جستجو
ورود کاربران
16 - نگاه عملیاتی در رمضان


●دو سری سؤال مطرح شده است.

سری اول، سؤالاتی درباره‌ی کلیت تمرکز و توجه صبح‌گاهی است، مانند این‌که نتیجه‌ی این تمرکز چیست، به کجا می‌رسیم، چه دلیلی برای چنین تمرکزی وجود دارد، مبنا و منبع این شیوه مواجهه با قرآن چیست، و آیا این روش به نوعی گرفتار شدن در جزئیات آیات نیست؟ همچنین، نقش قرآن در این رویارویی چیست؟ سؤالاتی در سطح ماهیت، چرایی و چگونگی این روند برای برخی افراد هست. این سؤالات اصولاً برخی از آن‌ها قبلاً به‌طور مفصل بررسی شده‌اند، مانند مبحث رویارویی با قرآن و بحث اکتشاف خویشتن، که توضیح داده شده در این حرکت صبح‌گاهی دقیقاً چه باید کرد. علاوه بر این، در طول این مدت، دوستان حدود بیست سؤال درباره‌ی این شیوه مطرح کرده‌اند، ازجمله این‌که چگونه باید وارد این فرآیند شد، طریقه‌ی توجه به نفس چیست، موانع آن کدام‌اند، در مواجهه با هجوم رسوبات ذهنی چه باید کرد، یا در شرایطی که امکان خلوت فراهم نیست، چگونه می‌توان تمرکز را تجربه کرد. این مباحث قبل از رمضان و بخشی از آن در طول رمضان به تفصیل بررسی شده است. از این‌رو، بخشی از سؤالات مطرح‌شده به روش عملی این مسیر مربوط می‌شود، که درباره‌ی آن نیز مفصل بحث شده و دوستان باید به منابع قبلی مراجعه کنند. تکرار این مباحث در این زمان کوتاه نه منطقی است و نه مقدور، به‌ویژه با توجه به اینکه حداقل ده تا پانزده فایل متنی و صوتی درباره آن‌ها وجود دارد. البته، می‌توان پرسش‌هایی را در ادامه‌ی آن مباحث مطرح کرد، اما بازگویی همان مطالب قبلی در این فرصت کوتاه امکان‌پذیر نیست. بنابراین، در این بخش، که شیوه‌‌ی مشخصی برای عمل وجود دارد، مراجعه به منابع قبلی ضروری است. پس یک دسته از سؤالات این است که دقیقاً باید چه کار کنیم و چگونه این مسیر را طی کنیم. این موارد به تفصیل توضیح داده شده‌اند.

●دسته دوم، سؤالاتی مانند این‌که دلیل این کار چیست، مبنای آن از کجا آمده، چه روایتی برای آن وجود دارد و چگونه می‌توان این رویکرد را توجیه کرد. این نوع سؤالات در این زمان جایگاهی ندارند. چرا؟ چون شبیه این است که در وسط یک عملیات نظامی، به جای تمرکز بر اجرای مأموریت، درباره فلسفه‌ی جنگ، سیاست‌های نظامی یا اقتصاد کشور بحث کنیم.‌

⬅️الان، در ماه رمضان، زمان عمل است، نه زمان تحلیل این مباحث. اگر قرار بود این بحث‌ها مطرح شوند، باید پیش‌تر، در زمان ارائه‌ی آن فایل‌ها و گفتگوهای مربوطه مطرح می‌شدند. بعد از رمضان هم می‌توان دوباره به این موضوعات پرداخت. اما اکنون که تنها پانزده روز از رمضان باقی مانده—و از این مدت پنج شب متعلق به شب‌های احیاست و بحثی در آن‌ها نداریم—فرصت کمی باقی است. اگر کسی ذهنش را درگیر این مباحث کلان کند، خودش متضرر خواهد شد. اکنون، زمان عمل و اجراست.

●دو معیار مشخص برای اجرا وجود دارد:

۱.استفاده از آن‌چه در دسترس است. یعنی هر فرد با همان حداقل درکی که دارد، وارد عمل شود. نباید سراغ مباحث کلان، فلسفی، یا نظری برود و وقت را صرف پرسیدن این‌که "دلیل این کار چیست؟" یا "فلان روایت چه می‌گوید؟" کند. اگر تا این‌جا استفاده‌ای نکرده، از زمان باقی‌مانده بهره ببرد، نه این‌که تازه درگیر فلسفه موضوع شود. الان وقت بهره‌برداری است، نه بحث‌های نظری. همان‌طور که در میدان نبرد، سرباز باید بجنگد، نه اینکه درباره فلسفه‌ی جنگ گفتگو کند. الان هم باید برای سال آینده‌تان توشه بردارید و وقت عمل و اجراست.

