جستجو
ورود کاربران
7 - کار (اجراء)


۱. مهم‌ترین نتیجه عملی بحث "کار" در این است که افراد می‌توانند بردهای دستوری و جهان‌های آن را در زندگی خود جدا نموده، اهداف و آرمان‌ها و حتی رویاهای خود را شناخته و جایگاه آن را در زندگی خود تعیین نمایند. در فضای فعلی کشور ما، شاید، هیچ آفتی به اندازه "خلط زندگی عادی و دنیای آن با آرمان‌های واقعی و رویاهای غیرواقعی" و "همه مراتبی که می‌تواند یا نمی‌تواند در آن زیست داشته باشند"؛ به مادیت و معنویت مردم خسارت وارد نکرده باشد. چنین برداشتی در مورد عامه مردم، نخبگان و صاحبان علم، رجال سیاسی و اقتصادی، احزاب و جریان های فعال و حتی درمورد سران حکومت و دولت، به نظر درست و اساسی می‌آید و راه‌حل آن نیز چندان ساده و در دسترس نیست.

۲. اجرای بحث کار به دو صورت برای افراد می‌تواند مفید باشد:

اول برای کسی که در این خلط و اغتشاش گرفتار شده‌ اما آنچه با او تناسب دارد این است که اکثر زندگی یا تمام آن را در برد کوتاه و زندگی عادی به کار اندازد و در مسیر آن زندگی خود را سامان داده و بر طبق آن عمل نماید. چنین ضرورتی برای افراد ممکن است به صورت دائم یا موقت، اصلی یا جانبی و نیز با مشخصات و مختصات متفاوتی باشد. چنین وضعیتی برای فرد به معنی بی‌ارزش‌بودن یا به کمال نرسیدن یا هر نوع عیب و ایراد دیگر نیست. چه بسا افرادی که با "حرکت صحیح در برد کوتاه" به بالاترین مراتب روحی و کمالی می‌رسند و چه بسیار که در بردهای بلند‌تر ساکن بوده و در نهایت با سقوط به دره‌های روحی و روانی پرتاب می‌شوند.

۳. دوم برای کسی که نیروی بیشتری باید برای بردهای بالاتر و به صورت خاص برای برد متوسط بگذارد و از طریق اجرای این برنامه قادر است بستر مناسبی از زندگی عادی برای این منظور ایجاد نموده و با جدا کردن "اهداف رویایی و غیرواقعی" از "آنچه حقیقتا برای آن آماده و بخشی از انتخاب اوست"، به سوی "زندگی انتخابی خود" حرکت نموده و مرزهای نجات‌بخش و چکیده‌های اجرایی خود را برگزیده و مراقبه و محاسبه خود را کامل نماید.

۴. عموما اولین قدم، "مرتب کردن زندگی عادی و برد کوتاه و دنیای آن" است. در اکثر افراد زندگی متعارف و ابعاد و لوازم آن باید ترتیب و وضعیت مشخصی داشته و به سامان و نظم خاص خود برسد. معنی سامان‌دهی و نظم این نیست که زندگی موافق میل و خواسته‌ انسان و یا بدون دردسر و مشکلات است. یک بیمار حاد سرطانی را در نظر بگیرید و یا کسی که در اسارتی سخت گرفتار است یا فردی که در خانواده مضطرب و مزاحم به سر می‌برد. هر کدام از این‌ها برای زندگی عادی خود باید ترتیباتی را اتخاذ نمایند که با پذیرش "آنچه که از دست انسان خارج است" آغاز شده و با برنامه‌ریزی برای "آنچه که در اختیار انسان است" ادامه پیدا نموده و با برنامه‌ریزی عمیق‌تر و مراقبه و محاسبه پیش می‌رود و با ارزیابی و جمع بندی‌های مرحله‌ای به نتایج بیشتری می‌رسد و در نهایت از طریق ارکان حرکت انسانی به اوج و کمال خود می‌رسد. در تمام این موارد نتیجه ظاهری و مورد درخواست انسان غیر از اوج و کمالی است که صحبت شد. چه بسا نتیجه بیماری، فوت و نتیجه اسارت، شهادت و نتیجه مبارزه شکست و نتیجه هر زندگی عادی و سامان‌دهی انسان عبارت از ناکامی و گرفتاری باشد. تنها عامل برای ارزیابی تلاش و فعالیت انسان در حیطه زندگی عادی این است که فرد تلاش خود را انجام داده، نیروی بالقوه خود را بالفعل نموده و از رخوت و یاس و تردید و بی‌حاصلی درونی فاصله گرفته است. روشن است که بی‌حاصلی درونی غیر از نتیجه و حاصل خارجی است که هنجارهای جامعه آن را مثبت ارزیابی می‌نمایند.

