جستجو
ورود کاربران
12 - حرکت اثباتی


۱. ورود انسان به زندگی جدیدی که در اثر تلاش‌های متمادی برای او حاصل شده با "حرکت اثباتی" امکان دارد. اثباتی شدن حرکت به انسان اجازه می‌دهد که ثمرات تلاش‌های خود را چشیده و بتواند همه‌ آنها را در قالب دنیای جدید وارد نموده و زندگی جدید خود را سامان دهد.

۲. این ورود به دنبال تلاش‌های قبلی است و نه اینکه مستقیم و بدون آن مقدمات به تنهایی نتیجه‌ای داشته باشد. "حرکت اثباتی" بستر فعلیت یافتن تلاش و مجاهده و کوشش انسان است و نه اینکه بدون آن تلاش‌ها بتواند به نتیجه‌ای برسد. فرد نمی‌تواند تنها با "اثباتی" نمودن حرکت و نگاه خود به نتیجه مهمی برسد بدون اینکه در راه هدف تلاش کند، موانع را برطرف نموده ارکان حرکت را رعایت نماید و مقتضیات بی‌شمار حرکت انسان را رعایت کند.

۳. "حرکت اثباتی" عنوانی است که در این مکتب و مدرسه فکری به نوع خاصی از حرکت داده شده و بدون توجه به تعاریف و توضیحات خاص آن نمی‌توان آن را درک کرد، اگرچه محتوا و جهت‌گیری‌های نزدیک به آن در مباحث انسانی بسیار زیاد تولید و تکثیر شده اما هر کدام تفاوت‌های جدی با مفهوم این واژه در این مکتب دارند و این تشابهات ظاهری و یا تشابهات واقعی اما ناقص نباید ما را به اشتباه انداخته و مفهوم آن را کامل درک نکنیم.

۴. "اثباتی" شدن حرکت یعنی به "قدرت و کرامت و اقتدار ذاتی" خویشتن نگاه کامل و تمام عیار داشتن و توجه بیشتر و کامل‌تر به آن نمودن. مخصوصا این توجه و تصدیق باید در مواجهه انسان با شرایط گوناگون زندگی و حرکت و مسائل و مصائب و گردنه‌های آن باشد. "کرامت و اقتدار انسان" امری ذهنی و القائی نیست، بلکه باید به صورت واقعیتی عینی مورد توجه قرار گیرد و در مواجهه با گردنه‌های زندگی و صعوبت‌های حرکت روحی، زندگی و نگاه انسان را تغییر دهد و بدون آن امکان ندارد نتیجه‌های داشته باشد.

۵. "ذاتی" بودن "قدرت و کرامت" یعنی از ذات انسان و درون او بوده و حقیقتی "فعلیت یافته" و عینیتی "نهایی و کامل" است و این کاملا متفاوت از احترام و جایگاه و قدرتی است که در اثر عوامل بیرونی به دست می‌آید. ممکن است فرد در سخت‌ترین فشار و بی‌حرمتی بیرونی و در ضعیف‌ترین شرایط اجتماعی و تحت بدترین تهاجمات دیگران قرار گرفته ولی کرامت و منزلت درونی داشته و در نهایت اقتدار فردی ناشی از درون خود باشد و بالعکس چه بسیار صاحبان جاه و حرمت و قدرت بیرونی که درونی ضعیف و بی‌ارزش دارند. بلکه باید اذعان کرد که اکثریت قریب به اتفاق صاحبان قدرت و ثروت از درون پاشیده و متلاشی هستند و به محض تغییر شرایط به بدترین صورت این زبونی درونی را آشکار می‌نمایند؛ همانطور که بخش بسیاری از انسان‌های متوسط که ظاهری ضعیف دارند- شاید اکثریت نسبی آن‌ها- درونی به مراتب قوی‌تر از ظاهر خود داشته اگرچه خود به ان آگاه نبوده و تبعیت صاحبات قدرت و ثروت را پیشه نموده‌اند.

