جستجو
ورود کاربران
6 - کار (کلّیّات)


۱. در جلسه گذشته بحث‌های مقدماتی را در مورد کار دیدید. از این بحث‌ها -و نیز از جلسات گذشته که در مورد کار داشتیم- برداشت کلی باید برای شما پیدا شده باشد. اینکه انسان جدای از این هویت و شخصیت ظاهری و زندگی و انتخاب‌های روزمره و در عمق وجود خود "شاکله و انتخاب بنیادینی" دارد که پیوسته برقرار و ثابت است و اصلی‌ترین عامل برای تعیین "سرشت و سرنوشت و دنیا و زندگانی" اوست. این شاکله وجودی بسیار آزادتر و انتخابی‌تر و عمیق‌تر -و در عین حال موثرتر- از بخشی از انسان است که در روانشناسی جدید به آن ناخوداگاه می‌گویند. این هویت و بنیاد وجودی و تناسب یا عدم هماهنگی او با زندگی ظاهری انسان دلیل بسیاری از نقاط مثبت و منفی انسان است و چه بسا بسیاری از طوفان‌ها و ضعف‌ها و گرفتاری‌ها که در زندگی روزمره انسان منفی و ناشی از عوامل نادرست ارزیابی می‌شود، در واقع از یک بنیاد درست و ارزشمند سرچشمه گرفته باشد.

۲. کلیت این بحث زمانی برای انسان کاربرد دارد که به دنبال تغییر در زندگی و رسیدن به نقاط بهتر و انسان تر و مسئولانه‌تر در زندگی خود باشد. کسی که به دنبال این تغییرات نیست، یا موانعی او را باز می‌دارد، یا به هر دلیلی از این دایره بیرون است نیازی به این مباحث عملی ندارد و نمی‌تواند کمکی از آن دریافت کند. همچنین فردی که به دنبال تغییرات سطحی و یا نیمه عمیق در زندگی خود است نباید در این بحث به دنبال دستورالعملی باشد بلکه روش‌های رایج مانند مشاوره‌های روانشناختی مرجعیت مناسب‌تری برای او محسوب می‌شود و بهتر است به همان‌ها مراجعه نماید. اما انسانی که به دنبال تغییرات عمیق و اساسی در زندگی خود است و اراده و همت آن را دارد و از تغییرات وجودی نمی‌ترسد، در این بحث می تواند یکی از کاربردی‌ترین مرجعیت‌های نظری و عملی را به دست آورد.

۳. مرحله اول ورود به این وادی این است که فرد بتواند شروع مشخصی در برنامه‌ریزی زندگی خود داشته باشد. در جلسه ۲۱ رساله یک در مورد شروع و مراقبه آن توضیحاتی داده شد که برای بسیاری می‌تواند شروع مناسبی باشد. اما همیشه این مقدار کافی نیست و گاهی فرد گرفتار گرداب‌ها و باتلاق‌هایی می‌شود که هر نوع شروع و هر سیر و حرکتی از او سلب می‌شود و خود را همچون گرفتاری در طوفان در بیابانی سخت می‌یابد که هیچ راه برون‌رفتی برای او متصور نیست. دلیل این سرگردانی گاهی خصایص خوب و تمایلات ارزشمند است. چه بسیار افرادی که در مسیر حرکت خود گرفتار تردید‌ها و درگیری‌های نظری وعملی و حتی تمایلات برتر و خیره شدن به قله‌های کمالی یا هر چیزی دیگری از این قبیل می‌شوند. گرداب‌هایی که به دلیل عوامل مثبت و تمایلات متعالی ایجاد می‌شود به مراتب شدیدتر بوده و خروج از آن سخت‌تر و وحشتناک‌تر است و چه بسا سالیان طولانی از عمر انسان را به خود اختصاص بدهد. بحث در مورد گرداب‌های انسان قبل از این تا حدی انجام شده مانند "وحشت سیاهچاله‌های وجودی"(جلسه ۳۱ رساله ۳) و تکمیل بحث آن منوط به درخواست و اعلام نیاز و سوال کافی در این دوره است.

