ما نشان داده شده برای ما به ندا درمی‌آید.

إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً (۱۲). این ابزاری که خودت را به آن گرفتار کردی، این آداب و رسوم، این تفکرات، این حب و بغض، این چیزهایی که همچون پوسته‌ای تو را فراگرفته، این‌ها را لحظه‌ای از خودت بیرون بیفکن. تو در یک وادی مقدسی هستی. آثار این حرکت باید در تو، حرکت و توجهی ایجاد کند تا بتوانی به نتیجه‌ای برسی. در آن‌جا معجزاتت را نشان می‌دهند و آن چیزهایی که هستی، آن عصای تو و هر چیزی که باعث به نتیجه رسیدن تو می‌شود. آن آتش و سفیدی و درخشانی‌ای که در گریبانت هست و کافی‌ است دستت را در گریبانت فرو کنی.

لِنُرِيَكَ مِنْ آياتِنَا الْكُبْرى‏ (۲۳). همه این‌ها برای رسیدن به اصل کاری‌هاست. آیات کبری. مسیر خودت را بروی و چیزی که می‌خواهی را بگو.

قالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي (۲۵) وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي (۲۶) وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي (۲۷). ابزارها و هر چیزی که لازم است تا آن نتیجه ظاهر شود را از او بخواهید، اگر تو بخواهی و این مسیر را بروی، بلافاصله به تو جواب خواهند داد.

قالَ قَدْ أُوتِيتَ سُؤْلَكَ يا مُوسى‏ (۳۶). این خواسته به سرعت اجابت می‌شود، همانطور که بارهای قبل تا الان بوده و تفاوتی نکرده.

وَ لَقَدْ مَنَنَّا عَلَيْكَ مَرَّةً أُخْرى‏ (۳۷) إِذْ أَوْحَيْنا إِلى‏ أُمِّكَ ما يُوحى‏ (۳۸). چگونه تو را تا این‌جا رساندیم و نجات دادیم، این وضعیتی که تو را در دریای مشکلات قرار دادیم و مادری که به آن وابسته بودی و فکر می‌کردی تنها او تو را نجات می‌دهد ولی ما تو را از او جدا کردیم و در دریا انداختیم، در دریای مشکلاتی که برای تو، تنها وحشت بود اما تقدیر ما این بود که دریا و طبیعت، تو را به ساحل نجات برساند.

يَأْخُذْهُ عَدُوٌّ لِي وَ عَدُوٌّ لَهُ (۳۹). تا جایی که این مسیر به جایی برسد تا آن کسی که فکر می‌کردی دشمن توست و تو را نابود می‌کند به پرستاری تو بپردازد. و بعد دوباره تو را به مادرت برسانیم.

وَ اصْطَنَعْتُكَ لِنَفْسِي (۴۱). تو را برای خودم انتخاب کردم. همه این مشکلات برای این است که به جایی برسی که دیگران نرسیدند و تو نور چشم من باشی.

اذْهَبْ أَنْتَ وَ أَخُوكَ بِآياتِي وَ لا تَنِيا فِي ذِكْرِي (۴۲). تو و دوستانت و همراهانت و آن جمعی که می‌توانند با تو به مسیر حق برسند با توجه به ذکر من و از مسیر بی‌نهایت به سمت هدایت بروید.

قالا رَبَّنا إِنَّنا نَخافُ أَنْ يَفْرُطَ عَلَيْنا أَوْ أَنْ يَطْغى‏ (۴۵). بازهم وحشت درونی انسان با تمام توجیهات اما با این حال بازهم خداوند گوش می‌دهد و جواب می‌دهد.

قالَ لا تَخافا إِنَّنِي مَعَكُما أَسْمَعُ وَ أَرى‏ (۴۶). من همراه شما هستم.

فَأْتِياهُ فَقُولا إِنَّا رَسُولا رَبِّكَ (۴۷). وقتی این مسیر را رفتی و رسیدی، با قدرت و اعتماد بر خودت و خدای خودت حرکت کن . دو انسان درظاهر بی‌سر و پا باید به فرعون برسند و بگویند این قوم بنی اسرائیل را با ما بفرست. این حرکتی که در ظاهر چنان عظیم است که فرعون و فرعونیان متعجب می‌شوند آن هم از کسانی که هیچ قدرتی ندارند در مقابل فرعونی که مظهر قدرت بوده، این‌گونه درخواست می‌کنند. همه این‌ها مسیری که در این جهان برای ما گشوده شده و همه برای ما راهیست که باید برویم و می‌توانیم و برای مشقت نیست برای هدایت و برای رفتن است.


فایل ها :


