جستجو
ورود کاربران
9 - ضرورت تفریح بعد از تمرین و تمرکز


🔸️سوال:

متاسفانه من تا امروز هیچ روزی نتوانستم جلسه‌ی صبح را شرکت کنم؛ کمبود خواب دارم؛ حتی شب‌هایی که موفق می‌شوم خوب و کافی بخوابم باز هم صبح با کسالت شدید بیدار می‌شوم، به زور فقط نماز صبح می‌خوانم، دوباره می‌خوابم تا ساعت هفت و نیم.

🔸️پاسخ:

🔸️نگران آن چیزی که در توان شما نیست و نمی‌توانید انجام بدهید نباشید آن بخشی باید مراقبه شود که در توان انسان هست؛ برای هر‌کس بخشی از مراقبت و اقدامات که قابل انجام و در توان اوست باید همان را مراقبت کند، آن بخش که در توان انسان نیست جای نگرانی ندارد و خداوند جبران می‌کند.

🔸️من کاملا در جریان هستم که زندگی روزمره و دور قمری ایشان یک نوعی است که خیلی به سختی می‌تواند وقت جدی بگذارند. گرفتاری‌هایی دارند که این گرفتاری‌ها، خاص خودشان هست، شاید کسی مثل ایشان در دوستان نباشد. توضیح دادم که در درجه‌ی اول آن چیزی که در توان انسان نیست و می‌خواهد که انجام دهد اما ابزارش نیست، جای نگرانی ندارد. این‌که ابزارش نیست یعنی مثلا فرض کنید که یه کسی سحرها برای نماز شب بلند می‌شود، یک‌بار یکی از نزدیکانش خدای نکرده یک بیماری می‌گیرد یا مثلا مجبور است یک جراحی کند و یا مراقبتی در بیمارستان نیاز دارد که کل شب و روزش به هم می‌ریزد؛ کسی که هر روز سحرها با تمرکز و توجه نماز می‌خوانده، حالا به دلیل مراقبتی که باید از آن فرد نزدیکش کند، شب و روزش به هم می‌ریزد؛ این‌جا در واقع چیزی است که دست خودش نیست؛ می‌تواند آن عزیزش را رها کند اما معلوم است که خدا راضی نیست که انسان این کار را انجام دهد. وظیفه‌ی فرد این است که به آن بیمار رسیدگی کند. یعنی شرایطی برایش ایجاد شده که وظیفه هست تا این رسیدگی را انجام دهد و با این شرایط عملا امکان این‌که یک تمرکزی در سحر یا غیر از وقت سحر داشته باشد را ندارد. اینجا این ناتوانی فرد دست خودش نیست؛ این‌جا اصلا جای نگرانی نیست. چیزی که دست انسان نیست و خدا برایش ایجاد کرده خیلی راحت است، خدا ایجاد کرده، خودش هم باید حلش کند؛
خدا خودش جبران می‌کند.
کافی است که انسان همان وظیفه‌اش را به خوبی انجام دهد.
سلوک همان انجام وظیفه‌ است؛
بزرگان گفته‌اند که سلوک انجام وظیفه است.

🔸️چهار ماه مانده بود به فوت آقای پهلوانی، سه چهار روزی در بیمارستان قم بستری بودند بعد وقتی که آمد گفتند که یک پرستار پیرمردی که سنی از او گذشته بود از قول علامه طباطبایی نقل کرده بود(علامه هم در سه چهار ماه آخر عمرشان در همان بیمارستان بستری بودند): من حاضرم همه‌ی زندگی و همه‌ی ثواب‌های خودم را بدهم و یک شب پرستاری تو از مریض را به جابش بگیرم [البته این‌که چقدر درست نقل کرده و یا چقدر مثلا غلو کرده و یا کم و زیاد نکرده را کاری ندارم چون احتمال همه‌ی این‌ها هست]. نمی‌خواهم بگویم این کلام دقیقا همین‌طور درست است اما تلقی به قبول و پذیرشی که آقای پهلوانی داشت نشان می‌داد که این مبنا درست است. یعنی وقتی که من یک وظیفه‌ای دارم، اگر این وظیفه را درست انجام دهم، آثار آن از هر چیزی بالاتر است. حالا در شرایطی که من مثلا مجبور هستم از یک مریضی نگهداری کنم و یا مجبور هستم کار همسایه را حل کنم. یکی در خیابان افتاده می‌خواهم به کمک او بروم. ما داشتیم می‌رفتیم طلوع فجر را نگاه کنیم از شهر بیرون رفتیم، وسط جاده دیدیم یک فردی افتاده؛ به او رسیدگی کردیم و کلی معطل شدیم و از کار خودمان هم ماندیم؛ در این‌جا این کار قطعا اثر اصلی را دارد و کار درست هم این چیزی است که علما گفتند.

