جستجو
ورود کاربران
32 - تسبیح (سورهٔ روم)


فَسُبْحانَ اللَّـهِ حِينَ تُمْسُونَ وَ حِينَ تُصْبِحُونَ(روم:۱۷)

تسبیح انسان، آن عملی است که صبح و شب باید انجام بدهد، نه برای اینکه کاری انجام داده باشد بلکه برای اینکه حقیقت را ببیند و گرفتار زندان خودش نشود. این تسبیح یعنی رها شدن از محدودیت‌ها و رفتن به سوی خویشتنی که نامتناهی است. خداوند از رگ گردن به او نزدیک‌تر است. خداوند اربابی در آسمان‌ها نیست. خدای کنار، خدای واقعی نیست. این حقیقتی است که بر تمام کائنات حاکم است اما نه در آن حلول می‌کند و نه از آن بیرون است. این توجه انسان به نفی زندان خودش و گرفتار نشدن در این زندانی که در لحظه هست در صبح و شام، همان چیزی است که تسبیح حقیقی است.

"تسبیح حقیقی" یعنی به زندان عادت نکردن، اصیل ندانستن زندان و به زندان خوش نبودن. این چیزی است که انسان را سبک و بی‌وزن و رها می‌کند. زمانی که انسان سنگین می‌شود، زمانی که دست و پاهایش گرفتار می‌شود، زمانی که ذهنش پر از تخیلات و کینه‌ها و مسائل و تحلیل‌ها و درخواست‌هاست، این زمانی است که خودش، خودش را در این زندان گرفتار کرده و تسبیح رها شدن از این زندان است.

مرحله اول رهایی، مرحله‌ای است که انسان این زندان را رها کند. هر چه که به نامتناهی توجه بیشتری کند به معنای این است که در زندان دیگری گیر نکرده و این سیلان همان سیلانی است که نور با همه لطافتش خودنمایی می‌کند. این "حقیقت انسانی" است. این تجربه در هر لحظه برای همه‌ی ما امکان دارد.

وَ لَهُ الْحَمْدُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ عَشِيًّا وَ حِينَ تُظْهِرُونَ(روم:۱۸)

آسمان و زمین تفاوتی در این حمد ندارند. شب و روز و صبح و عصر و ظهر زمان تسبیح و حمد است و حقیقت تسبیح و حمد در وجود انسان است. چیزی بیرون از انسان نیست. خدایی در آسمان نیست که به او توجه کنیم. خدا حقیقت بی‌نهایتی است که ما به او توجه می‌کنیم و توجه ما از طریق رها شدن از این زندان‌هاست.

يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ يُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ(روم:۱۹)

وقتی که انسان در زندان خودش گرفتار است، مرده است و وقتی که از آن رها می‌شود، زنده است. هرچه که رها‌تر شود زنده‌تر می‌شود.

وَ كَذلِكَ تُخْرَجُونَ(روم:۱۹)

این‌‌طور است که انسان از گور خودش بیرون می‌آید. در این زمان در قیامت درونی خودش یا در قیامت آفاقی که در انتهای این جهان برقرار می‌شود. همه‌ی آسمان و زمین برای این است که انسان به این مطلب توجه کند. آیات فراوانی که در آسمان و زمین است و بعضی از آن‌ها را خداوند در این آیات می‌شمارد و پیوسته می‌فرماید که:

إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ(روم:۲۱)
إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِلْعالِمِينَ(روم:۲۲)
إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَسْمَعُونَ(روم:۲۳)
إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ(روم:۲۴)
همه‌ی این‌ها آیاتی است.

یکی از آیات این است که شما از این تراب (خاک) از بی‌ارزش‌ترین چیز آفریده شدید و سپس در این جهان مانند انسانی منتشر شدید. این انتشار نباید شما را از این خاکی بودن فارغ کند و غفلت کنید. ارزش و اهمیت انسان به این تناقض است که از این موجود کم ارزش، از گل بد‌بو، از خاک آفریده شده و سپس یک انسانی شده که تا بی‌نهایت می‌رود. زندگی انسانی هم یکنواخت نیست.

خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً(روم:۲۱)

این دوگانگی جنسیتی که در این جهان ایجاد شده یک آیه و نشانه‌ی دیگری است برای حمد و تسبیح حقیقی. لحظه‌ای توجه به این سکونت و راحتی به شما کمک می‌کند که از این زندان، راحت و خلاص شوید.