۶. در اثر "اثبات خویشتن" همه چیز تغییر می‌کند: ارتباطات اجتماعی و گروهی و خانوادگی، انتظارات، امید به زندگی، ترک لغویات و امور بی‌حاصل، امکانات درونی و باطنی انسان، امکان غلبه و تسلط او بر موانع درونی و بیرونی، آرامش و استقرار روانی، استمرار در برنامه‌ها، وضوح امور و تکالیف انسان و از بین رفتن سرگردانی‌ها، کم شدن رنج و مشقت‌های رایج و تبدیل آن به نشاط و حرکت حتی با وجود دردها و زخم‌ها، بی‌اهمیت شدن حوادث و تغییرات بیرونی و حتی درونی، تشعشع و فوران محبت و عشق و خیرات انسان، بدون محاسبات عرفی و بدون توجه به عکس‌العمل‌ها و رفتارهای دیگران، فراگیری این محبت و عشق حتی برای آنان که سعی در از بین بردن این محبت دارند و در زندگی روزمره خانوادگی و گروهی و اجتماعی سعی عامدانه در از بین بردن این رابطه دوستی می‌نمایند، قدرت مدیریت و راهبرد دیگران حتی اگر آنان هزاران نقص و عیب و بیماری روانی و روحی داشته باشند، بی‌اهمیتی به تقدیراتی که کائنات برای انسان تدارک دیده‌اند حتی تقدیرات درونی و حرکتی و معنوی!!... چرا که معنویتی غیر از همین انسان و "من" حاضر و ناظر وجود ندارد و تقدیرات همگی "طفیل هستی عشقند" که همان عشق به خويشتن نامتناهی است که "باید ارادتی بنمایی تا سعادتی ببری"؛ پس انسان راه‌یافته به سوی خویشتن را با تقدیرات طفیلی چه‌کار؟؟

۷. در اثر اثباتی شدن عمیق وجود انسان و حرکت او و توجهاتش فرد می‌تواند بعضی -فقط بعضی- از حالات اهل‌بیت و خوبان عالم -از هر فکر و قومی- را درک کند؛ مثلا چگونه آنان به شقی‌ترین و جانی‌ترین و ظالم‌ترین دشمنان و قاتلان و شکنجه‌گران خود عشق ورزیده‌ و هرگز از هدایت و محبت به آنان ناامید و رویگردان نبودند و در اثر درک اندک این مفاهیم بلند است که انسان توان پیدا می‌کند مراتبی از آن را در خود پیاده کرده و از این رنج و مرارت "بغض‌ها و حسادت‌ها و حساسیت‌ها و منافع فردی و خانوادگی و گروهی و جناحی" دست برداشته و زندگی در مسیر اهل بیت و خوبان عالم را آغاز نماید.

۸. با نگاه اثباتی مرکز ثقل جهان از بیرون به درون ما منتقل می‌شود. این در حالی است که جهان بیرونی تغییری نمی‌کند بلکه نگاه انسان تغییر نموده و درک می‌نماید که وقتی در مواجهه با جهان، خود را می‌بیند، همه چیز از خویشتن برمی‌خیزد و از تشعشع نگاهی که برخاسته از خود اوست اگرچه موضوع آن جهان بیرونی است.

۹. بخشی از امور جهان بیرونی با "توجه به خویشتن اثباتی" به واقع تغییر می‌کند و این بخشی از امور فردی، خانوادگی، تشکیلاتی و اجتماعی است که انسان در آن عاملیت دارد. وقتی نگاه تغییر می‌کند و عامل خویشتن، برتر و مقتدرتر می‌شود، جهت و اثر و ثمر این عامل هم تغییر کرده و از عاملی ضعیف و منفعل به عاملی قوی و مقتدر تبدیل می‌شود.

