جستجو
ورود کاربران
2 - دستورالعمل «توجّه به نفس»


📌دستورالعمل توجه به نفس

🔸️معنای بازگشت به خویشتن این است که انسان هر فکر، اندیشه، تمایل، توجه، خاطره و ظاهر و باطن قرآن و هر چیزی که هست را رها کند و به سمتش نرود و ترک کند.

ترک کردن یعنی چه؟ آیا یعنی این‌که انسان به زور این‌ها را کنار بگذارد و یا مبارزه کند؟

نه! این افکار، اندیشه‌ها و انواع چیزها پیوسته برای انسان حاصل می‌شود آن کاری که انسان نباید انجام دهد این است که انسان با اختیار و توجه خودش به سمت این افکار و هر چیز دیگری نرود.

🔸️افکار مثل یک سیل بنیان برافکن، مثل این ایلغار مغول، حمله‌ی تاتار به انسان حمله می‌کنند. انسان فکر می‌کند نزدیک است که تمام زندگیش نابود شود و هرچه هم که تمرکز شدیدتر شود این هجوم شدیدتر خواهد شد. اما همان لحظه که این هجوم با این شدت به سمت انسان می‌آید، خود انسان می‌فهمد که این‌ها یه هجوم پر هیبت و وحشتناک است اما هرگز نمی‌توانند انسان را از جای خودش بکنند، آدمی که قبل از این افکار بوده الان هم هست و همان اراده‌ای که قبلاً داشته الان هم دارد و همان توانی که قبلاً داشته الان هم دارد. اختیار هم با خودش است و می‌تواند به اختیار خودش به سمت این افکار نرود. این افکار می‌آیند و وجودش را مصادره می‌کنند اما انسان باز هم زنده است و می‌تواند با دست خودش و با اختیار خودش به سمت این افکار نرود ولی بداند که این فکر به سمت انسان می‌آید و نابود می‌کند اما به محض که احساس کرد که نابود شده دوباره می‌بیند که هست. اگر انسان به این وضعیت میدان ندهد، این فکر دیگر نمی‌تواند ادامه پیدا کند و بعد یک فکر دیگر می‌آید و همین‌طور فکر دوم،سوم و هرگز تمام نخواهد شد اما همین که انسان به دست خودش به سمت این افکار نرود همین کافی است.

🔸️البته گاهی انسان توجه می‌کند، اما به چه؟ فرض کنید به بدن خودش، به یک شمع، یا به هر چیزی که بتواند دستاویزی باشد. مانند کسی که در میان سیلاب گرفتار شده و برای نجات، دستش را به درختی می‌گیرد تا جریان او را نبرد. این اشکالی ندارد؛ کمکی است. اما به یک شرط: اینکه این درخت خود به مسئله‌ی اصلی بدل نشود، بلکه تنها تکیه‌گاهی باشد که انسان را یاری کند.

این افکار هیچ‌وقت تمام نخواهد شد.

اصلاً امکان ندارد که در این ماه رمضان، این هجوم، این غارتِ افکار، اندیشه‌ها، خیالات، تمایلات، اعتقادات، تردیدها و پرسش‌ها لحظه‌ای شما را رها کند. محال است که در این خلوت‌های رمضان، حتی برای یک لحظه، از آن‌ها رها شوید.

اما این توجه شما به خود و بی‌توجهی به آن‌ها همان چیزی است که شوک‌های عظیم را به شما وارد می‌کند. شما تا حالا عادت داشتید که دنبال این افکار بروید اگر فکری را کنار می‌گذاشتید به دنبال یک مسئله‌ی اعتقادی می‌رفتید، اگر آن را پیدا می‌کردید بعد به دنبال یک احساس می‌رفتید بعد مثلا به دنبال عشق امام حسین علیه‌السلام و یا امام رضا علیه‌السلام.

