حکمت، که در این آیات به آن اشاره شده و در آیات پیشین نیز نمونههایی از آن بیان گردیده، به این معناست که انسان بتواند جهان را آنگونه که هست ببیند؛ مسیری را که باید طی کند، از اضطرابهای بیحاصل، بیدلیل و نادرست پاک نماید؛ و نیروی درونی و توان خویش را در مسیر صحیح به کار گیرد، به گونهای که نتایج تلاشهای خود را ببیند. تفاوت ما با اولیاء و انبیاء در این است که آنان به کُنه این حکمت رسیدهاند؛ و چون به این عمق، این درک و این حقیقت دست یافتهاند، هر تلاش، هر برنامه، هر جزئی از زندگی و حتی هر سلول از بدنشان در همان مسیر حقیقی قرار میگیرد. از همین رو، بیشتر تلاشهایشان به نتیجه میرسد. اما ما، در بیشتر موارد، از دستیابی به ثمره تلاشهایمان بازمیمانیم.
ح
کمتها در متون قدسی، آیات، روایات و دیگر منابع، بهوفور یافت میشود؛ اما شاید لسان قرآن در بیان «حکمت» با دیگر متون متفاوت باشد. زبان قرآن در این زمینه بسیار واقعیتر، محکمتر و آشکارتر است؛ تا جایی که انسان در بسیاری از مواقع با این لسان ناآشناست.
حکمتهای ما، وقتی در عرصه اجتماعی و در زندگی روزمره بیان میشود، تا حد زیادی رنگ و بوی همان زندگی را میگیرد؛ زندگیای که، در واقع، چندان حکیمانه نیست. برای آنکه زبان ما برای مخاطب قابل فهم باشد، ناچاریم مانند او سخن بگوییم. کمکم فکرمان هم مانند او میشود، سپس نگاهمان تغییر میکند و همه چیزمان رنگ همان زندگی را میگیرد؛ و در نهایت، دنیایمان به دنیایی تبدیل میشود که همه در آن شریک هستیم.
به همین دلیل است که دنیای ما تا این اندازه با دنیای قرآن فاصله یافته است. دنیای قرآن، دنیای واقعیتِ مستقیم است، بیهیچ تغییری . انسان وقتی به این حکمت مینگرد، در کلمات کوچک و ساده، دنیایی از معنا را میبیند. اما این دنیای معنا چنان با او بیگانه است که گاهی با خود میاندیشد: «آیا واقعاً درست فهمیدم، یا فقط برای خودم توجیهی ساختهام تا این تقدس را توضیح دهم ؟»
در این بخش، چند آیه پشت سر هم به حکمتها اشاره دارد؛ هرکدام جملهای کوتاه، واژگانی اندک اما عمیق، که در ارتباط با همان حکمتها بیان شدهاند.
وقتی با فقرا، مساکین یا نیازمندان روبهرو میشوی، گاهی توان مالی نداری؛ خب، اشکالی ندارد. اما زبان که داری. میتوانی با سخنی نرم و بیانی آرام، پاسخ نیاز او را بدهی.
وَ لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى عُنُقِكَ وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً(اسراء:۲۹)
یعنی هنگام بخشش، انفاق یا خرج کردن، نه آنقدر دست بسته باش که انگار هیچ توان کاری نداری، و نه آنقدر دستت را باز کنی که همه چیز را بیحساب و کتاب ببخشی و در نهایت در زندگی درمانده و زمینگیر شوی. در ظاهر، این نگاه ساده و روشن به نظر میرسد؛ اما پشت این دو جمله، معانی عمیق و ظریفی نهفته است که نشاندهنده نوع نگاه انسان به جهان و زندگی است. انسانی که دچار «دستبستگی» میشود یا برعکس، کسی که به بذل و بخشش افراطی روی میآورد، ریشه این رفتار در نوع نگاهی است که به جهان دارد. کسی که احساس میکند حرکت او در این جهان بر روزیاش اثر میگذارد و تصور میکند اگر چیزی ببخشد، از رزق خودش کم میشود، دچار بخل و محدودیت در بخشش میشود. در مقابل، انسانی که به بذل و بخشش افراطی گرفتار میشود و به ریختوپاشهای زائد رو میآورد، گمان میکند که روزی دیگران در دست اوست و اوست که با کارهای خیریهاش، رزق دیگران را تأمین میکند.
