یک حس پس زدن و کری و فرار نسبت به واعظ و شاعر و خطیب و قاری و موذن و ... پیدا کردم . تا از هرکدامشان نالهای بلند میشود یک صدای قوی در درونم یا تحقیرش میکند و یا یا مسخرهاش میکند و یا پس میزند . زبان حالش این است که: ساکت! حقیقت ورای گفتهی تو و فهم من هست. نه تو حقیقت چیزی را که میگویی درک کردی و نه من حقیقت چیزی را که میشنوم درک میکنم . در مورد مناسک و عبادتهای دیگر، غیر مراقبه هم همینطور ... انگار پس زدنهای در مراقبه صبحگاهی به زندگی روزمره نشت کرده ،طبیعی است؟یا انحراف است؟ اگر انحراف است مشکلش کجاست و چطور رفع میشود؟
🔸️سوال:
هروقت ازسرشوق سجدهای بهجا میآورم و مناجاتی میکنم، صدایی درونم می گوید برای بهشت است؛ ذوق و حسم میپرد و بدوبیراه به بهشت میگویم و خیلی اذیت میشوم و گاهی میگریم؛ شاید خندهدار باشد این مشکل.
🔸️پاسخ:
در مقطعی از زندگی، انسان با دستورالعملهایی مواجه میشود که او را به شکستن زندانهای مادی و معنویاش راهنمایی میکنند. این دستورالعملها در نهایت به خود او بازمیگردند. برای مثال، ممکن است کسی بپرسد که این عبادتها چه فایدهای دارند، یا وقتی میبیند فردی در حال دعا کردن است، با بیاعتنایی یا تمسخر از کنارش رد شود و بگوید: «این کارها چه سودی دارند؟» درحالیکه نگاه او تنها به ظاهر ماجراست. از سوی دیگر، گاهی انسان به این فکر میافتد که عبادتهایش تنها به دلیل ترس از جهنم یا طمع بهشت است و همین مسئله او را به شک میاندازد.
⬅️ در چنین شرایطی، مهم است که فرد از خود بپرسد: آیا این افکار مرا به افقی بالاتر هدایت میکنند یا در سراشیبی سقوط قرار میدهند؟
سقوط همیشه به یک شکل نیست؛ گاهی میتواند به صورت غرور و تبختر ظاهر شود، یعنی فرد تصور کند که خودش از دیگران برتر است و عبادت آنها را بیارزش بداند. برای مثال، ممکن است با دیدن مداحی که برای اجرا پول دریافت میکند، تمام عبادت و معنویت او را زیر سؤال ببرد، بدون اینکه نگاه عمیقتری به ماجرا داشته باشد.
⬅️در این مواقع، باید دید آیا این نگاه باعث رشد و تعالی میشود یا صرفاً به انتقاد و بدگویی محدود میگردد.
