۱. "توجه به نفس" یا "بازگشت به خویشتن" یا "احیای خویشتن انسانی" یا "احیای ذات" یا "توجه ذاتی" یا هر نام دیگر که میتوان به این موضوع داد در این متن و بحثهای آن به یک معنی گرفته میشود. این عبارات در مراتب بالاتر و دقیقتر میتواند تفاوتهای دقیق و مهمی با یکدیگر داشته باشد، اما در ابتدای شروع جدی این مرحله و در منزلگاهی که اکنون در آن هستیم -و در این متن در مورد آن صحبت میشود- تفاوتی با یکدیگر ندارد.
۲. توجه به نفس یعنی کنار گذاشتن تمام لایههایی که خود انسانی را فرا گرفته و در این امر تفاوتی بین هیج امر مثبت و منفی وجود ندارد. آنچه که در اینجا رخ میدهد بازگشت به مبدا انسانی است و هر لایهای میتواند مانع و پردهای بر این خویشتن باشد و برای اینکه توجه انسان به خوبی به "خویشتن" بازگردد باید تمام این لایهها از توجه او بیرون رود.
۳. "خویشتن انسانی" یا "خود" یا "من" یا هر عبارت دیگر که به جای آن گفته شود در اینجا به یک معنی است و مفهوم آن "مبدا و منشا تمام فعل و انفعالات وحالات و ملکات و افعال وزندگی روزمره و فراتر از آن" است. یعنی "من" و خویشتنی که همه این افعال و اعمال و غیر آن از او صادر میشود. هر حرکت و فعل و عملی که در زندگی انسان وجود دارد از "خود" او صادر میشود و غیر از این مبدا انسانی چیزی برای زندگی و عمل و اقدام و آگاهی و هر بروز و ظهور دیگر انسانی موجود نیست. همه اینها از انسان و خود اوست و این مفهوم از "خود" چندان بدیهی و روشن و واضح است که کسی در تصور و تصدیق آن نمیتواند تردید کند.
۴. "بازگشت انسان" چیزی غیر از معطوف شدن "توجه" نیست. در حالت طبیعی اکثر توجه انسان به افعال و اعمال و همه چیزهایی است که از او صادر شده. اگر ما نگاهی به افکار و توجهات خود در طول روز و یا در خلوت و تنهایی کنیم، خواهیم دید که پیوسته فکر و توجه ما را اعمال و رفتار و خصلتها و تمایلات و اهداف و چیزهایی از این قبیل فراگرفته است. آیا میتوان لحظهای توجه و تفکر خود را از غرق شدن در این دنیای زندگی نجات داد؟ آیا میتوان برای لحظهای فکر را متوقف نموده و توجه را از دویدن به دنبال این سلسله تمام نشدنی حوادث و افراد و افکار بیرون کشید؟ جواب مثبت است و این همان لحظه شروع توجه به نفس و بازگشت به خویشتن است.
۵. در این لحظه که توجه و تفکر متوقف میشود، چه چیزی جای آن را میگیرد و چرا آن را "بازگشت به خویشتن" میدانیم؟
۶. به صورت طبیعی بعد از کنده شدن توجه از یک امر، توجه و تفکر و ذهن انسان خالی نمیماند و بلافاصله چیز دیگری جایگزین آن میشود. اما اگر این پروسه توقف خیال و فکر و توجه ادامه پیدا کند؛ اگرچه سلسله جایگزینی خیالات و توجهات -در یک سیر عادی- به انتها نمیرسد، اما پیوسته "مبدا انسان و خویشتن" پررنگتر و قویتر میشود. در ابتدای شروع این فرایند تمام توجه انسان معطوف همین لایههایی است که او را فراگرفته و شاید هیچ بخش از توجه -حتی اندک- هم به خود معطوف نیست. اما هرچه که ادامه پیدا کند بخش بیشتری از توجه از بردگی جهان بیرونی و لایههای درونی آزاد شده و همه بخش آزاد شده صرف توجه به خود میشود. این فرایند هرمقدار که بیشتر پیش برود توجه انسان به خود بیشتر شده و کاملتر میگردد، اگرچه در یک سیر عادی هرگز به انتها نمیرسد.
