جستجو
ورود کاربران
12 - پاسخ به پرسش خانم صرّافی


🔸️سوال:

نمی دانم چه می‌شود ولی تلاشم بی‌فایده‌تر است و انگار نمی‌شود کاری کرد.

🔸️پاسخ:

خانم صرافی، که در این موضوع سوابقی دارند و در برنامه‌های قبلی و همچنین در علامه ۹۱ حضور داشته‌اند، درباره تجربه‌ی صبح اظهار کرده‌اند که هر چه تلاش می‌کنند، به نتیجه‌ای نمی‌رسند و نمی‌توانند تمرکز مورد نظر را به دست آورند. به نظر می‌رسد امواج به‌طور مداوم می‌آیند و همه چیز را با خود می‌برند و این وضعیت ادامه دارد. نوشته‌ی ایشان ممکن است مسئله‌ای باشد که بعضی دوستان دیگر نیز با آن مواجه هستند و چنین تجربه و احساس یأس و ناتوانی را دارند و نمی‌دانند باید چه کار کنند.

●وقتی به همین جمله نگاه کنید، متوجه می‌شوید که تلاش انسان و کاری که انجام می‌دهد، برای رسیدن به یک چیزی است و آن تمرکز است. اما هدف اصلی از این تلاش چیست؟ رهایی از موانع و دستیابی به تمرکز. در اینجا یک مشکل اساسی وجود دارد و آن نتیجه‌طلبی است. انسان می‌خواهد حالتی را ایجاد کند، حالتی که در آن "تنها" باشد، "رها" شود. اما نکته این‌جاست که همین تلاش برای رسیدن به این حالت، از ابتدا برنامه‌ای برای شکست خود اوست. چرا؟ چون این مسیر بر این پایه استوار است که هر تلاشی، به‌ویژه تلاشی که به دنبال نتیجه مشخصی باشد، ذاتاً شکست‌خورده است. این نتیجه می‌تواند امروز به دست بیاید، ممکن است تا آخر ماه رمضان طول بکشد، یا حتی یک سال دیگر حاصل شود. اما اگر فرد از ابتدا با چنین رویکردی وارد شود، دچار شکست خواهد شد.

●آن‌چه انسان باید انجام دهد، این است که به تمام این تمایلات، توجهات، و میل به رسیدن به نتیجه(نتیجه‌خواهی) ، آگاه باشد. زیرا همین که فرد بخواهد "کاری" انجام دهد، در حقیقت، نفی مسیر است. مسیر بر این اصل بنا شده که "هیچ کاری نباید کرد". اما نکته‌ی جالب این‌جاست که حتی اگر فرد به این "هیچ کاری نکردن" توجه کند، باز هم درگیر همان چرخه می‌شود. بالاترین حد این مسیر همین است و در واقع، بلافاصله انسان را به شکست می‌رساند. اما اگر فرد به شکست نرسد، اتفاقاً نشانه‌ی خوبی نیست. این حالتی که در اینجا ذکر شده—بی‌فایده بودن—در واقع زمانی مطرح می‌شود که رویکرد انسان نقصی داشته باشد. این بی‌فایده بودن نشانه‌ی آمادگی است. کسی که آمادگی نداشته باشد، ممکن است حتی با مسیر غلط هم به نتیجه می‌رسد، اما این به معنای کمبود آمادگی واقعی اوست.

●پس انسان چه باید بکند؟ هیچ کاری. هیچ جهت‌گیری، هیچ توجهی. همان‌طور که قبلاً مثال زدم، فانوس دریایی بهترین تصویر برای این مفهوم است. فانوس دریایی در میان امواج نشسته، اما نه دست دارد، نه پا، نه همراهی، نه حتی تشعشعی که بتواند در برابر امواج کاری انجام دهد. امواج می‌آیند و می‌روند، اما او کاملاً فارغ از هر نوع تلاش است. انسان هم باید همین‌گونه باشد؛ باید بایستد، پایدار بماند و اجازه دهد که مسیر خودش او را به نتیجه برساند—البته به شرطی که خودش به دنبال نتیجه نباشد. زیرا نتیجه تنها در صورتی حاصل می‌شود که فرد هرگز در پی آن نباشد. درست مانند فانوس دریایی که هیچ کاری نمی‌کند، اما همچنان هست و باقی می‌ماند.