۲.هوشمندی در تشخیص معیار خلوت. هر فرد باید خلوت خود را به هر روشی که برایش ممکن است، حفظ کند، ولو در مقیاس کم. اگر ذکر یا نوع خاصی از توجه به قرآن برایش مفید است، همان را انجام دهد. آزمون و خطا کند، ببیند چه نتیجه می‌دهد و همان را ادامه دهد. هر راه‌کاری که برای تمرکز یا کنترل خواب جواب می‌دهد، همان را در پیش بگیرد. همچنین، در برنامه‌ریزی عملی، بهتر است به جای اهداف بلندمدتِ دشوار، روی استمرار و اقدامات کوچک و روزمره تمرکز کند، زیرا کار کوچک مداوم نتیجه‌ی بیشتری از کار بزرگ مقطعی دارد. با این دو معیار خودتان را از بحث‌های نظری بیرون بکشید. الان در خط مقدم هستیم، و در این شرایط فرصتی برای چنین گفتگوهایی نیست. اگر خودتان را درگیر این مباحث کنید، مثل این است که دشمن آمده و تمام سرزمین وجودتان را اشغال کرده، و در این میان رمضان را هم از دست داده‌اید.

🔸️سوال:

در مورد برنامه‌ریزی فرمودید که اگر حداقل را در نظر بگیریم، ممکن است فرد خیلی محدود شود، درحالی‌که در مسائل معنوی انتظار می‌رود افراد افق‌های بالاتری را مدنظر داشته باشند.

🔸️پاسخ:

نگاه به افق‌های دور اشکالی ندارد، اما هنگام حرکت، باید حواس‌مان به قدم‌هایی که برمی‌داریم هم باشد. هرچقدر افق دید وسیع‌تر و همت بالاتر باشد، بهتر است، اما در عمل، برنامه‌ریزی باید به گونه‌ای باشد که از همین فردا قابل اجرا باشد—کاملاً روزمره، دقیق و عملیاتی. برای این‌که برنامه عملیاتی باشد، نمی‌توان صرفاً یک برنامه کلان طراحی کرد، بلکه باید آن را به سطحی پایین‌تر و اجرایی‌تر آورد.

⬅️در مسائل روحی و معنوی، بزرگان تأکید دارند که آنچه اهمیت دارد، استمرار است، نه صرفاً انجام کارهای بزرگ.

یک عمل کوچک اما مداوم، تأثیر بیشتری از یک اقدام بزرگ اما مقطعی دارد. در تجربه‌های عملی هم دیده شده که آن‌چه فرد را به نتیجه می‌رساند، رعایت ارکان پنجگانه‌ی حرکت است که یکی از آن‌ها استمرار است. حتی اگر عملی کوچک باشد، اگر مداوم انجام شود، نتیجه خواهد داد. اما اگر استمرار نباشد، حتی یک تجربه‌ی معنوی بزرگ یا یک مکاشفه‌ی قوی هم ممکن است بعد از مدتی از بین برود و حتی اثر معکوس داشته باشد.

🔸️سوال:

من این برنامه را معمولاً بر اساس عیب‌هایی که در وجود خودم می‌بینم پیش می‌بردم. اما شما در جواب یکی از دوستان نوشته بودید که توجه به عیوب باید در حد مشخصی باشد و این‌طور نیست که همیشه چیز مثبتی باشد. آیا اساس این برنامه باید بر توجه به عیوب باشد، یا رویکرد دیگری مناسب‌تر است؟

🔸️پاسخ:

داشتن نگاه به عیوب خود اشکالی ندارد، اما نباید در آن غرق شد. یعنی فرد نباید مدام روی ضعف‌های خود تمرکز کند و آن‌ها را مثل زخمی که مدام می‌خاراند، بدتر کند. در عین حال که نسبت به عیوب خود آگاه است، باید ذهنش را به سمت جلو ببرد و از آن‌ها عبور کند تا به سطح بالاتری برسد. نگاه از بالا به خود، مسیر بهتری برای رشد فراهم می‌کند.یک نگاهتان به عیوب باشد اما محو آن‌ها نشوید.

🔸️فرآیند پاک‌سازی سموم در تمرکز

سؤال اصلی این است که در این برنامه‌ی تمرکزی که انسان در صبح دارد و به نتایجی می‌رسد—نتایجی که اغلب خوب، لذت‌بخش و قوی هستند—ممکن است در این میان، ناگهان چیزهایی از درون فرد سربرآورند. اگر بخواهیم اسم دقیقی روی آن بگذاریم، می‌توان گفت سموم بدن انسان؛ مانند چرکی که در خون جریان دارد اما در حالت عادی چندان قابل‌تشخیص نیست. در شرایط معمول، فرد به این نقص‌های کوچک و ظریف توجهی ندارد، اما وقتی فرآیند پاک‌سازی آغاز می‌شود، این مسائل آشکار می‌شوند. حالا سؤال این است که آیا این پدیده می‌تواند ناشی از همین برنامه‌ی صبحگاهی باشد؟

●بله، قطعاً می‌تواند ناشی از همین فرآیند باشد. همان‌طور که گفتم، وقتی انسان شروع به پاک‌سازی می‌کند، تازه این نقایص آشکار می‌شوند. یکی از این موارد، خواطر انسان است. شاید شنیده باشید که برای کسانی که به مراتب توحید می‌رسند، خواطر آخرین چیزی است که باقی می‌ماند و تازه در آن مرحله آشکار می‌شود.

