۱. جلسه این هفته مصادف است با سالگرد رحلت علامه طباطبایی. حکیمی که در ابعاد مختلف نظری و عملی دارای مرتبه و صاحب سبک و مکتب خاص خود بود و از نسل پیران فرزانهای محسوب میگشت که در دنیای امروز به سختی میتوان بقایای نسلهای آنان را پیدا نمود.
۲. علامه در ابعاد مختلف دارای اثرات و ثمراتی است که هرکس میتواند جنبهای از او را برای خود عَلَم نموده و مبدا و محور شناخت خود از شخصیت این پیر فرزانه قرار دهد: تفسیر قرآن، فلسفه و حکمت، روایت، فقه و اصول، معماری و مهندسی، شخصیت فردی، زندگی رمانتیک خانوادگی، سیاست و اجتماع، شعر و ادب، معارف دینی، تعلیم و تربیت، تدریس و آموزش، ارتباط با دنیای جدید و متفکرانی از شرق و غرب، علاقه و اشتیاق ویژه برای شناخت این مکاتب و خیلی از امور شناختهشده یا ناشناخته که در زندگی، شخصیت و سلوک او وجود داشته است.
اما زیربناییترین و اساسیترین بعد و جلوه هویت و شخصیت او کدام است؟
۳. شاید بهتر از همه، خود اوست که میتواند پاسخ این سوال را بدهد. علامه به صورتهای گوناگونی به این سوال پاسخ داده و سلوک انسانی و خودسازی بنیادین و احیای انسانی را اساسیترین رمز موفقیت در تمام اینها دانسته و گاه چنان در این امر اصرار داشته که گویی همه ابعاد زندگی نظری و عملی او همچون جلوههای این سیر بنیادین بوده است. از جمله اینها حلقههای پنهان سلوک که با اصحاب خاصی برقرار نموده و بدون اطلاع دیگران به مذاکره و گفتگو در این امر پرداخته است.
۴. محور و بنیاد روش سلوک علامه طباطبایی و مکتب مهندسی انسانی او که از اساتید خاص خود فرا گرفته، بر اساس "معرفت نفس" استوار است. همه معارف این روش بر اساس آموزه دینی " مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ" قرار دارد که: "هرکه خود را شناخت، خدای خود را شناخته است". این مکتب سلوکی و حکمت عملی برای رسیدن به این شناخت مقدمات و برنامههای گوناگونی را مهیا میکند که اساسیترین آن "توجه به نفس" است.
۵. اینکه چرا و چگونه:
•"توجه به نفس" باعث رسیدن انسان به این مرحله میشود؟
•چه مقدماتی نیاز دارد؟
•آسیبهای آن چیست؟
•چگونه این روش باعث تمرکز انسان میشود؟
•چرا تمرکز مهمترین مساله انسان است؟
•چرا وقتی که تمرکز حاصل شود وصول به این مرحله ممکن است؟
و نیز بسیاری از سوالات و بحثها و مقدمات و نتایج وجود دارد که به اینجا مربوط نیست.
۶. در جلسه ۲۲ رساله عملیه ۶ (توجه به نفس) در مورد مفهوم توجه به نفس و مختصات نظری آن توضیحاتی داده شده و در آنجا بیان شده که توجه به نفس" یا "بازگشت به خویشتن" یا "احیای خویشتن انسانی" یا "احیای ذات" یا "توجه ذاتی" یا "معرفت نفس" در مطلب جلسه ۲۲ به یک معنی استعمال میشود. اما در اینجا توجه به نفس به یک معنی خاص مورد استفاده قرار میگیرد که تا حدی متفاوت از معنی کلی است. این معنی، روش و تکنیکی است که در مرحلهای خاص به کار گرفته میشود و به انسان کمک میکند که بر تشتتهای خود غلبه پیدا کرده و بتواند به تمرکز ارزشمندی برسد.