🔸️حالا به خاطر این‌که یک حقیقت برتری را پیدا کنید و آن حقیقت توحید و ولایت را پیدا کنید همه‌ی این‌ها را کنار بگذارید. فرقی هم ندارد که ظاهر قرآن یا ترجمه‌ی قرآن و یا هر چیز دیگر. اگر انسان توجه‌اش به ترجمه‌ی قرآن باشد دیگر نمی‌تواند توجه به خودش داشته باشد، در عین این‌که بازگشت به خویشتن باعث می‌شود همه‌ی این افکار متعالیِ توحیدی و ولایی در یک سطح دیگری شروع به جوشیدن و جوشاندن کند. این جوشیدن و جوشاندن مانند یک آتشفشانی که از درون انسان سر موقعش فوران خواهد کرد که زمانش هم معلوم نیست، فرداست یا پس فردا و یا یک هفته یا ۱۰ روز دیگر و شاید اصلا این ماه رمضان نباشد ولی کار شما باید ادامه داشته باشد تا موقعش برسد. مثل یک آتشفشانی از وجود انسان تراوش می‌کند، قبل از این آتشفشان، افکار و مشاهدات و یا مکاشفات با یک چیزهای ارزشمندی از درون انسان حاصل می‌شود؛

همین الان (در همین دو، سه روز) هم ممکن است برای شما حاصل شده باشد منتها هیچ کدام از این‌ها نباید دوباره فکر شما را مشغول کند. هر کدام از این‌ها به محض این که با اختیار خود به سمتش بروید، همان‌جا متوقف می‌شود، حتی بالاترین اندیشه.

🔸️اصل این مسیر بازگشت به خویش این است که انسان هیچ‌جا توقف نکند و پیوسته این راه را ادامه دهد. مثلا شما مشاهده کردید که یک موجود مقدسی را می‌بینید، ملائکه پیش آمد، چیزهای عجیبی نیست! ممکن است خیلی راحت برای شما حاصل شود، به محض اینکه شما با اختیار خود به سمت آن‌ها بروید همان‌جا متوقف خواهد شد؛ لذت بردن از این شرایط اشکالی ندارد ولی به سمتش نروید. مسیر این است که به هیچ یک از این‌ها توجه نکنید. یک حقیقتی هست که از همه‌ی این‌ها بالاتر است؛ اگر از این‌ها عبور کنم به مراتب بالاتر می‌رسم تا به مراحل عالی توحیدی برسم البته نه به این زودی، مثلا ۲۰ سال دیگر. باید انسان برود. رها کردن، جدا شدن و رفتن.

🔸️سوال کردند که امام درون کجاست؟ من نمی‌بینم؛

اولا قرار نیست به این زودی ببینید و حتی اگر ببینید هم باید بی‌توجهی کنید. اگر به این زودی ببینید معلوم است که یک چیز سطحی و بی‌ارزشی است. نسبت به قبل بهتر است اما به محض این‌که ببینید همان‌جا توقف خواهید کرد. به این راحتی نیست. یا مثلا فرض کنید که گاهی افکاری که برای انسان حاصل می‌شود سخت است، بله واقعا سخت است. انسان بعد از یک عمری که پیوسته در این تخیلات گیر کرده حالا می‌خواهد یک لحظه آرام شود منتها انسان نباید به خودش فشار بیاورد. مثل همان مثالی که بیان شد؛ یک آدمی نشسته و ناگهان سیل می‌آید و همه‌ی وجودش را می‌برد اما بعد از اینکه بُرد یک نگاه می‌کند و می‌بیند همه‌ی زندگی من را برده اما من سالم هستم و زنده‌ام و همان‌جا توجه‌اش را از آن سیل برمی‌دارد. انسان نباید به خودش فشار بیاورد و ناراحت شود که چرا نشد؛ هیچ عیبی ندارد؛ با ادامه دادن پیوسته‌ی این راه و به صورت تدریجی، آثارش واقع خواهد شد.

🔸️تذکری که لازم است بدانید:

به این زودی خبری نیست!

اگر هم خبری شد خبرش به درد شما نمی‌خورد.

سوال می‌شود که اصلا امام درون کجاست ما که هرچه دیدیم ظلمات بود؛ پاسخ این است که تازه اگر ظلمات دیدید خیلی از خودت متشکر باش. اگر ظلمات دیدید این بالاترین مرحله است و دیدن خود این ظلمات[ آن حقیقتش] به این زودی رخ نمی‌دهد.