۱۰. همانطور که بارها گفته شده نگاه انسان باید به "خود جامع" تغییر پیدا کند و نه "خود در مقابل غیر". اما در ابتدای امر و گاهی در اواسط مسیر، "خود در مقابل غیر" هم، پل و مسیری است برای تغییر "خود جامع".

۱۱. حرکت اثباتی منبع فضائل انسانی است، چرا که اکثر رذائل انسان متوسط ناشی از احساس ضعف و ناتوانی و درخواست‌ها و تمایلات ناشی از آن است و کسی که به اقتدار درونی برسد از آن‌ها فاصله می‌گیرد و نیازی به منزلت و قدرت و ثروت بیرونی ندارد که برای کسب آنها دچار رذائل اخلاقی شود.

۱۲. امکانات و توانایی‌های ظاهری و مادی انسان تغییر واقعی می‌کند و این تغییر از سه جنبه است:

• از یک‌سو عاملیت او به دلیل توانایی‌های جدید تغییر می‌کند و قدرت راهبردی پیدا می‌کند که قبل از این تنها در رویاها شاهد بوده،

• اما از سوی دیگر و بسیار مهم‌تر از آن، اینکه به جهان بیرونی بی‌اعتنا می‌شود و در اثر اقتدار درونی به موقعیت و وضعیتی در درون خود دست می‌یابد که هیچ ضعف و شکست ظاهری و بیرونی نمی‌تواند در آن خلل ایجاد کند.

• از جهت سوم این اقتدار رویایی تنها در درون او نمی‌ماند و جهان بیرونی را دگرگون نموده و فرد با قدرت و موقعیتی تازه و از موضعی متفاوت با خود و خانواده و اجتماع و سیاست و اقتصاد روبرو می‌شود.

۱۳. در مواردی که شرایط بیرونی شدیدا یک‌طرفه و ظالمانه است -مانند حصر و زندان و اسارت فرد یا بی‌انصافی و بی‌وفایی در زندگی خانوادگی یا ظلم در امور سیاسی و ارتباطات اجتماعی- با اثبات خویشتن و حرکت اثباتی شرایط معکوس می‌شود و وقتی فرد خود را به خوبی می‌بیند و درک می‌کند، گوئی حاکم ومسلط است و از درون، قدرت او فوران می‌کند و حقانیت و مدیریت او متکی بر نفس اوست و با اتکای بر آن فضا را تغییر می‌دهد.

شاید بهترین مثال تاریخی بر این امر را می‌توان وزیران ایرانی طول تاریخ ایران دانست که پیوسته با اشغالگران متجاوز یا سلاطین کم‌سواد و درباریان سودجو روبرو بوده‌ و همیشه با اتکای بر قدرت شخصی و بدون هیچ عِده و عُده توانسته‌اند آثار و ثمرات بسیاری برجای گذاشته و حتی آنان که دوران کوتاهی زنده مانده‌اند هم‌، چنان سیطره روانی و فرهنگی از خود نشان داده که اکنون ما خود را وامدار آنان می‌دانیم؛ اگرچه جان و زندگی ظاهری خود را ازدست داده‌اند.