۷. علامه در رساله «الولایة» اشارهای کوتاه به این مساله دارد و بعد از ذکر مقدمات و مطالبی اضافه میکند:
«... شنیدم از بعضی از اساتیدم سوال شد که چرا طریقه "معرفت نفس" در شرع (متون دینی) تبیین نشده است در حالی که نزدیکترین راه به سوی خداوند است؟ و استادم -که عمرش دراز باد!_ جواب داد که کدام کلام شرع چنین معنی را طلب نمیکند و این طریقه را شرح نمی دهد؟!... و چیزی که باید دانسته شود اینکه این طریق از فعل و ترک ترکیب شده است... و اگر میخواهی که درستی آنچه ذکر شد را بیازمایی، از این راه امتحان کن: مکان خلوتی را برای خود اختیار کن که هیچ گرفتاری و مشغولیت زائدی وجود نداشته باشد، از نور و صدا و وسائل زندگی و غیر آن. آنگاه به صورتی در آنجا بنشین که هیچ کار دیگری را مشغول نباشی و چشمانت هم گرد چیزی نگردد. سپس به یک صورت خیالی توجه کن به این که با چشم خیال به یک صورت مثلا "الف" متوجه باشی و هر صورت دیگری که در ذهنت آمد را ترک کن تا ذهنت به الف بازگردد، در ابتدای امر صورتهای خیالی فراوانی به ذهنت هجوم میآورد که همگی پراکنده و تاریک است و از یگدیگر قابل شناسایی نیست. این افکاری است که ناشی از کارهای روز و شب و اهداف و خواستههای توست، تا جایی که به ذهنت میآید که ساعتی بعد در فلان مکان هستی یا با چه کسی خواهی بود یا در حال این کار باید باشی. این در حالی است که تو با خیال خودت تنها به "الف" توجه میکنی و این تشویش و پراکندگی خیالی تا زمانی دیگر ادامه دارد. پس اگر این "برنامه تخلیه ذهنی" را چند روز ادامه بدهی، بعد از مدتی خواهی دید که هجوم ذهنیات و خواطر به تدریج شروع به کم شدن میکند و خیال تو نورانی میشود تا جایی که خواطری که در قلب و ذهنت گذر کرده را گویی با چشم میبینی، پس از آن هم به تدریج این خواطر کاهش مییابد تا جایی که همراه با صورت "الف" هیچ صورت دیگری باقی نمیماند. و از این طریق متوجه میشوی که مشغولیت انسان به مشغولیتهای دنیوی -زندگی روزمره- باعث شده که خودت را فراموش کنی و از ورای این زندگی ظاهری غافل باشی... حال اگر بروی به سوی مشاهده خودت -توجه به نفس- با طرقی شبیه آنچه ذکر شد، چندین برابر این خواطر -ذهنیات- مزاحم را خواهی دید که از خواستههای افسار گسیخته و اهداف دنیوی برمیخیزد...».
۸. اکنون بحث را روی "توجه به نفس به معنی خاص" متمرکز میکنیم. در مورد توجه به نفس بحثها و جلسات گوناگونی داشتهایم اما هنوز مطالب ناگفته زیادی وجود دارد که باید به آن پرداخت. از جمله این سوال که چگونه توجه به نفس را انجام بدهیم و چه نکاتی رعایت کنیم که نتیجه مطلوب حاصل شود؟ و چه رموز و دستوراتی برای آن وجود دارد؟
۹. "توجه به نفس" مسیری است برای کنده شدن از دنیایی که در آن غرق شدهایم و احیای خویشتن انسانی. نتیجه توجه به نفس این است که انسان از این جهان توهمی که برای خودساخته و "خودش" اولین و آخرین قربانی آن است رها میشود.
۱۰. بدون "رهایی" توجه به نفس ارزشی ندارد. توجه به نفس به خودیخود یک هدف نیست، بلکه راهی است برای رهایی انسان و آزاد شدن حقیقت او و احیای ذات انسانی. ذاتی که فراتر از این انسان ظاهری و تمام توهمات اوست. ذاتی که فراتر از هر تصور و تفکر اوست و در هیچ قالب و کلیشه و تحلیلی نمیگنجد.
۱۱. در جلسه ۲۲ رساله ۶ توضیح داده شد که توجه به نفس "چیزی غیر از معطوف شدن "توجه" نیست. در حالت طبیعی اکثر توجه انسان به افعال و اعمال و همه چیزهایی است که از او صادر شده. اگر ما نگاهی به افکار و توجهات خود در طول روز و یا در خلوت و تنهایی کنیم، خواهیم دید که پیوسته فکر و توجه ما را، اعمال و رفتار و خصلتها و تمایلات و اهداف و چیزهایی از این قبیل فراگرفته است. آیا میتوان لحظهای توجه و تفکر خود را از غرق شدن در این دنیای زندگی نجات داد؟ آیا میتوان برای لحظهای فکر را متوقف نموده و توجه را از دویدن به دنبال این سلسله تمامنشدنیِ حوادث و افراد و افکار، بیرون کشید؟ جواب مثبت است و این همان لحظه شروعِ توجه به نفس و بازگشت به خویشتن است.
