جستجو
ورود کاربران
5 - کار (مقدّمات)


۱. ما در رساله عملیه مفهومی برای "کار" تعریف کردیم (جلسه ۹۱ رساله ۳) که متفاوت از مفاهیم رایج آن است. "کار" یعنی آن جهت‌گیری اساسی و بنیادینی که انسان در زندگی اجتماعی و غیرفردی خود اتخاذ کرده و بیشترین تاثیرگذاری در محیط زندگی داشته و در عین حال نزدیک‌ترین هماهنگی را با هویت و انتخاب بنیادین او برقرار شده و احتمال موفقیت در این امر از هر جهت‌گیری دیگر بیشتر باشد.

۲. این جهت‌گیری اساسی غیر از "شغل"، "مسئولیت"، "پست سازمانی"، "رسالت دینی" "وظیفه انسانی"، "علایق اجتماعی"، "اهداف گروهی و جمعی" و هر چیز دیگری از این نوع است. اما همه این‌ها تحت‌تاثیر این جهت‌گیری اساسی و برآمده از آن است و هر چه که تناسب و هماهنگی بیشتری با آن داشته باشد احتمال موفقیت انسان بیشتر بوده و هرچه که تفاوت و تناقض بین این موارد و آن جهت‌گیری بنیادین بیشتر باشد موفقیت نه تنها کمتر است بلکه احتمال انواع آسیب‌های روحی و روانی و مشکلات شخصیتی بیشتر خواهد بود.

۳. همانطور که در فایل‌های معرفت انتخاب توضیح داده شده، انسان با انتخاب‌های پی‌درپی خود به این جهان می‌آید و همه چیز انتخاب خود اوست. همچنان‌ که پس از ورود به این جهان، انتخاب‌های بنیادینی دارد که هویت و سرشت او را معین می‌کند. و پس از آن نیز در زندگی خود در سالیان و در طول عمر انتخاب‌های بی‌شماری دارد که از سطحی‌ترین انتخاب‌ها تا عمیق‌ترین آن را در برمی‌گیرد و مجموعه همه این انتخاب‌های اوست که سرنوشت و زندگی و تمام مشخصات او را می‌سازد، اگرچه کائنات نیز همچون بازیگری ماهر در یک شطرنج دائم با انسان بوده و پیوسته دوراهه‌ها و چندراهه‌های بیشماری را در مقابل انسان قرار داده و انتخاب او را پیچیده و پیچیده‌تر می‌کند.

۴. "کار" -به معنی که در اینجا مورد بحث است- برآمده از انتخاب‌های عمیق‌تر انسان است و با لایه‌های زیرین هویت و شخصیت انسان مرتبط است. در مقابل این لایه‌های زیرین، انتخاب‌ها و رفتارهای سطحی‌تر او است که پیوسته در حال وقوع است. آنچه که عمیق و بنیادین است آثار خود را به صورت ناخوداگاه و در دراز مدت و اساسی باقی می‌گذارد، اگرچه انسان خودش متوجه آن نباشد. اما آنچه که از انتخاب خوداگاه و ظاهر و آشکار انسان برمی‌آید، اثر مستقیم و سریع و زودگذری بر زندگی و رفتار انسان داشته و این دو در مقابل یکدیگر یا همراه و هماهنگ سرنوشت انسان را می‌سازد.

۵. رفتارهای آشکار، اعتقادات شفاف، هدف‌گذاری‌های معلوم، تعیین شغل، تشکیل خانواده، خصلت‌های روبنایی و همه مشخصات انسان که ناشی از انتخاب‌ها و رفتارهای اوست در مقابل آن هویت بنیادین قرار می‌گیرد. اندکی از انسان‌ها این قدرت و توان را پیدا می‌کنند که این سطح و آن عمق را در یک جهت قرار دهند و این‌ها کسانی هستند که به موفقیت‌های بزرگ و استثنائی دست می‌یابند. خوب و بد و سعادت و شقاوت و جهت‌گیری این افراد می‌تواند از هر نوع باشد و مهم هماهنگی این دو بخش است که عامل آثار عظیم و قدرت و اقتدار بیش از حد است.