🔸️در همان حالتی که انسان دارد، یک حدی از وظایف را می‌تواند انجام دهد. اگر آن وظایف را کوتاه کند‌، کار خودش خراب می‌شود؛ یعنی انسان مثلا یک شب تا صبح مجبور است از یک مریضی پرستاری کند در همان‌جا می‌تواند بعضی از مراقبات را داشته باشد. بعضی اذکار را می‌تواند داشته باشد؛ بعضی از توجه و تمرکز را هم می‌تواند داشته باشد و اگر این مقدار توجه را نداشت تقصیر خودش است. این‌جا نمی‌تواند از خدا طلب‌کار باشد، اما اگر انجام داد، از خدا طلب‌کار است، به خدا می‌گوید تو این شرایط را برای من ایجاد کردی و به من گفتی وظیفه‌ات این است، من هم کامل انجام دادم، این‌جا خداوند هر نوع کمبودی که برایش هست را جبران می‌کند.

🔸️سوال:

احساس می‌کنم ماه رمضان را با روزمرگی سپری می‌کنم، مثل بقیه ایام سال؛ شب خسته و کوفته می‌رسم؛ افطار و نماز و شام مختصر، کارهای منزل، کمی کارهای شخصی و بعد خواب و بعد بیدار شدن با کسالت شدید؛ سحر هم معمولا اشتهایی برای غذا ندارم در حد یک دانه خرما و یک استکان چای یا یک لیوان آب بعد نماز و خواب؛ در طول روز هم درگیر کار هستم. کار در شرایط پرفشار از لحاظ روانی هر کاری می‌کنم که یک زمان زنده داشته باشم برای خلوت انگار نمی‌شود.

🔸️پاسخ:

توضیح ایشان کاملا درست است و من هم در جریان هستم و تایید می‌کنم. در همین حالت یک‌سری حداقل‌هایی وجود دارد که آن حداقل‌ها برای انسان قابل حصول هستند. در همان حالت سختی؛ اگر فرد آن حداقل‌ها را کوتاه نیاید [این خیلی مهم است] نتیجه نه تنها تضمینی است بلکه از یک آدم بی‌کاری که فکر می‌کند صبح تا شب می‌تواند این کار را کند جلوتر می‌رود. این‌جا به یک نقاط باریکی می‌رسد که باید انجام دهد و آن ارکان حرکت انسانی، ارکان سلوک باید رعایت شود. یعنی مثلا آن نقاط باریک را فرد انجام می‌دهد اما نیمه‌کاره رها می‌کند و یا این‌که نظم ندارد. اگه این‌طوری باشد، نتیجه نمی‌گیرد. نظمی هم که گفته می‌شود باید متناسب با خودش باشد، یک آدمی که روز و شب مشغول است نمی‌تواند مثل یک آدم بی‌کار منظم باشد. نظم این آدم متناسب با کار خودش است. به‌طوری که آن حداقلی که برای خودش ممکن است را انجام دهد.