● در این‌جا هم سموم درونی شامل خصلت‌های بسیار ظریف و ذهنیت‌های کوچک هستند. مثلاً فردی که همیشه سعی کرده برای دیگران کاری انجام دهد، ممکن است ناگهان با این فکر مواجه شود که "چرا همیشه من؟" یا "چرا کسی از من تشکر نمی‌کند؟" این‌ها نشانه‌هایی از همان سمومی هستند که در این مسیر آشکار می‌شوند.

●یکی از بزرگان که می‌شناسید، می‌گفت در جمعی در حال حرکت بودم که ناگهان فردی عادی به من نگاه کرد و کاملاً بی‌اعتنا از کنارم رد شد. ناگهان متوجه شدم چقدر از این موضوع ناراحت شدم، در حالی که همیشه فکر می‌کردم چنین چیزهایی برایم مهم نیست. با این‌که طرفداران و علاقه‌مندان زیادی داشتم، اما اینکه یک فرد عادی بی‌اعتنایی کرد، باعث تعجبم شد که چرا چنین احساسی در من ایجاد شد. این نشان می‌دهد که درون انسان(روح انسان) چیزهایی نهفته است که خودش هم از آن‌ها آگاه نیست تا زمانی که در شرایط خاصی آشکار شوند. مانند کودکی که ناگهان متوجه می‌شود مادرش به بچه‌های دیگر بیشتر توجه می‌کند، یا همسری که احساس می‌کند توجه همسرش به او کمتر شده است. این مسائل همیشه در وجود انسان هستند، اما در زندگی عادی به چشم نمی‌آیند. مثلاً فردی که همیشه به دیگران کمک می‌کرده، ممکن است تصور کند که هیچ انتظاری از کسی ندارد. اما وقتی شرایطش تغییر می‌کند و خودش به کمک نیاز پیدا می‌کند، تازه متوجه می‌شود که انتظار قدردانی داشته است. یا خانمی که همیشه می‌خواسته مانند حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها یا شبیه همسر علامه طباطبایی(ره) باشد، وقتی در شرایط سخت قرار می‌گیرد، درمی‌یابد که هنوز آمادگی کامل ندارد. این لحظات، نقاطی هستند که سموم درونی آشکار می‌شوند و انسان را به شناخت عمیق‌تری از خود می‌رسانند.

●گاهی این سموم درونی به شکل‌های مختلفی ظاهر می‌شوند: مقایسه، نیاز، انتظار، عصبانیت و... . گاهی با یک حرکت معکوس حل می‌شوند، اما مهم این است که انسان متوجه می‌شود چیزهایی در عمق وجودش هست که قبلاً از آن‌ها خبر نداشته. وقتی فرد شروع به تمرکز، توجه، رها کردن هویت‌های درونی و کشف دوباره خودش می‌کند(احیای خویش)، این سموم ناگهان خودشان را نشان می‌دهند. به‌ویژه پس از دوره‌های فشرده‌ای مثل ماه رمضان، که فرد احساس پیشرفت و رضایت می‌کند، این مسائل تازه بروز پیدا می‌کنند. خوشی‌های مادی و معنوی معمولاً با نوعی "غفلت" همراه هستند که "انتظاراتی از زندگی" ایجاد می‌کنند. اما وقتی آن وضعیت خوب کمی فروکش می‌کند، این سموم بالا می‌آیند و خودشان را نشان می‌دهند.

●این‌ها معمولاً مشکلات جزئی و کم‌اهمیتی هستند—گره‌های ریزی که اگرچه در ظاهر کوچک‌اند، ولی اعصاب آدم را خُرد می‌کنند.[سرزنش‌گر و ادامه دار هستند]مثل یک پشه که می‌توان آن را کشت یا پرتش کرد، اما این سموم از آن نوع نیستند که به‌راحتی بتوان نیروی زیادی برایشان گذاشت یا نادیده‌شان گرفت. آن‌ها موذی و مرموزند؛ نه می‌توان نادیده‌شان گرفت و نه حلشان کرد. انگار که یک گروه مهندسی دقیق آن‌ها را طراحی کرده باشد!