🔸️سوال:

یک هدفی تعریف شده در این سحر؛ این‌که من هیچ‌چیزی نخواهم.

🔸️پاسخ:

همین که بخواهید، خودش اشتباه است. شما همه‌ی حرف‌های من را با این حرف نقض کردید. دستورالعمل این است که شما هیچ‌چیز نخواهید، حتی نخواستن هم نباید برایتان تبدیل به یک هدف شود. چون در این صورت، باز هم چیزی خواسته‌اید. اگر هیچ‌چیز نخواهید و حتی نخواستن را هم نخواهید، آن‌وقت تمام است. در غیر این صورت، به جایی نمی‌رسید. اینکه «شما به سمت افکار نروید» من فقط این یک جمله را نگفتم؛ تمام حرف‌هایی که زده‌ام بیش از هزار کلمه‌اند. اما شما فقط بخشی را که به نفع‌تان بوده گرفته‌اید. بارها تأکید کرده‌ام، و حالا هم دوباره تأکید می‌کنم: هر هدفی، در هر شکلی، حتی در بالاترین سطحش، اشتباه است. حتی اگر هدف این باشد که هیچ کاری نکنید، باز هم اشتباه است. حالا شما آن فانوسی را که آن‌جا هست در نظر بگیرید. برنامه‌اش این نیست که هیچ کاری نکند، بلکه ذاتش همین "هیچ کاری نکردن" است. تفاوت این دو آن‌قدر زیاد است که یکی تضمین شکست است و دیگری پیروزی. هیچ تعارفی هم در کار نیست. فکر نکنید که با کمی بی‌خیالی به نتیجه می‌رسید. تفاوت این دو، هرچه عمیق‌تر شوید، بیشتر نمایان می‌شود. شاید در ظاهر فاصله‌ای به اندازه یک کاه داشته باشند، اما در نتیجه، تفاوت‌شان به اندازه یک کوه است. کسی که این اصول را رعایت نمی‌کند، اصلاً نباید وارد این مسیر شود، مخصوصاً در این برنامه‌ای که در ماه رمضان مطرح شده است. چون در نهایت، تنها چیزی که آدم را به نتیجه می‌رساند، درک همین اصل است. اگر فردی این رویکرد را نداشته باشد، شکستش قطعی است. هیچ شکی در آن نیست. کسی که اهل این مسیر نیست، وقتش را تلف می‌کند.

🔸️ادامه سوال قبل:

اما بحث سر این نیست که کسی "اهل" این مسیر هست یا نه؛ بلکه بحث این است که آیا آن را "می‌فهمد" یا نه.

🔸️پاسخ:
شما چرا توجه نمی‌کنید؟ بعضی‌ها می‌گویند: «سخت است، نمی‌توانم.» بعضی‌ها می‌گویند: «متوجه نمی‌شوم.» اما متوجه نشدن یعنی چه؟ من باور نمی‌کنم که واقعاً متوجه نشوید. مثلاً کسی می‌گوید: «متوجه نمی‌شوم.» یکی دیگر می‌گوید: «عمل می‌کنم، ولی خوابم می‌برد.» دیگری می‌گوید: «حواسم پرت می‌شود.» این‌ها همه درست‌اند،
اما در نهایت، انسان هر چیزی را که بخواهد، می‌خواهد آن را ترک کند. اگر واقعاً متوجه نمی‌شوید، حتما و حتما وارد این برنامه نشوید. چون در این صورت، فقط وقت‌تان را تلف می‌کنید و به نتیجه نمی‌رسید. اما اگر متوجه می‌شوید، ولی در عمل گیر می‌کنید، اشکالی ندارد. باید عمل کنید و اگر به مشکل برخوردید، سؤال بپرسید. مثل کسانی که می‌گویند: «وقتی سعی می‌کنم این کار را انجام دهم، خوابم می‌برد.» خب، این خودش یک مسئله است و راه‌حلی دارد. اما اگر کسی اصلاً متوجه نمی‌شود که این حرف‌ها یعنی چه، ورودش به این برنامه برایش مضر است. چون فقط وقتش را هدر می‌دهد و به هیچ نتیجه‌ای نمی‌رسد.