۱۲. بنا بر آنچه گذشت ما باید از طریق توجه به نفس بتوانیم از انواع تشتتها نجات پیدا کرده و با تمرکزی که روی خود انجام میدهیم از زندگی عادی خود فاصله گرفته و ذات انسانی خود را احیا کنیم. در نشست ۲۷ رساله ۶ توضیح داده شده که چه مقدمات و مراحلی باید برای انجام این راه طی کرده باشیم و بدون این مقدمات امکان استفاده از این روش وجود ندارد و تنها در حد یک تمرین موقت برای ما نتایج کوتاهمدتی در پی خواهد داشت. به عنوان مثال اگر ما گرفتار انواع حب و بغضها و یا وابستگیها یا نگاههای غلط به جهان باشیم و یا تصور درستی از خود جامع نداشته باشیم و یا تصور متناهی و محدودی از انسان داشته و فراتر از آن را منکر باشیم، اجرای توجه به نفس نمیتواند باعث رهایی و آزاد شدن انسان شده و آنچه که در عمق روح و قلب انسان وجود دارد دستنخورده باقی مانده و در لحظات حساس و هنگام برافروختگی احساسات یا در فضاهای محدود و خودمانی آثار و نتایج خود را آشکار میکند.
۱۳. تفاوت بین "خود جامع" و "خود در مقابل غیر" که در جلسه ۲۷ بر آن تاکید شده است به این معنی است که توجه به نفس در واقع "امری عدمی" است و به معنی ترک هر توجه به هر موضوعی در عالم وجودی است. همانطور که در جلسه ۲۲ توضیح داده شد هر ترک و تخلیه فکری و ذهنی بلافاصله با یک ذهنیت و فکر دیگر اشغال میشود و انسان باید عملیات ترک را همچنان ادامه داده تا به تدریج قدرت ترک و رهایی او کامل شده و بتواند تخلیه کاملتر و محکمتری انجام دهد.
۱۴. یکی از سختترین مشکلات توجه به نفس این است که انسان با انجام آن پیوسته به دنبال نتیجه و حاصل و ثمرهای است و "ترک همه چیز" در عین آنکه ظاهرا در فرد به خوبی انجام میشود، اما در واقع و در عمق قلبش به دنبال چیزی دیگری است که باید برتر و کاملتر باشد. در واقع نفی و ترک و انکار انجام میشود اما آغشته با خواستهای است که در عمق وجود او جریان دارد و ناشی از رسوباتی است که زندگی برای او به ارث گذاشته و نمی تواند یا نمیخواهد که آن را کنار بگذارد.
۱۵. در بسیاری از موارد توجه به "خود در مقابل غیر" میتواند راه و واسطهای برای گذر از تشتتهای بیرونی و ورود کاملتر به دنیای خویشتن باشد. همانطور که در فایل "کمکردن درجه خلوت" گفته شد برای تمرکز میتوان از یک واسطه بیرونی استفاده نمود و با تمرکز توجه بر آن زمینه گذر از تشتتها را فراهم نمود. در کلام علامه طباطبایی که در بالا ذکر شده مثال خوبی از این مورد ذکر شده است. باید توجه داشت که همه این موارد به عنوان مرحلهای گذرا و برای حصول تمرکز بوده و به خودی خود ارزشی ندارد.
۱۶. در توضیح توجه به نفس و در مقدمات و مختصات و مراتب آن در جلسات و دورههای قبلی رساله عملیه گفتگوها و مطالب بسیار گفته شده، اما هیچ چیز به اندازه آمادگی محتوایی و درونی نمیتواند در موفقیت توجه به نفس موثر باشد. انسانی که قصد رها شدن از زندگی روزمره و دنیای عادی خود داشته و میخواهد خویشتن قدرتمندی داشته که امور روحی و وجودی را بر اساس آن بنیان گذارد، باید آماده رها شدن از این زندگی باشد.