استماع و تکلیم با قرآن

وَ كَلَّمَ اللهُ مُوسىٰ تَكليماً: و خداوند با موسی سخن گفت؛ چه سخن‌گفتنی! اگرچه «تکلیم» مقام خاص حضرت موسی کلیم‌الله است، اما آیا با کلام خداوندی که بر جان و روح ما می‌نشیند، جواب و پاسخی شایسته از درون انسان نمی‌جوشد؟ «تکلیم» و «گفت‌وشنود» اگرچه به شکل کامل آن برای اولیای الهی رخ می‌دهد، اما قلب و روح ما در تشعشعی که از کلام الهی جذب می‌کند، پیوسته از درون خود با تمامی وجود و ظرفیت به تکلم می‌پردازد و این کلام و «تکلیم» گرچه از طرف ما با ظرفیت معرفتی محدود و ناقص و با هزاران خطا و اشتباه صورت می‌گیرد، اما جذبه و اقتدار کلام الهی اجازهٔ انحراف و خطا به آن نمی‌دهد و ما را پیوسته و پیوسته به «تکلیم»ِ بالاتر و کامل‌تر رهنمون می‌کند؛ و ما می‌توانیم امیدوار باشیم که از طریق این تکلیم با حضرت حق ارتباطی کامل‌تر و نزدیک‌تر پیدا کنیم و از دریای ظلمانی جهل و غفلت به سوی قله‌های نوری که در پس آن نور است (نور علی نور)، حرکت کنیم. پس چرا باید از چنین شاه‌راهی که به سوی تکلیم هموار است، از استماع آیات الهی غفلت کنیم: وَ إِذا قُرِئَ القُرآنُ فَاسْتَمِعوا لَهُ وَ أَنصِتوا لَعَلَّكُم تُرحَمونَ؛ پس چون قرآن را می‌شنوید، جان خود را برای شنیدن و توجه‌کردن به آن آماده کنید، ای بسا که رحمت و هدایت الهی شما را فرا گیرد. تذکرات: ۱. هنگام قرائت قرآن نهایت توجه و تمرکز خود را به کار گیرید و مقدمات آن را از قبل آماده کنید. ۲. هم‌زمان با شنیدن آیات، توجه به خویشتن را به صورت کامل مراقبت کرده و هرگز از خود و احوال خود غافل نشوید. ۳. در توجه به خویشتن سعی کنید از هر نوع افکار روزمره و مشکلات و حوادث و چیزهای شبیه به آن خودداری کرده و توجه خود را به ذات خویش، بدون هیچ اضافه و مازادی، معطوف دارید. ۴. سؤالات و نیازها و مشکلات و هر آن‌چه که مربوط به زندگی روحی و حرکتی انسان است، به صورت خودجوش بر انسان هجوم می‌آورد و اگر انسان به آن توجه نکند، چه‌بسا جواب‌ها و آگاهی‌ها و افکار ارزشمندی به همان صورت خودجوش برای انسان فراهم شود. راه درست این است که تا انتهای استماع قرآن هم‌چنان به آن بی‌اعتنا باشید: نه با آن مبارزه کنید و نه به آن اعتنا کنید. این باعث خواهد شد که افکار ارزش‌مند، بیشتر و بیشتر از درون انسان بجوشد. اگر در میانهٔ استماع قرآن به این افکار توجه کنید، در همان نقطه متوقف خواهد شد. بناء بر این، پس از پایان استماع و تمرکز و تأمل و سکوت می‌توانید این افکار را یادداشت نمایید. ۵. توجه داشته باشید که هر برداشت و مشاهده‌ای تنها در صورتی اعتبار دارد که با عقل صریح و روشن موافقت داشته باشد. بناء بر این، احساسات برآمده از زندگی روزمره، حب‌وبغض‌های رایج، افکار و مشاهدات داستان‌گونه و تخیلی، کلمات و جملاتی که معنای اندکی دارد و هم‌چون خواب‌های عادی انسان است و هر چیزی که معارف ارزش‌مند عقلانی در آن نباشد، نه تنها قابل اعتنا نیست، بل‌که مانع انسان بوده و از خواطر بی‌ارزش یا شیطانی است. بناء بر این، نباید به آن اعتنایی شود و اشتراک‌گذاشتن و حتی توجه به آن باعث اختلال روحی و فکری فرد و جمع شده و باید از آن خودداری کرد. آن‌چه در «استماع و تکلیم» برای انسان روشن می‌شود، باید ارزش والای معرفتی و عقلی داشته و با عقل صریح و روشن قابل محاسبه باشد. ۶. بر خلاف برنامهٔ «مخاطبه با قرآن» قرائت قرآن در این‌جا به صورت تحقیق (یا مجلسی) خواهد بود و زمان آن کوتاه و بین ۵ تا ۷ دقیقه است. مدت سکوت پس از آن نیز تنها ۵ دقیقه خواهد بود و بعد از آن افراد می‌توانند تجربیات خود را به اشتراک بگذارند. ۷. اگر برای صحبت و مطلب شفاهی بعد از انتهای جلسه می‌آیید، از آمدن خودداری کنید! تنها در صورتی بیایید که برای استماع قرآن و رسیدن به تجربهٔ «تکلیم» حاضر می‌شوید. در عین حال که ممکن است هیچ صحبت شفاهی هم گفته نشود! هیچ برنامهٔ قطعیِ قبلی غیر از استماع قرآن وجود ندارد و آن‌چه که در جلسه روی می‌دهد، بستگی به تجربهٔ عملی اعضاء دارد و هر کسی برای خود باید تصمیم بگیرد. ۸. فردا، دوشنبه، سوم اردیبهشت، ساعت ۵:۳۰ بامداد، اولین جلسه خواهد بود. همه چیز در حال آزمودن است و برنامه پس از این از طریق آزمون و خطا مشخص می‌شود.


بحث :


آخرین جلسات برگزار شده ؟
216 - هنر رزم
1405-06-24
نگارش برای انتخاب
217 - هنر رزم
1405-06-30
نگارش برای انتخاب
273 - حکمت ۲۷۴ نهج‌البلاغه
1405-06-27
خانۀ پدری
272 - حکمت ۲۷۳ نهج‌البلاغه
1405-06-20
خانۀ پدری
کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب این سایت تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.
با ما در شبکه های اجتماعی