🔸️ادامه‌ی سوال:

متوجه نشدن، یک مسئله نظری نیست؛ بلکه یک مسئله عملی است.

🔸️پاسخ:

مسئله‌ی نظری را باید ابتدا متوجه شد، چون از نظر تئوری بسیار واضح است. نظری همین است: «من هیچ‌چیز را نمی‌خواهم»، یعنی حتی نخواستن را هم نمی‌خواهم. مسئله این است که اینجا تعطیلی است. چیزی غیر از تعطیلی وجود ندارد. این برنامه برای این است که همه‌چیز را تعطیل کنید. اگر تعطیل نکنید، به دردتان نمی‌خورد. اما این تعطیلی چگونه است؟ همان‌طور که خودتان گفتید، باید همه‌چیز را تعطیل کرد. تمام خواسته‌ها باید تعطیل شوند. در این جمع، هر کسی که نتواند این کار را انجام دهد، حداقل تو می‌توانی. البته نباید فراموش شود که این به معنای موفقیت قطعی نیست. بارها گفته شده که پیوسته موج‌هایی خواهند آمد، مانند همان سیلاب‌هایی که به سمت من هجوم می‌آورند. ایل‌غار می‌کنند، مثل امواجی که می‌خواهند فانوس دریایی را نابود کنند. در ظاهر، انسان چنین تصوری پیدا می‌کند؛ مانند تصویری که در صفحه‌ی چهارم کشیده شده بود. فکر می‌کند که فانوس از وسط دو نصف شده، اما در واقع چه اتفاقی افتاده؟ در حقیقت، فانوس همچنان زنده و سالم است. هیچ موجی نمی‌تواند آن را نابود کند. این فانوس در ذات خود چنان مستحکم است که حتی اگر موج‌ها بی‌نهایت هم پیش بروند، فانوس همچنان باقی می‌ماند. موج‌ها می‌آیند و می‌روند، اما فانوس پابرجاست.


فایل ها :


بازگشت جناب یونس (علیه‌السّلام) - رمضان و اکتشاف خویشتن (۱۴۴۶ ق.)

وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَىٰ فِي الظُّلُمَاتِ أَنْ لَا إِلَٰهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمین؛ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَ نَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ ۚ وَ كَذَٰلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِین... و یونس؛ هنگامی که برافروخته و خشمگین از جایگاه و قرار خود بیرون شد و پنداشت که تدبیر ما بر او سخت نخواهد گرفت؛ پس در تاریکی و سختیِ برخواسته از کارش، ندا درداد که به غیر تو بی‌نهایتی در ورای هیچ چیزی وجود ندارد و تو از هر نقص و پنداشتی پاک هستی و این منم که به غفلت بر خود ظلم نمودم. پس ما نیز ندای او را پاسخ گفتیم و او را از مشکلات و مصیبت رها کردیم و اینگونه است که برای هر کسی که ایمان داشته باشد، راه رهایی و نجات قرار دادیم. ۱- فرصت‌های ویژه در زندگیِ حرکتی انسان جایگاه ویژه دارد و رمضان یکی از مهم‌ترین آن‌هاست. در جای خود بحث‌ها و گفتگوهای بسیاری صورت گرفته که چه دلایل آسمانی و زمینی باعث اهمیت و تاثیر رمضان است که علاقه‌مندان می‌توانند به آن مراجعه نمایند. اما در مجموع روشن است که از یک‌سو در این دوره زمانی تمامی تلاش‌های سال گذشته انسان می‌تواند به ثمر رسیده و از سوی دیگر بهترین نگاه و برنامه ریزی برای سال آینده باید در این برهه زمانی صورت بگیرد. اما در برنامه امسال (۱۴۴۶ قمری)، ما به دنبال هدف دیگری هستیم: قله روحی و حرکتی که به سادگی به دست نمی‌آید و رمضان موقعیت ویژه‌ای است که ارزش والای آن تنها باید در چنین طریقی هزینه شود و تنها در این صورت است که خسارتی نخواهد بود. ۲- آنچه در این سال به دنبال آن هستیم در یک کلام واضح و روشن و بدون تعارف عبارت است از «اکتشاف خویشتن»! ۳- ما و همه کسانی که این برنامه را شرکت می‌کنند، به طور طبیعی، تاکنون برنامه‌های روحی و خودسازی و حرکتیِ بسیاری را تجربه کرده، بهره‌های بسیاری برده و محرومیت‌های بسیاری را چشیده‌ایم؛ اما در این برنامه حتماً به دنبال کاری هستیم، کارستان! ما از وضعیت خود راضی نیستیم... شما یا مانند من در سنین بالایی هستید و وقت زیادی برای تلف‌کردن ندارید یا در سنین پایین‌تر هستید و حق تلف‌کردن عمر خود را ندارید. می‌دانیم که حرکت‌ها و کارهای قبلی نتایج ارزشمندی داشته و باید شکر این نعمت را به جای گذاشت و هرگز نباید این نعمت‌ها را دست‌کم گرفت؛ چرا که آن‌ها نعمت‌های خاص خداوند بوده‌ که به هر کسی داده نمی‌شود و با همین نعمت‌هاست که الان ما اینجا هستیم و لحظه‌ای کم‌گرفتن آن نعمت‌ها ممکن است باعث محرومیت‌های طولانی انسان بشود (آن طور که تجربه آن را بعضی دوستان داشته‌اند). اما هر چه که نعمت‌های قبلی بالاتر باشد، انتظار از خودمان و وظیفه ما نیز سنگین‌تر است. ما در این رمضان باید و باید سنگین‌ترین را انتخاب کنیم و با تمام قوا به دنبال آن برویم و هرگز و هرگز به کمتر از آن راضی نشویم و اگر شیطان تردید کرد که مگر شما لیاقت این قله بلند را دارید، باید بگوییم: • ما طمع سفره از صاحب این ضیافت داریم، نه از توان و سرمایه و ظرفیت خود! • کدام میهمان احمقی است که در خانه حاتم طائی غذا از توبره خود بخورد؟! • کدام مجنونی است که وقتی لیلای او راهش