این تقسیم ارزاق، به دست «مهندسی کائنات» است. شما تنها وسیلهاید؛ برای اینکه خودتان را نشان دهید، برای اینکه بتوانید این تعادل را حفظ کنید و مسیر رشد خود را پیش ببرید. نه اینکه گمان کنید در این بخشش یا در این بذل و بخشش، نقشی حقیقی در روزی دیگران یا حتی در روزی خودتان دارید. این خداست و این نظام جهان است که این تصمیمگیری را انجام میدهد. اما این تصمیمگیری، برخلاف ظاهر آیه برای برخی، به این معنا نیست که اربابی در آسمان نشسته و بیحساب و تصادفی به هر که بخواهد میدهد یا نمیدهد.
یعنی این نظام، حساب و کتابی دقیق دارد. این مهندسی، حسابشده و بر پایه قاعده انجام میشود. اگر انسان میخواهد حقیقت را بفهمد، باید برود و این حساب را بیاموزد.
گاهی انسان چنین میپندارد که این آیه تنها درباره کسانی است که در صدر اسلام، فرزندان خود را از ترس فقر میکشتند. اما به نظر میرسد خطاب این آیه، بیشتر متوجه مردمان امروز است؛ کسانی که با انواع توجیهات، زمانی که موقع فرزندآوری فرا میرسد، از آن فرار میکنند؛ به دلیل ترس از مشکلات اقتصادی یا دلایل گوناگون دیگری که امروز فراوان دیده میشود.
این همان نهی قرآن است: این مسیر جهان مهندسیشده است. معنایش این نیست که اگر فرزند بیشتری داشته باشید یا کمتری بیاورید، تغییری بیحساب و بیقاعده رخ میدهد. این هم به معنای نفی برنامهریزی و عقلانیت در این مسیر نیست. انسان میتواند با درک درست از موقعیت، زمان و شرایط مناسب برای فرزندآوری را انتخاب کند. اما مشکل آنجاست که این تصمیم، به جای عقلانیت، به تخیلات، اندیشههای نادرست و هواها و هوسها سپرده شود؛ همانجایی که جای «عقل صحیح» را چیزهای دیگر میگیرند.
إِنَّ قَتْلَهُمْ كانَ خِطْأً كَبِيراً(اسراء:۳۱)
اینکه شما فرزندان خود را از میان میبرید، خطایی بزرگ و اشتباهی فاحش در محاسبه است.
وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنى إِنَّهُ كانَ فاحِشَةً وَ ساءَ سَبِيلاً(اسراء:۳۲)
زنا صرفاً آن شکل آشکار و رایجش نیست. معنایی عمیقتر و تعقلی دارد که در روایات نیز به آن اشاره شده است. یعنی اینکه انسان از مسیر صحیح تجربه جنسی خارج شود و به مسیرهای انحرافی کشیده شود؛ فرقی نمیکند که مسیر صحیح برای او فراهم باشد یا نه. حتی اگر این مسیر بسته باشد ـ مثلاً انسانی در اردوگاه اسارت ده، پانزده یا بیست سال محبوس باشد ـ باز هم خروج از مسیر درست، همان انحراف است.
إِنَّهُ كانَ فاحِشَةً وَ ساءَ سَبِيلاً(اسراء:۳۲)
این عمل، گرچه در ظاهر ممکن است برای انسان خطایی کوچک به نظر برسد، اما در حقیقت خطایی بسیار زشت و مسیری تباهکننده است.
«راه بد» یعنی چه؟
یعنی اینکه شما به مقصودی که در پی آن هستید نمیرسید. حتی نتایج دنیوی، حتی احساس اقناع و ارضای درونی نیز حاصل نمیشود. نه فقط آنسوی این جهان و در آخرت گناهکار به شمار میروید، بلکه در همین دنیا، در همین مسیر، به نتیجه مطلوب خود نمیرسید؛ چراکه این راه، راهی نادرست است.
وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّـهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ (اسراء:۳۳)
جان انسانها حریمی است که خداوند برای ما قرار داده است. به این حریم نزدیک نشوید. نزدیک شدن به این حریم تنها به معنای برداشتن اسلحه و کشتن کسی نیست. گاهی در قتل یک فرد شریک میشوید، حتی اگر خودتان دستی به خون کسی نبرده باشید؛ مثلاً در ذهنتان از وقوع آن قتل اظهار خوشحالی کردهاید.