⬅️حالا سؤال این است: با این وضعیت چه باید کرد؟

●این مسائل را نه می‌توان فراموش کرد و کم‌اهمیت دانست، و نه باید بیش‌ازحد به آن‌ها پرداخت. بلکه باید به همان کوچکی که هستند، آن‌ها را در نظر گرفت—مثل زخمی کوچک که شاید خیلی اذیت نکند، اما از بین هم نمی‌رود و ماندگار است. انسان باید حواسش به این زخم باشد، ولی نباید تمام تمرکزش را روی آن بگذارد. نه باید زیاد وقت و انرژی صرفش کند، و نه می‌تواند کاملاً رهایش کند. این‌ها مهمانان دائمی انسان‌اند، پس نباید به خود زحمت دهد که به‌کلی از بینشان ببرد. وقتی انسان این‌ها را بپذیرد و نه فراموششان کند و نه زیاد به آن‌ها بپردازد

⬅️به‌مرور زمان، یکی از این سه حالت اتفاق می‌افتد:

۱.کم‌رنگ شدن در اثر افزایش ظرفیت انسان: همان‌طور که یک کودک با مشکل خاصی درگیر است و درک او از اهمیت آن با رشدش تغییر می‌کند، انسان هم وقتی بزرگ‌تر می‌شود، این مسائل اهمیت اولیه خود را از دست می‌دهند. مثل زخمی که کم‌کم التیام پیدا می‌کند.

۲.حل شدن از طریق توسعه ظرفیت معرفتی: با گذشت زمان، انسان فهم و شناخت بیشتری از خود و زندگی پیدا می‌کند. شخصیتش پیچیده‌تر و پخته‌تر می‌شود، بر حالات درونی خود مسلط‌تر می‌گردد و در نهایت راهی برای مهندسی و مدیریت این مسائل پیدا می‌کند. در این حالت، به‌جای نادیده گرفتن یا جنگیدن، با روش‌های صحیح و آگاهانه به آن‌ها رسیدگی می‌کند و کم‌کم آن‌ها را برطرف می‌سازد. مثلا راهی برای حسادتش پیدا می‌کند.

۳.کشف ریشه‌های عمیق‌تر: گاهی این مشکلات کوچک، نشانه‌هایی از مسائل بنیادی و عمیق‌تری درون فرد هستند. در چنین مواردی، آن‌ها تنها سطحی از یک لایه پنهان‌تر را نشان می‌دهند که می‌تواند به کشف حقایق مهم‌تری درون فرد منجر شود. بنابراین، مهم‌ترین نکته این است که با این مسائل نه بجنگیم، نه نادیده‌شان بگیریم، بلکه با صبر و درک صحیح، در مسیر زمان اجازه دهیم یا خودبه‌خود کم‌رنگ شوند، یا با رشد معرفتی حل گردند، و یا به کشف‌های عمیق‌تری درونمان منجر شوند. گاهی اوقات، این مشکلات کوچک ریشه‌هایی دارند که عمیق‌تر از آن چیزی هستند که در ابتدا به نظر می‌رسد. مثلاً ممکن است فردی دچار حسادت باشد، اما وقتی دقیق‌تر بررسی می‌کند، می‌بیند که این حسادت ناشی از یک خودکم‌بینی عمیق است. حالا اگر باز هم عمیق‌تر شود، می‌بیند که این خودکم‌بینی از کجا می‌آید؟ شاید از این‌جا که او به دلیل تقلید از هنجارهای اجتماعی، مسیر خود را با مسیر دیگران مقایسه می‌کند و در ناخودآگاهش حس می‌کند که انتخابش اشتباه بوده است. مثلاً کسی تصمیم گرفته زندگی‌اش را وقف شناخت انسان و مسائل معرفتی کند، اما در عین حال، در ته ذهنش مدام خودش را با افرادی که در مسیرهای دیگر مثل مهندسی، پزشکی یا تجارت موفق شده‌اند، مقایسه می‌کند. وقتی می‌بیند که دیگران خانه و ماشین دارند و او حتی در مخارج روزمره‌اش دچار چالش است، شخصیت ملامت‌گری در درونش شکل می‌گیرد که مدام به او سرکوفت می‌زند: «ببین بقیه چقدر موفق‌اند و تو هنوز درگیر این مسائل هستی!» گاهی این مشکلات کوچک نشانه‌ای هستند از مسائلی عمیق‌تر، به‌طوری که یک مسئله ریشه‌های متعدد ووعمیقی دارد. درست مثل کسی که یک خال روی دستش دارد و وقتی به پزشک مراجعه می‌کند، مشخص می‌شود که این خال در حال تبدیل شدن به یک تومور سرطانی بوده است. خارش آن خال، در واقع نعمتی بوده که او را متوجه مشکل اصلی کرده است.