۵. هرچه که تکلیف برد کوتاه و دنیای عادی انسان روشن تر باشد -به همین معنی که در بند قبلی توضیح داده شد- امکان بروز گرایش‌های برتر و تمایلات فراتر در وجود و روان انسان بیشتر بوده و درک و تشخیص آن روشن‌تر و سالم‌تر است. گرایش‌های بالاتر از احساسات معنوی گرفته تا طوفان‌های روح و از ابهامات و تردید‌هایی که انسان را به سوی یک تغییر عمقی هدایت می‌کند تا سیاهچاله‌های وجودی و از حالات منظم و حساب‌شده و با برنامه که در همان برد کوتاه انسان را به عمق و تعالی هدایت می‌کند تا موج‌های آشفته که "دین و دانش و عقل و هوش انسان را برباد می‌دهد" در حالی که انسان نمی‌داند و نمی‌فهمد که "کدام ساقی و از چه باده‌ای او را خراب کرده‌ است"! هیچکدام از این موارد نه دلیل برتری است و نه ضد آن و هیچکدام به تنهایی نه انسان را به تعالی می‌رساند و نه از سقوط او جلوگیری می‌نماید، بلکه آنچه اهمیت دارد برخورد درست و عقلانی -عقل جامع و نه خشک و منطقیِ ظاهری- با آن است.

۶. در مسیر بازگشت به خویشتن و رسیدن به کار و انتخاب آن دو نقطه کلیدی وجود دارد:

نقطه اول: نظم اولیه زندگی و مرتب کردن آن. نظم و ترتیب در اینجا بیشتر محتوایی است و منظور نظم ظاهری و کلیشه‌های رایج آن نیست. برنامه‌ها و روش‌هایی که اکنون رایج شده و حتی نرم‌افزارها و روش‌های فنی خوب و ارزشمندی هم برای آن تهیه شده اگرچه در جای خود بسیار مفید است؛ اما همه یا اکثر آن‌ها در جهت نظم ظاهری و کمیت امور و زمان‌های روزمره و ترکیب و محاسبه قالبی، زمانی و ظاهری است. سامان‌دهی که در اینجا مراد است بیشتر باطنی، محتوایی و عمیق است. اینکه انسان ابعاد و مراتب زندگی، تمایلات و نیازها، حقوق و وظایف و هر امر محتوایی دیگر را بتواند در یک سامان‌دهی متناسب با وضعیت زندگی بگنجاند، امری کاملا متفاوت از این نظم‌های رایج است. انسان باید زندگی و نظمی داشته باشد که توان او را به کار گرفته و در عین حال برای آنچه که در توان ندارد توضیح و توجیه واضحی ارائه نماید. مثال‌های روشنی در بند ۴ ارائه شد که چگونه هر فردی باید برنامه‌ای متناسب با خود داشته، اگرچه وضعیت او کاملا غیرعادی و ازهم‌گسیخته و اضطراری باشد. همه این‌ها در یک نظم محتوایی ممکن است و این کاملا متفاوت از نظم ظاهری و عددی و کلیشه‌ای است.

