این موجودی که خداوند در جاهای مختلف از او سخن گفته و با تعابیر گوناگون کرامتش را بیان کرده، همان است که تنها در یک جا با تعبیر «و لقد کرّمنا بنیآدم» به او اشاره شده و در جای دیگر، او را بهعنوان خلیفهی خود در زمین معرفی کرده است.
این بشر، که از گِل خشک آفریده شده، در جایی دیگر موضوع فرمان خدا به فرشتگان قرار میگیرد؛ آنگاه که میفرماید: «پس چون او را به کمال رساندم، و از روح خود در او دمیدم، بر او سجده کنید»؛ فرشتگانی که از مقربان الهیاند، موظف میشوند که در برابر او به سجده درآیند.
این کرامت انسان ناشی از چیست؟ آیا از همین خاک است؟ از همین گِل؟ خیر.
اینها اهمیتی ندارد. شیطان نیز به همین دلیل از سجده سر باز میزند. و هنگامی که خداوند از او میپرسد: «چرا سجده نکردی؟»، پاسخ میدهد: قالَ لَمْ أَكُنْ لِأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُ مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ(حجر:۳۳)
این که از خاک آفریده شده است؛ پس چرا باید در برابر او سجده کنم؟
اما این سجده، در برابر خاک نیست. ارزش و اهمیت انسان، در زندگی مادی او نیست؛ بلکه در آن روح بینهایتی است که در او دمیده شده. و این روح، چیزی جدا از انسان نیست؛ شیئی خارجی نیست که در وجود او حلول کرده باشد؛ بلکه حقیقت و ذات انسانیِ اوست.
و انسان، برای آنکه این مقام خود را درک کند، باید آن ذات و هویت را احیا کند. و هر اندازه که در این احیا موفق باشد، از آن کرامت بهرهمند میشود. زیرا این کرامت، در ذات اوست، در حقیقت اوست؛ نه اینکه موجودی بیرونی، خدایی بیرونی یا ملائکی بیرونی بیایند و این کرامت را به او اعطا کنند، یا او را به بهشت ببرند، یا در این جهان او را بالا ببرند. وقتی انسان به آن ذات توجه کند، وقتی به آن بازگشت نماید و این حقیقت را در یابد، این کرامت بهخودیخود حاصل میشود.
✅️مخلَصین:
همه اینها را من گمراه میکنم، یک استثنا قائل میشود:
إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ(حجر:۴۰)
آن بندگان خالص.
بندگان خالص، کسانی نیستند که با چیزی افزوده، با اعمالی بیرونی، یا با پیروی از مکاتبی و ادیان بیرونی، و با انجام کارهایی که آنها را از هویت انسانیشان فراتر ببرد، به مقامی رسیده باشند؛ بلکه آنان «مُخلَص»اند، یعنی خالص شدهاند؛ همان هویت انسانیِ کاملاند.
هذا صراطٌ عليّ مستقيم(حجر:۴۱)
آن هویت انسانی، آن ذات انسانی، راهی است مستقیم بهسوی خداوند و بر عهدهی خداوند است.
از این جهان بیرونی است؛ از همین چیزهایی است که فکر میکند رستگاریاش و بُرد او در دنیا و آخرت، از آنهاست. تفاوتی هم ندارد؛ هر چیزی که غیر از این ذات، غیر از این خلوص، غیر از این هویت باشد، همان چیزی است که انسان را به جهنمِ وجودیاش میبرد.
آن گمراهی از هویتِ حقیقیِ انسان، او را بهسوی این جهنم میبرد. جهنم چیزی نیست جز رها شدن، گمراه شدن، غافل شدن و منحرف شدن از این حقیقتِ وجودی؛ و این حقیقتِ وجودی، همان صراط مستقیم است؛ راهی بینهایت. آن راهِ بینهایت، راهِ هویت است. «هذا صراطٌ علیّ مستقیم»؛ راهی روشن و واضح بهسوی خویشتن.