۱۴. در حالت اثباتی نیازهای انسان تغییر نموده و با کمترین چیز به بالاترین اقناع و ارضاء می‌رسد. فرد در منزل خود کنار آتش نشسته اما بیش از دیگری که در سفری گران‌قیمت و با امکانات لوکس است در سیاحت واقعی و تفرج و لذت است و دل‌گرفتگی و بی‌تفاوتی او را ندارد. بزرگانی را می‌بینیم که سالیان طولانی حتی برای زیارتی در دسترس از منزل و شهر خود خارج نمی‌شوند و ما پیوسته از زیارتی به زیارت دیگر در تلاش و تکاپو هستیم و مباد که از جمعیتی عقب بمانیم که فریاد بی‌توفیقی و حسرت ما دل سنگ را کباب می‌کند! اینان نیازشان تبدیل به "ناز در مقابل امکانات" می‌شود آن هم نازی واقعی و وجودی و نه ساختگی و از روی نیاز بیشتر و تقلب و حقه‌بازی! نمی‌دانم آیا شما می‌توانید خودتان را در موقعیتی تصور کنید که برای فردی همچون آقای بهاءالدینی یا آقای پهلوانی هدیه‌ای تهیه کنید؟! از آنان که در این موقعیت بوده‌اند سوال کنید که در چه عجز و سختی افتاده و التماس نموده‌اند که هدیه آنان پذیرفته شود در حالی که طرف مقابل هم قصد شکستن دل هدیه‌دهنده را ندارد بلکه واقعا نیازی به چیزی و امکان ارتباط با هدیه بیرونی را ندارد... با شروع این سیر است که فرد این عبارت حافظ را درک می‌کند که "خلوت گُزیده را به تماشا چه حاجت است". این خلوت مساوی با انزوا نیست و خلوت خود جامع است که چه بسا در میان شلوغ‌ترین تجمع و درحال سفر دائم باشد که توجه فرد به خویشتن به چنان اثباتی می‌افتد که هیچ شلوغی و مشغولیت بیرونی نمی‌تواند او را از خود غافل کند:

رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ
مردانی که هیچ تجارت و داد و ستدی آنان را از یاد خدا باز نمی دارد...

۱۵. وقتی که اثبات و توجه به نفس منشاء زندگی انسان شود، خوراک و تفرج و تکیه‌گاه گروهی و فردی و مانند این‌ها؛ به جای اینکه نیاز فرد و عامل اطمینان و آرامش و فرار از تشتت‌ها شود، مقتضا و زمینه زندگی و تشعشع وجودی انسان می‌شود. در زندگی ما اکثریت خوردن‌های ما ناشی از تشتت‌های روحی و روانی و عاملی برای فرار از اضطراب‌هاست. کسی که این اضطرابات را از درون مداوا نمود، آنگاه در کیفیت و کمیت خوراک چنان تغییراتی می‌کند که قبل از این برای او قابل تصور نبوده است.

۱۶. درک انسان از حقایق جهان با حرکت اثباتی چنان تغییر می‌کند که اگر پیش رود، عینیتی برای او مجهول نمی‌ماند. اگرچه این مرحله‌ای بلند و دور از دسترس است اما در مراحل پایین آن نیز -که برای ما قابل‌حصول است- درک‌هایی برای فرد حاصل می‌شود که دیگران گمان پیش‌گویی در مورد او می کنند.

۱۷. در حرکت اثباتی چه بسا آنچه در خیال انسان است و در فیلم‌های سینمایی و رمان‌ها می‌تواند جستجو کند، برای او عینی و واقعی می‌شود حتی اگر امکان حصول آن را نداشته باشد. یعنی آنچه که غیرقابل‌دسترسی است برای او حکم جهان و واقعیتی بیگانه و عجیب و تخیلی ندارد بلکه گویی دیوار و فاصله‌ای اندک با آن دارد. به عبارت دیگر اگرچه این دیوار برداشته نشده، اما حسرت و حسادت آن برای او برداشته شده و مانند کسی است که در دسترس اوست، اما خود به آن اقدام نمی‌کند یا مانند کسی که خود در گذشته دارای آن بوده و لذت آن را چشیده و دیگر تمایلی به آن ندارد.

۱۸. در حالت رایج عبادت و توسل و دعا و درخواست باید صورت بگیرد تا حاجت انسان روا شود، اما وقتی که با حرکت اثباتی خود را می‌بیند درخواست او حاصل شده و باید تمرکز بر خود حقیقی کند تا آن را ببیند و باور کند و ثمرات آن نمودار شود. در این حالت است که حقیقتا -نه به صورت تصنعی و شعاری- چهار وضعیت "مشاهده ، انتخاب، عمل و وصول" بر هم منطبق می‌شود.