وَ مِنْ آياتِهِ خَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَ أَلْوانِكُمْ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِلْعالِمِينَ(روم:۲۲)

توجه به این گوناگونی، اینکه همه به یک گونه نیستند، یکی مجرد است و یکی متاهل، این گوناگونی به شما کمک می‌کند که از این زندان‌هایتان رها شوید. هر چیزی، در هر موضوعی که برای شما اصل شود، حتی این آیات، حتی یک آیه‌ی خاص، آیه‌ی ازدواج، آیه‌ی سکونت،آیه‌ی اختلاف لیل و نهار، آیه‌ی "مَنامُكُمْ بِاللَّيْلِ وَ النَّهارِ" آیه‌ی "ابْتِغاؤُكُمْ مِنْ فَضْلِهِ"، هر زمانی که لحظه‌ای خودتان را در یک مرحله نگه‌دارید، آن زمانی است که در زندان گیر کرده‌اید.

إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَسْمَعُونَ(روم:۲۳)

اگر گوش شنوایی باشد. انسان این موارد را ببیند و پشت گوش نیندازد و صبح و شب در حال تسبیح حقیقی باشد و نه تسبیح ظاهری، تسبیح حقیقی یعنی رها شدن انسان از این زندان و هرچه رها‌تر شود به واقعیت بی‌نهایت جهان توجه بیشتری می‌کند و آن "حقیقتِ نور" است. وقتی که در این زندان گرفتار است، همان ظلمتی است که با سنگینی و غلظت بر انسان هجوم می‌آورد. به محض این که انسان از این زندان خلاص شود، از این تاریکی به سمت نور می‌رود و مرده زنده می‌شود. این زندگی حقیقی است که درون انسان هست و آن زندگی آخرتی، باطن همین زندگی است. هرکس که در این جهان زنده‌تر است پس از مرگ این حقیقت برایش آشکارتر می‌شود و او رهاتر و آزادتر است.

رحمت الهی همین الان بر انسان جاریست، اگرچه نمی‌بیند، اما آثارش را می‌بیند. آن سبکی و بی‌وزنی ذهن خالی، رهایی، از بین رفتن سنگینی ظلمت و نوری که بر انسان هجوم می‌آورد. لحظه لحظه‌ی این‌ها برای انسان قابل تجربه است. هر لحظه، در هر حادثه، در هر شرایط، در هرجا. صبح و ظهر و شام، هنگام ابتغاء فضل(یعنی کسب و کار)، هنگام اشتغال، هنگامی که گرفتار در یک محیط کاری است و آن محیط در حال نابود کردن اوست! اگر لحظه‌ای از این زندان خودش بیرون بیاید نور را می‌بیند. اگر آن زندان را رها کند به سمت بی‌نهایت توجه می‌کند. این حقیقت رهایی از زندان است. تسبیح و حمد غیر از این چیزی نیست.


فایل ها :