☼ چگونه ممکن است که فرد در عین سکونت در این جهان و وابسته بودن به آن و راضی بودن به این سکونت بتواند از آن پرواز کند؟
☼ یا چگونه ممکن است کسی به این پرواز دست یابد که نگاهی نادرست به جهان و انسان داشته و امکان رها شدن از آن را قبول ندارد؟
☼ یا انسانی که حاضر نیست حب و بغضها را رها کرده و آن را درمان زیربنایی نماید آیا راهی برای این امور خواهد داشت؟
۱۷. توجه به نفس مانند مهاجرت از این جهان به جهان دیگر است. جهان انسانی با تمام خوبیها و بدیها با تمام فضیلتها و رذیلتها باید کنار گذاشته شده و فرد در لحظه توجه به نفس دنیای دیگری را استشمام کند. لحظه توجه به نفس -اگر به درستی انجام شود- لحظهای است که فرد توجه خود را از این جهان با میل و رغبت و اراده و همت قطع میکند. منظور از قطع توجه از این جهان هر چیزی است که به آن میتوان توجه نمود و ذهن خود را معطوف به آن نمود و تفاوتی بین امور مادی و معنوی و بالا و پایین و درست و غلط نیست.
۱۸. هر چیزی که مانع ترک این جهان -به صورت کامل و بنیادی- شود باعث بینتیجه بودن توجه به نفس است. از نبودن وقت زنده و منظم و مستمر تا تعلقات و حب و بغض و مشغولیتهای ظاهری و باطنی و توجیهات نظری و عملی برای دورخوردن در این جهان همه و همه نتیجه واحدی دارد. حتی مشغولیتهای ارزشمند و مفید و مثمرثمری که نورانی و خیر و منبع نور برای دیگر است نیز میتواند مانع انسان شود.
۱۹. ثمرات موفقیت در توجه به نفس به قدری زیاد است که با هیچ چیز دیگر قابل قیاس نیست و در بند ۱۷ توضیح داده شده که در اثر توجه به نفس انسان وارد دنیای دیگری میشود که به صورت اساسی با این جهان متفاوت است. اما همانطور که در بند ۱۴ توضیح داده شد، همه اینها زمانی است که هر خواسته و تعلق و عینیت و هر چیز دیگر ترک شود و کافی است که انسان ورای این ترک به دنبال ثمره یا نتیجه یا جایگزینی باشد. در این صورت بازگشت به همین جهان نموده و توجه به نفس به عمق خود نمیرسد.
۲۰- در نهایت این انسان است که با اراده و تصمیم خود، مهاجرت به جهان دیگر را انجام میدهد و مهاجرت به جهان دیگر تنها از ترک واقعی و درست این جهان روی میدهد و این عملی اختیاری است و حتی بعد از توجه کامل به خویشتن و ترک تعلقات و آماده شدن تمام مقدمات بدون این عمل اختیاری نتیجهای حاصل نخواهد شد. نقطه نهایی با تصمیم درونی و تفکر وجودی و گذر درونی قاطع به نتيجه میرسد و انسان باید برای آن توقف کافی زندگی روزمره و وقت و نیروی کافی و تامل درونی مناسب را تدارک ببیند و غیر از این راهی نیست.
فایل ها :
رسالهٔ عملیّه (۶)
رساله عملیه ۶ در زمانی شروع میشود که از یک سو ما از تجربه رمضان و فضای استثنائی آن بیرون آمدهایم و برای آینده خود امیدها و آرزوها داریم و از سوی دیگر در آستانه اربعین کلیمی هستیم. همه اینها به معنی این است که مقتضی ورود به این دوره از رساله آمادگی و تعهد و عمل بیشتر و بهتر و کاملتر است. از طرف دیگر رساله عملیه ۶ پس از تجربه پنج رساله عملیه میباشد که حدود هشت سال به طول کشیده است. آنچه در این رساله مطرح میشود تا حد زیادی ناظر و مشرف به مطالب دورههای قبلی رساله است و تجربیاتی که دوستان داشتهاند و محتوایی که در آنجا بیان شده و سعی بر این است که از تکرار مطالب خودداری شود. بنابراین از یکسو باید دوستان برای یک عمل درست و کامل آماده و متعهد بوده و از سوی دیگر رجوع به مطالب قبلی داشته باشند. نحوه تعهد عملی دوستان به تدریج در هر بحث و جلسه روشن شده و ارجاع به مطالب قبلی هم در هر جلسه بیان میگردد. نحوه ارائه مطالب و محتوای جلسات تغییراتی خواهد کرد از جمله اینکه بخش مهمی از مطلب تنها به صورت کتبی ارائه شده و از سوی دیگر بیش از گذشته مبتنی بر کار دوستان و بازخوردی است که از سوی آنان ارسال میگردد. همچنین فعالیت و تمرینهای بیشتری برای دوستان در جلسات مقرر خواهد شد. به امید استفاده بیشتر از وقت و عمر و تعامل جمعی کاملتر و حضور پررنگتر.