🔸️در مورد هجوم حالات و خواطر:

وسواس و تردید و ترس و فشار و سختی و هر حالتی هم که به وجود آمد باید آن را رها کنید.

🔸️در مورد فایده‌ی بازگشت به خویشتن:

سوال شده که فایده‌ی این چیست؟

آیا قرار است که شما الان فایده‌اش را متوجه شوید؟! اگه بخواهید فایده‌اش را متوجه شوید که دیگر به درد نمی‌خورد! انسان تا عمل نکند و پیش نرود به نتیجه نخواهد رسید.

🔸️در مورد خواب‌آلودگی:

موضوع دیگر این است که انسان خوابش می‌برد و یا خواب‌آلود می‌شود، اصلاً جای نگرانی نیست و اتفاقاً گاهی اوقات این‌که انسان دچار خواب‌آلودگی می‌شود علامت خوبی است و نشان می‌دهد که این آرامش بر انسان حاصل شده است.

🔸️در مورد کتابت:

نوشتن هم همیشه خوب است. به ندرت برای کسی نوشتن و کتابت آثار منفی و یا بی‌اثر دارد؛ عموما در هر شرایط تخیلات آمده و همه‌ی اموال وجودی انسان را غارت کرده و هیچی ندارد، هیچ عیبی ندارد همان را بنویسید.

🔸️در مورد نحوه‌ی قرائت قرآن در روزهای ماه رمضان:

در طول روز قرآن را هر طور می‌خواهید بخوانید؛ قرائت قرآن با ترجمه، بدون ترجمه، تفسیر، قرائت روزانه‌؛ این قرائت روزانه از برنامه قرائت صبحگاهی برای بازگشت به خویشتن جداست.

🔸️فکر توجه به خود:

اکثر آدم‌ها بعد از این‌که یک مدتی رشد می‌کنند سوال می‌کنند که توجه به خود این است؟ چطور است؟ باید چه کار بکنم؟ چطور توجه به خود کنم؟ چه فایده‌ای دارد؟ این‌ها بدتر است، انسان باید بتواند کامل همه‌ی این افکار را ترک کند و جلو برود و اگر این کارها را کرد آن وقت به تدریج یک نتایجی برای انسان حاصل می‌شود.


تجربه روز دوم آقای مهدی علیمیرزایی

سه توجه قابل تفکیک بود:

الف: چون قبلا با فضای داستان عمران و مریم وزکریا آشنا بودم غرق قصه می شدم .میشنیدم و داستان را در خیالم دنبال می کردم و بعضا معانی و نکات.

ب: بجای غرق شدن در قصه و فراموش کردن خود ، به این فکر می کردم که چه کسی دارد می شنود؟من، به خودم نگاه می کردم که گوشه ای نشسته و دارم میشنوم. صدایی بر من ظاهر میشود. به خودم گفتم تا کی می خواهی به خودت نگاه کنی که دارد میشنود... رهایش کن و فقط بشنو

ج: انواع و اقسام صداهای مزاحم سربلند می کردند. به خود نهیب می زدم این همه به آیا یاوه گوییهای نفس توجه کردی رهایشان کن و به سرود خالقت گوش بسپار...


فایل ها :


بازگشت جناب یونس (علیه‌السّلام) - رمضان و اکتشاف خویشتن (۱۴۴۶ ق.)

وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَىٰ فِي الظُّلُمَاتِ أَنْ لَا إِلَٰهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمین؛ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَ نَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ ۚ وَ كَذَٰلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِین... و یونس؛ هنگامی که برافروخته و خشمگین از جایگاه و قرار خود بیرون شد و پنداشت که تدبیر ما بر او سخت نخواهد گرفت؛ پس در تاریکی و سختیِ برخواسته از کارش، ندا درداد که به غیر تو بی‌نهایتی در ورای هیچ چیزی وجود ندارد و تو از هر نقص و پنداشتی پاک هستی و این منم که به غفلت بر خود ظلم نمودم. پس ما نیز ندای او را پاسخ گفتیم و او را از مشکلات و مصیبت رها کردیم و اینگونه است که برای هر کسی که ایمان داشته باشد، راه رهایی و نجات قرار دادیم. ۱- فرصت‌های ویژه در زندگیِ حرکتی انسان جایگاه ویژه دارد و رمضان یکی از مهم‌ترین آن‌هاست. در جای خود بحث‌ها و گفتگوهای بسیاری صورت گرفته که چه دلایل آسمانی و زمینی باعث اهمیت و تاثیر رمضان است که علاقه‌مندان می‌توانند به آن مراجعه نمایند. اما در مجموع روشن است که از یک‌سو در این دوره زمانی تمامی تلاش‌های سال گذشته انسان می‌تواند به ثمر رسیده و از سوی دیگر بهترین نگاه و برنامه ریزی برای سال آینده باید در این برهه زمانی صورت بگیرد. اما در برنامه امسال (۱۴۴۶ قمری)، ما به دنبال هدف دیگری هستیم: قله روحی و حرکتی که به سادگی به دست نمی‌آید و رمضان موقعیت ویژه‌ای است که ارزش والای آن تنها باید در چنین طریقی هزینه شود و تنها در این صورت است که خسارتی نخواهد بود. ۲- آنچه در این سال به دنبال آن هستیم در یک کلام واضح و روشن و بدون تعارف عبارت است از «اکتشاف خویشتن»! ۳- ما و همه کسانی که این برنامه را شرکت می‌کنند، به طور طبیعی، تاکنون برنامه‌های روحی و خودسازی و حرکتیِ بسیاری را تجربه کرده، بهره‌های بسیاری برده و محرومیت‌های بسیاری را چشیده‌ایم؛ اما در این برنامه حتماً به دنبال کاری هستیم، کارستان! ما از وضعیت خود راضی نیستیم... شما یا مانند من در سنین بالایی هستید و وقت زیادی برای تلف‌کردن ندارید یا در سنین پایین‌تر هستید و حق تلف‌کردن عمر خود را ندارید. می‌دانیم که حرکت‌ها و کارهای قبلی نتایج ارزشمندی داشته و باید شکر این نعمت را به جای گذاشت و هرگز نباید این نعمت‌ها را دست‌کم گرفت؛ چرا که آن‌ها نعمت‌های خاص خداوند بوده‌ که به هر کسی داده نمی‌شود و با همین نعمت‌هاست که الان ما اینجا هستیم و لحظه‌ای کم‌گرفتن آن نعمت‌ها ممکن است باعث محرومیت‌های طولانی انسان بشود (آن طور که تجربه آن را بعضی دوستان داشته‌اند). اما هر چه که نعمت‌های قبلی بالاتر باشد، انتظار از خودمان و وظیفه ما نیز سنگین‌تر است. ما در این رمضان باید و باید سنگین‌ترین را انتخاب کنیم و با تمام قوا به دنبال آن برویم و هرگز و هرگز به کمتر از آن راضی نشویم و اگر شیطان تردید کرد که مگر شما لیاقت این قله بلند را دارید، باید بگوییم: • ما طمع سفره از صاحب این ضیافت داریم، نه از توان و سرمایه و ظرفیت خود! • کدام میهمان احمقی است که در خانه حاتم طائی غذا از توبره خود بخورد؟! • کدام مجنونی است که وقتی لیلای او راهش دهد، به عقل