دهد، به عقل و صلاحیت خود توجه کند؟! • اینجا که میهمان و بار عامی است که هزاران حاتم به گدایی و هزاران لیلا به مجنونی آمده‌اند؛ پس خس بی‌سروپایی همچو من چرا باید به عقل و تدبیر و توان و صلاحیت خود اکتفا کند؟؟؟... خواجه شیراز می‌فرماید: من نه آن رندم که تَرکِ شاهد و ساغر کنم، محتسب داند که من این کارها کمتر کنم؛ من که عیبِ توبه‌کاران کرده باشم بارها، توبه از مِی وقتِ گُل دیوانه باشم گر کنم؛ عشق دردانه‌ست و من غَوّاص و دریا میکده، سر فروبُردم در آن جا تا کجا سر بَرکُنم؛ بازکَش یک دَم عِنان ای تُرکِ شهرآشوبِ من، تا ز اشک و چهره راهت پُر زر و گوهر کنم؛ من که از یاقوت و لَعلِ اشک دارم گنج‌ها، کِی نظر در فیضِ خورشیدِ بلنداختر کنم؛ چون صبا مجموعهٔ گل را به آبِ لطف شست، کج‌دلم خوان، گر نظر بر صفحهٔ دفتر کنم؛ عهد و پیمانِ فلک را نیست چندان اعتبار، عهد با پیمانه بندم شرط با ساغَر کُنم؛ من که دارم در گدایی گنجِ سلطانی به دست، کِی طمع در گردشِ گردونِ دون‌پَرور کنم؛ گرچه گَردآلودِ فقرم شرم باد از همتم، گر به آبِ چشمهٔ خورشید دامن تَر کنم؛ عاشقان را گر در آتش می‌پسندد لطفِ دوست، تنگ‌چشمم گر نظر در چشمهٔ کوثر کنم؛ دوش لعلش عشوه‌ای می‌داد حافظ را ولی، من نه آنم کز وی این افسانه‌ها باور کنم. ۴- بالاترین هدف و سنگین‌ترین وظیفه چیست؟ «رها شدن از تمام این دور باطل مادی و معنوی و بیرون آمدن از این گرداب طولانی و تمام‌کردن تمام تلاش‌هایی که تاکنون فکر می‌کردیم نجات در آنهاست»! یعنی خود پاک و منزه و خدایی را دیدن و بی‌اعتنا شدن به هر چیزی که غیر از آن است، یعنی همه چیز را رها کردن، هر چیزی که در این مغز و روح و روان ما داعیه و پرچمی دارد، یعنی آزادی، همان آزادی که اگر برای یک لحظه صورت بگیرد همه چیز حل است، یعنی اینکه: من هیچ چیزی نمی‌خواهم، اصلا می‌خواهم که هیچ‌کس نباشم، می‌خواهم هیچ نخواهم، می‌خواهم شکست‌خورده‌ترین آدم دنیا باشم، می‌خواهم عریان از تمام اعتقادات و مقدساتی باشم که می‌دانم همه ساخته من است و مولا علی می‌فرماید که این وهم و ساخت ذهن توست، می‌خواهم همه بت‌های ذهنی را کنار بزنم، می‌خواهم هیچ نبینم و هیچ نخواهم و عریان و برهنه از هر چیز و ناچیزی باشم تا همه جهان بیرونی با تمام مادیت و معنویت و ساخته‌ها و مقدسات و نامقدسات را کنار بزنم و... (این چند نقطه آخر را خوب ببینید و به حفظ بسپارید که با آن کارها خواهید داشت!) ۵- این چند نقطه آخر چیست؟ بعد از اين‌ها چه خواهد شد؟ چه اعتقاداتی سربلند می‌کند؟ چه مقدماتی ساخته می‌شود؟ چه نورانیتی حاصل می‌شود؟ مشکل من حل می شود؟ من معنوی می‌شوم؟ من فلان و فلان می‌شوم؟ از مشکلات رها می‌شوم؟ این خدا و اعتقادات را که ترک می‌کنم، جای آن خدا و اعتقادات بهتر می آید؟ به محض آنکه این سوال را کردید، ناخودآگاه بازگشت کردید به همان دنیای قبلی! بازگشت به خویشتن یعنی ترک همه این دنیاها و ملاک‌های آن و همه عادت‌ها و روش‌ها و باورها. تنها در یک صورت بازگشت به خویشتن رخ می‌دهد: هر بار که سوال از این سه نقطه شد، تمام جواب‌ها و میل جواب و احتمالات آن و تمام پیشرفت‌های ناشی از آن را رها کنید و آزاد و وارسته شوید. اگر محکم و استوار باشید، حتی در همین رمضان، مکاشفات و مشاهدات و معارف جدید از درون شما می‌جوشد. حتما و حتما باید آنها را رها کنید... انواع خیالات و خطورات و تمایلات به ذهن شما هجوم می‌آورد، همه آنچه که سالها کنار گذاشته‌اید را دوباره گرفتار می‌شوید، افکار و تمایلات و خطورات ذهنی چون لشکر مغول شما را ایلغار می‌کند، دچار فلاکتی می‌شوید که به خود لعنت می‌فرستید که این چه کاری بود به سرخود آوردم -و حتی به صاحب این متن!