جستجو
ورود کاربران
9 - انسان در میانهٔ آتش و خون


۱. شرایطی را که اکنون کشور ما در آن به سر می‌برد، شاید بسیاری قبل از این در داستان‌ها و سریال‌ها و فیلم‌های جنگی دیده و شنیده‌اند. جدای از نسلی که شرایط جنگ و انقلاب را تجربه کرده، مابقی افراد -که اکثریت جامعه ما را تشکیل می‌دهند- اکنون متوجه می‌شوند که حضور در واقعیت جنگ چقدر با خواندن و شنیدن متفاوت است و چه اندازه انسان را از حالت طبیعی خارج می‌نماید.

۲. بخشی از مطالبی که در این رابطه مطرح می‌شود مربوط به بحث‌های سیاسی و اجتماعی و امنیتی و نظامی است. اینکه "ما در چه شرایطی هستیم، چگونه به اینجا رسیدیم، آیا اشتباه و تقصیری هم هست و اینکه اکنون و بعد از این چه باید بکنیم" همه این‌ها در جای خود قابل بحث است، اما ربطی به حلقه ما ندارد و در این رابطه‌ها مطالبی نخواهیم داشت.

۳. اما جواب سوالات بالا هرچه باشد و هر نگاه سیاسی، اجتماعی و نظامی داشته باشیم، سوال اصلی برای ما -در این حلقه- این است که به عنوان یک انسان مسئول چه باید بکنیم و چگونه باید مسئولیت خود را ایفا کنیم؟ بیشتر این سوال مربوط به وظایف درونی است و نه بیرونی. اینکه ما در این شرایط سخت مردم خودمان هر نوع کمک مقدوری را باید با تمام قوا انجام دهیم مورد بحث ما نیست زیرا اصل ضرورت مساعدت و کمک -در هر بعد فردی و اجتماعی- برای هر کسی با هر موضع و اندیشه‌ای روشن و واضح است و مصادیق آن نیز توسط متخصصان و مسئولین مربوطه باید تدوین و بیان شود. اما وظایف درونی یعنی "انسان در مسیر حرکت خود باید برای هر وضعیتی برنامه داشته باشد و از هر شرایطی برای بازگشت به خویشتن اصیل و مقتدر استفاد کند". با این حساب و در این شرایط سخت چه وظیفه درونی دارد و چه باید بکند، شرایطی که هر روحیه محکمی را می‌تواند به بن‌بست رسانده یا حداقل دچار مشکلاتی کند.

۴. بعضی از مسائل و وظایف روانی و روحی مربوط به جنگ را نباید با این بحث یکی گرفت. اینکه ما چگونه روحیات خود را حفظ کنیم، چگونه با جنگ روانی دشمن مقابله کنیم، چگونه به دیگران روحیه بدهیم، چگونه در شبکه‌های اجتماعی حضور داشته و صحنه جنگ رسانه‌ای را در این شبکه‌ها تقویت کنیم، چگونه امید را در خود و دیگران حفظ کنیم و مسائلی از این دست که درجای خود اهمیت بسزائی دارد، از موضوع بحث ما خارج است.

۵. در این میان فراموش نشود که سلسه و جریانی از مباحث و بنیان‌های فکری و روحی وجود دارد که در تمام این مباحث گرایش‌ -یا گرایش‌ها- جدید و قدرتمندی را به ارمغان می‌آورد. جنگ در تمام ابعاد مختلف فردی و اجتماعی و نظامی و اقتصادی وقتی که با گرایش‌های وجودی دنبال می‌شود به سطحی متفاوتی از واقعیت‌های این‌جهانی دسترسی پیدا‌ کند که قبل از آن بیشتر از حد رویاها و ساخته‌های یک فیلم سینمائی نیست. همانطور که تمام ابعاد زندگی فردی و اجتماعی فرد و جامعه در جریان بازگشت به خویشتن اصیل انسانی و حرکت ذاتی به دنیایی دیگر وارد شده و واقعیت‌های دیگری در مقابل انسان قرار می‌گیرد که قبل از آن حتی قابل تصور هم نبوده‌است. اما همه این‌ها جدای از بحث امروز ماست هرچند که بخشی از این موارد در این دوره رساله عملیه باید مورد بررسی و تبیین قرار گیرد (به شرط تلاش بیشتر و کامل‌تر دوستان!)