۴. بعد از طی کردن این مقدمات باید دانست که بازگشت به "کار" جلوه و نمودی از بازگشت به خویشتن است و قواعد و مسائل کلی بازگشت به خویشتن در مورد آن هم صدق می‌کند و البته قواعد خاص خود را نیز دارد. "کار"، "تقدیر" "انتخاب بنیادین" و هر چیزی از این نوع؛ آن جلوه و زیربنای خویشتن است که از طریق انتخاب انسان در این جهان شکل می‌گیرد و سایه آن پیوسته بر او و زندگی‌اش برقرار است. وقتی انسان تصمیم می‌گیرد که به آن رجوع کند باید حداقل از دو ابزار اصلی "طوفان‌ها" و "انتخاب اخیر" استفاده نماید.

۵. طوفان‌ها چون فانوس‌های دریایی و یا قله‌هایی که در کویر رویت می‌شود علائم و راهنماهایی است که برخلاف ظاهر ترسناک خود به ما مسیر، هدف و منزلگاه‌ها را یاداوری می‌نماید. بعضی از این‌ها مثبت و ارزشمند است و باید به سوی آنها رفت و آن‌ها را تقویت نمود و بعضی برعکس، نشان از موانعی به ظاهر کوچک دارد که اثرات بزرگی بر مسیر ما می‌گذارد و باید آن‌ها را درمان نمود و بعضی دیگر پیام‌های دیگری دارد. و بعضی دیگر فقط گمراه‌کننده است و باید آن‌ها را کاملا فراموش نمود.

۶. انتخاب اخیر همان برنامه‌ای است که ما از طریق آن "اعمال اراده و تصمیم" می‌نماییم. اکثر بحث‌های عملی و دستورات و سفارشات و دستورالعمل‌ها و چکیده‌ها و فرمول‌ها در قالب این عامل امکان اجرا پیدا می‌نماید. در مقابل اگر دستورات اجرایی از انتخاب اخیر فراتر یا فروتر رود بی‌اثر می‌شود! فراتر رفتن مانند اینکه فرد بخواهد از طریق یک دستور مستقیم انتخاب بنیادین خود را عوض نماید. انتخاب فروتر مانند اینکه فرد بخواهد مشغولیت زندگی روزمره و راه مستقیم و بدون برنامه زمان‌دار تغییر دهد.

۷. بسترهای اصلی تصمیم گیری در دو حوزه مشخص باید صورت گیرد:
اول زندگی عادی و متعارف انسان،
دوم زندگی و سیر حرکتی انسان به سوی تعلی وجودی و عمق ذاتی.

۸. زندگی متعارف انسان بستری است که امکان صعود به قله‌ها را برای انسان فراهم می‌کند و نمی‌توان آن را نادیده گرفت. فرد باید بستر عادی زندگی را بر طبق عقل و تدبیر فراهم کند تا در طول زمان بتوان آرامش و طمأنینه لازم را برای فکر و عمل برتر پیدا کند. آنچه که در این بستر باید مورد توجه قرار گیرد همان است که در نشست ۴۱ حکمت نامتناهی (جهان‌های تودرتو) با عنوان "برد کوتاه دستوری" مورد بررسی قرار گرفت.

۹. اما زندگی و سیر حرکتی انسان به سوی احیای خویشتن و کار و انتخاب بنیادین او مسیری است که با ترک و نفی و انکار گره می‌خورد. در این بخش از زندگی، فرد به تدریج بخش‌های جدی‌تری از خویشتن و جهان و زندگی روزمره را برای رجوع به خویشتن و مراتب عمیق آن آماده می‌کند. مجموعه انتخاب‌های اخیر به او مجال خروج از زندگی روزمره و دنیای آن را داده و طوفان‌ها کمک و مساعدت جدی در این مورد می‌نماید.