۷. نقطه دوم: جهش به سمت تعالی انسانی که همان احیای حقیقت انسان و زنده کردن خویشتن است. این نقطه‌ای است که بسترهای مختلف به فرد کمک می‌کند که از زندگی روزمره و تمام آنچه که جامعه به صورت هنجار به او تحمیل کرده و تمام درونیاتی که به تقلید از اجتماع فراگرفته، بتواند فراتر رفته و به عمق خویشتن فرو رود و از طرق مختلف -برای هر کس به گونه‌ای و از طریقی- به دنیا و خویشتی بالاتر دست‌ یابد.

۸. درنقطه اول اگر عمل انسان خوب و کافی صورت گیرد، بستر لازم برای پرش انسانی که طالب آن است آماده می‌شود. بستری که به جای آنکه همچون گردش اسب آسیاب انسان را پیوسته مشغول‌تر وگرفتار‌تر کند، برعکس او را آزاد نموده و چون دونده‌ای که هرچه بهتر بدود امکان پریدن او بیشتر می‌شود، آماده و مهیای پرتاب و پریدن ‌گردد. این پرتاب او به سوی هویت اساسی و کار بنیادین و زندگی حقیقی و هویت واقعی اوست.

۹. ابزار درست عمل کردن و موانع مزاحم در این نقطه فراوان است، همچون اراده و همت نداشتن، تصمیم نگرفتن، گرفتار لغویات بودن، تقلیدهای اجتماعی، رعایت نکردن ارکان حرکت انسانی، استفاده ضعیف یا نادرست از چکیده ها و مرزها و مانند آن. بسیاری از این موارد با ترک و نفی و انکار اصلاح می‌شود و بسیاری دیگر با مراقبه و محاسبه و ارکان حرکت. اما موانع و ابزارها بسیار بیش از این کلیشه‌ها بوده و نباید با آن برخورد تقلیدی و کلیشه‌ای نمود.

۱۰. یکی از بدترین موانع در این نقطه و نیز در نقطه دوم "احساس و اعتقاد انفراد" است. احساس انفراد یعنی اینکه فرد خود را "تافته‌ای جدا بافته" از دیگران بداند و "فکر کند که من وضعیتی جدا دارم" و "این موارد برای من بی‌فایده است" و "دوای من روشن نیست" و "اینها فقط برای دیگران است". اگرچه موارد اندکی یافت می‌شود که واقعا وضعیتی استثنائی و انحصاری دارند، اما اکثریت -قریب به اتفاق- مواردی که برای آنان این احساس یافت می‌شود نادرست! بلکه مانع اصلی زندگی عادی و حرکتی آنان است. احساسات و بیاناتی مانند اینکه"کسی من را درک نمی‌کند"، "کسی مشکل من را ندارد"، "این ها راحت هستند و چون این مشکل را ندارند این مطالب را می‌گویند" و هر نوع احساس انفرادی که به فرد امکان رها کردن خود از هر برنامه را می‌دهد از این نوع است. این مطلب به معنی این نیست که افراد متفاوت نیستند و فردی یافت نمی‌شود که باید برنامه‌ای مستقل و فردی داشته باشد، بلکه به این معنی است که غیر از افراد نادر، هر کسی باید در برنامه‌ای بگنجد و برای هر کس – هراندازه که متفاوت باشد- اصول و قواعد و برنامه‌هایی وجود دارد که برای او قابل دسترس است و اگر دسترسی ندارد و نمی‌داند که این برنامه کدام است، تنها خودش مقصر است و عموما تقصیر انسان به همین احساس انفراد باز می‌گردد.