۱۹. در مذاکره بیرونی و رایج -سیاسی و تجاری و فرهنگی- باید چانه بزنیم تا بتوانیم شرایطی که ما را اثبات می‌کند به طرف مقابل بقبولانیم، اما در مذاکره وجودی و درونی، نگاه و جهت ما به سوی خویشتنی است که در این مذاکره می‌توانیم هرچه بیشتر به سوی درک و خلوص آن پیش برویم و مذاکرات نه فقط نگاه به خویش است، بلکه هدف نیز خویشتن و دیدن آن است و این مواجهه و مذاکره برای این است که هرچه بیشتر خود را ببینیم و در اثر این دیدن، دیگری هم ما را چه بسا بیشتر ببیند و شرایط و مسائل بر طبق آن پیش برود. اگرچه گفتگوی بین انسان‌ها طیف وسیعی از مذاکره وجودی تا مذاکرات کاملا بیرونی را دربرمی‌گیرد که در حرکت اثباتی هرکدام از این‌ها تغییراتی متناسب با خود را شاهد خواهند بود.

۲۰. راه رسیدن به "اثبات خویشتن" و شروع حرکت اثباتی عبارت است از توجه به نفس. اما توجه باید در مواجهه با واقعیت‌های بیرونی رخ دهد و توجه به نفس به صورت مجرد و تخیلی کافی نیست. هرچه که واقعیت بیرونی مهیب‌تر باشد، توجه انسان به خویشتن -تا وقتی که امکان و توانایی آن برای انسان موجود است- آثار و نتیجه بیشتری دارد. باید به خویشتن و ابعاد و امکانات آن در حساس‌ترین مواجهه‌ها توجه کرد و آن را به نتیجه رساند.

۲۱. مقدمات عملی فراوانی ممکن است برای شروع توجه به نفس لازم باشد که برای افراد مختلف کاملا متفاوت است و اگر این مقدمات به خوبی فراهم شود هنگام مواجهه فرد خود را در "میدان آزاد انتخاب" می بیند و می‌تواند ارزش ذات خود و اقتدار آن را کشف نماید. مباحثی مقدماتی در جلسات ۶ و ۱۰ رساله ۴ در مورد میدان انتخاب گفته شده است.
بنابر آنچه گذشت برای کشف خویشتن و ورود به حرکت اثباتی حداقل سه عامل لازم است و در صورت عدم موفقیت در "کشف خود" یکی از این سه عامل می‌تواند تعیین‌کننده باشد، اگرچه موارد دیگری هم وجود دارند که به این کلیت و فراگیری نیستند:

اول مقدماتی عملی و نظری که به انسان امکان می‌دهد در مواجهه با دوراهی‌ها و حوادث و اشخاص میدان آزاد انتخاب را درک کرده و با قدرت و آزادی و مشاهده کامل راه خویشتن را برگزیند.

دوم توجه کافی به خویشتن و ذات انسانی و ابعاد و قدرت و کرامت آن در حین مواجهه. انسانی که نمی‌خواهد یا نمی‌تواند یا به هر دلیلی موفق به توجه به خود نمی‌شود یا این توجه به خود انتزاعی و مجرد است و ارتباطی با عالم بیرونی پیدا نمی‌کند و یا "خود در مقابل غیر" را به جای "خود جامع" اشتباه می‌گیرد نمی‌تواند به نتیجه برسد.

سوم الزام عملی به کمترین نتایج و شروع عملی حرکت اثباتی و سرکوب نکردن و تردید ایجاد نکردن در این نتایج. به طور طبیعی حرکت اثباتی در ابتدا نتایج بسیار اندک، ظریف، قابل تردید و آماده انهدامی ایجاد می‌کند که تنها با اهمیت دادن و بزرگ کردن آنها امکان رسیدن به نتایج بیشتر وجود دارد و اگر به هر دلیلی التزام عملی و توجه نظری به این نتایج صورت نگیرد نتیجه معکوس خواهد بود.

