انسانی که آرزوی رسیدن به مقام درونی دارد و سعی و آرزو و خواستهاش، رسیدن به مقصدی است که با حرکت درونی ممکن است، حتما به این مقصد خواهد رسید؛ به شرط عمل کردن. آن چیزی که در وجود انسان رخ میدهد، اجل الهی است. زمان معین شده؛ در این جهان و کائنات که انسان حتما به آن میرسد؛ به شرطی که خودش خراب نکند. تمامی جهان در خدمت انسان است و هر چیزی که رخ میدهد برای این است که انسان به هدفی که انتخاب کرده برسد. کسی که انتخابی نکرده، امکانی ندارد چون خودش به آن سمت نمیرود اما به محض اینکه این آرزو و انتخاب و این حرکت درونی را درخواست بکند تمام جهان و تمام کائنات در مسیر رساندن او به سوی آن هدف، مهندسی شده و آماده در خدمت او هستند. همه آن برنامه جهانی و برنامه کائنات که یک اجل و مقصدی دارد و آن مقصد الهی است. خداوند جهان را در خدمت انسان قرار داده تا به آن مقصد برسد. مشکلات و ناراحتیها و سختیهایی که انسان دچار میشود همه بخشی از آن برنامهای است که در اثر انتخاب خودش برایش حاصل شده است.
هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ (عنکبوت:۵)
او میبیند و داناست. آن خداوندی که جهان در یَد قدرت اوست. وقتی که ما جهان را متهم میکنیم به مقاومت در مقابل خواستههای ما، در واقع علم و شنوایی خداوند را زیر سوال میبریم! این امکان ندارد! به شکلهای مختلفی سعی میکنیم از این حقیقت فرار کنیم و سعی داریم با یک درخواست و صرف خواستن به آن برسیم در صورتیکه مشغول زندگی روزمرهمان هستیم.
انسان فکر میکند به محض اینکه گفت: من این را میخواهم و چیزی به عنوان درخواست درونیاش بود، بدون اینکه در مسیر عملی مورد آزمایش قرار بگیرد و مجبور باشد در آن مسیر طی طریق کند، به مسیر میرسد اما این تصور باطلی است. بدون مسیر طی کردن نمیشود به مقصد رسید.
این سنت الهی است از ابتدا. کسانی که ادعای "ایمان" و "درخواست" دارند و آن درخواست، " درونی" باشد، اینها باید در مسیر درخواست خودشان حرکت کنند. آنهایی که ادعای ایمان دارند اما ایمان جز انتخابشان نیست این ایمان به لسان روایات "ایمان عاریهای" است. ایمانی که حقیقتی ندارد و درون و کُنه وجود انسان ایمان نیاورده اما کسانی که ایمان حقیقی داشته باشند حتی اگر کافر باشند، جهان آنها را برمیگرداند.
چه مایی که گاهی اعمال باطل انجام میدهیم و فکر میکنیم که به دلیل این اعمال باطلمان، راه هدایت بسته شده، ما که فکر میکنیم که اگر چند عمل باطل انجام دادیم و گناه و اشتباهی مرتکب شدیم خدا ما را رها میکند این داوری بدی است. تا وقتی که این انتخاب بنیادین ما به سوی صلاح و درستی است پیوسته جهان کمک ما خواهد کرد و خداوند ما را رها نمیکند . این اعمال زشت ما باعث سبقت ما بر خداوند نمیشود. چه آنها که به شقاوت رسیدند از طریق ظلم و جنایت و پلیدی و قتل و کشتار و کارهای زشت، فکر میکنند که دست خداوند را میبندند و میتوانند بر خدا پیشی بگیرند و جهان را برای حکومت خودشان آماده کنند، اشتباه میکنند و هرگز به آن نمیرسند.
هر کاری که ما انجام میدهیم برای خودمان است و خداوند نیازی به تنبیه و کیفر دادن ما ندارد. اگر چیزی انجام میشود برای این است که انسان آگاه شود و بتواند بازگردد به سوی خداوند.
کسی که به سوی عمل صالح میل کند و ایمان بیاورد و اعمال صالحی داشته باشد ولو اندک همچون ما، لَنُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئاتِهِمْ، خداوند آن اعمال بدش را میپوشاند و تمام کائنات در خدمت او خواهد بود. وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَحْسَنَ الَّذِي كانُوا يَعْمَلُونَ، هنگام پاداش، بهترین پاداش را میدهد. پاداش اعمالش به تناسب خوبیهایش است و خداوند بدیهایش را میپوشاند و اگر مشکلاتی در مسیر است و اگر امکانی برای انسان مسدود میشود همه برای این است که به مراتب بالاتر و به جایی که شایستهاش بوده و انتخاب خودش بوده، برسد و از مشکلات وسط راه و از این منزلها گذر کند و به جایی که باید برسد، برسد.
