أَتى أَمْرُ اللَّـهِ فَلا تَسْتَعْجِلُوهُ سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ (۱). در هنگامهی سختی و زمانهای که از هر سو حوادث ناگوار مومنین را دربرمیگیرد فرمان خداوند صادر شده و همهی اجزای آن به پایان رسیده اما این ما هستیم که آن را به تدریج درک میکنیم و به آن میرسیم.
فَلا تَسْتَعْجِلُوهُ (۱). آن چیزی که شما به عنوان امر خدا میدانید و برای آن عجله میکنید و شتاب دارید و بیتاب هستید و از رنجهایی که در راه آن تحمل میکنید نالان و گرفتارید این عجله و شتاب ، شتابی است که از نادانی و جهالت است. امر خدا صادر شده و به پایان رسیده و این ما هستیم که باید در این زمان از طریق آن ظرفمان را کامل کنیم. هر نگاهی به غیر از این نگاه شرکآلود است، به دلیل اینکه حقیقت این جهان را درک نمیکنیم. خداوند، با فرستادن ملائکه و روح بالاترین ملائک و فرشتگان خودش بر فرد خاصی که از میان بندگانش برگزیده، میخواهد به بندگان دیگرش انذار دهد و به آنها بفهماند که این جهان غیر از خداوند کس دیگری ندارد و به انسانها بگوید که فَاتَّقُونِ (۲) در مسیر صحیح باشید. برای انسان توضیح دهد که: خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ فَإذا هُوَ خَصِيمٌ مُبِين (۴). همهی این دشمنیها و خصمها از یک آب اندک و بیارزش آفریده شدهاند، از یک قطرهای که هرگز ارزشی ندارد. اگرچه که پس از اینکه به این جهان میرسد ناگهان یک ستیزهجوی آشکار میشود اما این ستیزهجویی شما را فریب ندهد و به شرک دچار نکند. در هنگامهی مرگ و سختی و زمانی که عزیزان انسان نابود میشوند و تکه پاره میشوند، زمانی که همه دربها بسته میشود اگر کسی صحبت از زیباییهای این جهان کند و از خوشیها بگوید و این لذت صبح و شام تکرار شود، برای انسان سخت و ناگوار میشود و فکر میکند که آن فرد چقدر بیتوجه است مگر صحبتی که از ناحیهی خداوند است و به انسان میفهماند که همهی اینها روی حساب و کتاب است. اینها را برای شما آفریدیم همانطور که نعمتها را برای شما آفریدیم و این حقیقت و عینیت وجود شماست که از این طریق به نتیجه میرسد. وَ الْخَيْلَ وَ الْبِغالَ وَ الْحَمِيرَ لِتَرْكَبُوها وَ زِينَةً وَ يَخْلُقُ ما لا تَعْلَمُونَ (۸). و آن چیزهایی که نمیدانید برای چه آفریده شده، اینها پوچ و عبث نبوده.
وَ عَلَى اللَّـهِ قَصْدُ السَّبِيلِ (۹). مسیر حق آن چیزی است که خداوند برای شما تعیین میکند نه آنچیزی که شما دوست دارید حتی اگر نامش معنویت، هدایت، پیروزی مومنین یا پیروزی حق بر باطل باشد! اما حق، راه درست، راه صحیح و هر چیزی که ارزش دارد همان است که از ناحیهی بینهایت به این جهان داده میشود و حقیقت این جهان است.
وَ لَوْ شاءَ لَهَداكُمْ أَجْمَعِينَ (۹) آیاخدا نمیتوانست همهی این قضایا را به گونهای دیگر رقم بزند؟ آیا او نیازی داشت؟ آیا او ناتوان بود؟ آیا این خصیم مبین که از قطرهای آب آفریده شده بر خداوند غالب است و خداوند نمیتواند او را تغییر دهد؟ يُنْبِتُ لَكُمْ بِهِ الزَّرْعَ وَ الزَّيْتُونَ وَ النَّخِيلَ وَ الْأَعْنابَ وَ مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ (۱۱). همهی اینها و همهی این زیباییها، تمام این لذتها و المها برای یک چیز است: إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ (۱۱). اینکه انسان لحظهای توجه کند به این جهان و بداند که خداوندی که ما را بر همهی جهان مسلط کرده: وَ سَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومُ مُسَخَّراتٌ بِأَمْرِهِ (۱۲). همهی اینها مسخر خداوند است و به یک دلیلی هستند.
إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ (۱۲). اگر ذرهای تعقل باشد و ذرهای توجه باشد، مسیر انسان همان است که از این قدرت بینهایت ساری و جاری میشود. کسی میتواند این را بفهمد که توجه کند.
وَ ما ذَرَأَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُخْتَلِفاً أَلْوانُهُ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَذَّكَّرُونَ (۱۳). انسان باید به خودش یادآوری کند این حقایقی که بر زندگی ما مسلط است و همهی این مشکلات ابزاری است که بهتر و بیشتر باعث توجه او به این عالم و حقیقت خودش شود که حقیقت، خودش است که بر این جهان مسلط است و همهی اینها برای یک چیز است: وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ (۱۴). تا به آن حقیقت شکر، حقیقت خویشتن برسی، که شکر، توجه به خویشتنی است که در این جهان ساری و جاری است.
لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ (۱۵). برای اینکه شما به هدایت برسید، هدایت هم چیزی نیست غیر از آن چیزی که درون انسان همیشه با اوست.
أَ فَمَنْ يَخْلُقُ كَمَنْ لا يَخْلُقُ أَ فَلا تَذَكَّرُونَ (۱۷). آیا توجه نمیکنید؟ و توجهاتی که دارید فقط نظری و عملی است اما با اندک مشکلاتی ناله و فغان انسان به آسمان میرود. اندک سختی انسان را از پا میاندازد، نه برای اینکه قدرت ندارد بلکه برای اینکه نمیخواهد!
أَ فَلا تَذَكَّرُونَ (۱۷). حتی اگر شما این حقایق درونیتان را نهان بکنید و خودتان را فریب دهید اما در پیشگاه بینهایت این آشکار است.
وَ اللَّـهُ يَعْلَمُ ما تُسِرُّونَ وَ ما تُعْلِنُونَ (۱۹). هرچیزی که فکر میکنید از طریق فریب خویشتن میتوانید آن را بپوشانید اما در حقیقت و عینیت این جهان جاری و ساری است. این چیزی است که باید انجام دهیم.
وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّـهِ لاتُحْصُوها (۱۸). این نعمتها هرگز تمام نمیشود.
إِنَّ اللَّهَ لَغَفُورٌ رَحِيمٌ (۱۸). هرچیزی که به اشتباه انجام دادیم، هر مسیر غلطی که رفتیم، هر ناشکری که کردیم باز هم خداوند غفور و رحیم است. بازگردید که اینجا درگاه بینهایت است.
فایل ها :
استماع و تکلیم با قرآن
وَ كَلَّمَ اللهُ مُوسىٰ تَكليماً: و خداوند با موسی سخن گفت؛ چه سخنگفتنی! اگرچه «تکلیم» مقام خاص حضرت موسی کلیمالله است، اما آیا با کلام خداوندی که بر جان و روح ما مینشیند، جواب و پاسخی شایسته از درون انسان نمیجوشد؟ «تکلیم» و «گفتوشنود» اگرچه به شکل کامل آن برای اولیای الهی رخ میدهد، اما قلب و روح ما در تشعشعی که از کلام الهی جذب میکند، پیوسته از درون خود با تمامی وجود و ظرفیت به تکلم میپردازد و این کلام و «تکلیم» گرچه از طرف ما با ظرفیت معرفتی محدود و ناقص و با هزاران خطا و اشتباه صورت میگیرد، اما جذبه و اقتدار کلام الهی اجازهٔ انحراف و خطا به آن نمیدهد و ما را پیوسته و پیوسته به «تکلیم»ِ بالاتر و کاملتر رهنمون میکند؛ و ما میتوانیم امیدوار باشیم که از طریق این تکلیم با حضرت حق ارتباطی کاملتر و نزدیکتر پیدا کنیم و از دریای ظلمانی جهل و غفلت به سوی قلههای نوری که در پس آن نور است (نور علی نور)، حرکت کنیم. پس