۷. تنها در یک سیر قدرتمند سلوکی است که فرد میتواند به مرتبهای رسیده که همه لایهها را کنار زده و به حقیقتی از خویشتن برسد که فراتر از تمام خصائص و کمالات بلکه فراتر از سامانها و بنیانهایی است که در این زندگی او را فرا گرفته است. (رجوع کنید به نشستهای ۴۲ تا ۴۴ حکمت نامتناهی)
اما گذشت - بند ۶- که این سیر به هر اندازه که پیش برود به توجه بیشتری نسبت به خویشتن دسترسی پیدا کرده و هرچه که این توجه عمیقتر شود، احیای خویشتن انسانی و رهایی او از "بندها و لایههایی که او را فرا گرفته و باعث فراموشی خویشتن و از خودبیگانگی میگردد"، بیشتر و بیشتر میگردد.
۸. بسیاری از مکاتب انسانی در گذشته و حال به اهمیت و ضرورت توجه به نفس توجه نموده و آن را محور بسیاری از تعالیم و معارف خود قرار میدهند. اما اکثر آنها نگاهی محدود به روند بازگشت به خویشتن داشته و سیر بیانتهایی برای آن در نظر ندارند. بازگشت به خویشتن در مکاتب سطحیتر به احیای خویشتن اجتماعی و بروز موفقیتهایی در زندگی انسانی منتهی شده و این نهایت هدف آن است. در مکاتبی که تا حدی عمیقتر است به انسانی مقتدرتر با آثار خوب اجتماعی و شخصیتی که در عین حال اخلاقیتر است ختم میشود. مکاتبی که عمیقتر از این بوده و به نوعی از سیر و سلوک میپردازد، به خود و خویشتن انسان به معنی "خود در مقابل غیر" توجه کرده و آن را هدف میگیرند. بعضی از این مکاتب به نوعی انزوا و ریاضتهای مفرط پرداخته و بعضی دیگر سعی در جمع بین یک زندگی اخلاقی و سلوک فردی مینماید. اما همه این موارد با نوعی بازگشت و توجه ناقص و تمامشدنی به خویشتن همراه است. درحالی که سیر توجه به نفس سیری بیانتهاست که در آن هیچ اثر و ثمری غیر از خود انسان و هویت نامتناهی او نباید مورد هدفگیری قرار گیرد. علاوه بر آنکه نباید به جای "خویشتن جامع" مفهوم دیگری از خود را جایگزین نمود. در واقع مکتبی که به احیای "خود در مقابل غیر" میپردازد حتی اگر این سیر بیانتها باشد باز هم این نوعی"ازخودبیگانگی" است ؛ چرا که "خویشتن جامع" مورد غفلت قرار گرفته است.
۹. توجه به نفس و بازگشت به خویشتن اگرچه در ظاهر عملی است که با ذهن انجام میشود اما به سرعت زندگی و شخصیت و هویت انسان درگیر آن شده و تمام ارکان زندگی با آن درگیر میشود. اگر این سیر ادامه پیدا نموده به تدریج تبدیل به عملی وجودی شده و عملی که در ابتدا تنها ذهنی بوده اکنون به تفکر وجودی تبدیل میشود و در مراحل بالاتر بدون اینکه انسان با وجود و زندگی و هستی خود این سیر را ادامه بدهد راهی دیگر برای ادامه سیر وجود ندارد.
۱۰. اگرچه بازگشت انسان باید به "خویشتن جامع" صورت بگیرد اما در ابتدای امر نه تنها این کار مقدور نیست، بلکه برای موفقیت در ابتدا مجبور است خویشتن در مقابل غیر را هدف گرفته و حتی با نوعی از انزوای محدود و انواعی از بیتوتهها راه را برای سیر خود باز کند. در زندگی امروزه که دور قمری و روزمره انسان در نهایت شلوغی و تشتت قرار دارد بدون مراحلی از کنارهگیری از مشغولیتهای غیرضروری امکان این امر وجود ندارد.
