وَ نُوحاً إِذْ نادى مِنْ قَبْلُ فَاسْتَجَبْنا لَهُ فَنَجَّيْناهُ وَ أَهْلَهُ مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ (۷۶). عظمت کَرب و مشکلی که در انسان هست به ظرفیت و تقدیر و انتخاب انسان بستگی دارد. هرکسی از انسانهای متوسطی همچون ما تا انبیاء عظام و انبیاء اولوالعزم برای خودشان سختیهایی به تناسب خودشان داشتهاند. همهی ما و اینها برای رسیدن به مرتبهای است که خودمان انتخاب و آرزو و درخواست کردهایم. این "کَرب" سختی مسیر است برای رسیدن به قلهای که انسان انتخاب کرده. اگرچه جهان پر از افرادی است که آیات خداوند را تکذیب کردهاند اما این مشکلاتی که انسان گرفتارش میشود برای رسیدن به مسیر و وصول به آن هدف خودش است و نه چیز دیگری. خداوند این مسیر را برای انسان تدارک میبیند تا او بتواند به جایی که باید، برسد و زمانی که لازم باشد این کَرب و سختی را برمیدارد. این سختی وقتی که برداشته شود انسان میبیند که تمام مشکلات و سختیهایی که در مسیر داشته، ناگهان مانند یخی در دست انسان آب میشود. فَأَغْرَقْناهُمْ أَجْمَعِينَ (۷۷). هیچ چیزی از آنها باقی نمیماند ولی تا وقتی که آن زمان فرابرسد، این ابتلا برای انسان ضروری است و تا این نباشد انسان به جایی نمیرسد. ولی در این مدت انواع کمکهای الهی برای انسان صادر میشود.
وَ داوُدَ وَ سُلَيْمانَ إِذْ يَحْكُمانِ فِي الْحَرْثِ إِذْ نَفَشَتْ فِيهِ غَنَمُ الْقَوْمِ وَ كُنَّا لِحُكْمِهِمْ شاهِدِينَ (۷۸). این مشکلات عملی و نظری که برای انسان پیدا میشود در نظارت خداوند است و خداوند در زمان لازم آن چیزی که برای انسان لازم است به انسان میفهماند. فَفَهَّمْناها سُلَيْمانَ وَ كُلاًّ آتَيْنا حُكْماً وَ عِلْماً (۷۹). تمام این حکمت [دانستن آن کاری که باید انجام دهد،دانستن بایدها و نبایدها] و علم [دانستن نظری انسان] وَ سَخَّرْنا مَعَ داوُدَ الْجِبالَ يُسَبِّحْنَ وَ الطَّيْرَ وَ كُنَّا فاعِلِينَ (۷۹). این فعل خداوند است و او فاعل است و برای او انفعالی وجود ندارد. اگرچه ما میدانیم که انفعال برای خداوند نیست و بخشی از اعتقادمان است اما در زندگی عملی پیوسته فکر میکنیم که این مسیر الهی دچار گرفتاری شده و گرفتاری ناشی از این است که مسیر به بنبست رسیده اما حکمت و علم پیوسته به ما فهمانده میشود. آسمان و زمین و کوهها و تمام وقایع با ثبات و طَیر (هر چیزی که در حال حرکت است) در تسخیر خداوند است و آن را همراه با انسان تسخیر کرده.
وَ عَلَّمْناهُ صَنْعَةَ لَبُوسٍ لَكُمْ لِتُحْصِنَكُمْ مِنْ بَأْسِكُمْ فَهَلْ أَنْتُمْ شاكِرُونَ (۸۰). انواع صنعتهایی که به انسان کمک میکند که در این زندگی اجتماعی به حیاتش کمک کند. این صناعتها و تکنیکها و روشهایی که برای انسان باز میشود تا از خودش در مقابل همنوعش دفاع کند و حتی نیروهای باطل، تمام آن ظَلَمهای که به خیال خودشان در حال سد کردن راه خداوند هستند؛ اما این مهندسی کائنات به نوعی است که آنها هم کمک میکنند تا انسان به مسیر خودش برسد، حتی شیاطین! وَ مِنَ الشَّياطِينِ مَنْ يَغُوصُونَ لَهُ وَ يَعْمَلُونَ عَمَلاً دُونَ ذلِكَ وَ كُنَّا لَهُمْ حافِظِينَ (۸۲). خداوند، نگهبان انسان از شیاطین است. همهی این مشکلات و آسیبهایی که به انسان میرسد برای این است که این مسیر را طی کند و زمانش فرابرسد تا کشف "ضُر" اتفاق بیفتد.