در فضای سیاسی نیز چنین وضعیتی دیده میشود؛ برخی فقط به دنبال پیدا کردن فردی برای تخریب هستند، بدون اینکه خودشان در مسیر بهتری قرار بگیرند. تفکر و تحلیل، زمانی ارزشمند است که انسان را به سطح بالاتری هدایت کند، نه اینکه بهانهای برای کنار گذاشتن عبادت و معنویت باشد. همچنین، گاهی انسان در هنگام عبادت، دچار وسوسههایی میشود که هدفشان پایین کشیدن اوست. مثلاً ممکن است در لحظهای که با اشتیاق سجده میکند، وسوسهای در ذهنش ایجاد شود که این عبادت، صرفاً از سر عادت یا برای رسیدن به بهشت(عبادت تجارتگونه) است. در اینجا، شیطان تلاش میکند این سجده را بیارزش جلوه دهد. اما اگر فرد هشیار باشد، میتواند این وسوسه را نادیده بگیرد و عبادتش را با نیتی خالصتر ادامه دهد. در مقابل، گاهی یک فکر مثبت و سازنده به ذهن انسان میآید که میتواند او را به مرحلهای بالاتر برساند. مثلاً اگر فردی در عبادتش به پاداشهای مادی مثل بهشت و قصرهای آن فکر کند، ممکن است لحظهای به خود بیاید و بگوید: «آیا من فقط برای اینها عبادت میکنم؟» این لحظهی آگاهی میتواند او را از سطحینگری فراتر ببرد و به نیت والاتری برساند، که این امر بسیار ارزشمند است. بنابراین، هر نوع فکر، اندیشه یا گرایشی که در ذهن انسان شکل میگیرد، باید مورد ارزیابی قرار گیرد: آیا این تفکر او را به سوی افقی بالاتر سوق میدهد یا در دره سقوط میکند؟ اگر نشانههای سقوط در آن دیده شود، بهترین راه، بیتوجهی است. همانطور که در برابر طوفانها و موجهای زندگی، گاهی بیاعتنایی بهترین واکنش است البته در لحظهی خلوت، به غیر از آن زمان، گاهی احتیاج به بحث و گفتگو و مطالعه و مشاوره دارد. اما اگر این افکار، زمینهای برای رشد و تعالی باشند، باید با آغوش باز پذیرفته شوند.
🔸️سوال:
صوت پاسخ به سوالها را گوش دادم .نداشتن خطورات عیب بنده هست که سبب خواب راحت میشود؛ در هر سکوت و حتی شنیدن یک سخنرانی یکنواخت دراین ماه که شما وقت میگذارید؛ آیامفید است که وقت و بیوقت در ساعات روز خلوت نشستن را تمرین کنم برای رفع مشکل خواب؟
🔸️پاسخ:
بخشی از سؤال ایشان این است که تمرین تمرکز و توجه به نفس که دوستان صبحها انجام میدهند، پیشتر هم در "نگارش ذاتی" تمرینهایی از این نوع داشتهایم و ممکن است بعد از ماه رمضان هم بخشی از برنامههای ما در این زمینه باشد.
⬅️ حالا این پرسش مطرح است که آیا این تمرین را فقط باید در یک زمان اختصاصی انجام داد، یا میتوان آن را در طول روز هم تکرار کرد؟
⚠️در بحث ارکان حرکت انسانی، خلوت بهعنوان اولین رکن مطرح شده است. تأکید شده که افرادی که خلوت را در طول روز پراکنده و پیوسته انجام میدهند، دچار آسیب میشوند؛ زیرا این کار نهتنها زندگی روزمره را مختل میکند، بلکه خود خلوت را هم از بین میبرد. خلوت باید در یک زمان خاص، با برنامه و نظم مشخص، همراه با مقدمات و دقت مهندسیشده انجام شود، نه اینکه در طول روز پراکنده باشد.
⬅️اما سؤال اینجاست که آیا اگر گاهی خارج از زمان مشخصشده هم انجام شود، اشکالی دارد؟
پاسخ این است که تا حدی اشکالی ندارد، اما اگر بیش از اندازه باشد، ممکن است ضرر داشته باشد. یکی از مواردی که این تمرین بدون اشکال است، "هنگام نماز" است؛ زیرا در بحث نماز نیز بر توجه به نفس تأکید شده است. احتمالاً بعد از ماه رمضان دوباره این موضوع را مطرح خواهیم کرد. در نماز، انسان این خلوت را بهطور طبیعی انجام میدهد، و در طول روز هم اگر بخواهد این تمرین را داشته باشد، باید "مقدار آن محدود"، "حسابشده" و با "مقدمات مشخص" باشد.
⚠️نکته مهم این است که این تمرین نباید بهطور پراکنده و نامنظم در طول روز انجام شود، مثلاً کسی در حال انجام کارهای روزمره باشد و هر از گاهی حواسش را به این تمرین ببرد؛ چنین حالتی بسیار آسیبزاست.