و صلاحیت خود توجه کند؟! • اینجا که میهمان و بار عامی است که هزاران حاتم به گدایی و هزاران لیلا به مجنونی آمده‌اند؛ پس خس بی‌سروپایی همچو من چرا باید به عقل و تدبیر و توان و صلاحیت خود اکتفا کند؟؟؟... خواجه شیراز می‌فرماید: من نه آن رندم که تَرکِ شاهد و ساغر کنم، محتسب داند که من این کارها کمتر کنم؛ من که عیبِ توبه‌کاران کرده باشم بارها، توبه از مِی وقتِ گُل دیوانه باشم گر کنم؛ عشق دردانه‌ست و من غَوّاص و دریا میکده، سر فروبُردم در آن جا تا کجا سر بَرکُنم؛ بازکَش یک دَم عِنان ای تُرکِ شهرآشوبِ من، تا ز اشک و چهره راهت پُر زر و گوهر کنم؛ من که از یاقوت و لَعلِ اشک دارم گنج‌ها، کِی نظر در فیضِ خورشیدِ بلنداختر کنم؛ چون صبا مجموعهٔ گل را به آبِ لطف شست، کج‌دلم خوان، گر نظر بر صفحهٔ دفتر کنم؛ عهد و پیمانِ فلک را نیست چندان اعتبار، عهد با پیمانه بندم شرط با ساغَر کُنم؛ من که دارم در گدایی گنجِ سلطانی به دست، کِی طمع در گردشِ گردونِ دون‌پَرور کنم؛ گرچه گَردآلودِ فقرم شرم باد از همتم، گر به آبِ چشمهٔ خورشید دامن تَر کنم؛ عاشقان را گر در آتش می‌پسندد لطفِ دوست، تنگ‌چشمم گر نظر در چشمهٔ کوثر کنم؛ دوش لعلش عشوه‌ای می‌داد حافظ را ولی، من نه آنم کز وی این افسانه‌ها باور کنم. ۴- بالاترین هدف و سنگین‌ترین وظیفه چیست؟ «رها شدن از تمام این دور باطل مادی و معنوی و بیرون آمدن از این گرداب طولانی و تمام‌کردن تمام تلاش‌هایی که تاکنون فکر می‌کردیم نجات در آنهاست»! یعنی خود پاک و منزه و خدایی را دیدن و بی‌اعتنا شدن به هر چیزی که غیر از آن است، یعنی همه چیز را رها کردن، هر چیزی که در این مغز و روح و روان ما داعیه و پرچمی دارد، یعنی آزادی، همان آزادی که اگر برای یک لحظه صورت بگیرد همه چیز حل است، یعنی اینکه: من هیچ چیزی نمی‌خواهم، اصلا می‌خواهم که هیچ‌کس نباشم، می‌خواهم هیچ نخواهم، می‌خواهم شکست‌خورده‌ترین آدم دنیا باشم، می‌خواهم عریان از تمام اعتقادات و مقدساتی باشم که می‌دانم همه ساخته من است و مولا علی می‌فرماید که این وهم و ساخت ذهن توست، می‌خواهم همه بت‌های ذهنی را کنار بزنم، می‌خواهم هیچ نبینم و هیچ نخواهم و عریان و برهنه از هر چیز و ناچیزی باشم تا همه جهان بیرونی با تمام مادیت و معنویت و ساخته‌ها و مقدسات و نامقدسات را کنار بزنم و... (این چند نقطه آخر را خوب ببینید و به حفظ بسپارید که با آن کارها خواهید داشت!) ۵- این چند نقطه آخر چیست؟ بعد از اين‌ها چه خواهد شد؟ چه اعتقاداتی سربلند می‌کند؟ چه مقدماتی ساخته می‌شود؟ چه نورانیتی حاصل می‌شود؟ مشکل من حل می شود؟ من معنوی می‌شوم؟ من فلان و فلان می‌شوم؟ از مشکلات رها می‌شوم؟ این خدا و اعتقادات را که ترک می‌کنم، جای آن خدا و اعتقادات بهتر می آید؟ به محض آنکه این سوال را کردید، ناخودآگاه بازگشت کردید به همان دنیای قبلی! بازگشت به خویشتن یعنی ترک همه این دنیاها و ملاک‌های آن و همه عادت‌ها و روش‌ها و باورها. تنها در یک صورت بازگشت به خویشتن رخ می‌دهد: هر بار که سوال از این سه نقطه شد، تمام جواب‌ها و میل جواب و احتمالات آن و تمام پیشرفت‌های ناشی از آن را رها کنید و آزاد و وارسته شوید. اگر محکم و استوار باشید، حتی در همین رمضان، مکاشفات و مشاهدات و معارف جدید از درون شما می‌جوشد. حتما و حتما باید آنها را رها کنید... انواع خیالات و خطورات و تمایلات به ذهن شما هجوم می‌آورد، همه آنچه که سالها کنار گذاشته‌اید را دوباره گرفتار می‌شوید، افکار و تمایلات و خطورات ذهنی چون لشکر مغول شما را ایلغار می‌کند، دچار فلاکتی می‌شوید که به خود لعنت می‌فرستید که این چه کاری بود به سرخود آوردم -و حتی به صاحب این متن!