۱۱. سیر توجه به نفس ممکن است در ابتدا برای انسان سخت و عذابآور باشد چرا که فرد عادت به مشغولیتهای مثبت و منفی بیرونی دارد و تاکنون تمام ارزیابیهای مادی و معنوی خود را بر اساس آثار بیرونی و لایههای درونی انجام داده و چیزی غیر از اینها را به رسمیت نمیشناسد. در حالی که اکنون باید تمام آنها را یکباره کنار گذاشته و عینیتی از خود را ملاک گیرد که هیچ اثر و ثمری -از آن نوع که تا کنون مهم میدانسته- ندارد. مهمترین سوال و تردیدی که در این برهه زمانی برای فرد مطرح میشود این است که
"از پس این از دست دادنها و ترککردنها چه چیزی قرار است جایگزین و دستاورد انسان باشد؟" و "آیا این سیر بیانتها به کجا میرسد؟" و "این همه ترک و نفی و انکار در نهایت به اثبات و وصول و محتوایی اثباتی میرسد؟"
۱۲. توجه به نفس انسان را به خیلی از موفقیتها و نتایج میرساند اما چند امر در آن وجود دارد که کار را مشکل میکند. بعضی از این موارد چنین است:
اول نتایج از نوعی که انسان به آن خو کرده نیست و نباید انتظار نتیجهای همچون نتایج قبل از توجه به نفس را داشته باشد. چرا نتایج قبلی تماما بیرونی و یا با درجه اندکی از خویشتن انسانی بوده و این نتایج کاملا معکوس آن است.
دوم تا وقتی که فرد از آن آثار و آمار و ثمرات و محتواهای قبلی دل نکند، نمیتواند به نتایج جدید برسد. اکثر مشکل انسان در مراحل ابتدایی امر چنین است که پیوسته فرد آثار و عینیتها و اموری را می جوید که به آن عادت داشته و ارزیابی و تحلیل خود را بر آن اساس انجام میداده و این باعث گرفتاری فرد در مسیر و ضعف فرد در تخلیه و ترک لایههای خویشتن میگردد و این ضعف چنان شدید است که چه بسا سیر فرد را دچار شکست نماید.
سوم اما در بازگشت بیانتهای خویشتن مساله دیگری وجود دارد که از همه اینها سختتر است. هر نتیجه و ثمری برای انسان خود لایه و مانعی است که برای ادامه سیر و بیانتها بودن آن باید این نتیجه و ثمره را ترک کند، حتی اگر این نتیجه بهترین حالات عرفانی و قویترین آثار روحی و شاخصترین جلوههای انسانی باشد. در واقع در سیر بیانتهای خویشتن هر برتری و فضیلتی اگرچه ارزشمنداست اما در مقابل ارزش بیانتهای "خود نامتناهی انسانی" کاملا مردود و مانع و سدی است که تنها با ترک آن باید به سوی این افق نامتناهی پیش رفت.
۱۳. منظور از ترک هر "فضیلت و کرامت و برتری انسانی" این نیست که ضد آن را داشته باشیم. بلکه منظور ترک توجه و توقف در آن است. بالاترین فضایل انسان به محض آنکه مورد توجه انسان قرار بگیرد و این توجه در حدی باشد که مانع آزادی انسانی و احیای خویشتن انسانی شود؛ خود تبدیل به بنبستی در مقابل سیر بیانتهای بازگشت به خویشتن میگردد. کسی که التزام به سیر خویشتن دارد باید در مواجهه با هر کرامت و فضیلتی که در این سیر برای او حاصل شده در عین شکر و شادی از این پیروزی؛ آن را از محدوده توجه خود به اندازهای کاهش دهد که امکان آزادشدن توجه و معطوف شدن مجددد آن به خویشتن فراهم گردد.
۱۴. اقدام عملی بازگشت به خویشتن باید از زمان اندک آغاز شده و کاملا جدای از زندگی روزمره باشد. این محدوده اندک در صورتی که به درستی اقدام شود به تدریج آثار و ثمرات بسیاری داشته و نتایج مهمی خواهد داشت. اگرچه این آثار بسیار ابتدایی بوده و نه تنها نباید به آن توجه کرد بلکه ممکن است به سرعت محو شده و حتی آثار منفی و مشکلاتی برای فرد پدید آورد.