۱۱. برای درست عمل کردن در نقطه دوم می‌توان مواردی را ذکر کرد:

• اول خلوت و تمرکز درست انجام دادن؛ این مساله نقش کلیدی دارد و مخصوصا برای کسی که در "گروه اول بند دوم" می‌گنجد از همه حیاتی‌تر است. این فرد باید تمام زندگی روزمره و هدفی خود را در جهت درست انجام دادن خلوت و توجه به نفس تنظیم کند. در واقع زندگی روزمره تنها زمانی ارزش دارد که در این جهت باشد و زندگی هدفی هم نمی‌تواند هدفی غیر از این داشته باشد و در چهارچوب و عقل و شرع هر نوع تغییر و تحول و حذف و اضافه در زندگی روزمره در جهت این هدف نه تنها مجاز است، بلکه ضروری و واجب عقلی است.

۱۲. دوم: نفی و ترک و انکار مخصوصا برای کسی که در میانه نقطه اول و دوم متحیر بوده و نمی‌تواند از مجموعه زندگی خود توان و زمینه کافی برای احیای تمایلات برتر و بازگشت به هویت بنیادین خود به دست آورد. چه بسا برای این فرد نیاز به این است که آنقدر نفی و ترک و انکار را توسعه دهد تا از این بن‌بست نجات یابد.

۱۳. سوم: وقتی که زندگی عادی به حداقل لازم رسیده و فرد تسلط حداقلی را بر آن انتخاب نموده و نیروی اثباتی کافی، مراقبه و محاسبه ارکان سلوک در او شکل گرفته و علاوه بر آن از قدرت نفی و انکار کافی استفاده نموده است به صورت طبیعی باید تمایلات و پرش‌ها و طوفان‌های درونی کافی واقع شود. در صورتی که انسان هنوز احساس کمبود و ضعف در این گرایشات داشته باشد باید به تفکر وجودی بیشتر و تمرکز بر دانسته ها و تعمیق عینیت‌ها بپردازد. در واقع در این حالت، زمینه‌های فکری و روحی شکل گرفته، اما هنوز نگاه انسان به جهان و حوادث و اشخاص و مسائل و عناصر آن از رسوبات سابق رنج می‌برد و از ان پالایش نشده و باید از طریق تفکر وجودی به پالایش و تغییر آن پرداخت.

۱۴. چهارم: مجموعه دستوراتی که برای تغییر نگاه انسان به جهان -به صورت مستقیم- از طریق تفکر وجودی تدوین شده از یک "بنیاد مهندسی انسان" برمی‌خیزد که "وادی عینیت" نام دارد. "وادی عینیت" در کنار "بازگشت به خویشتن" و "انکار" سه مسیر و "شاهراه" اصلی حرکت انسان است. در مورد بازگشت به خویشتن و انکار در موارد متعدد صحبت شده هرچند که هنوز جای یک بحث متمرکز کامل وجود دارد. اما هنوز درمورد "وادی عینیت" مطلبی در این حلقه و حلقه‌های دیگر ارائه نشده است.

۱۵. لازم است بخشی از دستگاه مهندسی انسان "وادی عینیت" را در اینجا بیان کنیم که "توسعه خویشتن" نام دارد. توسعه خویشتن یعنی افزایش ظرفیت وجودی و معرفتی خود به صورتی که بخشی جدیدی از واقعیات زندگی که قبل از این هیچ ارتباط مستقیمی با"خود" و "حرکت" نداشته است اکنون به صورت مستقیم بخشی از خویشتن شود. بیشتر این توسعه از طریق توجه به خویشتن در مواجهه با حقیقت‌های بیرونی رخ می‌دهد. به عنوان مثال شما در مخاطبه با قران یا متن قدسی به جای توجه به این متن به خویش توجه می‌کنید و پس از مدتی ارتباط عمیقی با متن قدسی پیدا می‌کنید که کاملا بخشی از خویشتن است و بر خلاف نگاه مفسرانه و قرآن‌پژوهانه اصلا بیرونی و خارجی نیست. یا در "حلقه نگارش" تمرین و تجربه دیگری کاملا برای شما درونی می‌شود و بخشی از خود شما به شمار می‌آید و این از طریق توجه به خود در مواجهه با تجربه و زیست دیگری حاصل می‌شود. چنین رویکری به صورت مرتب می‌تواند در تمام زندگی روزمره و هدفی انسان صورت گیرد و پیوسته انسان وسیع و وسیع‌تر شود تا جایی که بخشی از حوادث بیرونی و خارجی -حداقل- بخشی از "خود و خویشتن" او گردد.