🔸️بنابراین هر کدام از ما در مسیر خود اگر کوتاه بیاییم، متوجه‌ایم. خود فرد متوجه می‌شود اگر همان یک ذره را به یک بهانه‌ای رها کند؛ مثلا با این بهانه که: یک ذره کاری که انجام می‌دهی چه فایده دارد، انجام نده؛ یا اینکه مثلا دَوَرانِ فکریِ فرد به قدری زیاد باشد که اگر یک مطلب می‌خواهد برای من بنویسد یک ماه طول می‌کشد یا یادش می‌رود. یا یک چیزهای کوچکی برایش قابل حصول است؛ که آن‌ها مثل چکیده‌های دستوری هستند. مثلا من به فرد می‌گویم این نقطه، نقطه‌ی حساسی است، این یک نقطه را نباید کوتاه بیایی! افراد به دلیل این‌که فکر می‌کنند اهمیتی ندارد رهایش می‌کنند و این رها کردن، کل کار را به بن‌بست می‌رساند. بنابراین باید آن حداقل‌ها ترک نشود و این به تناسب هر آدمی در بدترین شرایط هم نتیجه بخش است.

⬅️نتیجه هم تضمینی است.

در افرادی که شرایط سخت‌تر است،
تضمین شدیدتر است.

🔸️سوال:

سوال آقای رائف درباره خلوت و بازگشت بود. می‌گفتند اثرش در روز یک‌طوری شود که تثبیت شود.

🔸️پاسخ:

از تمرکز که خارج می‌شوید طبیعتا خیلی از آثارش از بین می‌رود، باید به قدری تمرین کنید تا آثار آن تثبیت شود.

🔸️سوال:

یک تجربه‌ای داشتم که وقتی تمرکز تمام می‌شود، احساس سبکی یا مثلا پاکی دارم. این اتفاق برای من بعد از ماه رمضان‌ها می‌افتاد. یعنی مثلا انگار باید حتما یک گناه یا یک چیزی انجام دهم تا همه‌ی این چند شب، سی شب را بشورد و ببرد. الان دقیقا این اتفاق افتاده؛ بعد از این مراقبه‌ها انگار همه چیز خیلی تازه است که نمی‌توانم حتی توضیح دهم؛ این‌که فضا خیلی معنوی است و انگار می‌خواهی یک کار خیلی مادی انجام دهی که مثلا کل این مسیر را خرابش کند؛ یعنی از قصد نیست و پایدار نیست. دلم می‌خواهد که کار خیلی خلاف‌تری انجام بدهم، نمی‌دانم این اصلا از چییست؟! این تجربه را بعد از ماه رمضان داشتم ولی تا به حال در خود ماه رمضان این‌طور نبودم و حداقل احساسم این بود که دست و پای شیطان بسته است. این حالت چیست؟

🔸️پاسخ:

این‌که بعد از یک تجربه‌ی معنوی انسان به دنبال یک چیز خلاف باشد، این چیز طبیعی است منتها این را باید این‌طور تعبیر کرد که انگار انسان دنبال یک تفریح است. مثلا دهه‌ی شصت دعای کمیل و دعای ندبه‌های خیلی سنگین و قوی برگزار می‌شد و بچه‌های جبهه‌ای زیاد بودند؛ این‌ها بعد از جلسه همگی یک نشاط ویژه‌ای داشتند، از همان جا یک راست می‌رفتند آبمیوه می‌خوردند. حالا در ظاهر رفته دعای ندبه خوانده بود و آن همه ضجه و ناله زده بود. این طبیعی است. خیلی عیب ندارد. از قبلش انسان باید یک فکری برایش بکند. نیاز نیست با گناه این را جبران کند. با یک تفریح با گردش، با دیدن یک فیلم سینمایی. یک طوری که انسان این را از ذهنش خارج کند. انسان می‌تواند یک چیزهایی از قبل طراحی کند که این حالت را اقناع کند. وقتی اقناع شد، مشکل حل می‌شود.

🔸️ادامه‌ی سوال قبل:

این را هم تا حالا تجربه کردم که بعدش یه تفریحی  می‌گذارم انگار خیلی سطح عجیبی از انرژی و هیجان دارد که شبیه گلوله‌ی برفی است و هر چه جلو می‌آید   ترسناک‌تر می ‌شود یا من از پس آن بر‌نمی‌آیم. گاهی فقط خواب این انرژی را متوقف می‌کند و من را نجات می‌دهد وگرنه حتی تفریح هم به یک هیجان بالاتر  تبدیل می‌شود. انگار که مثلا شکلش شکل دوپامین است یعنی باید باز یک چیز بیشتری تزریق کنم که بهتر شود. اصلا برای من غیر قابل توضیح هست. خیلی از راه‌ها را رفتم ولی حالا این‌که حتما برنامه‌ریزی کنم، مثلا بعدش گردش داشته باشم، نه! ولی بلافاصله بعدش سعی کردم که پیاده روی کنم یا فیلم ببینم یا با کسی که دوست دارم چت کنم ولی این انرژی‌ها چند برابر می‌شود.