⬅️در این حالت سوم، انسان خوش‌شانس است—اما فقط اگر اهلش باشد و تحمل مواجهه با حقیقت را داشته باشد. اگر در مقابل این کشفیات درونی جبهه نگیرد و مقاومت نکند، بلکه جرأت کند و آن‌ها را بشکافد، می‌تواند به ریشه‌های اصلی برسد. این همان نقطه‌ای است که اگر فرد از آن عبور کند، تحول عمیقی در زندگی‌اش رخ می‌دهد.

🔸️سوال:

هرچه جلوتر می‌روم شور و شوق اولیه‌ام کمتر می‌شود، تمایل به بیشتر تلاش کردن در من کم می‌شود و مثل اول نیست، نمی‌دانم به‌دلیل زیاد شدن خواسته‌هاست و یا به آن‌ها نرسیدن؟!

🔸️پاسخ:

این احساس که شور و شوق اولیه کمتر می‌شود یا اینکه وظایف و انتظارات بیشتر می‌شوند، خیلی طبیعی است و برای هر کسی که در مسیر رشد و آگاهی قدم برمی‌دارد، پیش می‌آید.

🔸️سوال:

ترس از یاد گرفتن و علم‌اندوزی . این‌که نکند با یاد گرفتن چیزهای جدید، عملم کم شود و به جای اینکه این فرآیند به نفعم باشد به ضررم تمام شود.

🔸️پاسخ:

در مورد ترس از اینکه "نکند عملم کم شود یا رشد معنوی‌ام به ضررم تمام شود"، این یک نگرانی واقعی و درست است، اما نباید باعث اضطراب و توقف شود. بله، هرچه نعمت‌های معنوی بیشتر شود، وظایف هم سنگین‌تر می‌شود.


فایل ها :


بازگشت جناب یونس (علیه‌السّلام) - رمضان و اکتشاف خویشتن (۱۴۴۶ ق.)

وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَىٰ فِي الظُّلُمَاتِ أَنْ لَا إِلَٰهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمین؛ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَ نَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ ۚ وَ كَذَٰلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِین... و یونس؛ هنگامی که برافروخته و خشمگین از جایگاه و قرار خود بیرون شد و پنداشت که تدبیر ما بر او سخت نخواهد گرفت؛ پس در تاریکی و سختیِ برخواسته از کارش، ندا درداد که به غیر تو بی‌نهایتی در ورای هیچ چیزی وجود ندارد و تو از هر نقص و پنداشتی پاک هستی و این منم که به غفلت بر خود ظلم نمودم. پس ما نیز ندای او را پاسخ گفتیم و او را از مشکلات و مصیبت رها کردیم و اینگونه است که برای هر کسی که ایمان داشته باشد، راه رهایی و نجات قرار دادیم. ۱- فرصت‌های ویژه در زندگیِ حرکتی انسان جایگاه ویژه دارد و رمضان یکی از مهم‌ترین آن‌هاست. در جای خود بحث‌ها و گفتگوهای بسیاری صورت گرفته که چه دلایل آسمانی و زمینی باعث اهمیت و تاثیر رمضان است که علاقه‌مندان می‌توانند به آن مراجعه نمایند. اما در مجموع روشن است که از یک‌سو در این دوره زمانی تمامی تلاش‌های سال گذشته انسان می‌تواند به ثمر رسیده و از سوی دیگر بهترین نگاه و برنامه ریزی برای سال آینده باید در این برهه زمانی صورت بگیرد. اما در برنامه امسال (۱۴۴۶ قمری)، ما به دنبال هدف دیگری هستیم: قله روحی و حرکتی که به سادگی به دست نمی‌آید و رمضان موقعیت ویژه‌ای است که ارزش والای آن تنها باید در چنین طریقی هزینه شود و تنها در این صورت است که خسارتی نخواهد بود. ۲- آنچه در این سال به دنبال آن هستیم در یک کلام واضح و روشن و بدون تعارف عبارت است از «اکتشاف خویشتن»! ۳- ما و همه کسانی که این برنامه را شرکت می‌کنند، به طور طبیعی، تاکنون برنامه‌های روحی و خودسازی و حرکتیِ بسیاری را تجربه کرده، بهره‌های بسیاری برده و محرومیت‌های بسیاری را چشیده‌ایم؛ اما در این برنامه حتماً به دنبال کاری هستیم، کارستان! ما از وضعیت خود راضی نیستیم... شما یا مانند من در سنین بالایی هستید و وقت زیادی برای تلف‌کردن ندارید یا در سنین پایین‌تر هستید و حق تلف‌کردن عمر خود را ندارید. می‌دانیم که حرکت‌ها و کارهای قبلی نتایج ارزشمندی داشته و باید شکر این نعمت را به جای گذاشت و هرگز نباید این نعمت‌ها را دست‌کم گرفت؛ چرا که آن‌ها نعمت‌های خاص خداوند بوده‌ که به هر کسی داده نمی‌شود و با همین نعمت‌هاست که الان ما اینجا هستیم و لحظه‌ای کم‌گرفتن آن نعمت‌ها ممکن است باعث محرومیت‌های طولانی انسان بشود (آن طور که تجربه آن را بعضی دوستان داشته‌اند). اما هر چه که نعمت‌های قبلی بالاتر باشد، انتظار از خودمان و وظیفه ما نیز سنگین‌تر است. ما در این رمضان باید و باید سنگین‌ترین را انتخاب کنیم و با تمام قوا به دنبال آن برویم و هرگز و هرگز به کمتر از آن راضی نشویم و اگر شیطان تردید کرد که مگر شما لیاقت این قله بلند را دارید، باید بگوییم: • ما طمع سفره از صاحب این ضیافت داریم، نه از توان و سرمایه و ظرفیت خود! • کدام میهمان احمقی است که در خانه حاتم طائی غذا از توبره خود بخورد؟! • کدام مجنونی است که وقتی لیلای او راهش دهد، به عقل و صلاحیت خود توجه کند؟! • اینجا که میهمان و بار عامی است که هزاران حاتم به گدایی و هزاران لیلا به مجنونی آمده‌اند؛ پس خس بی‌سروپایی همچو من چرا باید به عقل و تدبیر و توان و صلاحیت خود اکتفا کند؟؟؟... خواجه شیراز می‌فرماید: من نه آن رندم که تَرکِ شاهد و ساغر کنم، محتسب داند که من این کارها کمتر کنم؛ من که عیبِ توبه‌کاران کرده باشم بارها، توبه از مِی وقتِ گُل دیوانه باشم گر کنم؛ عشق دردانه‌ست و من غَوّاص و دریا میکده، سر فروبُردم در آن جا تا کجا سر بَرکُنم؛ بازکَش یک دَم عِنان ای تُرکِ شهرآشوبِ من، تا ز اشک و چهره راهت پُر زر و گوهر کنم؛ من که از یاقوت و لَعلِ اشک دارم گنج‌ها، کِی نظر در فیضِ خورشیدِ بلنداختر کنم؛ چون صبا مجموعهٔ گل را به آبِ لطف شست، کج‌دلم خوان، گر نظر بر صفحهٔ دفتر کنم؛ عهد و پیمانِ فلک را نیست چندان اعتبار، عهد با پیمانه بندم شرط با ساغَر کُنم؛ من که دارم در گدایی گنجِ سلطانی به دست، کِی طمع در گردشِ گردونِ دون‌پَرور کنم؛ گرچه گَردآلودِ فقرم شرم باد از همتم، گر به آبِ چشمهٔ خورشید دامن تَر کنم؛ عاشقان را گر در آتش می‌پسندد لطفِ دوست، تنگ‌چشمم گر نظر در چشمهٔ کوثر کنم؛ دوش لعلش عشوه‌ای می‌داد حافظ را ولی، من نه آنم کز وی این افسانه‌ها باور کنم. ۴- بالاترین هدف و سنگین‌ترین وظیفه چیست؟ «رها شدن از تمام این دور باطل مادی و معنوی و بیرون آمدن از این گرداب طولانی و تمام‌کردن تمام تلاش‌هایی که تاکنون فکر می‌کردیم نجات در آنهاست»! یعنی خود پاک و منزه و خدایی را دیدن و بی‌اعتنا شدن به هر چیزی که غیر از آن است، یعنی همه چیز را رها کردن، هر چیزی که در این مغز و روح و روان ما داعیه و پرچمی دارد، یعنی آزادی، همان آزادی که اگر برای یک لحظه صورت بگیرد همه چیز حل است، یعنی اینکه: من هیچ چیزی نمی‌خواهم، اصلا می‌خواهم که هیچ‌کس نباشم، می‌خواهم هیچ نخواهم، می‌خواهم شکست‌خورده‌ترین آدم دنیا باشم، می‌خواهم عریان از تمام اعتقادات و مقدساتی باشم که می‌دانم همه ساخته من است و مولا علی می‌فرماید که این وهم و ساخت ذهن توست، می‌خواهم همه بت‌های ذهنی را کنار بزنم، می‌خواهم هیچ نبینم و هیچ نخواهم و عریان و برهنه از هر چیز و ناچیزی باشم تا همه جهان بیرونی با تمام مادیت و معنویت و ساخته‌ها و مقدسات و نامقدسات را کنار بزنم و... (این چند نقطه آخر را خوب ببینید و به حفظ بسپارید که با آن کارها خواهید داشت!) ۵- این چند نقطه آخر چیست؟ بعد از اين‌ها چه خواهد شد؟ چه اعتقاداتی سربلند می‌کند؟ چه مقدماتی ساخته می‌شود؟ چه نورانیتی حاصل می‌شود؟ مشکل من حل می شود؟ من معنوی می‌شوم؟ من فلان و فلان می‌شوم؟ از مشکلات رها می‌شوم؟ این خدا و اعتقادات را که ترک می‌کنم، جای آن خدا و اعتقادات بهتر می آید؟ به محض آنکه این سوال را کردید، ناخودآگاه بازگشت کردید به همان دنیای قبلی! بازگشت به خویشتن یعنی ترک همه این دنیاها و ملاک‌های آن و همه عادت‌ها و روش‌ها و باورها. تنها در یک صورت بازگشت به خویشتن رخ می‌دهد: هر بار که سوال از این سه نقطه شد، تمام جواب‌ها و میل جواب و احتمالات آن و تمام پیشرفت‌های ناشی از آن را رها کنید و آزاد و وارسته شوید. اگر محکم و استوار باشید، حتی در همین رمضان، مکاشفات و مشاهدات و معارف جدید از درون شما می‌جوشد. حتما و حتما باید آنها را رها کنید... انواع خیالات و خطورات و تمایلات به ذهن شما هجوم می‌آورد، همه آنچه که سالها کنار گذاشته‌اید را دوباره گرفتار می‌شوید، افکار و تمایلات و خطورات ذهنی چون لشکر مغول شما را ایلغار می‌کند، دچار فلاکتی می‌شوید که به خود لعنت می‌فرستید که این چه کاری بود به سرخود آوردم -و حتی به صاحب این متن!-. هیچ مشکلی نیست، اگر به سوی کعبه مقصود قدم برمی‌دارید، سرزنش‌های خار مغیلان را باید تحمل کنید، ولی به آن تسلیم نشوید، همچون سیلی آن‌ها می‌آیند و زندگی شما را نابود می‌کنند، اما شما کشته نمی‌شوید. پس به ترک افکار و ترک بعدی و بعدی و بعدی ادامه دهید، آن‌ها به غارت خود ادامه می‌دهند، شما هم به حیات و بازگشت به خود ادامه دهید و هرگز به دنبال نتیجه -و آن چند نقطه- نباشید و مقاومت خود را از دست ندهید که همه مبارزه را از دست خواهید داد. اما به محض آنکه اولین خیالات یا باورها و افکار را با دست خود میدان دادید -نه آنچه که خودبخود در حال هجوم مغولی است-، از دایره بازگشت به خویشتن خارج شدید. نه تنها افکار و اشیا بلکه بالاترین مشاهدات و معارف و مکاشفات نیز اینگونه است و هر کجا که توجه کردید -توجه اختیاری، نه آنچه بر شما هجوم مغولی می‌آورد-، همان جا ایستاده‌اید و تمام شده‌اید حتی اگر بهترین معارف باشد یا ضروری‌ترین و حیاتی‌ترین سوال از نتیجه و "بعد از این چه خواهد شد؟" باشد. ۶- اگر این فرایند به درستی و خوبی انجام گیرد و انسان به همان اندازه که می‌تواند در مقابل این هجوم خواطر و افکار و عقاید و ایده‌آل‌ها خود را نبازد و یا با هزار "بهانه و نیرنگ و فریب خویشتن" بعد از برداشتن اولین گام‌ها شروع به "آه و ناله و نفرین خود و دیگران و زندگی و آسمان و زمین" نکند، بلکه در حد وسع خود به همین "زنده ماندن در این سیل بنیان‌کَن" اکتفا نماید، پس از آن نیز منتظر "نتیجه و هدف و کشف و شهود و مانند آن" نباشد؛ آنگاه اولین مرحله و گام بازگشت به خویشتن رخ می‌دهد. بازگشت به خویشتنی که از جنس هیچکدام از درک‌ها و احساسات و نوشته‌ها و درخواست‌های قبلی نیست. ۷- اگر فرد در این اولین گام خود ثبات قدم داشته باشد و در حد همین ماه رمضان بتواند خود را نگاه دارد و