فایل ها :
استماع و تکلیم با قرآن
وَ كَلَّمَ اللهُ مُوسىٰ تَكليماً: و خداوند با موسی سخن گفت؛ چه سخنگفتنی! اگرچه «تکلیم» مقام خاص حضرت موسی کلیمالله است، اما آیا با کلام خداوندی که بر جان و روح ما مینشیند، جواب و پاسخی شایسته از درون انسان نمیجوشد؟ «تکلیم» و «گفتوشنود» اگرچه به شکل کامل آن برای اولیای الهی رخ میدهد، اما قلب و روح ما در تشعشعی که از کلام الهی جذب میکند، پیوسته از درون خود با تمامی وجود و ظرفیت به تکلم میپردازد و این کلام و «تکلیم» گرچه از طرف ما با ظرفیت معرفتی محدود و ناقص و با هزاران خطا و اشتباه صورت میگیرد، اما جذبه و اقتدار کلام الهی اجازهٔ انحراف و خطا به آن نمیدهد و ما را پیوسته و پیوسته به «تکلیم»ِ بالاتر و کاملتر رهنمون میکند؛ و ما میتوانیم امیدوار باشیم که از طریق این تکلیم با حضرت حق ارتباطی کاملتر و نزدیکتر پیدا کنیم و از دریای ظلمانی جهل و غفلت به سوی قلههای نوری که در پس آن نور است (نور علی نور)، حرکت کنیم. پس چرا باید از چنین شاهراهی که به سوی تکلیم هموار است، از استماع آیات الهی غفلت کنیم: وَ إِذا قُرِئَ القُرآنُ فَاسْتَمِعوا لَهُ وَ أَنصِتوا لَعَلَّكُم تُرحَمونَ؛ پس چون قرآن را میشنوید، جان خود را برای شنیدن و توجهکردن به آن آماده کنید، ای بسا که رحمت و هدایت الهی شما را فرا گیرد. تذکرات: ۱. هنگام قرائت قرآن نهایت توجه و تمرکز خود را به کار گیرید و مقدمات آن را از قبل آماده کنید. ۲. همزمان با شنیدن آیات، توجه به خویشتن را به صورت کامل مراقبت کرده و هرگز از خود و احوال خود غافل نشوید. ۳. در توجه به خویشتن سعی کنید از هر نوع افکار روزمره و مشکلات و حوادث و چیزهای شبیه به آن خودداری کرده و توجه خود را به ذات خویش، بدون هیچ اضافه و مازادی، معطوف دارید. ۴. سؤالات و نیازها و مشکلات و هر آنچه که مربوط به زندگی روحی و حرکتی انسان است، به صورت خودجوش بر انسان هجوم میآورد و اگر انسان به آن توجه نکند، چهبسا جوابها و آگاهیها و افکار ارزشمندی به همان صورت خودجوش برای انسان فراهم شود. راه درست این است که تا انتهای استماع قرآن همچنان به آن بیاعتنا باشید: نه با آن مبارزه کنید و نه به آن اعتنا کنید. این باعث خواهد شد که افکار ارزشمند، بیشتر و بیشتر از درون انسان بجوشد. اگر در میانهٔ استماع قرآن به این افکار توجه کنید، در همان نقطه متوقف خواهد شد. بناء بر این، پس از پایان استماع و تمرکز و تأمل و سکوت میتوانید این افکار را یادداشت نمایید. ۵. توجه داشته باشید که هر برداشت و مشاهدهای تنها در صورتی اعتبار دارد که با عقل صریح و روشن موافقت داشته باشد. بناء بر این، احساسات برآمده از زندگی روزمره، حبوبغضهای رایج، افکار و مشاهدات داستانگونه و تخیلی، کلمات و جملاتی که معنای اندکی دارد و همچون خوابهای عادی انسان است و هر چیزی که معارف ارزشمند عقلانی در آن نباشد، نه تنها قابل اعتنا نیست، بلکه مانع انسان بوده و از خواطر بیارزش یا شیطانی است. بناء بر این، نباید به آن اعتنایی شود و اشتراکگذاشتن و حتی توجه به آن باعث اختلال روحی و فکری فرد و جمع شده و باید از آن خودداری کرد. آنچه در «استماع و تکلیم» برای انسان روشن میشود، باید ارزش والای معرفتی و عقلی داشته و با عقل صریح و روشن قابل محاسبه باشد. ۶. بر خلاف برنامهٔ «مخاطبه با قرآن» قرائت قرآن در اینجا به صورت تحقیق (یا مجلسی) خواهد بود و زمان آن کوتاه و بین ۵ تا ۷ دقیقه است. مدت سکوت پس از آن نیز تنها ۵ دقیقه خواهد بود و بعد از آن افراد میتوانند تجربیات خود را به اشتراک بگذارند. ۷. اگر برای صحبت و مطلب شفاهی بعد از انتهای جلسه میآیید، از آمدن خودداری کنید! تنها در صورتی بیایید که برای استماع قرآن و رسیدن به تجربهٔ «تکلیم» حاضر میشوید. در عین حال که ممکن است هیچ صحبت شفاهی هم گفته نشود! هیچ برنامهٔ قطعیِ قبلی غیر از استماع قرآن وجود ندارد و آنچه که در جلسه روی میدهد، بستگی به تجربهٔ عملی اعضاء دارد و هر کسی برای خود باید تصمیم بگیرد. ۸. فردا، دوشنبه، سوم اردیبهشت، ساعت ۵:۳۰ بامداد، اولین جلسه خواهد بود. همه چیز در حال آزمودن است و برنامه پس از این از طریق آزمون و خطا مشخص میشود.