وَ هُوَ الَّذِي مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ هذا عَذْبٌ فُراتٌ وَ هذا مِلْحٌ أُجاجٌ وَ جَعَلَ بَيْنَهُما بَرْزَخاً وَ حِجْراً مَحْجُوراً(فرقان: ۵۳)
سرتاسر زندگی انسان پر از حوادثی است همچون دو دریای متفاوت؛ دریایی با طعم خوش و گوارا و دریایی با طعم شور و تلخ. دو دریای حوادث که انسان را احاطه کرده و انسان در میان آنها هر دو را همزمان احساس میکند. همه چیز آماده است تنها انسان است که باید حرکت کند و نگاهی به خودش بیندازد.
این انسانی که از هیچ آفریده شده، از قطرهای آب و این قطره تبدیل به انسان شده و انسان پیوندهای نسبی و سببی ایجاد کرده و نسلش از ابتدای بشریت تا قیامت ادامه دارد با انواع نسبها و سببها. همهی اینها برای این است که انسان خودش را ببیند؛ خودش را میان این دو دریای شور و شیرین ببیند؛ در میان دریای حوادث. حوادثی گوارا و حوادثی تلخ و لحظهای به خودش بپردازد.
كانَ رَبُّكَ قَدِيراً(فرقان: ۵۴)
خداوند احتیاجی به این موارد و به عذاب بشر ندارد همانطور که برای شیرین کردن زندگی انسان مانعی روبهروی او نیست. این برای خود انسان است. اما انسان چه میکند؟!
وَ يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّـهِ ما لا يَنْفَعُهُمْ وَ لا يَضُرُّهُمْ (فرقان:۵۵)
انسان پیوسته به دنبال لغویاتی است که هیچ اثری در زندگی دنیایی و آخرتش ندارد و از این دست بردار نیست.
انسانی که به کفران رسیده، همهی آیات الهی را نمیبیند و عقلش را تعطیل کرده و هرگز حاضر به نگاه کردن نیست، نه تنها این گونه است بلکه با هر موضوعی و به هر بهانهای که میتواند بر علیه این حرکت نامتناهی و بر ربی که بینهایت است و بر مسیری که تا بینهایت و تا نامتناهی ادامه پیدا میکند، شورش میکند و با تمام قوا به آن سمت میرود.
وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ مُبَشِّراً وَ نَذِيراً(فرقان:۵۶)
بنا نیست که پیامبر غیر از گفتن و تذکر دادن و بشارت و بیم دادن کار دیگری داشته باشد و از انسان هیچ چیز نمیخواهند الا: قُلْ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلاَّ مَنْ شاءَ أَنْ يَتَّخِذَ إِلى رَبِّهِ سَبِيلاً(فرقان:۵۷)
خداوند و رسولانش و اولیاء الهی هیچ اجرتی، هیچ پاداشی، هیچ چیزی از ما انسانها نمیخواهند به جز اینکه کسی که میخواهد به سمت این بینهایت برود به این شاهراه توجه کند و برود چون راه برایش باز است. توجه کند به "وَ تَوَكَّلْ عَلَى الْحَيِّ الَّذِي لا يَمُوتُ"(فرقان:۵۸) به این خدای بینهایتی که انتها ندارد و تمام نمیشود توکل کند و به این مسیر و به این شاهراه و به جهان و همه چیزی که برای انسان آماده کرده، توجه کند.
وقتی که از انسان خواسته میشود که به سمت این بینهایت حرکت کند، لحظهای از زندان خودش بیرون بیایید و به حقیقتی که بر جهان حاکم است توجه کنید.حقیقتی که همهی آن برای این است که او را یک قدم از این نفرت درونی بیرون بیاورد. این رحمت الهی بینهایت است و ما در مقابل میگوییم: قالُوا وَ مَا الرَّحْمنُ(فرقان:۶۰). این رحمت کجاست؟!
اما در مقابل، آنهایی که این مسیر را انتخاب میکنند و میروند. همان بندگان و کسانی که این رحمت را میبینند و از زندان خودشان خارج میشوند و این مسیر بینهایت را طی میکنند و به آن نگاه میکنند. آنها کسانی هستند که در این زندگی بر روی این زمین حرکت می کنند و در زندگی روزمرهشان با آرامش و فروتنی رفتار میکنند و این زندان درونشان را با تمامی جهان یکی نمیگیرند. فروتن هستند و میفهمند که در زندان خودشان هستند.
انسانهایی که سجده و قیام و قعود و توجه دارند، بهخصوص در شبهایی که اینها به آرامش توجه میکنند و زندگی روزمره آنچنان آنها را درهم نشکسته که شب آنها نابود شود.
کسانی که در زندگی اعتدال را رعایت میکنند و نه حالت افراط دارند و نه تفریط.
وَ الَّذِينَ لا يَدْعُونَ مَعَ اللَّـهِ إِلهاً آخَرَ (فرقان:۶۸)
در این مسیر صحیح، در این ترک زندانها به جای این که زندان را ترک کنند، به یک معبود دیگر، به یک اندیشه و به هر چیزی که آنها را نگهدارد، نمیپردازند. اینها کسانی هستند که: إِلاَّ مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّـهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ كانَ اللَّـهُ غَفُوراً رَحِيماً(فرقان:۷۰) کسانی که برمیگردند و به این بینهایت توجه میکنند از زندان خودشان بیرون میآیند و یک عمل صالح و یک حرکت کوچک و یک قدم و یک وجب تکان میخورند، خداوند سیئات آنها را به حسنات تبدیل میکند و غفران و رحمت خداوند برای این انسانها آماده است. اگر انسان خودش از این فرار نکند.