🔸️پاسخ:

انرژی را نباید یک چیز منفی بگیریم، هرچه هم می‌خواهد چند برابر شود شما هم برایش چند برابر برنامه بریز!

🔸️ادامه‌ی سوال:

ترسناک است!

🔸️پاسخ:

چرا ترسناک است؟ اگر انسان برنامه بریزد، حساب کتاب داشته باشد، به نقاط ضعف خودش که می‌شناسد کامل توجه داشته باشد و با توجه به نقاط مثبتش می‌داند که چطور در جهت سالم این انرژی را تخلیه کند. در یک جهت صحیح و حداقل این‌که در این راهِ تخلیه‌ی انرژی گناه نباشد، یا عامل منفی نباشد، حرکت ضد اخلاقی نباشد. لاید نگاه انسان این باشد که انرژی یک چیزی است از درون انسان که باید بیرون بیاید و از قبل برای آن برنامه بریزد و زمینه‌اش را فراهم کند.

🔸️ادامه‌ی سوال:

تنها چیزی که  می‌تواند خیلی من را آرام کند، خیال کردن است. ولی خیال هم آسیب‌های خودش را دارد. انگار عادت کردم که بعدش یک سری خیال داشته باشم. این چی؟ تمام تلاشم را برای کنترلش بکنم؟ اصلا خیال نکنم؟

🔸️پاسخ:

با کنترل خیلی نمی‌شود.نه! نباید افراط و تفریط باشد. انسان باید یک مسیر درستی انتخاب کند، بقیه‌ را کنترل کند. آن‌وقت این بارهای اول یک کمی سخت‌تر است اما بعد از یک مدتی برای انسان تبدیل به یک عادت می‌شود. یک عادتی می‌شود که می‌تواند کامل خودش را کنترل کند، به شرط استمرار، برنامه‌ریزی. یعنی یک چیزی مابین این‌ها. یعنی نه درونی نه خیلی بیرونی. یعنی هم بیرونی به‌قدر کافی برنامه ریزی شده باشد و هم درونی با یک حدی از همراهی و تصمیم همراهش باشد. این دوتا با هم دو بالی است که انسان را از  این وضعیت گرداب مانند خارج می‌کند و می‌تواند نجات دهد.


فایل ها :


بازگشت جناب یونس (علیه‌السّلام) - رمضان و اکتشاف خویشتن (۱۴۴۶ ق.)

وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَىٰ فِي الظُّلُمَاتِ أَنْ لَا إِلَٰهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمین؛ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَ نَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ ۚ وَ كَذَٰلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِین... و یونس؛ هنگامی که برافروخته و خشمگین از جایگاه و قرار خود بیرون شد و پنداشت که تدبیر ما بر او سخت نخواهد گرفت؛ پس در تاریکی و سختیِ برخواسته از کارش، ندا درداد که به غیر تو بی‌نهایتی در ورای هیچ چیزی وجود ندارد و تو از هر نقص و پنداشتی پاک هستی و این منم که به غفلت بر خود ظلم نمودم. پس ما نیز ندای او را پاسخ گفتیم و او را از مشکلات و مصیبت رها کردیم و اینگونه است که برای هر کسی که ایمان داشته باشد، راه رهایی و نجات قرار دادیم. ۱- فرصت‌های ویژه در زندگیِ حرکتی انسان جایگاه ویژه دارد و رمضان یکی از مهم‌ترین آن‌هاست. در جای خود بحث‌ها و گفتگوهای بسیاری صورت گرفته که چه دلایل آسمانی و زمینی باعث اهمیت و تاثیر رمضان است که علاقه‌مندان می‌توانند به آن مراجعه نمایند. اما در مجموع روشن است که از یک‌سو در این دوره زمانی تمامی تلاش‌های سال گذشته انسان می‌تواند به ثمر رسیده و از سوی دیگر بهترین نگاه و برنامه ریزی برای سال آینده باید در این برهه زمانی صورت بگیرد. اما در برنامه امسال (۱۴۴۶ قمری)، ما به دنبال هدف دیگری هستیم: قله روحی و حرکتی که به سادگی به دست نمی‌آید و رمضان موقعیت ویژه‌ای است که ارزش والای آن تنها باید در چنین طریقی هزینه شود و تنها در این صورت است که خسارتی نخواهد بود. ۲- آنچه در این سال به دنبال آن هستیم در یک کلام واضح و روشن و بدون تعارف عبارت است از «اکتشاف خویشتن»! ۳- ما و همه کسانی که این برنامه را شرکت می‌کنند، به طور طبیعی، تاکنون برنامه‌های روحی و خودسازی و حرکتیِ بسیاری را تجربه کرده، بهره‌های بسیاری برده و محرومیت‌های بسیاری را چشیده‌ایم؛ اما در این برنامه حتماً به دنبال کاری هستیم، کارستان! ما از وضعیت خود راضی نیستیم... شما یا مانند من در سنین بالایی هستید و وقت زیادی برای تلف‌کردن ندارید یا در سنین پایین‌تر هستید و حق تلف‌کردن عمر خود را ندارید. می‌دانیم که حرکت‌ها و کارهای قبلی نتایج ارزشمندی داشته و باید شکر این نعمت را به جای گذاشت و هرگز نباید این نعمت‌ها را دست‌کم گرفت؛ چرا که آن‌ها نعمت‌های خاص خداوند بوده‌ که به هر کسی داده نمی‌شود و با همین نعمت‌هاست که الان ما اینجا هستیم و لحظه‌ای کم‌گرفتن آن نعمت‌ها ممکن است باعث محرومیت‌های طولانی انسان بشود (آن طور که تجربه آن را بعضی دوستان داشته‌اند). اما هر چه که نعمت‌های قبلی بالاتر باشد، انتظار از خودمان و وظیفه ما نیز سنگین‌تر است. ما در این رمضان باید و باید سنگین‌ترین را انتخاب کنیم و با تمام قوا به دنبال آن برویم و هرگز و هرگز به کمتر از آن راضی نشویم و اگر شیطان تردید کرد که مگر شما لیاقت این قله بلند را دارید، باید بگوییم: • ما طمع سفره از صاحب این ضیافت داریم، نه از توان و سرمایه و ظرفیت خود! • کدام میهمان احمقی است که در خانه حاتم طائی غذا از توبره خود بخورد؟! • کدام مجنونی است که وقتی لیلای او راهش دهد، به عقل و صلاحیت