۱۰. پیدا کردن کار، همچون بازگشت به خویشتن؛ پروسه‌ای بدون انتها و تمام نشدنی است. کار را نباید همچون بسته‌ای دانست که انسان در اثر تلاش به آن می‌رسد و وقتی که به آن رسید آن را باز کرده و دیگر تمام می‌شود. انسان در اثر نفی و ترک زندگی عادی و دنیای آن و تغییر معارف و بزرگ شدن ظرفیت وجودی و معرفتی پیوسته جلوه‌های جدیدی از خویشتن و دنیاهای آن را کشف می‌کند و این سیر تمام نشدنی است. به موازات این اکتشافات او می‌تواند جلوه‌های جدیدی از کار وانتخاب بنیادین خود را نیز کشف نماید و این سیر انتهایی ندارد و غیر از حرکت معرفتی و وجودی راهی برای کشف آن نیست و امکان درک آن از طریق ذهن و علم ذهنی وجود ندارد.

۱۱. در نشست ۳۵ حکمت نامتناهی (انسان در حال) توضیحات مفصلی در مورد سیر انسان به سوی فضیلت و احیای خویشتن و انحرافات و آفات آن داده شده و در بند ۱۲ آن علامت سیر درست چنین ذکر شده:

"علامت حرکت فضیلت‌خواهانهٔ درست انسان این است که «چهار مقوله وجودی انسان» در آن بر هم منطبق می‌شود: «توجه»، «آگاهی»، «حرکت» و «وصول»!

انسان به محض «توجه به مقام ذاتی خود» که در اثر بازگشت به خویشتن حاصل می‌شود، حقیقت فضیلت را می‌یابد و اگر بعد از این توجه منحرف نشود، «آگاهی به فضیلت و مبدا آن» برای او حاصل خواهد شد. «حرکت» به سوی این فضیلت چیزی جدای از این آگاهی نیست و عالم و معلوم و طالب و مطلوب بر حرکت به سوی آن منطبق و با آن متحد است. اگر پس از این نیز گرفتار تردیدهای بیرونی و گرفتاری‌های انحرافی نشود، در همان لحظه و منطبق بر این حرکت درونی، «مطلوب» او حاصل شده است که این مطلوب غیر از «علم بر ذات» و «حضور در حریم خویشتن» نیست".

۱۲. عملی‌ترین و عقلانی‌ترین دستور‌العمل برای تنظیم زندگی عادی و زندگی برای رسیدن به خویشتن و کار آن عبارت است از "ایجاد تعادل عقلانی بین مراتب و ابعاد مختلف شخصیت خود". ابعاد مختلف انسان از غرائز و تمایلات گرفته تا احساسات و همه چیزهایی که فرد در آن غوطه می‌خورد. همچنان که مراتب مختلف انسانی از نیازهای مادی تا عمیق‌ترین نیازهای او در این تدبیر باید دیده شود. نشست‌های ۴۱ تا ۴۴ حکمت نامتناهی مطالب و راهنمایی‌های قابل توجهی برای این امر را ارائه می‌دهد.

۱۳. تنظیم زندگی عادی و زندگی برتر انسان و تمام ابعاد و مراتب آن متناسب با حالات و شخصیت فرد است و خصائص و ظرفیت روحی و معرفتی او نقش جدی در الگوهای قابل استفاده و موفقیت آن دارد. هرگز در این امر نباید به صورت کلیشه‌ای عمل کرد همانطور که نمی‌توان الگوها و درخواست‌های رویایی و تخیلی داشت. مشکلات فراوانی که سال‌ها زیست انسان برای او به ارمغان آورده را نمی‌توان با یک حرکت حل نموده به زندگی عادی و کار خود رسید. این مسیری پیچیده و گاه نیازمند بررسی‌های تخصصی انسان‌شناختی است. ارکان حرکت انسانی و مشورت با اساتید صاحب صلاحیت گاه ضرورت جدی در این امر است.

۱۴. اما با همه این پیچیدگی‌ها، گاه دلیل نرسیدن فرد به حداقل قرار و استفاده درست از طوفان‌ها، امری ساده و بدیهی و مربوط به "عمل نکردن" فرد است. گاه افراد به بهانه این طوفان‌ها وپیچیدگی‌های روحی از حداقل عمل خودداری نموده و وقت و انرژی خود را در راه‌های بیهوده تلف می‌نمایند.

