جستجو
ورود کاربران
17 - انحلال جهان - انکشاف حقیقت


✳️روايت تاريخ بشريت تا عاشورا

آدم و انسانی كه در بهشت، در نعمت بوده است، امکان رسيدن به حقیقت انسان و کمال ویژه را نداشته است، لذا از طریق امتحانی که خداوند پیش پایش می‌گذارد، به این جهان، هبوط مى كند.

گویی از ابتدا بنا بر اين بوده، که انسان، به این جهان بيايد؛ چرا که قرار است در این جهان، خلیفه‌الله باشد نه در بهشت! و بدون رسیدن به این کمال ویژه، امکان خلیفه‌اللهی برای انسان نیست.

در سیر تاريخ بشر و تمام وقایعی که او از سر می‌گذراند، پیوسته و پیوسته ظرفیت انسانی اش، کامل‌تر می شود و حقايق بیشتری برايش روشن می گردد، تا به نقطه‌ای مى رسد که انبياء اولوالعظم یک به یک مى آيند تا وقتی که نوبت مى رسد به پیامبر خاتم(ص) که اوج کمال انسان‌هایی‌است که توسط خداوند برگزیده شده اند. او شریعت برتر را عرضه می‌کند تا انسان، آماده بشود؛ اما آن شریعت كامل، فراتر و بزرگتر از فهم و درك و ظرف انسان است؛ لذا در اثر تحمل این حقایق بزرگ، دچار حوادثی بعد از پيامبر(ص) مى شوند، تا جایی که وقتی که پیامبر(ص) رحلت می‌کند، گفته مى شود؛" اِرْتَدَّ اَلنَّاسُ بَعْدَ اَلنَّبِيِّ إِلاَّ ثَلاَثَةَ نَفَرٍ" مردم از آن چیزی که پیامبر می‌خواسته، فاصله مى گیرند، بدون این که خودشان بخواهند! در حالی که هنوز مسلمانند و ایمانشان به پیامبر کامل است! در حالتیکه این‌ مردم از خود پیامبر(ص) و از زبان وحی، قبل از این شنیده بودند که " ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى‌ أَعْقابِكُمْ" اما، بر اعقاب خود برگشتند و جهل، هوا و هوس و قدرت طلبى، مسلط بر سرنوشتشان می شود.
در اين شرايط، همه چیز آماده می شود برای اینکه جلوه‌ای از آن حقیقت نامتناهی که در ابتدا قالو بلىٰ گفته، از آن نور خاتمى که از ابتدا، بشریت قرار بوده که آن را دنبال کند، آنجا جلوه كند و در اثر مصیبتی عظيم، زندگی عادی انسان را برهم بزند.

این حقیقتی‌ست که وقتی که رخ می دهد، چنان فاجعه‌ی عظیمی‌ست که شادی را از آسمان و زمین برمی‌دارد؛ "عظمت مصیبتك فى السموات" تمام آسمان‌ها، تمام حقایق، تمام اشیاء عالم به این مصیبت دچار می شوند.

✳️ ارتباط پيامبران و اولياى الهى با عاشورا

همه‌ی اولیای الهی از آدم ابوالبشر(ع) تا حضرت خاتم(ص) از این فاجعه و شهادت و از ارزش و اهمیت آن خبر می دهند. گويا منتظر آن هستند، برايش گریسته اند، در عزاداریش مشاركت کرده و متوسل به آن می شوند. توسل به این حقیقت، یعنی حتى انبیاء هم بدون توجه به این فاجعه و بدون عزاداری، امکان خروج کامل از این توهم را ندارند و طى مراحلی از حرکت کمالی آنها جز از طريق توجه به این خروج؛ خروج ذبح شدن، خروج قربانی شدن، خروج نابود کردن زندگی، خروج اسارت دادن زن و بچه و قربانی کردن کودک، ... امکان ندارد.

✳️حقيقت عاشورا

شكستن حباب توهمى انسان و آشكار شدن حقيقت جهان و انسانيت انسان، در اثر غفلتى كه بخاطر غرق شدن در زندگى روزمره بر خود حاكم كرده، توهم نسبت به جهان، بر زندگى اش حاكم مى شود و این درك نادرست، حقيقت جهان را برای او همچون حبابی، مجهول و مخفی و زندگی دنیایی و آخرتيش را سخت و نافرجام کرده است.

این حباب در اثر مصيبت عاشورا، می‌ترکد.

انسان و انسانیت چنان در این توهم، جهل و غفلت فرورفته که بدون اینکه اشرف اولادِ آدم، در این فاجعه به شهادت برسند و زنانشان به اسارت برده شوند و شهر به شهر و منزل به منزل، این فجایع رخ بدهد، امکان شکستن این حباب و توهم و درآمدن انسان از آن، وجود ندارد.

همه چیز انگار برای این ساخته شده است که
حقیقت انسانی در عاشورا جلوه گر شود.
اين حقیقت، ذبح شود.
انسان‌هایی که در آن زمان هستند و نسل‌های بعد متوجه شوند که به دست خود، این انسانیت را ذبح کرده اند.