۶. اکثر انسان‌ها دارای دوگانگی بین "انتخاب و هویت بنیادین و "کار" اساسی" با همه "لایه‌های سطحی شخصیت و زندگی و مشغولیت‌های روزمره" هستند. هرچه که انتخاب بنیادین انسان کوتاه‌تر و همت وجودی او کمتر بوده و قله‌های کمتری را در زندگی این جهانی خود انتخاب کرده باشد این تضاد کمتر و امکان تجمیع این دوبخش بیشتر است. بنابراین تضاد و تناقض شخصیتی و گرفتاری‌های آن در انسان‌های متوسط می‌تواند ناشی از علو و برتری همت و انتخاب‌های بنیادین بوده و نشان از سختی و صعوبت راهی است که در عمق وجود خود برگزیده است. همانطور که سهولت و راحتی و بی‌مشکلی چه بسا ناشی از برگزیدن دنیایی کوچک و اهداف کم ارزش و ترک قله‌های بلند انسانی و دیدی کوتاه در این جهان باشد.

۷. زندگی و دنیای فعلی به صورتی است که اعمال و افکار و توجهات روزمره انسان پیوسته سراسر تشتت و ضعف و عامل سقوط و درجا زدن انسان است. این اعمال، افکار و توجهات آنچنان ضعیف و پر از مشکل است که حتی نمی‌توان به آن واژه "انتخاب" را اطلاق کرد. در واقع هیچ انتخابی نیست و بیشتر گرفتاری و پاره‌پاره شدن انسان است در جهانی که سهم اندکی از واقعیت دارد و چنان انسان گرفتار دور قمری و زندگی روزمره است که نه تنها قدرتی برای تسلط بر افکار و توجهات خود ندارد بلکه نهایت تلاش او زنده ماندن در این جهان بی‌رحم هزار‌پاره است.

۸. همه این‌ها به معنی ناتوانی انسان متوسط از ساختن زندگی خود نیست. هرگز و هرگز نمی‌توان چنین برداشتی را قبول نمود بلکه همان ‌اندازه که در دنیای فعلی ساختن زندگی با دشواری‌های بی‌سابقه روبرو شده، به همان اندازه هم امکانات وجودی، روحی و فکری و عملی برای قرار گرفتن در مسیر توجه به نفس، بازگشت به خویشتن و احیای خود و زندگی درست وجود دارد.

۹. به نظر می‌رسد بالاترین زمینه برای بازگشت انسان متوسط به خویشتن و اقتدار آن در دنیای فعلی دو مقوله باشد: طوفان‌های درونی و انتخاب اخیر.

۱۰. انتخاب اخیر یعنی جهت‌گیری‌های تا حدی کلی‌تر انسان که کاملا خوداگاه و روشن و برنامه‌دار است و کلی‌تر از رفتارهای روزمره و تا حدی جدای از آن است و در عین اینکه به موازات رفتارهای روزمره صورت می‌گیرد و جدای از تخریب آن است و در عین حال در درازمدت بر ان تاثیرات شگرف می‌گذارد. تصمیم انسان در اموری ماند تمرکز، خلوت، مراقبه، خط‌کشی‌های نجات بخش، چکیده‌های دستوری، تغییرات تدریجی، سکوت‌های حساب‌شده، رجوع به طبیعت را می‌توان از نمونه‌های ساده و پیش‌پا‌افتاده انتخاب اخیر دانست. اکثر برنامه‌های روحی برای سیر و حرکت انسانی اگر درست تدوین شوند را باید از انتخاب‌های اخیر دانست.

۱۱. انسان پیوسته در حال برگزیدن انتخاب اخیر است و حتی اگر هیچ برنامه‌ای نداشته باشد جهت‌گیری اعلام‌نشده‌ای در او در حال وقوع است که کاملا در زندگی او موثر است. این جهت‌گیری‌ها می‌تواند رو به سوی هر هدفی باشد و چه بسا فرد عادت دارد که به آن بی‌توجه باشد که در این صورت از تاثیر ان کاسته نمی‌شود. بدتر از این، زمانی است که فرد با حرف و کلام و شعار انتخاب‌های پررنگ و لعابی را به خود نسبت می‌دهد و در عمل به راهی دیگر می‌رود. روش‌های مشاهده‌ای و نگارشی و برنامه‌های خودشناسی به شناخت انتخاب اخیر انسان می‌تواند کمک کند.