۶. وقتی که نقطه اصلی بحث به "انسان و حرکت درونی و برخورد او با وضعیت‌های سخت و غیرقابل تحمل" می‌رسد سوال تا حدی روشن‌تر اما جواب آن سخت‌تر می‌شود. اینکه انسان در میانه آتش و خون چه می‌تواند انجام دهد و اگر صحبت از وظایف بیرونی و مسائل روانی و تبلیغ و مانند اینها نیست پس نقطه اصلی سوال به اینجا می‌رسد که "انسانی که در این میانه نشسته" جدای از هر کاری که می‌تواند در بیرون انجام دهد؛ چه اقدام درونی برای اومقدور است؟ *شاید اولین جوابی که به ذهن انسان می‌آید اینکه "هیچ کار!".* روشن است که منظور امور دینی و اخروی و ثواب و مانند این‌ها مورد نظر نیست.

۷. آنچه این جواب را در اینجا نادرست و ناکافی می‌کند علاوه بر تجربیاتی که از اسوه‌های زندگی بشر برای ما نقل شده، ناگفته‌ها و ناشنیده‌هایی است که در گوشه و کنار از بزرگان حرکت روحی و ذاتی می‌شنویم. اهمیت این بخش دوم این است که بخش اول و اموری مانند سیره معصومین همچون تجربه‌ای دست‌نیافتنی جلوه می‌کند که انسان آن‌ها را -به عنوان مثال حوادث کربلا- تنها تقدیس کرده و خود را از رسیدن به آن ناکام می‌داند و هرگز تغییر جدی و محکمی را در خود دنبال نمی‌کند. اما آنچه که از انسان‌های غیرمعصوم مشاهده شده گویی بیشتر به زندگی و زیست ما نزدیک است و انسان را به تفکر جدی‌تر وادار می‌نماید.

۸. در اینجا بد نیست به مناسبت نزدیکی حلقه رساله به تعالیم علامه طباطبائی تجربیاتی از استاد ایشان مرحوم آقای قاضی نقل کنیم.

اول مرحوم پدرم از علامه نقل می‌کرد که ما با آقای قاضی در حجره‌ای نشسته بودیم. آقای قاضی در مورد "توحید عملی" صحبت می‌کرد و مطالبی را عنوان می‌فرمود. در این وقت زلزله‌ای شروع به لرزاندن حجره نمود و افراد وحشت‌زده بلند شدند و شروع به فرار کردند و درب حجره تنگ بود و شاگردان پوستین‌هایی برای جلوگیری از سرمای شدید نجف پوشیده بودند و به هم فشار می‌آوردند که بتوانند زودتر بیرون روند. مدتی گذشت و زلزله آرام گرفت و شاگردان یک‌به‌یک بازگشتند. در این موقع آقای قاضی با تبسمی به عربی فرمود *"بیایید ای گروه موحدان!"*. اما خود آقای قاضی در این مدت چنان با آرامش و بدون حرکت نشسته بود که حتی زانویش هم تکان نخورد! و پدرم اضافه می‌کرد که از نقل این بیان معلوم بود که خود علامه هم تکان نخورده -اگرچه بیان نمی‌کرد- که این را در آقای قاضی متوجه شده است.

دوم همچنین در نجف در آن زمان طوایفی بودند که با هم اختلاف و کینه دیرینه داستند و هرچند یک بار به نزاع می‌پرداختند و نزاع آنان منجر به کشتن یکدیگر شده، کوچه‌ها و منازل نجف صحنه نزاع و درگیری و قتل می‌شد و منزل آقای قاضی هم در این میان بود. در یکی از این نزاع‌ها که خیلی شدید بود و همه به کناری خزیده که از این قتل و نزاع درامان باشند اقای قاضی در ایوان منزل نشسته و مشغول تفکر بود. تا اینکه نزاع به پشت‌بام منزل ایشان کشید و بعضی کشته شدند و خون از ناودان به کناره ایوان سرازیر شد. مدتی بعد درگیری به داخل ایوان رسید و در آنجا هم یکی جلوی آقای قاضی کشته شد. در این مدت آقای قاضی سر از گریبان خود بلند نکرد و حالت ایشان همینطور ادامه داشت...