✳️ قاتلين كربلا

اگرچه در ظاهر، این فاجعه و شهادتها و اسارتها به دست عده‌ی خاصی، در زمان خاصی رخ مى دهد که در ميان آنها اشقیاى تمامى جهان و انسان‌ها هستند، همانطوریکه قاتل امیرالمومنین(ع) اشقى الاولين و الاخرين است، اما در حقیقت، قاتلين كربلا، سمبل شقاوتی هستند که در نسل‌های متمادى، در اثر این توهم و غفلت حاصل شده است. این شقاوت یک دفعه و بدون مقدمه نیست! این شقاوت، در اثر غفلت همه‌ی انسان‌هاست و همه‌ی ما...

✳️ حقيقت مصيبت

حقیقت شهادت، حقیقت مصیبت و حقیقت برداشته شدن شادی از آسمان و زمین، حقیقتی‌ است که نسل اندر نسل ادامه دارد و تا قیامت، تا ظهور مهدی منتظر (عج)، ادامه خواهد داشت، چرا که این غفلت ادامه پیدا کرده است.

این که رسول اكرم(ص) فرموده اند: "إِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَینِ حَرَارَةً فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لَا تَبْرُدُ أَبَداً" برای شهادت امام حسین ع) حرارتی در قلوب مومنین هست که هرگز سرد نمی‌شود!

اين حرارت، حرارت درك و معرفت است؛ معرفت ذاتی. اگرچه اکثر انسان‌ها و مومنین، در مشغوليتِ زندگی روزمره، غافل هستند و جهان توهمى براى خود ساخته اند، اما از سوى ديگر، آن حیثیت ذاتی و شان حقيقى و كارو رسالت انسانی که در وجود و فطرت آن‌ها نهفته است و آن پیمان الستى که بسته اند و همواره در حال بیعت با آن هستند، همواره در تصادم با هم قرار مى گيرند.

این تصادم همان تصادمى است که فاجعه‌ی کربلا را ایجاد کرد؛

فاجعه‌ی کربلا، فاجعه‌ای درون ذات ماست! و آن چیزی که در عاشورای شصت و یک هجری رخ داده، تنها نمود خارجی است که برای حضرت(ع) رخ می دهد؛

چون درک ما نسبت به این حقیقتى که درونمان هست، به دلیل گرفتاری هاو مشغولیت هايمان، اندک است، حسین‌بن‌علی(ع)، از طریق قربانی کردن خود و فرزندانش و اسارت خاندانش و خاندان وحى، کاری می‌کند که این حقیقت، براى ما، پیوسته در حال آشکار شدن و کامل شدن باشد...

عاشورا حقیقتی است که در بطن خود، اين جهان توهمی را از بین برده و انحلالش را سبب شده است.

ما
از طریق این درک،
از طریق دیدن این فاجعه‌ی خارجی،
از طریق این عزاداری،
که پيوسته در حال جوشیدن است و آتشش درون ما روشن است، پیوسته به این درگيرى درونیِ ساعت به ساعت و روزبه‌روز و همیشگى خود، آگاه می شویم و متوجه می‌شویم که
بدون درک این حقیقت،
بدون درک این فاجعه،
بدون درك این مصیبت،
ما به حقیقت انسانی خودمان نمی‌رسیم.

❇️ لعن

عزاداری حقیقی، عزاداری برای خود است.

آن قاتل بيرونى که لعن می شود، مظهر اتم، کامل و سمبل بیرونی ست؛ اما در واقع کسی لعن حقيقى می گويد كه قتل، قاتل، گرفتاری درونی و این سبب شهادتی که درون خودش هست را لعن مى كند، بر جنبه‌ی قاتلى و شمریش لعن مى فرستد.

❇️ سلام

حسین بن علی(ع) یک انسان نیست که فقط در آن تاریخ بوده؛ یک حقیقت برتر است، روحی ست که بر جهان و بر همه ى زمان‌ها حاکم است. همانطور که جسم ما نسبت به روحمان، همیشه در احاطه‌ است، حسین بن علی(ع) و ائمه(ع)، همچون روحی هستند که بر انسان احاطه دارند؛ حقیقت برتری که با ما متحد و از رگ گردن به ما نزدیکتر است؛ همانطوری که خداوند اینگونه است.

ما وقتی که سلام می‌کنیم، این سلام را به این حقیقتى می‌کنیم که با ما متحد است.

❇️ گريه

و وقتی که به این مصیبت توجه می‌کنیم و گریه می‌کنیم، حقیقت گریه، به معنای خروج از توهمی ست که گرفتارش هستیم، خروج از مشغولیت زندگی روزمره، از این گرفتاری‌ها، از این ناتوانی‌ها و ... و آن ‌چیزی که رخ میدهد، رها شدن از همه‌ی اینهاست.