چرا باید از چنین شاهراهی که به سوی تکلیم هموار است، از استماع آیات الهی غفلت کنیم: وَ إِذا قُرِئَ القُرآنُ فَاسْتَمِعوا لَهُ وَ أَنصِتوا لَعَلَّكُم تُرحَمونَ؛ پس چون قرآن را میشنوید، جان خود را برای شنیدن و توجهکردن به آن آماده کنید، ای بسا که رحمت و هدایت الهی شما را فرا گیرد. تذکرات: ۱. هنگام قرائت قرآن نهایت توجه و تمرکز خود را به کار گیرید و مقدمات آن را از قبل آماده کنید. ۲. همزمان با شنیدن آیات، توجه به خویشتن را به صورت کامل مراقبت کرده و هرگز از خود و احوال خود غافل نشوید. ۳. در توجه به خویشتن سعی کنید از هر نوع افکار روزمره و مشکلات و حوادث و چیزهای شبیه به آن خودداری کرده و توجه خود را به ذات خویش، بدون هیچ اضافه و مازادی، معطوف دارید. ۴. سؤالات و نیازها و مشکلات و هر آنچه که مربوط به زندگی روحی و حرکتی انسان است، به صورت خودجوش بر انسان هجوم میآورد و اگر انسان به آن توجه نکند، چهبسا جوابها و آگاهیها و افکار ارزشمندی به همان صورت خودجوش برای انسان فراهم شود. راه درست این است که تا انتهای استماع قرآن همچنان به آن بیاعتنا باشید: نه با آن مبارزه کنید و نه به آن اعتنا کنید. این باعث خواهد شد که افکار ارزشمند، بیشتر و بیشتر از درون انسان بجوشد. اگر در میانهٔ استماع قرآن به این افکار توجه کنید، در همان نقطه متوقف خواهد شد. بناء بر این، پس از پایان استماع و تمرکز و تأمل و سکوت میتوانید این افکار را یادداشت نمایید. ۵. توجه داشته باشید که هر برداشت و مشاهدهای تنها در صورتی اعتبار دارد که با عقل صریح و روشن موافقت داشته باشد. بناء بر این، احساسات برآمده از زندگی روزمره، حبوبغضهای رایج، افکار و مشاهدات داستانگونه و تخیلی، کلمات و جملاتی که معنای اندکی دارد و همچون خوابهای عادی انسان است و هر چیزی که معارف ارزشمند عقلانی در آن نباشد، نه تنها قابل اعتنا نیست، بلکه مانع انسان بوده و از خواطر بیارزش یا شیطانی است. بناء بر این، نباید به آن اعتنایی شود و اشتراکگذاشتن و حتی توجه به آن باعث اختلال روحی و فکری فرد و جمع شده و باید از آن خودداری کرد. آنچه در «استماع و تکلیم» برای انسان روشن میشود، باید ارزش والای معرفتی و عقلی داشته و با عقل صریح و روشن قابل محاسبه باشد. ۶. بر خلاف برنامهٔ «مخاطبه با قرآن» قرائت قرآن در اینجا به صورت تحقیق (یا مجلسی) خواهد بود و زمان آن کوتاه و بین ۵ تا ۷ دقیقه است. مدت سکوت پس از آن نیز تنها ۵ دقیقه خواهد بود و بعد از آن افراد میتوانند تجربیات خود را به اشتراک بگذارند. ۷. اگر برای صحبت و مطلب شفاهی بعد از انتهای جلسه میآیید، از آمدن خودداری کنید! تنها در صورتی بیایید که برای استماع قرآن و رسیدن به تجربهٔ «تکلیم» حاضر میشوید. در عین حال که ممکن است هیچ صحبت شفاهی هم گفته نشود! هیچ برنامهٔ قطعیِ قبلی غیر از استماع قرآن وجود ندارد و آنچه که در جلسه روی میدهد، بستگی به تجربهٔ عملی اعضاء دارد و هر کسی برای خود باید تصمیم بگیرد. ۸. فردا، دوشنبه، سوم اردیبهشت، ساعت ۵:۳۰ بامداد، اولین جلسه خواهد بود. همه چیز در حال آزمودن است و برنامه پس از این از طریق آزمون و خطا مشخص میشود.