۱۲. "انتخاب اخیر غالب" در مقابل انتخاب‌های غیرغالب قرار دارد. انتخاب به معنی واقعی و عینی و عملی آن به صورتی که بر انتخاب‌های دیگر غلبه پیدا کند نه آنچه که انسان در حرف و ادعا مطرح می‌کند و ثبات و استمرار و عمل جدی در آن نیست. حتی حرکت‌های موقت هم هر اندازه که قدرتمند و قوی باشد در صورتی که ادامه نداشته باشد نمی‌تواند اقدام تعیین‌کننده تلقی شود. البته همان‌طور که در بحث استمرار (جلسه ۱۶ رساله ۴) مطرح شد زمین خوردن و قطع موقت و گرفتاری‌هایی که باعث قطع موقت می‌شود نه تنها ضرری به استمرار نمی‌زند بلکه لازمه آن است. رعایت ارکان حرکت انسانی -در رساله ۴ توضیح داده شده- علامت درست و غالب بودن انتخاب اخیر است.

۱۳. انسان متوسط امروزی بیش از هر زمان دیگری در معرض طوفان‌های درونی است. با نگاهی عمیق به جهان و انسان امروز می‌توان دریافت که خصلت انسان و جهان امروز طوفان‌زا بودن آن بوده و هیچ دوره‌ای از زندگی انسانی نمی‌توان یافت که تا این اندازه بسترهای مختلف نظری و عملی آماده طوفان‌های درونی باشد. ابعاد مختلف روحی، روانی، اجتماعی و مسائل مادی و اقتصادی همگی در این آماده‌سازی بستر موثر است که موضوع بحث ما نیست.

۱۴. روشی وجود ندارد که بتوانیم درک کنیم آیا تمام انسان‌های متوسط در این زمان دارای طوفان‌های درونی هستند یا خیر. اما در جامعه طوفان زده ما به ندرت انسانی را می‌توان پیدا کرد که چنین وضعیتی نداشته باشد! از آن روشن‌تر وضعیت نسل جوان و غیر‌جوانی است که سروکار آن به بحث‌های مانند این حلقه می‌افتد: او همیشه طوفانی است و تنها در میزان و عمق طوفان و بعضی از عوامل تعیین‌کننده دیگر با دیگری تفاوت دارد. این نسل بدون طوفان نیست و نمی‌تواند آرام و رها و بدون دغدغه زندگی کند هرچند که هویت و شخصیت و انتخاب‌های اخیر عاملی است که طوفان درونی هر فرد راه و جهتی متناسب با خود پیدا کرده و تمام زندگی به ان سمت و سو کشیده شود.

۱۵. اکنون رابطه طوفان‌های درونی و "کار" و "انتخاب بنیادین" انسان روشن می‌شود: دلایل گوناگون برای بحران‌های زندگی انسانی وجود دارد اما اساسی‌ترین آن تعارض "انتخاب بنیادین" و "کار" انسان با زندگی روزمره اوست. هرچه که این تعارض شدیدتر باشد طوفان‌های سخت‌تری را در درون خود شاهد بوده و هرچه که گرفتاری انسان در زندگی روزمره و تشتت ناشی از آن بیشتر باشد این تعارض بیشتر و عمیق‌تر است. انسان از طریق مجموعه افعالی که در چارچوب "انتخاب اخیر" توضیح داده شد (بند ۱۰) می‌تواند خود را از بند زندگی روزمره آزاد کرده و هرچه بیشتر به عمق وجودی و هویت خود که برآمده از انتخاب‌های بنیادین بوده و در "کار" تجلی پیدا می‌کند نزدیک‌تر شود و هرچه که این انتخاب‌ها بدون برنامه و متشتت و غیر‌مفید باشد(بند ۱۱)، تعارض شدیدتر گشته و فرد دچار بحران‌ها و نابسامانی‌های بیشتری می‌گردد.