-. هیچ مشکلی نیست، اگر به سوی کعبه مقصود قدم برمی‌دارید، سرزنش‌های خار مغیلان را باید تحمل کنید، ولی به آن تسلیم نشوید، همچون سیلی آن‌ها می‌آیند و زندگی شما را نابود می‌کنند، اما شما کشته نمی‌شوید. پس به ترک افکار و ترک بعدی و بعدی و بعدی ادامه دهید، آن‌ها به غارت خود ادامه می‌دهند، شما هم به حیات و بازگشت به خود ادامه دهید و هرگز به دنبال نتیجه -و آن چند نقطه- نباشید و مقاومت خود را از دست ندهید که همه مبارزه را از دست خواهید داد. اما به محض آنکه اولین خیالات یا باورها و افکار را با دست خود میدان دادید -نه آنچه که خودبخود در حال هجوم مغولی است-، از دایره بازگشت به خویشتن خارج شدید. نه تنها افکار و اشیا بلکه بالاترین مشاهدات و معارف و مکاشفات نیز اینگونه است و هر کجا که توجه کردید -توجه اختیاری، نه آنچه بر شما هجوم مغولی می‌آورد-، همان جا ایستاده‌اید و تمام شده‌اید حتی اگر بهترین معارف باشد یا ضروری‌ترین و حیاتی‌ترین سوال از نتیجه و "بعد از این چه خواهد شد؟" باشد. ۶- اگر این فرایند به درستی و خوبی انجام گیرد و انسان به همان اندازه که می‌تواند در مقابل این هجوم خواطر و افکار و عقاید و ایده‌آل‌ها خود را نبازد و یا با هزار "بهانه و نیرنگ و فریب خویشتن" بعد از برداشتن اولین گام‌ها شروع به "آه و ناله و نفرین خود و دیگران و زندگی و آسمان و زمین" نکند، بلکه در حد وسع خود به همین "زنده ماندن در این سیل بنیان‌کَن" اکتفا نماید، پس از آن نیز منتظر "نتیجه و هدف و کشف و شهود و مانند آن" نباشد؛ آنگاه اولین مرحله و گام بازگشت به خویشتن رخ می‌دهد. بازگشت به خویشتنی که از جنس هیچکدام از درک‌ها و احساسات و نوشته‌ها و درخواست‌های قبلی نیست. ۷- اگر فرد در این اولین گام خود ثبات قدم داشته باشد و در حد همین ماه رمضان بتواند خود را نگاه دارد و استمرار خود را قطع نکند و با هزار بهانه و حساب و کتاب از آن دست برندارد، آنگاه می‌تواند "خود را کشف نماید". این "خود" و خویشتن" از آن جنس گذشته نیست و منبع و مرجعی است که زندگی او را دگرگون می‌کند. اما این کشف فقط و فقط در حد "دیدن و فهمیدن" است و هنوز تا "استفاده و به کاربری آن" هزاران فرسنگ فاصله دارد. هنوز این خودی که در اثر "جهاد منظم مستمر سی روزه" کشف شده است هیچ قدرت و توانی ندارد و همچون "طفل تازه به دنیا آمده" است که فقط می‌توان "او را دید و از او لذت برد" اما تا بزرگ شدن و رسیدن به "سن بلوغ و ایستادن بر پای خود" زمان و تلاش و مراحل عدیده‌ای در پیش دارد. ۸- آیا این توجه به نفس باید در ماه رمضان و در طول روز صورت بگیرد؟ هرگز و هرگز و هرگز. در بحث خلوت (جلسه ۱۲ رساله عملیه ۴) گفته شد که به هیچ‌وجه نباید تمرکز و خلوت با زندگی روزمره و مشغولیت‌های عادی انسان مخلوط شود. حتی نباید زمان آن بسیار و طولانی باشد. در اکثر موارد چند دقیقه منظم مستمر از هر زمان دیگری بهتر است. بنابراین در رمضان زمان مشخصی برای این‌کار در نظر گرفته می‌شود: هنگام استماع قرآن و در دقایقی که حداکثر ۳۰ دقیقه خواهد بود. برای بسیاری از افراد دقایقی از این ۳۰ دقیقه فقط تمرکز رخ می‌دهد که همان کافی است. ممکن است فقط یک ثانیه رخ دهد که از سر ما هم اضافی است! ممکن است هر چند روز یک بار انسان بتواند تنها لحظه‌ای بازگشت را موفق شود که فتح بزرگی است. ممکن است در طول رمضان فقط یک بار آن هم برای یک لحظه این حالت رخ دهد که این خود دست‌یافتن به قله‌ای بلند است و همان برای بعد از رمضان انسان کافی است و خوشا به سعادت آنکه چنین فتحی را توفیق پیدا کرده است! ۹- برنامه قرآن، مانند رمضان‌های قبل، بعد از نماز صبح خواهد بود و با توجه به تغییر زمان اذان صبح، ساعت آن نیز تغییر می کند که پیوسته اعلام خواهد شد. اما بر خلاف سال‌های قبل و بر خلاف تمام برنامه‌های قرآنی در آن هیچ ارائه شفاهی یا گفتگوی کتبی صورت نخواهد گرفت و تنها در هنگام استماع قرآن و سکوت بعد از آن به تمرکز و توجه به نفس مشغول خواهیم بود. بعد از اتمام سکوت، دوستان تجربه‌های خود را به اشتراک خواهند گذاشت. بر خلاف سال‌های قبل، ارائه تجربه کتبی ضروری است. دلیل اینکه ارائه شفاهی و یا گفتگوی کتبی حذف شده این است که زمان فضا فقط صرف توجه به نفس شود و هیچ مانعی در مقابل آن نباشد. همچنین عدم ارائه کتبی تجربه تمرکز انجام‌شده، قابل قبول نیست. ۱۰- اما افراد سوالات خود را در گروه تلگرامی «سؤالات یونسیّه» درج خواهند کرد. گفتگوهای کتبی افراد در این گروه ممنوع است و تنها به طرح سوال خواهند پرداخت. اما گفتگوها در گروه تلگرامی «بازگشت یونس (علیه‌السّلام)» آزاد است، به شرط اینکه تنها مباحث مربوط به رمضان انجام شود. ۱۱- مانند سال گذشته، برنامه شبانه‌ای خواهیم داشت پیرامون متن‌های قدسی. سال گذشته این متن روایت عقل و جهل بود و هنوز برای امسال برنامه قطعی نشده و دوستان در گروه «بازگشت یونس (علیه‌السّلام)» می توانند پیشنهادات خود را ارائه دهند. ۱۲- بیشتر ارائه و گفتگوی شفاهی در بحث شبانه صورت خواهد گرفت و سوالاتی که برای دوستان در برنامه صبح مطرح شده نیز در این برنامه می‌تواند مورد بحث قرار گیرد اما به شرطی که قبل از اذان ظهر در گروه «سؤالات یونسیّه» درج شود. ۱۳- گروه اسکایپی «حضرت یونس (علیه‌السّلام)» محل انجام برنامه‌های زنده صبح و شام است. شرط عضویت این است که فایل صوتی قبلی و این متن با دقت و تمرکز مورد توجه قرار گیرد. کسانی که این کار را به دقت و تمرکز انجام نداده‌اند، شرعاً و اخلاقاً حق حضور در گروه اسکایپی را ندارند. بعد از گوش کردن و قرائت این دو فایل لطفاً به آقای قاسمی یا خانم مسلمی پیام دهید تا شما را عضو نمایند. لطفاً کسی لینک گروه اسکایپی را در اختیار فرد دیگر قرار ندهد اما لینک گروه‌ها و کانال تلگرامی عمومی است و اشتراک آن مشکلی ندارد.


بحث :


آخرین جلسات برگزار شده ؟
216 - هنر رزم
1405-06-24
نگارش برای انتخاب
217 - هنر رزم
1405-06-30
نگارش برای انتخاب
273 - حکمت ۲۷۴ نهج‌البلاغه
1405-06-27
خانۀ پدری
272 - حکمت ۲۷۳ نهج‌البلاغه
1405-06-20
خانۀ پدری
کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب این سایت تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.
با ما در شبکه های اجتماعی