۲۲. هرچه که ظرف انسان و عمل او قوی‌تر باشد آثار این حرکت بیشتر و کامل‌تر است وبدون التزام عملی نتیجه‌ای در کار نخواهد بود.

۲۳. در اکثر افراد متوسط مراحل زیر وجود دارد، اگرچه عمومی نیست و استثناهای جدی و مهمی وجود دارد:

اول حرکت اثباتی از توجه انسان به خود به صورت عادی و ابتدایی شروع می‌شود و در ابتدا کرامتی نصیب او شده و از گرفتاری‌هایی که او را از خود بیگانه کرده نجات می‌دهد. روشن است که این تغییر ابتدایی درونی است و تغییری در جهان بیرونی وجود ندارد.

دوم در ادامه و به تدریج به او نیروی مدیریت خویش و جهان را می‌دهد و این نیرو و اقتدار به تناسب ظرفیت او توسعه پیدا می‌کند.

سوم در ادامه مسیر توجه فرد به خود بیشتر شده و به انسان "ایمان به خویشتن" و ایمان به توانستن از درون" عطا می‌نماید. قدرت و کرامتی که کاملا متفاوت از قبل است. اگرچه در ظاهر این‌ها، بخشی از اعتمادبه‌نفس به نظر می‌آید، اما واقعیت ِ آن کاملا متفاوت از اعتمادبه‌نفس و امید است. در اعتماد‌به‌نفس دنیای انسان بیرونی است اما به خود متکی و امیدوار است، اما در ایمان به خویشتن دنیای اتکای انسان درونی است و دنیای بیرونی جلوه و تشعشعی از درون است.

چهارم اگر حرکت اثباتی انسان عمیق شده و با هستی‌شناسی و دیانت و الهیات او گره بخورد، حرکت اثباتی او نتایج بسیار عظیم‌تری داشته بلکه این مسیر می‌تواند تا بی‌نهایت پیش برود.

پنجم در این حالت، اولین مراحل جدی الاهیاتی و هستی‌شناختی از تغییر توجه انسان از خدا و دین و اولیای بیرونی به حقیقت درونی شروع شده و در اولین مرحله ذات موثر و ارزشمند خویشتن را کشف می‌کند که مبدا فضایل است و از طریق آن معارف بیرونی متحول شده و به ارزش‌های درونی و ذاتی تغییر می‌یابد.

ششم در صورت الزام عملی و اگر مقدمات لازم را به خوبی فراهم کرده باشد، ایمان به خویشتن بارور شده و از طریق نامتناهی‌گری جوهری به سوی توحید حرکت می‌کند.

۲۴. خودگرائی و خودخواهی تقلبی که باعث انزوا یا بی‌عملی یا خودبرتربینی یا انحرافات دیگر می‌شود، غیر از حرکت اثباتی و تکریم نفس است و آثار و نتایج آن کاملا متضاد و در جهت مقابل یکدیگر است. همانطور که مراتب کوتاه و متداول آن مانند تلقین و اعتمادبه‌نفس و مانند این‌ها که امروزه زیاد روی آن تبلیغ می‌شود، کاملا ماهیتی دیگرگونه داشته و محتوا و نتیجه این‌ها با هم متفاوت است و این سیر تغییر محتوایی از سطح به عمق تا بی‌نهایت ادامه دارد.