اما جهنمی که انسان با ترکِ آن خویشتن دچارش میشود، هزاران شکل دارد:
لَها سَبْعَةُ أَبْوابٍ لِكُلِّ بابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ(حجر:۴۴)
اما کسانی که به آن اخلاص نمیرسند، آن هویتِ توحیدی و هویتِ بینهایت را نمیتوانند بهطور کامل اجرا کنند؛ امّا بهسوی آن میروند، همانمقدار که انسان بتواند...
آنان نیز هماناند.
کسانی که بهسوی خویشتن میروند، توجه دارند، حرکتی میکنند بهسمت این هویتِ خودشان؛ روزانه، در یک نماز، در یک خلوت، در یک حرکتِ درست، در یک حرکتِ فردی یا اجتماعی...
اینها در جنّات و عیون هستند: بهشتهایی، فضاهایی زیبا و پرارزش، و چشمهسارهایی که انسان را با آبِ خویش سیراب میکنند. و همهی آن کائنات، به انسان میگویند:
ادخلوها بسلامٍ آمنین؛
و حرکتِ اجتماعیِ انسان را بهسمت حرکتی درست پیش میبرد.
کینهها و دشمنیها را از درون انسان پاک میکند. حتی اگر کسی گرفتار شمر باشد، در لشکر عاشورا، در حادثهی عاشورا، آنطرف، هرچقدر که کینه و انتقام دارد، اینطرف، پاکی است. آنها اصرار میکنند، و اینطرف، پیوسته توضیح میدهد که:
این همه کینه و نفرتی که شما دارید، و این عزمی که برای کشتن و ظلم پیشه کردهاید، برای چیست؟ و آنها میگویند: برای بغضی که از تو و پدرت داریم!
لا يَمَسُّهُمْ فِيها نَصَبٌ وَ ما هُمْ مِنْها بِمُخْرَجِينَ(حجر:۴۸)
نه خستگی و نه رنجی برایشان حاصل میشود،با آنکه بالاترین مصیبتهای عالم را میکشند، و هرگز از این مسیرشان خارج نمیشوند. این، حقیقتِ حرکت انسانیست؛
وقتی که حرکت، رو بهسوی اثباتِ خویش باشد؛ وقتی حرکت، اثباتی شود، نه نفی.
نیازی نیست چیزی را بیرون بریزیم؛
کافیست که خودمان باشیم.
این حرکتِ اثباتی، یعنی همین؛
و آن آثار و ارزشهای فراوانی که برای انسان دارد، که یکی و دوتا نیست...
✅️شک ناشی از گرفتاری در زندگی روزمره:
و وقتی که انسان این کلمات را میبیند، با ناباوری، با باور نکردن، و با شک و تردیدی که همهی وجودش را فرا گرفته، با آنها مواجه میشود و نگاه میکند.
شکی که ناشی از گرفتاری انسان در زندگی روزمره است. باور نمیکند، نمیپذیرد که اینهمه معجزه در دست اوست، در مشت اوست.
فقط کمی بازگشت به خویش، یک حرکت اثباتی، حرکتی بهسوی خودش، بهسوی دیدن خودش، و ترک هر چیزی که بیرون از اوست، میتواند اینهمه آثار داشته باشد.
چرا؟ چون پیوسته انسان در روزمرگیاش گرفتار همین چیزهای بیرونی است.
✅️قانطین:
خداوند برای کمک به انسان، مثالهایی میزند:
وَ نَبِّئْهُمْ عَنْ ضَيْفِ إِبْراهِيمَ(حجر:۵۱)
آن کسانی که به ابراهیم وارد شدند، ملائکه بودند. به حضرت گفتند:
إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلامٍ عَلِيمٍ(حجر:۵۳)
ابراهیمی که در سنین پیری بود، و امکان بچهدار شدن بهحسب ظاهر نداشت، به او بشارتِ فرزندی دادند.
این فرزند را میتوانستند پیشتر هم بدهند،
اما این، برای اثبات یک حقیقت بود:
که حقیقتِ انسانی، ورای تصورات ماست اگر آن فرد ابراهیم باشد.