فایل ها :
استماع و تکلیم با قرآن
وَ كَلَّمَ اللهُ مُوسىٰ تَكليماً: و خداوند با موسی سخن گفت؛ چه سخنگفتنی! اگرچه «تکلیم» مقام خاص حضرت موسی کلیمالله است، اما آیا با کلام خداوندی که بر جان و روح ما مینشیند، جواب و پاسخی شایسته از درون انسان نمیجوشد؟ «تکلیم» و «گفتوشنود» اگرچه به شکل کامل آن برای اولیای الهی رخ میدهد، اما قلب و روح ما در تشعشعی که از کلام الهی جذب میکند، پیوسته از درون خود با تمامی وجود و ظرفیت به تکلم میپردازد و این کلام و «تکلیم» گرچه از طرف ما با ظرفیت معرفتی محدود و ناقص و با هزاران خطا و اشتباه صورت میگیرد، اما جذبه و اقتدار کلام الهی اجازهٔ انحراف و خطا به آن نمیدهد و ما را پیوسته و پیوسته به «تکلیم»ِ بالاتر و کاملتر رهنمون میکند؛ و ما میتوانیم امیدوار باشیم که از طریق این تکلیم با حضرت حق ارتباطی کاملتر و نزدیکتر پیدا کنیم و از دریای ظلمانی جهل و غفلت به سوی قلههای نوری که در پس آن نور است (نور علی نور)، حرکت کنیم. پس چرا باید از چنین شاهراهی که به سوی تکلیم هموار است، از استماع آیات الهی غفلت کنیم: وَ إِذا قُرِئَ القُرآنُ فَاسْتَمِعوا لَهُ وَ أَنصِتوا لَعَلَّكُم تُرحَمونَ؛ پس چون قرآن را میشنوید، جان خود را برای شنیدن و توجهکردن به آن آماده کنید، ای بسا که رحمت و هدایت الهی شما را فرا گیرد. تذکرات: ۱. هنگام قرائت قرآن نهایت توجه و تمرکز خود را به کار گیرید و مقدمات آن را از قبل آماده کنید. ۲. همزمان با شنیدن آیات، توجه به خویشتن را به صورت کامل مراقبت کرده و هرگز از خود و احوال خود غافل نشوید. ۳. در توجه به خویشتن سعی کنید از هر نوع افکار روزمره و مشکلات و حوادث و چیزهای شبیه به آن خودداری کرده و توجه خود را به ذات خویش، بدون هیچ اضافه و مازادی، معطوف دارید. ۴. سؤالات و نیازها و مشکلات و هر آنچه که مربوط به زندگی روحی و حرکتی انسان است، به صورت خودجوش بر انسان هجوم میآورد و اگر انسان به آن توجه نکند، چهبسا جوابها و آگاهیها و افکار ارزشمندی به همان صورت خودجوش برای انسان فراهم شود. راه درست این است که تا انتهای استماع قرآن همچنان به آن بیاعتنا باشید: نه با آن مبارزه کنید و نه به آن اعتنا کنید. این باعث خواهد شد که افکار ارزشمند، بیشتر و بیشتر از درون انسان بجوشد. اگر در میانهٔ استماع قرآن به این افکار توجه کنید، در همان نقطه متوقف خواهد شد. بناء بر این، پس از پایان استماع و تمرکز و تأمل و سکوت میتوانید این افکار را یادداشت نمایید. ۵. توجه داشته باشید که هر برداشت و مشاهدهای تنها در صورتی اعتبار دارد که با عقل صریح و روشن موافقت داشته باشد. بناء بر این، احساسات برآمده از زندگی روزمره، حبوبغضهای رایج، افکار و مشاهدات داستانگونه و تخیلی، کلمات و جملاتی که معنای اندکی دارد و همچون خوابهای عادی انسان است و هر چیزی که معارف ارزشمند عقلانی در آن نباشد، نه تنها قابل اعتنا نیست، بلکه مانع انسان بوده و از خواطر بیارزش یا شیطانی است. بناء بر این، نباید به آن اعتنایی شود و اشتراکگذاشتن و حتی توجه به آن باعث اختلال روحی و فکری فرد و جمع شده و باید از آن خودداری کرد. آنچه در «استماع و تکلیم» برای انسان روشن میشود، باید ارزش والای معرفتی و عقلی داشته و با عقل صریح و روشن قابل محاسبه باشد. ۶. بر خلاف برنامهٔ «مخاطبه با قرآن» قرائت قرآن در اینجا به صورت تحقیق (یا مجلسی) خواهد بود و زمان آن کوتاه و بین ۵ تا ۷ دقیقه است. مدت سکوت پس از آن نیز تنها ۵ دقیقه خواهد بود و بعد از آن افراد میتوانند تجربیات خود را به اشتراک بگذارند. ۷. اگر برای صحبت و مطلب شفاهی بعد از انتهای جلسه میآیید، از آمدن خودداری کنید! تنها در صورتی بیایید که برای استماع قرآن و رسیدن به تجربهٔ «تکلیم» حاضر میشوید. در عین حال که ممکن است هیچ صحبت شفاهی هم گفته نشود! هیچ برنامهٔ قطعیِ قبلی غیر از استماع قرآن وجود ندارد و آنچه که در جلسه روی میدهد، بستگی به تجربهٔ عملی اعضاء دارد و هر کسی برای خود باید تصمیم بگیرد. ۸. فردا، دوشنبه، سوم اردیبهشت، ساعت ۵:۳۰ بامداد، اولین جلسه خواهد بود. همه چیز در حال آزمودن است و برنامه پس از این از طریق آزمون و خطا مشخص میشود.