۲۵ . حرکت اثباتی اگر به انحراف نرود و به خوبی انجام شود در مراتب بالاتر نتایج بسیار بیشتری دارد که فعلا امکان گفتگو در مورد آن نیست؛ به عنوان مثال:

اول برداشتن فاصله کفر و دین؛ هردوی آن‌ها در یک حقیقت بی‌نهایت توحیدی محو می‌شوند؛

دوم برداشته شدن بسیاری از مشکلات ارتباطی انسان‌ها؛

سوم زشتی‌ها و ناکامی‌ها از نگاه انسان برداشته شده و با وجود مشکلات و مصیبت‌ها انسان آنها را زیبایی خالص می‌بیند؛

چهارم برداشته شدن زوائد غیرطبیعی بسیاری از زندگی عملی و نظری انسان و ایمان و عمل خالص طبیعی؛

پنجم تطبیق انسان و جهان و برداشته شدن این مرز و نزاع بین این دو؛

ششم تغییر خواسته‌های انسان تا جایی که درک حقیقت آن‌ها مساوی با انتخاب و وصول به آن‌هاست.

در نهایت حرکت اثباتی یعنی کشف حقیقت خویشتن و به کار گرفتن مرحله مرحله آن و رسیدن به واقعیتی که در متون قدسی به آن اشاره شده که "آن کس که خود را شناخت هرآینه خدا را شناخته است" و این حقیقت همان است که خواجه حافظ در این غزل او را خطاب می‌کند که "تو خود چه لعبتی ای شهسوار شیرین‌کار؟!"

طُفیلِ هستیِ عشقند آدمیّ و پَری
ارادتی بنما تا سعادتی بِبَری
بکوش خواجه و از عشق بی‌نصیب مباش
که بنده را نخرد کس به عیب بی‌هنری
می صبوح و شکرخواب صبحدم تا چند
به عذر نیم‌شبی کوش و گریهٔ سحری؟
تو خود چه لعبتی ای شهسوار شیرین‌کار
که در برابر چشمیّ و غایب از نظری؟
هزار جان مقدّس بسوخت زین غیرت
که هر صباح و مسا شمع مجلس دگری
ز من به حضرت آصف که می‌برد پیغام
که یاد گیر دو مصرع ز من به نظم دری؟
بیا که وضع جهان را چنان که من دیدم
گر امتحان بکنی مِی خوریّ و غم نخوری
کلاه سروریت کج مباد بر سر حُسن
که زیب بخت و سزاوار ملک و تاج سری
به بوی زُلف و رُخت می‌روند و می‌آیند
صبا به غالیه ساییّ و گل به جلوه‌گری
چو مستعّد نظر نیستی وصال مجوی
که جام جم نکند سود وقت بی‌بصری
دعای گوشه‌نشینان بلا بگرداند
چرا به گوشهٔ چشمی به ما نمی‌نگری؟
بیا و سلطنت از ما بخر به مایهٔ حسن
وَزین معامله غافل مشو که حیف خوری
طریق عشق طریقی عجب خطرناک است
نعوذبالله اگر ره به مقصدی نبری
به یُمنِ همّتِ حافظ امید هست که باز
اَریٰ اُسامِرُ لیلایَ لَیلةَ القَمَری


👈🏼تمرین جلسه دوازدهم👉🏼

• آیا حرکت اثباتی را متوجه شدید؟

• آیا تجربه اینگونه دارید؟

• و آیا آماده تجربه اثباتی جدیدی هستید؟

▪︎موانع و ابهامات آن را بنویسید.


-- تمرین تعقل

اکثر افراد در این زمان نیازمند تمرین درست اندیشیدن و درست فکر کردن هستند تا بتوانند تعقل صحیح و سالمی داشته و زندگی فکری و عملی خود را بر اساس تعقل بنا کنند. به عنوان مثال:

•گروهی از انسان‌ها دراین جامعه درگیر تقلیدها یا تبعیت و پیش دواری‌های فکری، سنتی، قومیتی و مانند آن هستند و دستگاه تعقلی خود را به سمت این تبعیت‌ها تنظیم می‌کنند؛

•گروه دیگری بنای تردید و تشکیک در این مبانی را داشته و به جای آنکه از تشکیک برای رسیدن به حقیقت استفاده کنند به تردید و تشکیک به عنوان یک اصل می‌پردازند.

هردو این روش‌ها مانع یک تعقل صحیح است.