در روایت آمده است که در قیامت، نامه اعمال برخی گشوده میشود و میبینند در آن نوشته است «قتل». با تعجب میگویند: «من که حتی به مورچهای آزار نرساندهام، این قتل چگونه در نامه من ثبت شده؟» و پاسخ میشنوند: چون وقتی آن قتل رخ داد، تو در دل از آن خشنود شدی و رضایت دادی.
این است معنای «به نفس نزدیک نشدن»؛ اینکه جان انسان حریمی دارد، و این حریم باید پاس داشته شود.
آنکسی که مظلوم کشته میشود، برای خونخواهی او راهی قرار دادهایم؛ راهی برای تسلط و پیگیری حق. اما این حق به معنای آن نیست که کسی در مقام انتقام، بیحساب دست به قتل بزند و به اسراف در خونریزی بیفتد؛
«إِنَّهُ كَانَ مَنْصُورًا».
این جهان، برای حمایت از مظلوم، قواعدی قرار داده است؛ چه قواعد حقوقی و چه قواعد تکمیلی.
مال یتیم، چون او در این جهان کسی را ندارد، گویی تمام جهان متولی اوست. به این مال نزدیک نشوید، مگر به بهترین و درستترین شکل، تا زمانی که او به بلوغ و رشد کامل برسد.
انسان در پیمانها و قراردادهایی که میبندد، باید متوجه باشد که این سخن ساده، در واقع اعلامی است به تمام کائنات. وقتی انسان میگوید «فردا ساعت فلان میآیم»، شاید در ظاهر فکر کند اگر شد یا نشد، دیر شد یا زود، اهمیتی ندارد؛ اما حقیقت این است که این تصمیم، تصمیمی جدی است که انسان با تمام وجود به هستی اعلام کرده و هستی نیز او را بازخواست خواهد کرد.
انسان مجبور نیست پیمانی ببندد یا قولی بدهد که به انجام آن مطمئن نیست. اگر احتمال تأخیر یا ناتوانی وجود دارد، میتواند همان اندازه که توان دارد را اعلام کند. اما وقتی پیمانی میبندد، باید بداند که این پیمان، حساب و کتابی جدی دارد. «إِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسْؤُولًا».
در وزن کردن، در پیمانه کردن، در هر رد و بدل مالی، باید مراقب بود که حتی ذرهای کم یا زیاد نشود. این کموزیادها آثاری دارد که انسان اغلب نمیبیند. ظاهری کوچک دارد، اما باطنی عظیم. این همان «تأویل» است؛ واژهای شگفت که نشان میدهد ظاهر ماجرا اندک است، اما حقیقت و باطن آن، امری بس بزرگ است که انسان غالباً از آن غافل است.
«وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلاً(اسراء:۳۶)
چیزی را که نمیدانی، دنبال نکن. توقف کن. جلوتر نرو. چرا؟ چون وقتی علم نداری، سخنی که بر زبان میآوری، حتی یک کلمه، یا گرایشی که در قلبت پدید میآید، مسئولیت میآورد. حتی شنیدن یک خبر، اگر با توجه و تمایل همراه باشد، بیتأثیر نمیماند. گاهی میشنوی فلان مسئول یا فلان فرد کاری کرده است و ناخودآگاه دوست داری بیشتر بشنوی، بیشتر کنجکاوی کنی، و همان شنیدن، همان توجه، تو را در این مسیر شریک میکند. همه اینها حساب دارد و «كُلُّ أُولَٰئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْؤُولًا».
اینگونه با تکبر بر زمین راه مرو. شاید خودت متوجه نباشی، اما این حالت تکبر، تو را از درون میفرساید. هرچقدر هم پای خود را محکمتر بر زمین بکوبی یا قد خود را برافرازی، باز هم کوهها از تو بلندترند. چه معنایی دارد این خودبزرگبینی؟ این زمین، با تمام عظمتش، زیر پای توست و تو توان هیچ تغییر اساسی در آن را نداری. بیندیش؛ تمام این حالات که از منیت و خودخواهی برمیخیزد، منشأ گرفتاریهایی است که انسان در ادامه زندگی با آن روبهرو میشود. چه بخش بزرگی از زندگی ما که به دلیل همین منیتها دچار آشفتگی و تباهی میشود.