خود توجه کند؟! • اینجا که میهمان و بار عامی است که هزاران حاتم به گدایی و هزاران لیلا به مجنونی آمده‌اند؛ پس خس بی‌سروپایی همچو من چرا باید به عقل و تدبیر و توان و صلاحیت خود اکتفا کند؟؟؟... خواجه شیراز می‌فرماید: من نه آن رندم که تَرکِ شاهد و ساغر کنم، محتسب داند که من این کارها کمتر کنم؛ من که عیبِ توبه‌کاران کرده باشم بارها، توبه از مِی وقتِ گُل دیوانه باشم گر کنم؛ عشق دردانه‌ست و من غَوّاص و دریا میکده، سر فروبُردم در آن جا تا کجا سر بَرکُنم؛ بازکَش یک دَم عِنان ای تُرکِ شهرآشوبِ من، تا ز اشک و چهره راهت پُر زر و گوهر کنم؛ من که از یاقوت و لَعلِ اشک دارم گنج‌ها، کِی نظر در فیضِ خورشیدِ بلنداختر کنم؛ چون صبا مجموعهٔ گل را به آبِ لطف شست، کج‌دلم خوان، گر نظر بر صفحهٔ دفتر کنم؛ عهد و پیمانِ فلک را نیست چندان اعتبار، عهد با پیمانه بندم شرط با ساغَر کُنم؛ من که دارم در گدایی گنجِ سلطانی به دست، کِی طمع در گردشِ گردونِ دون‌پَرور کنم؛ گرچه گَردآلودِ فقرم شرم باد از همتم، گر به آبِ چشمهٔ خورشید دامن تَر کنم؛ عاشقان را گر در آتش می‌پسندد لطفِ دوست، تنگ‌چشمم گر نظر در چشمهٔ کوثر کنم؛ دوش لعلش عشوه‌ای می‌داد حافظ را ولی، من نه آنم کز وی این افسانه‌ها باور کنم. ۴- بالاترین هدف و سنگین‌ترین وظیفه چیست؟ «رها شدن از تمام این دور باطل مادی و معنوی و بیرون آمدن از این گرداب طولانی و تمام‌کردن تمام تلاش‌هایی که تاکنون فکر می‌کردیم نجات در آنهاست»! یعنی خود پاک و منزه و خدایی را دیدن و بی‌اعتنا شدن به هر چیزی که غیر از آن است، یعنی همه چیز را رها کردن، هر چیزی که در این مغز و روح و روان ما داعیه و پرچمی دارد، یعنی آزادی، همان آزادی که اگر برای یک لحظه صورت بگیرد همه چیز حل است، یعنی اینکه: من هیچ چیزی نمی‌خواهم، اصلا می‌خواهم که هیچ‌کس نباشم، می‌خواهم هیچ نخواهم، می‌خواهم شکست‌خورده‌ترین آدم دنیا باشم، می‌خواهم عریان از تمام اعتقادات و مقدساتی باشم که می‌دانم همه ساخته من است و مولا علی می‌فرماید که این وهم و ساخت ذهن توست، می‌خواهم همه بت‌های ذهنی را کنار بزنم، می‌خواهم هیچ نبینم و هیچ نخواهم و عریان و برهنه از هر چیز و ناچیزی باشم تا همه جهان بیرونی با تمام مادیت و معنویت و ساخته‌ها و مقدسات و نامقدسات را کنار بزنم و... (این چند نقطه آخر را خوب ببینید و به حفظ بسپارید که با آن کارها خواهید داشت!) ۵- این چند نقطه آخر چیست؟ بعد از اين‌ها چه خواهد شد؟ چه اعتقاداتی سربلند می‌کند؟ چه مقدماتی ساخته می‌شود؟ چه نورانیتی حاصل می‌شود؟ مشکل من حل می شود؟ من معنوی می‌شوم؟ من فلان و فلان می‌شوم؟ از مشکلات رها می‌شوم؟ این خدا و اعتقادات را که ترک می‌کنم، جای آن خدا و اعتقادات بهتر می آید؟ به محض آنکه این سوال را کردید، ناخودآگاه بازگشت کردید به همان دنیای قبلی! بازگشت به خویشتن یعنی ترک همه این دنیاها و ملاک‌های آن و همه عادت‌ها و روش‌ها و باورها. تنها در یک صورت بازگشت به خویشتن رخ می‌دهد: هر بار که سوال از این سه نقطه شد، تمام جواب‌ها و میل جواب و احتمالات آن و تمام پیشرفت‌های ناشی از آن را رها کنید و آزاد و وارسته شوید. اگر محکم و استوار باشید، حتی در همین رمضان، مکاشفات و مشاهدات و معارف جدید از درون شما می‌جوشد. حتما و حتما باید آنها را رها کنید... انواع خیالات و خطورات و تمایلات به ذهن شما هجوم می‌آورد، همه آنچه که سالها کنار گذاشته‌اید را دوباره گرفتار می‌شوید، افکار و تمایلات و خطورات ذهنی چون لشکر مغول شما را ایلغار می‌کند، دچار فلاکتی می‌شوید که به خود لعنت می‌فرستید که این چه کاری بود به سرخود آوردم -و حتی به صاحب این متن!