استماع و تکلیم با قرآن

وَ كَلَّمَ اللهُ مُوسىٰ تَكليماً: و خداوند با موسی سخن گفت؛ چه سخن‌گفتنی! اگرچه «تکلیم» مقام خاص حضرت موسی کلیم‌الله است، اما آیا با کلام خداوندی که بر جان و روح ما می‌نشیند، جواب و پاسخی شایسته از درون انسان نمی‌جوشد؟ «تکلیم» و «گفت‌وشنود» اگرچه به شکل کامل آن برای اولیای الهی رخ می‌دهد، اما قلب و روح ما در تشعشعی که از کلام الهی جذب می‌کند، پیوسته از درون خود با تمامی وجود و ظرفیت به تکلم می‌پردازد و این کلام و «تکلیم» گرچه از طرف ما با ظرفیت معرفتی محدود و ناقص و با هزاران خطا و اشتباه صورت می‌گیرد، اما جذبه و اقتدار کلام الهی اجازهٔ انحراف و خطا به آن نمی‌دهد و ما را پیوسته و پیوسته به «تکلیم»ِ بالاتر و کامل‌تر رهنمون می‌کند؛ و ما می‌توانیم امیدوار باشیم که از طریق این تکلیم با حضرت حق ارتباطی کامل‌تر و نزدیک‌تر پیدا کنیم و از دریای ظلمانی جهل و غفلت به سوی قله‌های نوری که در پس آن نور است (نور علی نور)، حرکت کنیم. پس چرا باید از چنین شاه‌راهی که به سوی تکلیم هموار است، از استماع آیات الهی غفلت کنیم: وَ إِذا قُرِئَ القُرآنُ فَاسْتَمِعوا لَهُ وَ أَنصِتوا لَعَلَّكُم تُرحَمونَ؛ پس چون قرآن را می‌شنوید، جان خود را برای شنیدن و توجه‌کردن به آن آماده کنید، ای بسا که رحمت و هدایت الهی شما را فرا گیرد. تذکرات: ۱. هنگام قرائت قرآن نهایت توجه و تمرکز خود را به کار گیرید و مقدمات آن را از قبل آماده کنید. ۲. هم‌زمان با شنیدن آیات، توجه به خویشتن را به صورت کامل مراقبت کرده و هرگز از خود و احوال خود غافل نشوید. ۳. در توجه به خویشتن سعی کنید از هر نوع افکار روزمره و مشکلات و حوادث و چیزهای شبیه به آن خودداری کرده و توجه خود را به ذات خویش، بدون هیچ اضافه و مازادی، معطوف دارید. ۴. سؤالات و نیازها و مشکلات و هر آن‌چه که مربوط به زندگی روحی و حرکتی انسان است، به صورت خودجوش بر انسان هجوم می‌آورد و اگر انسان به آن توجه نکند، چه‌بسا جواب‌ها و آگاهی‌ها و افکار ارزشمندی به همان صورت خودجوش برای انسان فراهم شود. راه درست این است که تا انتهای استماع قرآن هم‌چنان به آن بی‌اعتنا باشید: نه با آن مبارزه کنید و نه به آن اعتنا کنید. این باعث خواهد شد که افکار ارزش‌مند، بیشتر و بیشتر از درون انسان بجوشد. اگر در میانهٔ استماع قرآن به این افکار توجه کنید، در همان نقطه متوقف خواهد شد. بناء بر این، پس از پایان استماع و تمرکز و تأمل و سکوت می‌توانید این افکار را یادداشت نمایید. ۵. توجه داشته باشید که هر برداشت و مشاهده‌ای تنها در صورتی اعتبار دارد که با عقل صریح و روشن موافقت داشته باشد. بناء بر این، احساسات برآمده از زندگی روزمره، حب‌وبغض‌های رایج، افکار و مشاهدات داستان‌گونه و تخیلی، کلمات و جملاتی که معنای اندکی دارد و هم‌چون خواب‌های عادی انسان است و هر چیزی که معارف ارزش‌مند عقلانی در آن نباشد، نه تنها قابل اعتنا نیست، بل‌که مانع انسان بوده و از خواطر بی‌ارزش یا شیطانی است. بناء بر این، نباید به آن اعتنایی شود و اشتراک‌گذاشتن و حتی توجه به آن باعث اختلال روحی و فکری فرد و جمع شده و باید از آن خودداری کرد. آن‌چه در «استماع و تکلیم» برای انسان روشن می‌شود، باید ارزش والای معرفتی و عقلی داشته و با عقل صریح و روشن قابل محاسبه باشد. ۶. بر خلاف برنامهٔ «مخاطبه با قرآن» قرائت قرآن در این‌جا به صورت تحقیق (یا مجلسی) خواهد بود و زمان آن کوتاه و بین ۵ تا ۷ دقیقه است. مدت سکوت پس از آن نیز تنها ۵ دقیقه خواهد بود و بعد از آن افراد می‌توانند تجربیات خود را به اشتراک بگذارند. ۷. اگر برای صحبت و مطلب شفاهی بعد از انتهای جلسه می‌آیید، از آمدن خودداری کنید! تنها در صورتی بیایید که برای استماع قرآن و رسیدن به تجربهٔ «تکلیم» حاضر می‌شوید. در عین حال که ممکن است هیچ صحبت شفاهی هم گفته نشود! هیچ برنامهٔ قطعیِ قبلی غیر از استماع قرآن وجود ندارد و آن‌چه که در جلسه روی می‌دهد، بستگی به تجربهٔ عملی اعضاء دارد و هر کسی برای خود باید تصمیم بگیرد. ۸. فردا، دوشنبه، سوم اردیبهشت، ساعت ۵:۳۰ بامداد، اولین جلسه خواهد بود. همه چیز در حال آزمودن است و برنامه پس از این از طریق آزمون و خطا مشخص می‌شود.


بحث :


آخرین جلسات برگزار شده ؟
210 - 00
1405-05-06
نگارش برای انتخاب
209 - 00
1405-04-30
نگارش برای انتخاب
208 - 00
1405-04-23
نگارش برای انتخاب
199 - 00
1405-02-08
نگارش برای انتخاب
کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب این سایت تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.
با ما در شبکه های اجتماعی