- امام معصوم کسی است که به مرتبه و توسعه‌ای رسیده که تمامی بشریت -مومن وکافر- و تمام حوادث و اشیاء -از ازل تا ابد- بخشی و مرتبه‌ای از نفس اوگشته است. چنین است که تمامی مصائب و حزن بشر بخش کوچکی از حزن ومصائب اوست.


👈 تمرین جلسه ۷

بحث اجرایی کار را دیدید.
• اکنون آن را بعد از مطالعه دقیق با زندگی و مسیر خود مقایسه کنید و بگویید در کجای این بحث قرار دارید؟
• چه بخش و نقطه‌ای از آن در مورد شما صادق است؟
• چه کار باید بکنید و این کاری که باید بکنید در چه قسمتی از متن آمده است؟


◇ آیا کار خود را پیدا کردید؟
- توجه دارید که کار در این رساله غیر از شغل و علاقه و جهت‌گیری‌های مورد علاقه زندگی و خیلی چیزهای دیگر است که در جلسه پنجم توضیح داده شد.
◇ اگر پیدا کردید چگونه به سمت آن می روید؟
◇ و اگر پیدا نکردید چگونه می‌خواهید پیدا کنید؟


فایل ها :


رسالهٔ عملیّه (۶)

رساله عملیه ۶ در زمانی شروع می‌شود که از یک سو ما از تجربه رمضان و فضای استثنائی آن بیرون آمده‌ایم و برای آینده خود امیدها و آرزوها داریم و از سوی دیگر در آستانه اربعین کلیمی هستیم. همه این‌ها به معنی این است که مقتضی ورود به این دوره از رساله آمادگی و تعهد و عمل بیشتر و بهتر و کامل‌تر است. از طرف دیگر رساله عملیه ۶ پس از تجربه پنج رساله عملیه می‌باشد که حدود هشت سال به طول کشیده است. آنچه در این رساله مطرح می‌شود تا حد زیادی ناظر و مشرف به مطالب دوره‌های قبلی رساله است و تجربیاتی که دوستان داشته‌اند و محتوایی که در آنجا بیان شده و سعی بر این است که از تکرار مطالب خودداری شود. بنابراین از یک‌سو باید دوستان برای یک عمل درست و کامل آماده و متعهد بوده و از سوی دیگر رجوع به مطالب قبلی داشته باشند. نحوه تعهد عملی دوستان به تدریج در هر بحث و جلسه روشن شده و ارجاع به مطالب قبلی هم در هر جلسه بیان می‌گردد. نحوه ارائه مطالب و محتوای جلسات تغییراتی خواهد کرد از جمله اینکه بخش مهمی از مطلب تنها به صورت کتبی ارائه شده و از سوی دیگر بیش از گذشته مبتنی بر کار دوستان و بازخوردی است که از سوی آنان ارسال می‌گردد. همچنین فعالیت و تمرین‌های بیشتری برای دوستان در جلسات مقرر خواهد شد. به امید استفاده بیشتر از وقت و عمر و تعامل جمعی کامل‌تر و حضور پررنگ‌تر.


بحث :

1 - 1404-04-07 گفت‌وگو مشاهده فایل ها :

آخرین جلسات برگزار شده ؟
210 - 00
1405-05-06
نگارش برای انتخاب
209 - 00
1405-04-30
نگارش برای انتخاب
208 - 00
1405-04-23
نگارش برای انتخاب
199 - 00
1405-02-08
نگارش برای انتخاب
کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب این سایت تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.
با ما در شبکه های اجتماعی