-. هیچ مشکلی نیست، اگر به سوی کعبه مقصود قدم برمی‌دارید، سرزنش‌های خار مغیلان را باید تحمل کنید، ولی به آن تسلیم نشوید، همچون سیلی آن‌ها می‌آیند و زندگی شما را نابود می‌کنند، اما شما کشته نمی‌شوید. پس به ترک افکار و ترک بعدی و بعدی و بعدی ادامه دهید، آن‌ها به غارت خود ادامه می‌دهند، شما هم به حیات و بازگشت به خود ادامه دهید و هرگز به دنبال نتیجه -و آن چند نقطه- نباشید و مقاومت خود را از دست ندهید که همه مبارزه را از دست خواهید داد. اما به محض آنکه اولین خیالات یا باورها و افکار را با دست خود میدان دادید -نه آنچه که خودبخود در حال هجوم مغولی است-، از دایره بازگشت به خویشتن خارج شدید. نه تنها افکار و اشیا بلکه بالاترین مشاهدات و معارف و مکاشفات نیز اینگونه است و هر کجا که توجه کردید -توجه اختیاری، نه آنچه بر شما هجوم مغولی می‌آورد-، همان جا ایستاده‌اید و تمام شده‌اید حتی اگر بهترین معارف باشد یا ضروری‌ترین و حیاتی‌ترین سوال از نتیجه و "بعد از این چه خواهد شد؟" باشد. ۶- اگر این فرایند به درستی و خوبی انجام گیرد و انسان به همان اندازه که می‌تواند در مقابل این هجوم خواطر و افکار و عقاید و ایده‌آل‌ها خود را نبازد و یا با هزار "بهانه و نیرنگ و فریب خویشتن" بعد از برداشتن اولین گام‌ها شروع به "آه و ناله و نفرین خود و دیگران و زندگی و آسمان و زمین" نکند، بلکه در حد وسع خود به همین "زنده ماندن در این سیل بنیان‌کَن" اکتفا نماید، پس از آن نیز منتظر "نتیجه و هدف و کشف و شهود و مانند آن" نباشد؛ آنگاه اولین مرحله و گام بازگشت به خویشتن رخ می‌دهد. بازگشت به خویشتنی که از جنس هیچکدام از درک‌ها و احساسات و نوشته‌ها و درخواست‌های قبلی نیست. ۷- اگر فرد در این اولین گام خود ثبات قدم داشته باشد و در حد همین ماه رمضان بتواند خود را نگاه دارد و استمرار خود را قطع نکند و با هزار بهانه و حساب و کتاب از آن دست برندارد، آنگاه می‌تواند "خود را کشف نماید". این "خود" و خویشتن" از آن جنس گذشته نیست و منبع و مرجعی است که زندگی او را دگرگون می‌کند. اما این کشف فقط و فقط در حد "دیدن و فهمیدن" است و هنوز تا "استفاده و به کاربری آن" هزاران فرسنگ فاصله دارد. هنوز این خودی که در اثر "جهاد منظم مستمر سی روزه" کشف شده است هیچ قدرت و توانی ندارد و همچون "طفل تازه به دنیا آمده" است که فقط می‌توان "او را دید و از او لذت برد" اما تا بزرگ شدن و رسیدن به "سن بلوغ و ایستادن بر پای خود" زمان و تلاش و مراحل عدیده‌ای در پیش دارد. ۸- آیا این توجه به نفس باید در ماه رمضان و در طول روز صورت بگیرد؟ هرگز و هرگز و هرگز. در بحث خلوت (جلسه ۱۲ رساله عملیه ۴) گفته شد که به هیچ‌وجه نباید تمرکز و خلوت با زندگی روزمره و مشغولیت‌های عادی انسان مخلوط شود. حتی نباید زمان آن بسیار و طولانی باشد. در اکثر موارد چند دقیقه منظم مستمر از هر زمان دیگری بهتر است. بنابراین در رمضان زمان مشخصی برای این‌کار در نظر گرفته می‌شود: هنگام استماع قرآن و در دقایقی که حداکثر ۳۰ دقیقه خواهد بود. برای بسیاری از افراد دقایقی از این ۳۰ دقیقه فقط تمرکز رخ می‌دهد که همان کافی است. ممکن است فقط یک ثانیه رخ دهد که از سر ما هم اضافی است! ممکن است هر چند روز یک بار انسان بتواند تنها لحظه‌ای بازگشت را موفق شود که فتح بزرگی است. ممکن است در طول رمضان فقط یک بار آن هم برای یک لحظه این حالت رخ دهد که این خود دست‌یافتن به قله‌ای بلند است و همان برای بعد از رمضان انسان کافی است و خوشا به سعادت آنکه چنین فتحی را توفیق پیدا کرده است! ۹- برنامه قرآن، مانند رمضان‌های قبل، بعد از نماز صبح خواهد بود و با توجه به تغییر زمان اذان صبح، ساعت آن نیز تغییر می کند که پیوسته اعلام خواهد شد. اما بر خلاف سال‌های قبل و بر خلاف تمام برنامه‌های قرآنی در آن هیچ ارائه شفاهی یا گفتگوی کتبی صورت نخواهد گرفت و تنها در هنگام استماع قرآن و سکوت بعد از آن به تمرکز و توجه به نفس مشغول خواهیم بود. بعد از اتمام سکوت، دوستان تجربه‌های خود را به اشتراک خواهند گذاشت. بر خلاف سال‌های قبل، ارائه تجربه کتبی ضروری است. دلیل اینکه ارائه شفاهی و یا گفتگوی کتبی حذف شده این است که زمان فضا فقط صرف توجه به نفس شود و هیچ مانعی در مقابل آن نباشد. همچنین عدم ارائه کتبی تجربه تمرکز انجام‌شده، قابل قبول نیست. ۱۰- اما افراد سوالات خود را در گروه تلگرامی «سؤالات یونسیّه» درج خواهند کرد. گفتگوهای کتبی افراد در این گروه ممنوع است و تنها به طرح سوال خواهند پرداخت. اما گفتگوها در گروه تلگرامی «بازگشت یونس (علیه‌السّلام)» آزاد است، به شرط اینکه تنها مباحث مربوط به رمضان انجام شود. ۱۱- مانند سال گذشته، برنامه شبانه‌ای خواهیم داشت پیرامون متن‌های قدسی. سال گذشته این متن روایت عقل و جهل بود و هنوز برای امسال برنامه قطعی نشده و دوستان در گروه «بازگشت یونس (علیه‌السّلام)» می توانند پیشنهادات خود را ارائه دهند. ۱۲- بیشتر ارائه و گفتگوی شفاهی در بحث شبانه صورت خواهد گرفت و سوالاتی که برای دوستان در برنامه صبح مطرح شده نیز در این برنامه می‌تواند مورد بحث قرار گیرد اما به شرطی که قبل از اذان ظهر در گروه «سؤالات یونسیّه» درج شود. ۱۳- گروه اسکایپی «حضرت یونس (علیه‌السّلام)» محل انجام برنامه‌های زنده صبح و شام است. شرط عضویت این است که فایل صوتی قبلی و این متن با دقت و تمرکز مورد توجه قرار گیرد. کسانی که این کار را به دقت و تمرکز انجام نداده‌اند، شرعاً و اخلاقاً حق حضور در گروه اسکایپی را ندارند. بعد از گوش کردن و قرائت این دو فایل لطفاً به آقای قاسمی یا خانم مسلمی پیام دهید تا شما را عضو نمایند. لطفاً کسی لینک گروه اسکایپی را در اختیار فرد دیگر قرار ندهد اما لینک گروه‌ها و کانال تلگرامی عمومی است و اشتراک آن مشکلی ندارد.


بحث :


آخرین جلسات برگزار شده ؟
210 - 00
1405-05-06
نگارش برای انتخاب
209 - 00
1405-04-30
نگارش برای انتخاب
208 - 00
1405-04-23
نگارش برای انتخاب
199 - 00
1405-02-08
نگارش برای انتخاب
کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب این سایت تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.
با ما در شبکه های اجتماعی