برای اقدام مواردی باید مورد توجه قرار داد از جمله:
۱۵. اول اینکه فرد بداند در چه حد و اندازه قصد دارد که توجه به نفس را ادامه بدهد. در بند ۸ توضیح داده شد که برد و عمق توجه به نفس در مکاتب گوناگون با هم تفاوت بسیار دارد و هدف و برنامه در یکی با دیگری میتواند تفاوتهای بسیار داشته باشد و هرگز نمیتوان از این تفاوتها چشمپوشی نمود.
دوم بهتر است بعضی از تمرینهای حلقه نگارش که تعلیم شیوه توجه به نفس میدهد را مورد توجه قرار داده و از این طریق درک درستتری از تمرکز در این امر را پیدا کرد. مخصوصا افرادی که هدفهای عمیقتری را در نظر دارند بدون این تعلیم ممکن است دچار اشتباه و حتی انحراف گردند.
سوم مشورت و رجوع به متخصص در این امر اکثرا ضروری است. رجوع به متخصص باید متناسب با هدف و نوع توجه به نفسی باشد که انسان قصد میکند.
چهارم در جلسه دوازدهم رساله ۴ برنامه اجرایی روشنی در مورد خلوت ذکر شده که حتما باید در اقدام مورد توجه قرار گیرد.
۱۶. در بند ۹ توضیح داده شد که بازگشت به خویشتن اگر به درستی صورت گیرد آثار و ثمرات جدی در زندگی انسانی دارد. اکثر افراد تنها به بخشی از این آثار علاقه داشته و مابقی آنها را کنترل نموده یا کنار میگذارند. یکی از مسائل مهم توجه به نفس این است که چه وسعتی از زندگی قرار است تحت تاثیر قرار گرفته و تغییر یابد. برای کسی که به " توجه به نفس" به عنوان "طریقه جامع سلوک انسانی" نگاه میکند نه تنها هیچ پهنهای از زندگی خارج از دسترسی نیست بلکه تاثرات، جدی و محکم و عمیق است. انسان با بازگشت به خویشتن جامع، به قدرت و توانایی و دانایی دست مییابد که زندگی، حرکت، ارتباطات و دیگر امور او را به صورت زیربنائی و بنیادین متحول میکند.
چگونگی این تحولات و سیر آن بحثهای مفصلی میطلبد که در جای دیگر باید به آن پرداخت.
🎞تمرین جلسه ۲۲
•آیا در آستانه یک اقدام عملی قوی و محکم هستید؟
•آیا سوالات و تردیدهای جدی مزاحم شما هستند؟
فایل ها :
رسالهٔ عملیّه (۶)
رساله عملیه ۶ در زمانی شروع میشود که از یک سو ما از تجربه رمضان و فضای استثنائی آن بیرون آمدهایم و برای آینده خود امیدها و آرزوها داریم و از سوی دیگر در آستانه اربعین کلیمی هستیم. همه اینها به معنی این است که مقتضی ورود به این دوره از رساله آمادگی و تعهد و عمل بیشتر و بهتر و کاملتر است. از طرف دیگر رساله عملیه ۶ پس از تجربه پنج رساله عملیه میباشد که حدود هشت سال به طول کشیده است. آنچه در این رساله مطرح میشود تا حد زیادی ناظر و مشرف به مطالب دورههای قبلی رساله است و تجربیاتی که دوستان داشتهاند و محتوایی که در آنجا بیان شده و سعی بر این است که از تکرار مطالب خودداری شود. بنابراین از یکسو باید دوستان برای یک عمل درست و کامل آماده و متعهد بوده و از سوی دیگر رجوع به مطالب قبلی داشته باشند. نحوه تعهد عملی دوستان به تدریج در هر بحث و جلسه روشن شده و ارجاع به مطالب قبلی هم در هر جلسه بیان میگردد. نحوه ارائه مطالب و محتوای جلسات تغییراتی خواهد کرد از جمله اینکه بخش مهمی از مطلب تنها به صورت کتبی ارائه شده و از سوی دیگر بیش از گذشته مبتنی بر کار دوستان و بازخوردی است که از سوی آنان ارسال میگردد. همچنین فعالیت و تمرینهای بیشتری برای دوستان در جلسات مقرر خواهد شد. به امید استفاده بیشتر از وقت و عمر و تعامل جمعی کاملتر و حضور پررنگتر.