✳️ عزادار حقيقى

ما اگر بخواهیم از طریق جهان توهمى مان، به رشد و کمال و فضیلتی برسیم، چون اساسش بر توهم و درک‌های نادرست است، این توهم‌ها همچون گردابی مى شوند که هر چه انسان در آن بيشتر دست و پا بزند، بیشتر فرو مى رود.

اما وقتی در معرض حقيقت اين مصيبت و عزا قرار می‌گیریم و متوجه می‌شویم که عاشورا، حقیقت این جهان را کشف کرده است، آنگاه می‌فهمیم که زندگی ما و این جهانی که برای خود درست کردیم، چقدر در توهم، غفلت و جهل غوطه ور است. اساسش بر این توهم استوار است و این اساس، باید منحل شود تا آن حقیقت انسانی از درون ما بجوشد. لذا عزادار حقیقی، جهان توهمی اش را به دست خود، منحل مى كند.

✳️ زينب كبرى(س)

«مَا رَأَيْتُ إِلَّا جَمِيلاً» كه زینب کبری علیها السلام در جواب ابن زیاد، می‌فرمایند، صرفا یک تسلیم و یک اداى تکلیف نیست، حقیقتی‌ست که برای ايشان پیش از این هم روشن بوده است. حضرت(س) از طریق گریه، تسلیم به این مصیبت، همراهی با سرور شهدا(ع)، سالاری کاروان اسیران و صحبت کردن، در انکشافِ این حقیقت، تلاش می‌کند و این زیبایی را همچون گلی که بشكفد، نمودار می‌کند.

✳️ شكر بر مصيبت

همين است كه ما در زیارت عاشورا، نهایت شکر را از این مصیبت می‌کنیم:
"اَللَّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشَّاکِرینَ لَکَ عَلی مُصابِهِمْ؛ اَلْحَمْدُ للَّهِ عَلی عَظیمِ رَزِیَّتی"

حمد و ستایش می‌کنیم، نه ستایش عادى و معمولی! حمد شاکرین، مقام خاص آنهایی است که از طریق شکر، به حقیقت نعمت واقف می شوند و آن جوهره را می‌شناسند. اگر کسی بخواهد شکر كند، جوهره ى این مصیبت، درك این جهان و منحل کردن جهان توهمی خودش است؛

↩️حقیقت شکر، یعنی وقوف به جوهره ى این مصیبت؛
↩️جوهره ى این مصیبت، ترک این جهان توهمى است، تا حقیقت انسانی بروز پیدا كند.
↩️وقتی که حقیقت انسانی بروز پیدا كند، این جهانی که جانشین آن می‌شود، جهان فضیلت است.
↩️ خروج از این جهان به جهان دیگر، بدون مصیبت یا بدون گريه برای مصیبت زده‌ها و بدون گریه ى حقيقى براى عاشورا، امکان ندارد.

"اَلْحَمْدُ للَّهِ عَلی عَظیمِ رَزِیَّتی" این شکر، شکر و حمد الهی، برای مصیبت نیست، برای عظیمِ مصیبت است؛ برای مصیبتی که در جهان یکتا و یگانه است و آثار ويژه اى دارد؛ به دلیل عظمتش، به دلیل عمقش، به دلیل خاصیتش، به دلیل یگانگیش در جهانِ وجود و به دلیل اینکه تمامی کائنات برای این حادثه مهندسی شده است؛

و این حادثه‌ی عاشوراست که جهان و مهندسی جهان را به سرانجام مى رساند، انکشاف حقیقت در آن صورت می‌گیرد و حقیقت به نهایت و به کمال خود می‌رسد و انسان از طريق دیدن این حقیقت، به فضیلت خود واقف مى گردد.

"اَللّهُمَّ ارْزُقْنی شَفاعَةَ الْحُسَیْنِ یَوْمَ الْوُرُودِ" ؛ پروردگارا طریقه‌ ى حسین بن علی(ع) را به ما بنمایان و ما را در آن موفق بدار تا بتوانیم از طریق این حقیقت، که در عاشورا نهفته است، به آن جایی برسيم که شانيت انسان است.

" وَ ثَبِّتْ لی قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَکَ مَعَ الْحُسَیْنِ وَ اَصْحابِ الْحُسَیْنِ الَّذینَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ" 
ما را جزو کسانی قرار بده که این زندگی توهمى مان را در جهت آن آن درک بالاتر، در جهت حقیقت حسینى، در جهت آن انسانیت برتر، کنار می‌گذاریم و فدا می‌کنیم.

و این حقیقت عاشوراست و حقیقتی که این جهان را كشف می‌کند و جهان توهمی ما را منحل می‌کند...


فایل ها :


روضهٔ دارالسّلام

یاد خوبان


بحث :


آخرین جلسات برگزار شده ؟
20 - بازخوانی متن «انسان زندانی»
1404-11-14
حکمت نامتناهی (۲)
67 - ...
1404-09-25
نگارش برای انتخاب
68 - ...
1404-10-02
نگارش برای انتخاب
73 - ...
1404-11-07
نگارش برای انتخاب
کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب این سایت تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.
با ما در شبکه های اجتماعی