۱۵. افرادی که دچار حیرت و سرگردانی و بلاتکلیفی هستند گاهی ناشی از عمل نکردن (بند ۱۴) و گاه ناشی از پیچیدگی‌های روحی و شخصیتی آنان (بند ۱۳) است. بین این دو مرز روشنی وجود دارد و هر کس به تنهایی و یا با استفاده از مشاوران صاحب‌صلاحیت می‌تواند متوجه وضعیت خود شود. راه درک آن عمل کردن بر اساس برنامه‌هایی است که برای وضعیت‌های طوفانی نوشته می‌شود. هر اندازه که انسان درونی آشفته و طوفانی و بی‌قرار داشته باشد، روش‌ها و الگوهایی هست که آزادی او را در این زندگی سخت تامین کرده و به او کمک می‌کند که بر اساس همان موج‌هایی که هر لحظه او را به سویی پرتاب می‌کند، به کشتی نجات اختصاصی خود سوار شود و همه این موج‌ها و طوفان‌ها بادبان کشتی او را پر از انرژی حرکت نماید. در این حالت بهانه فرد سلب شده و می‌تواند این مرز را پیدا کند.


👈 تمرین جلسه ششم
آیا دو بخشی که در بند هفتم متن این جلسه گفته شده و به صورت شفاهی توضیح داده شده است در زندگی شما مشخص است؟
اگر مشخص است آن را توضیح دهید.
و اگر مشخص نیست دلیل را ذکر کنید و بگویید چه راهی برای تشخیص آن برگزیده‌اید؟


فایل ها :


رسالهٔ عملیّه (۶)

رساله عملیه ۶ در زمانی شروع می‌شود که از یک سو ما از تجربه رمضان و فضای استثنائی آن بیرون آمده‌ایم و برای آینده خود امیدها و آرزوها داریم و از سوی دیگر در آستانه اربعین کلیمی هستیم. همه این‌ها به معنی این است که مقتضی ورود به این دوره از رساله آمادگی و تعهد و عمل بیشتر و بهتر و کامل‌تر است. از طرف دیگر رساله عملیه ۶ پس از تجربه پنج رساله عملیه می‌باشد که حدود هشت سال به طول کشیده است. آنچه در این رساله مطرح می‌شود تا حد زیادی ناظر و مشرف به مطالب دوره‌های قبلی رساله است و تجربیاتی که دوستان داشته‌اند و محتوایی که در آنجا بیان شده و سعی بر این است که از تکرار مطالب خودداری شود. بنابراین از یک‌سو باید دوستان برای یک عمل درست و کامل آماده و متعهد بوده و از سوی دیگر رجوع به مطالب قبلی داشته باشند. نحوه تعهد عملی دوستان به تدریج در هر بحث و جلسه روشن شده و ارجاع به مطالب قبلی هم در هر جلسه بیان می‌گردد. نحوه ارائه مطالب و محتوای جلسات تغییراتی خواهد کرد از جمله اینکه بخش مهمی از مطلب تنها به صورت کتبی ارائه شده و از سوی دیگر بیش از گذشته مبتنی بر کار دوستان و بازخوردی است که از سوی آنان ارسال می‌گردد. همچنین فعالیت و تمرین‌های بیشتری برای دوستان در جلسات مقرر خواهد شد. به امید استفاده بیشتر از وقت و عمر و تعامل جمعی کامل‌تر و حضور پررنگ‌تر.


بحث :

1 - 1404-04-07 گفت‌وگو مشاهده فایل ها :

آخرین جلسات برگزار شده ؟
210 - 00
1405-05-06
نگارش برای انتخاب
209 - 00
1405-04-30
نگارش برای انتخاب
208 - 00
1405-04-23
نگارش برای انتخاب
199 - 00
1405-02-08
نگارش برای انتخاب
کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب این سایت تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.
با ما در شبکه های اجتماعی