-. هیچ مشکلی نیست، اگر به سوی کعبه مقصود قدم برمی‌دارید، سرزنش‌های خار مغیلان را باید تحمل کنید، ولی به آن تسلیم نشوید، همچون سیلی آن‌ها می‌آیند و زندگی شما را نابود می‌کنند، اما شما کشته نمی‌شوید. پس به ترک افکار و ترک بعدی و بعدی و بعدی ادامه دهید، آن‌ها به غارت خود ادامه می‌دهند، شما هم به حیات و بازگشت به خود ادامه دهید و هرگز به دنبال نتیجه -و آن چند نقطه- نباشید و مقاومت خود را از دست ندهید که همه مبارزه را از دست خواهید داد. اما به محض آنکه اولین خیالات یا باورها و افکار را با دست خود میدان دادید -نه آنچه که خودبخود در حال هجوم مغولی است-، از دایره بازگشت به خویشتن خارج شدید. نه تنها افکار و اشیا بلکه بالاترین مشاهدات و معارف و مکاشفات نیز اینگونه است و هر کجا که توجه کردید -توجه اختیاری، نه آنچه بر شما هجوم مغولی می‌آورد-، همان جا ایستاده‌اید و تمام شده‌اید حتی اگر بهترین معارف باشد یا ضروری‌ترین و حیاتی‌ترین سوال از نتیجه و "بعد از این چه خواهد شد؟" باشد. ۶- اگر این فرایند به درستی و خوبی انجام گیرد و انسان به همان اندازه که می‌تواند در مقابل این هجوم خواطر و افکار و عقاید و ایده‌آل‌ها خود را نبازد و یا با هزار "بهانه و نیرنگ و فریب خویشتن" بعد از برداشتن اولین گام‌ها شروع به "آه و ناله و نفرین خود و دیگران و زندگی و آسمان و زمین" نکند، بلکه در حد وسع خود به همین "زنده ماندن در این سیل بنیان‌کَن" اکتفا نماید، پس از آن نیز منتظر "نتیجه و هدف و کشف و شهود و مانند آن" نباشد؛ آنگاه اولین مرحله و گام بازگشت به خویشتن رخ می‌دهد. بازگشت به خویشتنی که از جنس هیچکدام از درک‌ها و احساسات و نوشته‌ها و درخواست‌های قبلی نیست. ۷- اگر فرد در این اولین گام خود ثبات قدم داشته باشد و در حد همین ماه رمضان بتواند خود را نگاه دارد و استمرار خود را قطع نکند و با هزار بهانه و حساب و کتاب از آن دست برندارد، آنگاه می‌تواند "خود را کشف نماید". این "خود" و خویشتن" از آن جنس گذشته نیست و منبع و مرجعی است که زندگی او را دگرگون می‌کند. اما این کشف فقط و فقط در حد "دیدن و فهمیدن" است و هنوز تا "استفاده و به کاربری آن" هزاران فرسنگ فاصله دارد. هنوز این خودی که در اثر "جهاد منظم مستمر سی روزه" کشف شده است هیچ قدرت و توانی ندارد و همچون "طفل تازه به دنیا آمده" است که فقط می‌توان "او را دید و از او لذت برد" اما تا بزرگ شدن و رسیدن به "سن بلوغ و ایستادن بر پای خود" زمان و تلاش و مراحل عدیده‌ای در پیش دارد. ۸- آیا این توجه به نفس باید در ماه رمضان و در طول روز صورت بگیرد؟ هرگز و هرگز و هرگز. در بحث خلوت (جلسه ۱۲ رساله عملیه ۴) گفته شد که به هیچ‌وجه نباید تمرکز و خلوت با زندگی روزمره و مشغولیت‌های عادی انسان مخلوط شود. حتی نباید زمان آن بسیار و طولانی باشد. در اکثر موارد چند دقیقه منظم مستمر از هر زمان دیگری بهتر است. بنابراین در رمضان زمان مشخصی برای این‌کار در نظر گرفته می‌شود: هنگام استماع قرآن و در دقایقی که حداکثر ۳۰ دقیقه خواهد بود. برای بسیاری از افراد دقایقی از این ۳۰ دقیقه فقط تمرکز رخ می‌دهد که همان کافی است. ممکن است فقط یک ثانیه رخ دهد که از سر ما هم اضافی است! ممکن است هر چند روز یک بار انسان بتواند تنها لحظه‌ای بازگشت را موفق شود که فتح بزرگی است. ممکن است در طول رمضان فقط یک بار آن هم برای یک لحظه این حالت رخ دهد که این خود دست‌یافتن به قله‌ای بلند است و همان برای بعد از رمضان انسان کافی است و خوشا به سعادت آنکه چنین فتحی را توفیق پیدا کرده است! ۹- برنامه قرآن، مانند رمضان‌های قبل، بعد از نماز صبح خواهد بود و با توجه به تغییر زمان اذان صبح، ساعت آن نیز تغییر می کند که پیوسته اعلام خواهد شد. اما بر خلاف سال‌های قبل و بر خلاف تمام برنامه‌های قرآنی در آن هیچ ارائه شفاهی یا گفتگوی کتبی صورت نخواهد گرفت و تنها در هنگام استماع قرآن و سکوت بعد از آن به تمرکز و توجه به نفس مشغول خواهیم بود. بعد از اتمام سکوت، دوستان تجربه‌های خود را به اشتراک خواهند گذاشت. بر خلاف سال‌های قبل، ارائه تجربه کتبی ضروری است. دلیل اینکه ارائه شفاهی و یا گفتگوی کتبی حذف شده این است که زمان فضا فقط صرف توجه به نفس شود و هیچ مانعی در مقابل آن نباشد. همچنین عدم ارائه کتبی تجربه تمرکز انجام‌شده، قابل قبول نیست. ۱۰- اما افراد سوالات خود را در گروه تلگرامی «سؤالات یونسیّه» درج خواهند کرد. گفتگوهای کتبی افراد در این گروه ممنوع است و تنها به طرح سوال خواهند پرداخت. اما گفتگوها در گروه تلگرامی «بازگشت یونس (علیه‌السّلام)» آزاد است، به شرط اینکه تنها مباحث مربوط به رمضان انجام شود. ۱۱- مانند سال گذشته، برنامه شبانه‌ای خواهیم داشت پیرامون متن‌های قدسی. سال گذشته این متن روایت عقل و جهل بود و هنوز برای امسال برنامه قطعی نشده و دوستان در گروه «بازگشت یونس (علیه‌السّلام)» می توانند پیشنهادات خود را ارائه دهند. ۱۲- بیشتر ارائه و گفتگوی شفاهی در بحث شبانه صورت خواهد گرفت و سوالاتی که برای دوستان در برنامه صبح مطرح شده نیز در این برنامه می‌تواند مورد بحث قرار گیرد اما به شرطی که قبل از اذان ظهر در گروه «سؤالات یونسیّه» درج شود. ۱۳- گروه اسکایپی «حضرت یونس (علیه‌السّلام)» محل انجام برنامه‌های زنده صبح و شام است. شرط عضویت این است که فایل صوتی قبلی و این متن با دقت و تمرکز مورد توجه قرار گیرد. کسانی که این کار را به دقت و تمرکز انجام نداده‌اند، شرعاً و اخلاقاً حق حضور در گروه اسکایپی را ندارند. بعد از گوش کردن و قرائت این دو فایل لطفاً به آقای قاسمی یا خانم مسلمی پیام دهید تا شما را عضو نمایند. لطفاً کسی لینک گروه اسکایپی را در اختیار فرد دیگر قرار ندهد اما لینک گروه‌ها و کانال تلگرامی عمومی است و اشتراک آن مشکلی ندارد.


بحث :

1 - 1404-01-17 پرسش و پاسخ مشاهده فایل ها :

آخرین جلسات برگزار شده ؟
216 - هنر رزم
1405-06-24
نگارش برای انتخاب
217 - هنر رزم
1405-06-30
نگارش برای انتخاب
273 - حکمت ۲۷۴ نهج‌البلاغه
1405-06-27
خانۀ پدری
272 - حکمت ۲۷۳ نهج‌البلاغه
1405-06-20
خانۀ پدری
کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب این سایت تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.
با ما در شبکه های اجتماعی