و توضیح اینکه: قالُوا بَشَّرْناكَ بِالْحَقِّ فَلا تَكُنْ مِنَ الْقانِطِينَ(حجر:۵۵)
این بشارتی که به تو میدهیم، بشارتِ حق است؛ بشارتیست که باطنِ این عالم را نشان میدهد، حقیقت را نشان میدهد. و تو، حتی اگر ابراهیم هم باشی، اگر از این حق فاصله بگیری، از قانطین میشوی.
قالَ وَ مَنْ يَقْنَطُ مِنْ رَحْمَةِ رَبِّهِ إِلاَّ الضَّالُّونَ(حجر:۵۶)
فقط آدمهای گمراه هستند که به قنوط، به معنای ناامیدی میرسند. این حقیقت را درک نمیکنند. آنها کسانی هستند که از خودشان گمراه شدهاند،
بهسوی زندگی روزمره کشیده شدهاند،
و آنهایی که مسیر غلط را رفتهاند، بهزودی بهسوی نابودی میروند:
قالُوا إِنَّا أُرْسِلْنا إِلى قَوْمٍ مُجْرِمِينَ(حجر:۵۸)
این ارسال الهی، ارسالِ مأموران الهی،
یک ارسال همیشگیست.
✅️مأموریت:
وَ أَتَيْناكَ بِالْحَقِّ وَ إِنَّا لَصادِقُونَ(حجر:۶۴)
این چیزی که ما میگوییم، یک حقیقتِ راست است. و تو،تویی که در مسیر خویشتن هستی
فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ بِقِطْعٍ مِنَ اللَّيْلِ وَ اتَّبِعْ أَدْبارَهُمْ وَ لا يَلْتَفِتْ مِنْكُمْ أَحَدٌ وَ امْضُوا حَيْثُ تُؤْمَرُونَ(حجر:۶۵)
شبانه، در حالت پنهانی، در حالتی که دیگران نمیتوانند درک کنند، بدون سر و صدا و بدون درگیر شدن با کسانی که مسیرشان متفاوت است، این حرکت و مهاجرت را بهسوی جایی که مأمور هستی، انجام بده.
«حيث تؤمرون» در آن زمان و برای قوم نوح، حرکت از داخل شهر به بیرون بود.
اما امروز، برای هر کدام از ما، برای هر گروهی، برای هر جامعهای، در این زمان، معنایی متفاوت دارد. هر کسی به چیزی و جایی مأمور شده.
و باید، بدون اینکه پیوسته با فضای بیرونی درگیر شود، و بیآنکه هیاهو و سر و صدا راه بیندازد، یا در دلش بگوید چرا آنگونه و چرا اینگونه، و خود را با دیگران مقایسه کند،
این مهاجرت را، بهسمت آن جایی که مأمور است، درست و با آرامش انجام دهد. تا ادامهی آن:
وَ قَضَيْنا إِلَيْهِ ذلِكَ الْأَمْرَ أَنَّ دابِرَ هؤُلاءِ مَقْطُوعٌ مُصْبِحِينَ(حجر:۶۶)
هنگام صبح اینها نابود میشوند.
این شب باید بگذرد.
ممکن است برای کسی یک شب باشد،
ممکن است برای دیگری سالها طول بکشد.
و ممکن است برای ظهور حضرت، هزاران سال ما در شب باشیم. اما این شب، باید طی شود.
وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ لا تُخْزُونِ(حجر:۶۹)
این مسیر را باید درست رفت.
و مأموران الهی را نباید خوار و بیمقدار شمرد.
و این، مسیر این جهان است—دیر یا زود.
و وظیفهی ما نیز، هرکدام، مهاجرتی درونی بهسوی آنجاییست که مأموریم. و این مأموریت را، خودمان انتخاب کردهایم.
و هنوز هم، بر انتخاب خود، محکم و استواریم. اما زندگی روزمره، باعث میشود که از آن فاصله بگیریم و دچار غفلت شویم.