استمرار خود را قطع نکند و با هزار بهانه و حساب و کتاب از آن دست برندارد، آنگاه می‌تواند "خود را کشف نماید". این "خود" و خویشتن" از آن جنس گذشته نیست و منبع و مرجعی است که زندگی او را دگرگون می‌کند. اما این کشف فقط و فقط در حد "دیدن و فهمیدن" است و هنوز تا "استفاده و به کاربری آن" هزاران فرسنگ فاصله دارد. هنوز این خودی که در اثر "جهاد منظم مستمر سی روزه" کشف شده است هیچ قدرت و توانی ندارد و همچون "طفل تازه به دنیا آمده" است که فقط می‌توان "او را دید و از او لذت برد" اما تا بزرگ شدن و رسیدن به "سن بلوغ و ایستادن بر پای خود" زمان و تلاش و مراحل عدیده‌ای در پیش دارد. ۸- آیا این توجه به نفس باید در ماه رمضان و در طول روز صورت بگیرد؟ هرگز و هرگز و هرگز. در بحث خلوت (جلسه ۱۲ رساله عملیه ۴) گفته شد که به هیچ‌وجه نباید تمرکز و خلوت با زندگی روزمره و مشغولیت‌های عادی انسان مخلوط شود. حتی نباید زمان آن بسیار و طولانی باشد. در اکثر موارد چند دقیقه منظم مستمر از هر زمان دیگری بهتر است. بنابراین در رمضان زمان مشخصی برای این‌کار در نظر گرفته می‌شود: هنگام استماع قرآن و در دقایقی که حداکثر ۳۰ دقیقه خواهد بود. برای بسیاری از افراد دقایقی از این ۳۰ دقیقه فقط تمرکز رخ می‌دهد که همان کافی است. ممکن است فقط یک ثانیه رخ دهد که از سر ما هم اضافی است! ممکن است هر چند روز یک بار انسان بتواند تنها لحظه‌ای بازگشت را موفق شود که فتح بزرگی است. ممکن است در طول رمضان فقط یک بار آن هم برای یک لحظه این حالت رخ دهد که این خود دست‌یافتن به قله‌ای بلند است و همان برای بعد از رمضان انسان کافی است و خوشا به سعادت آنکه چنین فتحی را توفیق پیدا کرده است! ۹- برنامه قرآن، مانند رمضان‌های قبل، بعد از نماز صبح خواهد بود و با توجه به تغییر زمان اذان صبح، ساعت آن نیز تغییر می کند که پیوسته اعلام خواهد شد. اما بر خلاف سال‌های قبل و بر خلاف تمام برنامه‌های قرآنی در آن هیچ ارائه شفاهی یا گفتگوی کتبی صورت نخواهد گرفت و تنها در هنگام استماع قرآن و سکوت بعد از آن به تمرکز و توجه به نفس مشغول خواهیم بود. بعد از اتمام سکوت، دوستان تجربه‌های خود را به اشتراک خواهند گذاشت. بر خلاف سال‌های قبل، ارائه تجربه کتبی ضروری است. دلیل اینکه ارائه شفاهی و یا گفتگوی کتبی حذف شده این است که زمان فضا فقط صرف توجه به نفس شود و هیچ مانعی در مقابل آن نباشد. همچنین عدم ارائه کتبی تجربه تمرکز انجام‌شده، قابل قبول نیست. ۱۰- اما افراد سوالات خود را در گروه تلگرامی «سؤالات یونسیّه» درج خواهند کرد. گفتگوهای کتبی افراد در این گروه ممنوع است و تنها به طرح سوال خواهند پرداخت. اما گفتگوها در گروه تلگرامی «بازگشت یونس (علیه‌السّلام)» آزاد است، به شرط اینکه تنها مباحث مربوط به رمضان انجام شود. ۱۱- مانند سال گذشته، برنامه شبانه‌ای خواهیم داشت پیرامون متن‌های قدسی. سال گذشته این متن روایت عقل و جهل بود و هنوز برای امسال برنامه قطعی نشده و دوستان در گروه «بازگشت یونس (علیه‌السّلام)» می توانند پیشنهادات خود را ارائه دهند. ۱۲- بیشتر ارائه و گفتگوی شفاهی در بحث شبانه صورت خواهد گرفت و سوالاتی که برای دوستان در برنامه صبح مطرح شده نیز در این برنامه می‌تواند مورد بحث قرار گیرد اما به شرطی که قبل از اذان ظهر در گروه «سؤالات یونسیّه» درج شود. ۱۳- گروه اسکایپی «حضرت یونس (علیه‌السّلام)» محل انجام برنامه‌های زنده صبح و شام است. شرط عضویت این است که فایل صوتی قبلی و این متن با دقت و تمرکز مورد توجه قرار گیرد. کسانی که این کار را به دقت و تمرکز انجام نداده‌اند، شرعاً و اخلاقاً حق حضور در گروه اسکایپی را ندارند. بعد از گوش کردن و قرائت این دو فایل لطفاً به آقای قاسمی یا خانم مسلمی پیام دهید تا شما را عضو نمایند. لطفاً کسی لینک گروه اسکایپی را در اختیار فرد دیگر قرار ندهد اما لینک گروه‌ها و کانال تلگرامی عمومی است و اشتراک آن مشکلی ندارد.


بحث :

1 - 1404-01-18 وقتی سموم روحی بالا می‌زند مشاهده فایل ها :

آخرین جلسات برگزار شده ؟
210 - 00
1405-05-06
نگارش برای انتخاب
209 - 00
1405-04-30
نگارش برای انتخاب
208 - 00
1405-04-23
نگارش برای انتخاب
199 - 00
1405-02-08
نگارش برای انتخاب
کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب این سایت تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.
با ما در شبکه های اجتماعی