فَاسْتَجَبْنا لَهُ فَكَشَفْنا ما بِهِ مِنْ ضُرٍّ وَ آتَيْناهُ أَهْلَهُ وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ (۸۴). وقتی زمان استجابت فرا برسد ناگهان تمام مشکلات و سختیها برداشته میشود و وقتی برداشته شود نه تنها همهی آنها جبران میشود بلکه از آن به انسان در دنیا و آخرت داده میشود. همه اینها به دلیل ذات الهی است و نه به دلیل عمل ما و نه برای اینکه ما زحمت کشیدیم بلکه به دلیل رحمت الهی است. رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ ذِكْرى لِلْعابِدِينَ (۸۴). همهی اینها برای این است که رحمت الهی شامل انسان شود و انسان به جایی برسد که باید برسد.
وَ ذِكْرى لِلْعابِدِينَ (۸۴). عابدین؛ کسانی که قصد طی کردن این مسیر را دارند (مسیر ذاتی خودشان) و تصمیم گرفتهاند به جایی و قلهای برسند و تصمیم گرفتهاند این کویر و برهوت و مسیر را طی بکنند و از این کویر تنهایی و تبعیدی انسان با حرکت خودشان عبور کنند و با آن راهی که در این کویر خشک طی میکنند، این کویر را دو شقه کنند تا به آنجایی برسند که خودشان انتخاب کردهاند. این شرایط و این نمایش و همهی این مشکلات و کشف ضُر و همهی چیزهایی که رخ میدهد، حتی غرق ظالمین و کمک شیاطین (بر خلاف میلشان)، همهی اینها را ایجاد کردیم تا ببینند و این مسیر برایشان باز شود و فکر نکنند در این کویر و برهوت تنها هستند. انسانها در این تبعید تنها نیستند. این تنهایی، توهم انسان است. انسان از طریق حضورش در این جهان برای مسیری آماده شده، برای قلهای که ملائک هم تا یک جایی بیشتر نمیتوانند همراه او بیایند و بقیهی راه را خودش میتواند طی کند و این طی کردن ارادهی اوست و خداوند با رحمتی که دارد همراه اوست و همهی اینها وضعیت انسان است، این انسانی که میخواهد به "مسیری" برود.
وَ إِسْماعِيلَ وَ إِدْرِيسَ وَ ذَا الْكِفْلِ (۸۵). همهی انبیاء و اولیاء و همه مومنین و همهی انسانهایی که از اینها هم پایینترند و هر کسی که میخواهد قدمی بردارد.
كُلٌّ مِنَ الصَّابِرِينَ (۸۵). این "صبر" انسان را میرساند به جایی که باید برساند.
فایل ها :
استماع و تکلیم با قرآن
وَ كَلَّمَ اللهُ مُوسىٰ تَكليماً: و خداوند با موسی سخن گفت؛ چه سخنگفتنی! اگرچه «تکلیم» مقام خاص حضرت موسی کلیمالله است، اما آیا با کلام خداوندی که بر جان و روح ما مینشیند، جواب و پاسخی شایسته از درون انسان نمیجوشد؟ «تکلیم» و «گفتوشنود» اگرچه به شکل کامل آن برای اولیای الهی رخ میدهد، اما قلب و روح ما در تشعشعی که از کلام الهی جذب میکند، پیوسته از درون خود با تمامی وجود و ظرفیت به تکلم میپردازد و این کلام و «تکلیم» گرچه از طرف ما با ظرفیت معرفتی محدود و ناقص و با هزاران خطا و اشتباه صورت میگیرد، اما جذبه و اقتدار کلام الهی اجازهٔ انحراف و خطا به آن نمیدهد و ما را پیوسته و پیوسته به «تکلیم»ِ بالاتر و کاملتر رهنمون میکند؛ و ما میتوانیم امیدوار باشیم که از طریق این تکلیم با حضرت حق ارتباطی کاملتر و نزدیکتر پیدا کنیم و از دریای ظلمانی جهل و غفلت به سوی قلههای نوری که در پس آن نور است (نور علی نور)، حرکت کنیم. پس چرا باید از