👈البته در مورد نماز، هرچقدر این تمرکز و خلوت بیشتر باشد، مفید است. اما در سایر زمانها، باید میزان آن مشخص و با برنامهریزی دقیق باشد.
همه این نکات برای این است که هدف اصلی حفظ خلوت و تمرکز باشد، نه اینکه صرفاً وسیلهای برای برطرف کردن خوابآلودگی شود. این مسئله طبیعی است که در ابتدا تمرکز موجب خوابآلودگی شود، اما به مرور زمان، تمرکز همراه با نشاط حاصل خواهد شد. برای بسیاری از افراد، تمرکز در ابتدا موجب خستگی و خوابآلودگی میشود، اما اگر این خوابآلودگی بیش از حد باشد، سه راهحل برای آن وجود دارد که فرد باید یکی را انتخاب کند. بنابراین، خلوت و تمرین آن باید هدفمند، برنامهریزیشده و با دقت انجام شود، نه صرفاً برای مقابله با خوابآلودگی.
🔸️سوال:
در هفتههای پیش هم سلسله اتفاقات و هم جنس تجربه خیلی برای خودم ثمربخش بود. یعنی بدون اینکه اراده کنم یکسری چیز، درمورد خودم میفهمیدم؛ حتی مثلا به گواهی اطرافیان چیزهایی در من شکسته، تغییراتی در من دیده شد و عیان شد و دیگران هم این را درک کردند. خب از این بابت خوشحال بودم تا تقریبا در انتهای روز سیزده یا چهاردهم. اما متاسفانه الان که وارد نیمهی دوم ماه مبارک و تمرینات شدیم، احساس میکنم افت شدیدی در تجربه و تمرکز دارم؛ منظورم در جنس تجربه نیست و در تمرکز است؛ یعنی اینکه برایم یک مقدار سختتر شده که بتوانم افکار را کنترل کنم؛ گرچه که با یک لذت و اشتیاقی شروع میکنم اما در ادامه، واقعا یک چند روزی هست متوجه نمیشوم که چه زمانی تمرین تمام میشود و خوابم میبرد و کنترل افکارم خیلی کمتر شده و در طول روز هم نمیدانم چرا یک حالت بیقیدی پیدا کردم برعکس پانزده روز اول. بابت این نگران هستم. مثلا در دو هفتهی اول موجها به صورت رگباری وجود داشتند و به من مهلت نمیدادند و اینها همیشه برای من یک ترسی داشتند. یعنی هربار یک چیزی در مورد خودم میفهمیدم و واقعا مثل اینکه چیزی فرومیریخت؛ مثل مواد منفجره در من شروع میکرد به منفجر شدن و حجم فشاری که واقعا زیاد بود؛ تلاش میکردم بایستم، صبر کنم، تحمل کنم ولی احساس میکنم از نیمهی دوم، دارم نفس میکشم و یا استراحت میکنم؛ نمیدانم چیست! ولی از این وضعیتی که هست یک مقدار خوشحال نیستم و ناراضی هستم؛ خواستم بدانم که کیفیت تمرکزم من پاین آمده که این اتفاقات افتاده و یا ممکن است چه عوامل دیگری باشد که من الان این جوری هستم.
🔸️پاسخ:
این بالا و پایینها همیشه هست؛ تا زمانی که نَفَس وجود دارد، قبض و بسط، اوج و حضیض، قله و دره هم هست و هیچ راهی برای رهایی از آن وجود ندارد، جز "استمرار". روزی در اوجیم، روزی در حضیض؛
احوال ما برق جهان است
دمی پیدا و دیگر دم نهان است
گَهی بر طارم اعلا نشینی
گَهی زیر پای خود نبینی
این وضعیت همیشه وجود دارد، حتی برای اولیاء و انبیاء در حد خودشان. برای ما که جای خود دارد! بنابراین، غیر از استمرار، مراقبه، دقت و برنامهریزی هیچ راهی نیست. البته گاهی عوامل مشخصی باعث کاهش توجه و مراقبه میشوند، مثل بههمریختگی خواب یا کاهش تمرکز. اینها را باید اصلاح کرد، اما اصل بالا و پایین بودن در مسیر، نهتنها طبیعی است، بلکه همیشگی است.