۱۶. طوفان‌های انسانی عاملی درونی است که چون نعمتی آسمانی انسان را از این زندگی روزمره جداکرده و او را در مسیر فرو رفتن در عمق خود یاری می‌کند. وقتی که زندگی آرام و بدون‌ دغدغه و دردسر برقرار است، چگونه انسان می‌تواند در مقابل زندگی روزمره و مقتضیات آن که چون چرخ آسیاب همه چیز را از بین می‌برد مقاومت کند؟ طوفان و بحرانی که چون گردباد برمی‌خیزد موانع روزمره را از بین می‌برد و انگیزه فرد را قوی کرده و راه را برای فرو رفتن در خویشتن هموار می‌کند.

۱۷. مسیر انسانی که قصد رها کردن خود از زندگی روزمره و لایه‌های خویشتن مجازی را دارد از اینجا می‌گذرد. از میدان دادن به این طوفان‌ها در عین اینکه زندگی روزمره را به عنوان بستری برای زندگی و تعالی روحی حفظ می‌کند: جمع کردن بین زندگی روزمره و بازگشت به خویشتن، نگهداری بستر زندگی و نیازهای آن و انهدام همزمان از طریق طوفان‌ها، زیستن در این آبادی و سکونت‌ گاهی که به عنوان دنیای خود فراهم کرده و میدان دادن به آتشفشانی که همه آنها را نابود می‌کند...

اما چگونه چنین چیزی ممکن است؟


👈 تمرین جلسه پنجم

•آیا جوابی برای این سوال متن جلسه۵ دارید؟

•آیا این تعارض را به خوبی درک می‌کنید و می‌دانید چه طوفانی درون شما هست؟

•آیا به درک "کار" خود و چارچوبی برای "انتخاب اخیر" رسیده‌اید؟

•فرمول اساسی برای جمع زندگی روزمره و ترک آن برای رسیدن به عمق خویشتن و احیای آن دارید؟


فایل ها :


رسالهٔ عملیّه (۶)

رساله عملیه ۶ در زمانی شروع می‌شود که از یک سو ما از تجربه رمضان و فضای استثنائی آن بیرون آمده‌ایم و برای آینده خود امیدها و آرزوها داریم و از سوی دیگر در آستانه اربعین کلیمی هستیم. همه این‌ها به معنی این است که مقتضی ورود به این دوره از رساله آمادگی و تعهد و عمل بیشتر و بهتر و کامل‌تر است. از طرف دیگر رساله عملیه ۶ پس از تجربه پنج رساله عملیه می‌باشد که حدود هشت سال به طول کشیده است. آنچه در این رساله مطرح می‌شود تا حد زیادی ناظر و مشرف به مطالب دوره‌های قبلی رساله است و تجربیاتی که دوستان داشته‌اند و محتوایی که در آنجا بیان شده و سعی بر این است که از تکرار مطالب خودداری شود. بنابراین از یک‌سو باید دوستان برای یک عمل درست و کامل آماده و متعهد بوده و از سوی دیگر رجوع به مطالب قبلی داشته باشند. نحوه تعهد عملی دوستان به تدریج در هر بحث و جلسه روشن شده و ارجاع به مطالب قبلی هم در هر جلسه بیان می‌گردد. نحوه ارائه مطالب و محتوای جلسات تغییراتی خواهد کرد از جمله اینکه بخش مهمی از مطلب تنها به صورت کتبی ارائه شده و از سوی دیگر بیش از گذشته مبتنی بر کار دوستان و بازخوردی است که از سوی آنان ارسال می‌گردد. همچنین فعالیت و تمرین‌های بیشتری برای دوستان در جلسات مقرر خواهد شد. به امید استفاده بیشتر از وقت و عمر و تعامل جمعی کامل‌تر و حضور پررنگ‌تر.


بحث :

1 - 1404-03-04 گفت‌وگو مشاهده فایل ها :

آخرین جلسات برگزار شده ؟
216 - هنر رزم
1405-06-24
نگارش برای انتخاب
217 - هنر رزم
1405-06-30
نگارش برای انتخاب
273 - حکمت ۲۷۴ نهج‌البلاغه
1405-06-27
خانۀ پدری
272 - حکمت ۲۷۳ نهج‌البلاغه
1405-06-20
خانۀ پدری
کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب این سایت تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.
با ما در شبکه های اجتماعی