چنین شاهراهی که به سوی تکلیم هموار است، از استماع آیات الهی غفلت کنیم: وَ إِذا قُرِئَ القُرآنُ فَاسْتَمِعوا لَهُ وَ أَنصِتوا لَعَلَّكُم تُرحَمونَ؛ پس چون قرآن را میشنوید، جان خود را برای شنیدن و توجهکردن به آن آماده کنید، ای بسا که رحمت و هدایت الهی شما را فرا گیرد. تذکرات: ۱. هنگام قرائت قرآن نهایت توجه و تمرکز خود را به کار گیرید و مقدمات آن را از قبل آماده کنید. ۲. همزمان با شنیدن آیات، توجه به خویشتن را به صورت کامل مراقبت کرده و هرگز از خود و احوال خود غافل نشوید. ۳. در توجه به خویشتن سعی کنید از هر نوع افکار روزمره و مشکلات و حوادث و چیزهای شبیه به آن خودداری کرده و توجه خود را به ذات خویش، بدون هیچ اضافه و مازادی، معطوف دارید. ۴. سؤالات و نیازها و مشکلات و هر آنچه که مربوط به زندگی روحی و حرکتی انسان است، به صورت خودجوش بر انسان هجوم میآورد و اگر انسان به آن توجه نکند، چهبسا جوابها و آگاهیها و افکار ارزشمندی به همان صورت خودجوش برای انسان فراهم شود. راه درست این است که تا انتهای استماع قرآن همچنان به آن بیاعتنا باشید: نه با آن مبارزه کنید و نه به آن اعتنا کنید. این باعث خواهد شد که افکار ارزشمند، بیشتر و بیشتر از درون انسان بجوشد. اگر در میانهٔ استماع قرآن به این افکار توجه کنید، در همان نقطه متوقف خواهد شد. بناء بر این، پس از پایان استماع و تمرکز و تأمل و سکوت میتوانید این افکار را یادداشت نمایید. ۵. توجه داشته باشید که هر برداشت و مشاهدهای تنها در صورتی اعتبار دارد که با عقل صریح و روشن موافقت داشته باشد. بناء بر این، احساسات برآمده از زندگی روزمره، حبوبغضهای رایج، افکار و مشاهدات داستانگونه و تخیلی، کلمات و جملاتی که معنای اندکی دارد و همچون خوابهای عادی انسان است و هر چیزی که معارف ارزشمند عقلانی در آن نباشد، نه تنها قابل اعتنا نیست، بلکه مانع انسان بوده و از خواطر بیارزش یا شیطانی است. بناء بر این، نباید به آن اعتنایی شود و اشتراکگذاشتن و حتی توجه به آن باعث اختلال روحی و فکری فرد و جمع شده و باید از آن خودداری کرد. آنچه در «استماع و تکلیم» برای انسان روشن میشود، باید ارزش والای معرفتی و عقلی داشته و با عقل صریح و روشن قابل محاسبه باشد. ۶. بر خلاف برنامهٔ «مخاطبه با قرآن» قرائت قرآن در اینجا به صورت تحقیق (یا مجلسی) خواهد بود و زمان آن کوتاه و بین ۵ تا ۷ دقیقه است. مدت سکوت پس از آن نیز تنها ۵ دقیقه خواهد بود و بعد از آن افراد میتوانند تجربیات خود را به اشتراک بگذارند. ۷. اگر برای صحبت و مطلب شفاهی بعد از انتهای جلسه میآیید، از آمدن خودداری کنید! تنها در صورتی بیایید که برای استماع قرآن و رسیدن به تجربهٔ «تکلیم» حاضر میشوید. در عین حال که ممکن است هیچ صحبت شفاهی هم گفته نشود! هیچ برنامهٔ قطعیِ قبلی غیر از استماع قرآن وجود ندارد و آنچه که در جلسه روی میدهد، بستگی به تجربهٔ عملی اعضاء دارد و هر کسی برای خود باید تصمیم بگیرد. ۸. فردا، دوشنبه، سوم اردیبهشت، ساعت ۵:۳۰ بامداد، اولین جلسه خواهد بود. همه چیز در حال آزمودن است و برنامه پس از این از طریق آزمون و خطا مشخص میشود.