۹. آیا چنین قضایای به معنی این است که ما حرکت عقلانی در دفاع از خود و دور شدن از محل حادثه -حوادث طبیعی یا انسانی- نباید داشته باشیم؟ قطعا چنین برداشتی نمی‌تواند درست باشد و از هیچ فردی نمی‌توان این را پذیرفت. هیچ تردیدی در ضرورت اتخاذ تدابیر عقلانی برای سامان‌ دادن امنیت و سلامت خود و خانواده و جامعه وجود ندارد، همانطور که آیه قرآنی هم بر این ضرورت تاکید می‌کند. همچنان که اهیمت عواطف و تاثیر و تاثری که قتل و جراحت ناشی از درگیری‌ها و جنگها به انسان متعادل وارد می‌کند را، نمی‌توان نادیده گرفت.

۱۰. اما آنچه که برای ما قابل تامل است این قدرت روحی است و مهم‌تر از ان اینکه آیا ما هم می‌توانیم در حد و ظرفیت خود به مراتبی از این قدرت روحی و اقتدار وجودی برسیم؟ چگونه و از چه راهی و چه مقدار از آن در این درگیری و آتش و خون قابل وصول است.

۱۱. وقتی با این "نگاه به انسان" و این "زاویه در برخورد با حوادث صعب و سنگین" می‌رسیم آنچه که تعیین‌کننده است تمایل و توجه فرد به حرکت انسانی و بازگشت و احیای هویت حقیقی اوست. تنها در چنین وضعیتی است که این زاویه می‌تواند نتیجه و ثمره‌ای داشته باشد. حتی امکان استفاده و میزان آن نیز تابع روشنی از نحوه زیست انسانی و میزان تلاش او در زندگی، قبل از این حوادث است. هرچه که فرد عادات و ملکات عمیق‌تری در این رابطه داشته باشد امکان و میزان استفاده او بیشتر و عمیق‌تر است.

۱۲. اما اکثر انسان‌های متوسط -افرادی همچون خودمان و اعضای این حلقه‌ها- امکان و ابزار فراوانی برای استفاده دارند اگرچه خود نمی‌دانند. نگاه ما به زندگی گذشته سراسر منفی است اما در واقع این "نگاه منفی" خود بخشی از آورده ما از زندگی گذشته و ابزار مهمی برای حرکت آینده است. ابزاری که امکان شدید و عمیقی برای استفاده ما در شرایط سخت و صعب فراهم می‌کند. بنابراین اگر کسی قصد بهره‌برداری از این شرایط را دارد نباید به خود تردید راه دهد. گذشته ما هرچه بوده به محض اینکه همت و اراده ما -به صورت واقعی و نه در حرف و ادعا- حرکت به سوی چنین الگوهای برتری است، باید یقین داشته باشیم که نتیجه قطعی است و هیچ تردیدی در آن نیست و هرگز نباید وقت خود را برای تحلیل و تاسف گذشته هدر داد. همانطور که نباید خود را در رویاهای تخیلی آینده گرفتار کرد. "حرکت صحیح به سوی اهداف واقعی" که "متناسب با وضعیت و ظرفیت ماست" ضامن موفقیت ما است و هیچ تردیدی در این رابطه روا نیست.

۱۳. اگرچه برد کوتاه دستوری و سامان داشتن آن نقش بسیاری در این مرحله دارد اما آنچه که در این برهه تعیین کننده است کنده‌ شدن انسان از زندگی عادی و متداول است. چه‌بسا سامان‌نداشتن و ناکامی و احساس عدم‌موفقیت فرد در این زمان کمک بیشتری به کنده شدن نماید و چه بسیار که زندگی‌های مرتب و منظم و موفقیت فرد در ابعاد مادی و معنوی -به معنی متداول آن- باعث چسبیدن فرد به این زندگی شده و امکان استفاده او را کمتر و کمتر نماید. چنین است که نگاه منفی به زندگی گذشته و احساس بی‌سامانی همچون "سکوی پرتاب" او را به زندگی برد متوسط وارد نماید. آنچه تعیین‌کننده است امکان جدا شدن از زندگی متداول و روزمره است و این برای هر کس به نوعی رخ می‌دهد اگرچه تمایلات سطحی و زودگذر نیز در وضعیت روان‌شناختی جامعه ما اندک نیست.