همچنین انحرافات و موانع فراوانی برای تعقل و دستگاه تعقلی صحیح وجود دارد. تعقل صحیح از عقل غیر مشروط برمی‌آید: عقلی که نه تنها هیچ پیش‌شرطی برای خود انتخاب نکرده، بلکه گرایش‌های ناخوداگاه به سوی یک فکر و اندشه و جهت‌گیری را هم تا حد ممکن -به میزان ظرفیت خود- محدودکرده است.

تعقل صحیح و انکار تعلیماتی که به نسل جوان القا شده و دور بودن از حرکت‌های عکس‌العملی برای ایجاد تردید در این ساختارهای القائی به ما این امکان را می‌دهد که نگاه جدیدی به جهان و معارف دینی و الهیات و غیر ان داشته باشیم.

برای نمونه چند جلسه از رساله را می‌توانید نگاه کنید:

جلسه ۳۲ رساله ۲ با موضع تعقل غدیر
همچنین جلسات یک تا سه رساله دو
و جلسه اول رساله ۳
و جلسات فراوان دیگری که با عنوان تعقل آغاز می‌شود.

دوستانی که در این مورد قدم‌های جدی طی نکرده‌اند لازم است که تلاش کافی داشته و مشکلات و ابهامات خود را مطرح نموده و بتوانند به یک جهان‌بینی تعقلی متناسب با ظرفیت خود برسند.

بدون طی کردن و رسیدن به یک نگاه تعقلی امکان استفاده از مکتب علامه طباطبایی وجود ندارد.


فایل ها :


رسالهٔ عملیّه (۶)

رساله عملیه ۶ در زمانی شروع می‌شود که از یک سو ما از تجربه رمضان و فضای استثنائی آن بیرون آمده‌ایم و برای آینده خود امیدها و آرزوها داریم و از سوی دیگر در آستانه اربعین کلیمی هستیم. همه این‌ها به معنی این است که مقتضی ورود به این دوره از رساله آمادگی و تعهد و عمل بیشتر و بهتر و کامل‌تر است. از طرف دیگر رساله عملیه ۶ پس از تجربه پنج رساله عملیه می‌باشد که حدود هشت سال به طول کشیده است. آنچه در این رساله مطرح می‌شود تا حد زیادی ناظر و مشرف به مطالب دوره‌های قبلی رساله است و تجربیاتی که دوستان داشته‌اند و محتوایی که در آنجا بیان شده و سعی بر این است که از تکرار مطالب خودداری شود. بنابراین از یک‌سو باید دوستان برای یک عمل درست و کامل آماده و متعهد بوده و از سوی دیگر رجوع به مطالب قبلی داشته باشند. نحوه تعهد عملی دوستان به تدریج در هر بحث و جلسه روشن شده و ارجاع به مطالب قبلی هم در هر جلسه بیان می‌گردد. نحوه ارائه مطالب و محتوای جلسات تغییراتی خواهد کرد از جمله اینکه بخش مهمی از مطلب تنها به صورت کتبی ارائه شده و از سوی دیگر بیش از گذشته مبتنی بر کار دوستان و بازخوردی است که از سوی آنان ارسال می‌گردد. همچنین فعالیت و تمرین‌های بیشتری برای دوستان در جلسات مقرر خواهد شد. به امید استفاده بیشتر از وقت و عمر و تعامل جمعی کامل‌تر و حضور پررنگ‌تر.


بحث :

1 - 1404-05-11 گفت‌وگو مشاهده فایل ها :

آخرین جلسات برگزار شده ؟
210 - 00
1405-05-06
نگارش برای انتخاب
209 - 00
1405-04-30
نگارش برای انتخاب
208 - 00
1405-04-23
نگارش برای انتخاب
199 - 00
1405-02-08
نگارش برای انتخاب
کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب این سایت تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.
با ما در شبکه های اجتماعی