این مسیر، مسیریست که هر انسانِ جویای انتخاب خویش، آن را میبیند.
و نمونههایش فراوان است،
در دید، و در معرضِ تماشاست.
فقط کافیست چشمهایش را نبندد.
فایل ها :
زندگی و تفکّر در متن قدسی
زندگی و تفکر در متن قدسی برنامه قرآنی جدیدی است که تا حدی با برنامه های قبلی قرآنی متفاوت است و علاوه بر استماع و مخاطبه با قرآن برای طول هفته هم برنامهای را ارائه داده و در جلسه هم علاوه بر اشتراک تجربیات، نوعی تبیین شفاهی هم خواهد بود. برنامه جدید مواجهه با دنیای قرآنی اگرچه ادامه برنامههای قبلی است، اما مرتبه کاملتر آن بوده و از جهاتی با برنامههای قبلی متفاوت است: ۱. طبق روال قبلی برنامه انلاین آن با پخش آیاتی از قرآن مجید آغاز شده و حاضرین با مخاطبه و تکلیم با متن به توجه به نفس میپردازند. برای مواجهه با متن قدسی در این استماع مستقیم نیاز به دستور العمل خاصی نیست و دوستانی که تجربههای قبلی را دارند بهتر است خود را آزاد گذاشته و در عین غفلت نکردن از خود مسیر روحی را به هر سمتی که حرکت کرد مشاهده نموده و بعد تجربه خود را کتابت نمایند. ۲. طبق روال قبلی، نگارش تجربهها اهمیت بسزایی دارد و نباید از آن غفلت کرد و نباید به هیچ بهانهای آن را ترک نمود مگر موارد خاص که این موارد هم بهتر است با مشورت مورد بررسی قرار گیرد. ۳. افرادی که تجربههای قبلی مخاطبه و تکلیم را ندارند بهتر است به موازات این برنامه دستور العملهای قبلی را مطالعه نموده ومواردی از جلسات قبلی را تجربه نموده و گزارشی از این تجربه را ارائه داده و احیانا ابهامات و اشکالات خود را برطرف نمایند. ۴. در جلسه ارائه شفاهی صورت خواهد گرفت ولی سوال مکتوب یا شفاهی طرح نخواهد شد. سوالات اعضا میتواند در گروه مسائل طرح شده و پس از تجمیع مورد بررسی قرار گفته و موارد لازم در جلسه آنلاین -در انتهای آن- مورد گفتگو قرار گیرد. ۵. تفاوت عمده این دوره از برنامه قرآنی در کاری است که باید در طول هفته صورت گیرد. هر هفته مقدار مشخصی از متن قرانی اعلام شده و پس از استماع و مخاطبه آنلاین لازم است که دوستان در طول هفته در زندگی فکری و عملی خود آن را در نظر داشته و در این تعامل و مواجهه مستقیم با اندیشه و عمل فرد، گوئی "دیالوگ و مذاکره مرتبی بین انسان و متن آیات مربوطه و برداشتهای روحی انسان" صورت میگیرد و نتایج و ثمراتی داشته که این ثمرات ممکن است به صورت سوال در مسائل مطرح شده و یا به صورت تجربه مکتوب در جلسه بعدی گزارش شود. ۶. همراه متن اعلام شده لینک تفسیر و ترجمه وشرح متن مشخص شده نیز برای مراجعه اعلام میشود. افراد میتوانند به این شرح و تفسیر مراجعه نمایند اما نباید گرفتار پژوهش و شرح و تفسیر ذهنی و گرایشهایی مانند آن بشوند و سوالات نیز باید ثمره تعامل زیستی انسان با متن باشد نه "سوالات ذهنی قرآنپژوهانه". ۷. متنها به ترتیب است و از اول سوره ابراهیم شروع شده و همینطور به ترتیب ادامه پیدا میکند.
بحث :
آخرین جلسات برگزار شده ؟
28 - چهگونه قرآن بخوانیم؟ (ارائهٔ تجربیات و سؤالات) 1404-08-17