۱۴. "برد متوسط دستوری"، و "جهان آن" بستری است که فرد باید در آن سیر روشن و واضحی داشته و بیشتر از هرچیز، این جهان است که امکان استفاده از این شرایط را می‌دهد. وجه مشخصه این سیر، "پرواز روح و روان" و "تعلق نداشتن به زندگی روزمره و مختصات آن است" و سیر گذشته فرد در نفی و ترک و انکار بسیار بسیار تاثیرگذار در این شرایط است. *اگر فرد "آمادگی کافی، اراده لازم، قاطعیت روشن برای کنده شدن و پرواز" داشته باشد، شرایط بیرونی ناگهان او را از "تمام آنچه که تا کنون سکونت داشته" به صورت ناگهانی می‌کند و به پرواز درمی‌آ‌ورد و در این میانه آتش و مرگ چنان اوجی از انسانیت و "رفتن و نماندن" برای او فراهم می‌کند که گوئی رویاهای او در حال تعبیر شدن است!*

۱۵. بارها گفته شده که "انکار و نفی" و "سکونت در برد متوسط" به معنی "ترک ظاهری و بیرونی زندگی عادی و متداول" نیست بلکه شرط انجام درست انکار و ترک این است که *زندگی عادی نه تنها دستخوش "مخالفت و ضدیت و ترک" نشود بلکه مرتب‌تر و کامل‌تر ادامه یابد.* بنابر‌این کسی که با "مَرکَب نفی و انکار" و در "بستر خون و آتش و سختی بیرونی" به "موج‌های اقیانوس نفی و انکار" وارد شده و "دنیای برد متوسط" را می‌چشد نه تنها زندگی عادی را -در ظاهر- باید ادامه دهد بلکه باید نمود و ظاهری مرتب‌تر و کامل‌تر از دیگران داشته باشد.

تمام شد کلام و حکایت همچنان باقی است؛
تا هرکه را چه پیش آید و چه تقدیر افتد...


👈 تمرین جلسه نهم
تجربیات روحی و وجودی خود را در جنگ ۱۲ روزه بنویسید.


فایل ها :


رسالهٔ عملیّه (۶)

رساله عملیه ۶ در زمانی شروع می‌شود که از یک سو ما از تجربه رمضان و فضای استثنائی آن بیرون آمده‌ایم و برای آینده خود امیدها و آرزوها داریم و از سوی دیگر در آستانه اربعین کلیمی هستیم. همه این‌ها به معنی این است که مقتضی ورود به این دوره از رساله آمادگی و تعهد و عمل بیشتر و بهتر و کامل‌تر است. از طرف دیگر رساله عملیه ۶ پس از تجربه پنج رساله عملیه می‌باشد که حدود هشت سال به طول کشیده است. آنچه در این رساله مطرح می‌شود تا حد زیادی ناظر و مشرف به مطالب دوره‌های قبلی رساله است و تجربیاتی که دوستان داشته‌اند و محتوایی که در آنجا بیان شده و سعی بر این است که از تکرار مطالب خودداری شود. بنابراین از یک‌سو باید دوستان برای یک عمل درست و کامل آماده و متعهد بوده و از سوی دیگر رجوع به مطالب قبلی داشته باشند. نحوه تعهد عملی دوستان به تدریج در هر بحث و جلسه روشن شده و ارجاع به مطالب قبلی هم در هر جلسه بیان می‌گردد. نحوه ارائه مطالب و محتوای جلسات تغییراتی خواهد کرد از جمله اینکه بخش مهمی از مطلب تنها به صورت کتبی ارائه شده و از سوی دیگر بیش از گذشته مبتنی بر کار دوستان و بازخوردی است که از سوی آنان ارسال می‌گردد. همچنین فعالیت و تمرین‌های بیشتری برای دوستان در جلسات مقرر خواهد شد. به امید استفاده بیشتر از وقت و عمر و تعامل جمعی کامل‌تر و حضور پررنگ‌تر.


بحث :

1 - 1404-04-08 گفت‌وگو مشاهده فایل ها :

آخرین جلسات برگزار شده ؟
210 - 00
1405-05-06
نگارش برای انتخاب
209 - 00
1405-04-30
نگارش برای انتخاب
208 - 00
1405-04-23
نگارش برای انتخاب
199 - 00
1405-02-08
نگارش برای انتخاب
کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب این سایت تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.
با ما در شبکه های اجتماعی