⚠️اگر کسی بخواهد همیشه در اوج باشد(در حالت بسط) و دوران افت را نپذیرد، این بسیار خطرناک است. چون وقتی اوضاع خوب(رونق دارد) است، پیش میرود، اما بهمحض برخورد با اولین مشکل، دچار یأس، افسردگی و ناراحتی میشود. درحالیکه این مسیر همیشه همینگونه است؛
🔸️ادامهی سوال:
من الان نمیتوانم وضع خودم را درک کنم و یک حالت ابهامی دارم. یک هفته پیش خیلی تحت فشار بودم، مسائل زیادی داشتم ولی میدانستم کجا هستم و وضعیتم چیست اما الان آن مسائل برطرف شده اما نمیتوانم وضعیت خودم را توصیف کنم.
🔸️پاسخ:
این مسئله کاملاً طبیعی است. مگر انسان به این راحتی میتواند دقیقاً بفهمد کجای مسیر قرار دارد؟ ما همواره درگیر عالم مادی، مشکلات، خواطر و نواقص هستیم. اما چاره چیست؟ تنها راه، ادامه مسیر است. گاهی این مسیر پر از موج و تلاطم است، گاهی آرامتر، اما انسان باید حرکت کند تا بعد از مدتی به اولین نتایج برسد.
🔸️ادامهی سوال:
با مطالعهی زندگی انسانهای بزرگ یا شنیدن داستانهایی از افراد در مراتب بالا، احساس ترس و وحشت میکنم و با مقایسه با خود میگویم: «اوضاع من خیلی خراب است»
🔸️پاسخ:
این احساس اگر باعث حرکت و تلاش بیشتر شود، بسیار خوب است. اما اگر منجر به یأس و افسردگی شود و او را از مسیر بازدارد، بسیار بد است. این موضوع مانند کسی است که وارد یک رشته دانشگاهی میشود و با استادی مواجه میشود که در آن زمینه بسیار عالم و توانمند است. اگر دانشجو به این دلیل ناامید شود و بگوید: «من نمیتوانم» و درس را رها کند، اشتباه بزرگی مرتکب شده است. اما اگر از دانش استاد برای رشد خود استفاده کند، تلاشش را بیشتر کند و وقتش را هدر ندهد، این رویکرد کاملاً مفید خواهد بود.
فایل ها :
بازگشت جناب یونس (علیهالسّلام) - رمضان و اکتشاف خویشتن (۱۴۴۶ ق.)
وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَىٰ فِي الظُّلُمَاتِ أَنْ لَا إِلَٰهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمین؛ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَ نَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ ۚ وَ كَذَٰلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِین... و یونس؛ هنگامی که برافروخته و خشمگین از جایگاه و قرار خود بیرون شد و پنداشت که تدبیر ما بر او سخت نخواهد گرفت؛ پس در تاریکی و سختیِ برخواسته از کارش، ندا درداد که به غیر تو بینهایتی در ورای هیچ چیزی وجود ندارد و تو از هر نقص و پنداشتی پاک هستی و این منم که به غفلت بر خود ظلم نمودم. پس ما نیز ندای او را پاسخ گفتیم و او را از مشکلات و مصیبت رها کردیم و اینگونه است که برای هر کسی که ایمان داشته باشد، راه رهایی و نجات قرار دادیم. ۱- فرصتهای ویژه در زندگیِ حرکتی انسان جایگاه ویژه دارد و رمضان یکی از مهمترین آنهاست. در جای خود بحثها و گفتگوهای بسیاری صورت گرفته که چه دلایل آسمانی و زمینی باعث اهمیت و تاثیر رمضان است که علاقهمندان میتوانند به آن مراجعه نمایند. اما در مجموع روشن است که از یکسو در این دوره زمانی تمامی تلاشهای سال گذشته انسان میتواند به ثمر رسیده و از سوی دیگر بهترین نگاه و برنامه ریزی برای سال آینده باید در این برهه زمانی صورت بگیرد. اما در برنامه امسال (۱۴۴۶ قمری)، ما به دنبال هدف دیگری هستیم: قله روحی و حرکتی که به سادگی به دست نمیآید و رمضان موقعیت ویژهای است که ارزش والای آن تنها باید در چنین طریقی هزینه شود و تنها در این صورت است که خسارتی نخواهد بود. ۲- آنچه در این سال به دنبال آن هستیم در یک کلام واضح و روشن و بدون تعارف عبارت است از «اکتشاف خویشتن»! ۳- ما و همه کسانی که این برنامه را شرکت میکنند، به طور طبیعی، تاکنون برنامههای روحی و خودسازی و حرکتیِ بسیاری را تجربه کرده، بهرههای بسیاری برده و محرومیتهای بسیاری را چشیدهایم؛ اما در این برنامه حتماً به دنبال کاری هستیم، کارستان! ما از وضعیت خود راضی نیستیم... شما یا مانند من در سنین بالایی هستید و وقت زیادی برای تلفکردن ندارید یا در سنین پایینتر هستید و حق تلفکردن عمر خود را ندارید. میدانیم که حرکتها و کارهای قبلی نتایج ارزشمندی داشته و باید شکر این نعمت را به جای گذاشت و هرگز نباید این نعمتها را دستکم گرفت؛ چرا که آنها نعمتهای خاص خداوند بوده که به هر کسی داده نمیشود و با همین نعمتهاست که الان ما اینجا هستیم و لحظهای کمگرفتن آن نعمتها ممکن است باعث محرومیتهای طولانی انسان بشود (آن طور که تجربه آن را بعضی دوستان داشتهاند). اما هر چه که نعمتهای قبلی بالاتر باشد، انتظار از خودمان و وظیفه ما نیز سنگینتر است. ما در این رمضان باید و باید سنگینترین را انتخاب کنیم و با تمام قوا به دنبال آن برویم و هرگز و هرگز به کمتر از آن راضی نشویم و اگر شیطان تردید کرد که مگر شما لیاقت این قله بلند را دارید، باید بگوییم: • ما طمع سفره از صاحب این ضیافت داریم، نه از توان و سرمایه و ظرفیت خود! • کدام میهمان احمقی است که در خانه حاتم طائی غذا از توبره خود