تمام این دستورات، همه این نهیها، برای این است که زندگی انسان با نظم جهان هماهنگ باشد. اگر این قواعد را رعایت نکنیم، جهان و کائنات با ما سر ناسازگاری پیدا میکنند؛ همانگونه که امروزه این ناسازگاریها به شکل تباهیهای آشکار در زندگیها دیده میشود: نزاع انسان با خودش، با قلبش، و با هستی.
اینها همان حکمتهایی است که خداوند به انسان عطا کرده است؛ حکمتهایی که زندگی را دگرگون میکنند. و زبان قرآن در بیان این حکمتها زبانی است متفاوت؛ زبانی بیپرده، آشکار و واقعی، تا جایی که انسان بسیاری اوقات نمیتواند درکی درست و عمیق از آن پیدا کند.
فایل ها :
زندگی و تفکّر در متن قدسی
زندگی و تفکر در متن قدسی برنامه قرآنی جدیدی است که تا حدی با برنامه های قبلی قرآنی متفاوت است و علاوه بر استماع و مخاطبه با قرآن برای طول هفته هم برنامهای را ارائه داده و در جلسه هم علاوه بر اشتراک تجربیات، نوعی تبیین شفاهی هم خواهد بود. برنامه جدید مواجهه با دنیای قرآنی اگرچه ادامه برنامههای قبلی است، اما مرتبه کاملتر آن بوده و از جهاتی با برنامههای قبلی متفاوت است: ۱. طبق روال قبلی برنامه انلاین آن با پخش آیاتی از قرآن مجید آغاز شده و حاضرین با مخاطبه و تکلیم با متن به توجه به نفس میپردازند. برای مواجهه با متن قدسی در این استماع مستقیم نیاز به دستور العمل خاصی نیست و دوستانی که تجربههای قبلی را دارند بهتر است خود را آزاد گذاشته و در عین غفلت نکردن از خود مسیر روحی را به هر سمتی که حرکت کرد مشاهده نموده و بعد تجربه خود را کتابت نمایند. ۲. طبق روال قبلی، نگارش تجربهها اهمیت بسزایی دارد و نباید از آن غفلت کرد و نباید به هیچ بهانهای آن را ترک نمود مگر موارد خاص که این موارد هم بهتر است با مشورت مورد بررسی قرار گیرد. ۳. افرادی که تجربههای قبلی مخاطبه و تکلیم را ندارند بهتر است به موازات این برنامه دستور العملهای قبلی را مطالعه نموده ومواردی از جلسات قبلی را تجربه نموده و گزارشی از این تجربه را ارائه داده و احیانا ابهامات و اشکالات خود را برطرف نمایند. ۴. در جلسه ارائه شفاهی صورت خواهد گرفت ولی سوال مکتوب یا شفاهی طرح نخواهد شد. سوالات اعضا میتواند در گروه مسائل طرح شده و پس از تجمیع مورد بررسی قرار گفته و موارد لازم در جلسه آنلاین -در انتهای آن- مورد گفتگو قرار گیرد. ۵. تفاوت عمده این دوره از برنامه قرآنی در کاری است که باید در طول هفته صورت گیرد. هر هفته مقدار مشخصی از متن قرانی اعلام شده و پس از استماع و مخاطبه آنلاین لازم است که دوستان در طول هفته در زندگی فکری و عملی خود آن را در نظر داشته و در این تعامل و مواجهه مستقیم با اندیشه و عمل فرد، گوئی "دیالوگ و مذاکره مرتبی بین انسان و متن آیات مربوطه و برداشتهای روحی انسان" صورت میگیرد و نتایج و ثمراتی داشته که این ثمرات ممکن است به صورت سوال در مسائل مطرح شده و یا به صورت تجربه مکتوب در جلسه بعدی گزارش شود. ۶. همراه متن اعلام شده لینک تفسیر و ترجمه وشرح متن مشخص شده نیز برای مراجعه اعلام میشود. افراد میتوانند به این شرح و تفسیر مراجعه نمایند اما نباید گرفتار پژوهش و شرح و تفسیر ذهنی و گرایشهایی مانند آن بشوند و سوالات نیز باید ثمره تعامل زیستی انسان با متن باشد نه "سوالات ذهنی قرآنپژوهانه". ۷. متنها به ترتیب است و از اول سوره ابراهیم شروع شده و همینطور به ترتیب ادامه پیدا میکند.
بحث :
آخرین جلسات برگزار شده ؟
28 - چهگونه قرآن بخوانیم؟ (ارائهٔ تجربیات و سؤالات) 1404-08-17