بخورد؟! • کدام مجنونی است که وقتی لیلای او راهش دهد، به عقل و صلاحیت خود توجه کند؟! • اینجا که میهمان و بار عامی است که هزاران حاتم به گدایی و هزاران لیلا به مجنونی آمدهاند؛ پس خس بیسروپایی همچو من چرا باید به عقل و تدبیر و توان و صلاحیت خود اکتفا کند؟؟؟... خواجه شیراز میفرماید: من نه آن رندم که تَرکِ شاهد و ساغر کنم، محتسب داند که من این کارها کمتر کنم؛ من که عیبِ توبهکاران کرده باشم بارها، توبه از مِی وقتِ گُل دیوانه باشم گر کنم؛ عشق دردانهست و من غَوّاص و دریا میکده، سر فروبُردم در آن جا تا کجا سر بَرکُنم؛ بازکَش یک دَم عِنان ای تُرکِ شهرآشوبِ من، تا ز اشک و چهره راهت پُر زر و گوهر کنم؛ من که از یاقوت و لَعلِ اشک دارم گنجها، کِی نظر در فیضِ خورشیدِ بلنداختر کنم؛ چون صبا مجموعهٔ گل را به آبِ لطف شست، کجدلم خوان، گر نظر بر صفحهٔ دفتر کنم؛ عهد و پیمانِ فلک را نیست چندان اعتبار، عهد با پیمانه بندم شرط با ساغَر کُنم؛ من که دارم در گدایی گنجِ سلطانی به دست، کِی طمع در گردشِ گردونِ دونپَرور کنم؛ گرچه گَردآلودِ فقرم شرم باد از همتم، گر به آبِ چشمهٔ خورشید دامن تَر کنم؛ عاشقان را گر در آتش میپسندد لطفِ دوست، تنگچشمم گر نظر در چشمهٔ کوثر کنم؛ دوش لعلش عشوهای میداد حافظ را ولی، من نه آنم کز وی این افسانهها باور کنم. ۴- بالاترین هدف و سنگینترین وظیفه چیست؟ «رها شدن از تمام این دور باطل مادی و معنوی و بیرون آمدن از این گرداب طولانی و تمامکردن تمام تلاشهایی که تاکنون فکر میکردیم نجات در آنهاست»! یعنی خود پاک و منزه و خدایی را دیدن و بیاعتنا شدن به هر چیزی که غیر از آن است، یعنی همه چیز را رها کردن، هر چیزی که در این مغز و روح و روان ما داعیه و پرچمی دارد، یعنی آزادی، همان آزادی که اگر برای یک لحظه صورت بگیرد همه چیز حل است، یعنی اینکه: من هیچ چیزی نمیخواهم، اصلا میخواهم که هیچکس نباشم، میخواهم هیچ نخواهم، میخواهم شکستخوردهترین آدم دنیا باشم، میخواهم عریان از تمام اعتقادات و مقدساتی باشم که میدانم همه ساخته من است و مولا علی میفرماید که این وهم و ساخت ذهن توست، میخواهم همه بتهای ذهنی را کنار بزنم، میخواهم هیچ نبینم و هیچ نخواهم و عریان و برهنه از هر چیز و ناچیزی باشم تا همه جهان بیرونی با تمام مادیت و معنویت و ساختهها و مقدسات و نامقدسات را کنار بزنم و... (این چند نقطه آخر را خوب ببینید و به حفظ بسپارید که با آن کارها خواهید داشت!) ۵- این چند نقطه آخر چیست؟ بعد از اينها چه خواهد شد؟ چه اعتقاداتی سربلند میکند؟ چه مقدماتی ساخته میشود؟ چه نورانیتی حاصل میشود؟ مشکل من حل می شود؟ من معنوی میشوم؟ من فلان و فلان میشوم؟ از مشکلات رها میشوم؟ این خدا و اعتقادات را که ترک میکنم، جای آن خدا و اعتقادات بهتر می آید؟ به محض آنکه این سوال را کردید، ناخودآگاه بازگشت کردید به همان دنیای قبلی! بازگشت به خویشتن یعنی ترک همه این دنیاها و ملاکهای آن و همه عادتها و روشها و باورها. تنها در یک صورت بازگشت به خویشتن رخ میدهد: هر بار که سوال از این سه نقطه شد، تمام جوابها و میل جواب و احتمالات آن و تمام پیشرفتهای ناشی از آن را رها کنید و آزاد و وارسته شوید. اگر محکم و استوار باشید، حتی در همین رمضان، مکاشفات و مشاهدات و معارف جدید از درون شما میجوشد. حتما و حتما باید آنها را رها کنید... انواع خیالات و خطورات و تمایلات به ذهن شما هجوم میآورد، همه آنچه که سالها کنار گذاشتهاید را دوباره گرفتار میشوید، افکار و تمایلات و خطورات ذهنی چون لشکر مغول شما را ایلغار میکند، دچار فلاکتی میشوید که به خود لعنت میفرستید که این چه کاری بود به سرخود آوردم -و حتی به صاحب این متن!-. هیچ مشکلی نیست، اگر به سوی کعبه مقصود قدم برمیدارید، سرزنشهای خار مغیلان را باید تحمل کنید، ولی به آن تسلیم نشوید، همچون سیلی آنها میآیند و زندگی شما را نابود میکنند، اما شما کشته نمیشوید. پس به ترک افکار و ترک بعدی و بعدی و بعدی ادامه دهید، آنها به غارت خود ادامه میدهند، شما هم به حیات و بازگشت به خود ادامه دهید و هرگز به دنبال نتیجه -و آن چند نقطه- نباشید و مقاومت خود را از دست ندهید که همه مبارزه را از دست خواهید داد. اما به محض آنکه اولین خیالات یا باورها و افکار را با دست خود میدان دادید -نه آنچه که خودبخود در حال هجوم مغولی است-، از دایره بازگشت به خویشتن خارج شدید. نه تنها افکار و اشیا بلکه بالاترین مشاهدات و معارف و مکاشفات نیز اینگونه است و هر کجا که توجه کردید -توجه اختیاری، نه آنچه بر شما هجوم مغولی میآورد-، همان جا ایستادهاید و تمام شدهاید حتی اگر بهترین معارف باشد یا ضروریترین و حیاتیترین سوال از نتیجه و "بعد از این چه خواهد شد؟" باشد. ۶- اگر این فرایند به درستی و خوبی انجام گیرد و انسان به همان اندازه که میتواند در مقابل این هجوم خواطر و افکار و عقاید و ایدهآلها خود را نبازد و یا با هزار "بهانه و نیرنگ و فریب خویشتن" بعد از برداشتن اولین گامها شروع به "آه و ناله و نفرین خود و دیگران و زندگی و آسمان و زمین" نکند، بلکه در حد وسع خود به همین "زنده ماندن در این سیل بنیانکَن" اکتفا نماید، پس از آن نیز منتظر "نتیجه و هدف و کشف و شهود و مانند آن" نباشد؛ آنگاه اولین مرحله و گام بازگشت به خویشتن رخ میدهد. بازگشت به خویشتنی که از جنس هیچکدام از درکها و احساسات و نوشتهها و درخواستهای قبلی نیست. ۷- اگر فرد در این اولین گام خود ثبات قدم داشته باشد و در حد همین ماه رمضان بتواند خود را نگاه دارد و استمرار خود را قطع نکند و با هزار بهانه و حساب و کتاب از آن دست برندارد، آنگاه میتواند "خود را کشف نماید". این "خود" و خویشتن" از آن جنس گذشته نیست و منبع و مرجعی است که زندگی او را دگرگون میکند. اما این کشف فقط و فقط در حد "دیدن و فهمیدن" است و هنوز تا "استفاده و به کاربری آن" هزاران فرسنگ فاصله دارد. هنوز این خودی که در اثر "جهاد منظم مستمر سی روزه" کشف شده است هیچ قدرت و توانی ندارد و همچون "طفل تازه به دنیا آمده" است که فقط میتوان "او را دید و از او لذت برد" اما تا بزرگ شدن و رسیدن به "سن بلوغ و ایستادن بر پای خود" زمان و تلاش و مراحل عدیدهای در پیش دارد. ۸- آیا این توجه به نفس باید در ماه رمضان و در طول روز صورت بگیرد؟ هرگز و هرگز و هرگز. در بحث خلوت (جلسه ۱۲ رساله عملیه ۴) گفته شد که به هیچوجه نباید تمرکز و خلوت با زندگی روزمره و مشغولیتهای عادی انسان مخلوط شود. حتی نباید زمان آن بسیار و طولانی باشد. در اکثر موارد چند دقیقه منظم مستمر از هر زمان دیگری بهتر است. بنابراین در رمضان زمان مشخصی برای اینکار در نظر گرفته میشود: هنگام استماع قرآن و در دقایقی که حداکثر ۳۰ دقیقه خواهد بود. برای بسیاری از افراد دقایقی از این ۳۰ دقیقه فقط تمرکز رخ میدهد که همان کافی است. ممکن است فقط یک ثانیه رخ دهد که از سر ما هم اضافی است! ممکن است هر چند روز یک بار انسان بتواند تنها لحظهای بازگشت را موفق شود که فتح بزرگی است. ممکن است در طول رمضان فقط یک بار آن هم برای یک لحظه این حالت رخ دهد که این خود دستیافتن به قلهای بلند است و همان برای بعد از رمضان انسان کافی است و خوشا به سعادت آنکه چنین فتحی را توفیق پیدا کرده است! ۹- برنامه قرآن، مانند رمضانهای قبل، بعد از نماز صبح خواهد بود و با توجه به تغییر زمان اذان صبح، ساعت آن نیز تغییر می کند که پیوسته اعلام خواهد شد. اما بر خلاف سالهای قبل و بر خلاف تمام برنامههای قرآنی در آن هیچ ارائه شفاهی یا گفتگوی کتبی صورت نخواهد گرفت و تنها در هنگام استماع قرآن و سکوت بعد از آن به تمرکز و توجه به نفس مشغول خواهیم بود. بعد از اتمام سکوت، دوستان تجربههای خود را به اشتراک خواهند گذاشت. بر خلاف سالهای قبل، ارائه تجربه کتبی ضروری است. دلیل اینکه ارائه شفاهی و یا گفتگوی کتبی حذف شده این است که زمان فضا فقط صرف توجه به نفس شود و هیچ مانعی در مقابل آن نباشد. همچنین عدم ارائه کتبی تجربه تمرکز انجامشده، قابل قبول نیست. ۱۰- اما افراد سوالات خود را در گروه تلگرامی «سؤالات یونسیّه» درج خواهند کرد. گفتگوهای کتبی افراد در این گروه ممنوع است و تنها به طرح سوال خواهند پرداخت. اما گفتگوها در گروه تلگرامی «بازگشت یونس (علیهالسّلام)» آزاد است، به شرط اینکه تنها مباحث مربوط به رمضان انجام شود. ۱۱- مانند سال گذشته، برنامه شبانهای خواهیم داشت پیرامون متنهای قدسی. سال گذشته این متن روایت عقل و جهل بود و هنوز برای امسال برنامه قطعی نشده و دوستان در گروه «بازگشت یونس (علیهالسّلام)» می توانند پیشنهادات خود را ارائه دهند. ۱۲- بیشتر ارائه و گفتگوی شفاهی در بحث شبانه صورت خواهد گرفت و سوالاتی که برای دوستان در برنامه صبح مطرح شده نیز در این برنامه میتواند مورد بحث قرار گیرد اما به شرطی که قبل از اذان ظهر در گروه «سؤالات یونسیّه» درج شود. ۱۳- گروه اسکایپی «حضرت یونس (علیهالسّلام)» محل انجام برنامههای زنده صبح و شام است. شرط عضویت این است که فایل صوتی قبلی و این متن با دقت و تمرکز مورد توجه قرار گیرد. کسانی که این کار را به دقت و تمرکز انجام ندادهاند، شرعاً و اخلاقاً حق حضور در گروه اسکایپی را ندارند. بعد از گوش کردن و قرائت این دو فایل لطفاً به آقای قاسمی یا خانم مسلمی پیام دهید تا شما را عضو نمایند. لطفاً کسی لینک گروه اسکایپی را در اختیار فرد دیگر قرار ندهد اما لینک گروهها و کانال تلگرامی عمومی است و اشتراک آن مشکلی ندارد.
بحث :
1 -
1404-01-18 تمرین خلوت در غیر وقت اختصاصیمشاهده
فایل ها :
2 -
1404-01-18 فراز و نشیبهای مسیرمشاهده
فایل ها :