۳. نوع اول آن موانع عامی که همیشه برای انسانها موجود است و وقتی که فرد قصد حرکت و اقدام میکند انواع این موانع پیش میآید و همین موانع است که مسیر انسان را طولانی کرده، حرکت انسان را کند میکند و کسانی که موفق به حرکتهای قوی و جهشهای شدید هستند، توانستهاند از این موانع گذر کنند.
موانعی از این نوع عمیق و پنهان است و به راحتی قابل شناسایی و قابل مداوا نیست و باید برای آن عمری را در حال حرکت طی کرد و قدم به قدم و مرحله به مرحله به حل آنها نزدیک شد.
۴. اما نوع دوم عبارت از موانع است که وضعیت متفاوتی دارد. این موانع را میتوان درک کرده و مداوا نمود و عموما زمانی به وجود میآید که فرد مقدمات بسیاری را طی کرده و زمینههای بسیار محکمی برای رسیدن به اهداف خود ایجاد نموده و به عبارت دیگر هدف نزدیک و در دسترس است. در این حالت موانع و مشکلاتی سرباز میکند که مانع چیدن میوه و ثمرهای میشود که در دسترس انسان است.
در این حالت فرد باید نیرو و توان خود را بر این موانع متمرکز کرده و با تمام قوا و با بسیج همه امکانات خود به سوی حل این مشکل برود.
۵. در چنین حالتی فرد باید بیش از هر زمان دیگر به ارکان حرکت انسانی چنگ بزند و از طریق آن بتواند مشکل خود را حل کند:
● با "خلوت و تمرکز" کافی محیط را برای شناسایی مشکل آماده میکند.
● با "نظم" فضای سازمانیافتهای ایجاد میکند تا بتواند نور دانایی را بر این فضای نیمهپنهان تابیده و آن را کاملا آشکار کند.
● با "استمرار" نمیگذارد که پروسه درمان نیمه تمام بماند و هر اندازه که طول بکشد بدون انقطاع کار را ادامه میدهد تا به نتیجه کافی برسد.
● با "کتابت" سعی میکند که فضای درونی که حالت سیال و غیرقابلدسترس دارد را به ثبات و تعین برساند تا بتواند به خوبی آن را مشاهده نموده و در مورد آن تصمیم بگیرد.
● با "رفاقت" از فضای فردی و آسیبهای شدید آن دور میماند و از این طریق میتواند به دستورات و راهنماییهایی دسترسی پیدا کند که درحالت فردی برای او مقدور نیست. بلکه از این طریق است که بسیاری از مشکلاتی که برای فرد حلنشدنی است را درک میکند و به سوی حل آن میرود.
۶. اگر ارکان حرکت انسانی به خوبی طی شود در اکثر موارد امکان ندارد موانع نوع دوم از دسترس انسان بیرون بماند. اکثر افراد در نقطهای از مسیر خود از تحمل ارکان حرکت انسان سر باز میزنند. عموما اینها نقاط عطف و گیجگاه حرکت انسان بوده و در این نقطه است که فرد حاضر به اجرای کامل و تمامعیار دستورات حرکتی نیست و به همین دلیل است که ارکان حرکت را نمیتواند رعایت کند چون تنها از طریق ارکان حرکت است که فرد میتواند "محاکمه" خود را به شکل کامل انجام دهد و بدون "محاکمه خویشتن" امکان دستیابی به حساسترین نقاط و مسائل آن وجود ندارد.
۷. موانع نوع دوم عموما برخاسته از حساسترین خصلتها و ملکات انسان است و بخش شکلیافتهای از شخصیت انسان بوده که فرد حاضر نیست به راحتی در مورد آن فکر کند و بشنود و بیان کند. در اکثر موارد فرد ترجیح میدهد که از آن گذر کرده و حتی فشار و رنج آن را با داد و فریاد و گلایه و شکایت و التماس تحمل کرده، اما حاضر نیست لحظهای آرام و ساکت به آن پرداخته دستورالعمل راحتی برای کنار گذاشتن یا درمان آن بشنود و خود را راحت کند. در واقع این خصلتها چنان برای انسان عادی و ضروری مینماید که یک لحظه در خلاف آن عمل کردن برای انسان سختتر از هر چیزی است و ترجیح میدهد که مدتها -گاهی تا سالها و گاهی تمام عمر- اسیر و گرفتار آن بوده و رنج و مشقت آن را تحمل نماید اما لحظهای به آن نگاه نکند و در مورد آن نشنود و کسی به او تذکر ندهد و جهان و انسانهای اطراف او از دین و شنیدن این حقیقت کور و کر باشند!
۸. اما برای انسانی که اراده و همت و توان بازگشت به این معایب و موانع را دارد راه چندان "سهل و آسان" و هدف "نزدیک" است که کسی که اهل این مسیر است در شگفت میماند که چرا دیگران اهل آن نیستند! مسیر در این حالت برای فرد به سهولت هموار است و چهار عنصر اصلی مسیر بر هم منطبق است یعنی "مشاهده و کشف"، "انتخاب"، "عمل و اقدام"، "وصول و به نتیجه رسیدن".
به عبارت دیگر وقتی فرد همت و اراده خود را هموار کرده و ظرفیت روحی و معرفتی خود را برای آن آماده می بیند، با نگاهی به خویشتن -بر اساس ارکان حرکت انسانی و نه بدون آن- این چهار مرحله را به سرعت طی میکند گوئی که هیچ فاصلهای بین آنها نیست و همه چیز دریک لحظه رخ داده است.
۹. موانع نوع دوم عامل گرفتاری و در جا زدن اکثریت قریب به اتفاق انسانهایی است که نیت و انگیزه حرکت دارند و نیرو و توان بسیار برای حرکت خود هزینه کرده و عشق و علاقه آن را دارند. همه این موارد نشان میدهد که انگیزه و توان و ارادهای که موانع نوع دوم را میتواند در نوردد، غیر از انگیزه و نیت ابتدایی حرکت است و بدون آن فرد نمیتواند از اواسط مسیر بیشتر پیش برود.
این مساله اکثریت قریب به اتفاق انسانهای اهل حرکت است و آن عده اندک که شاهد مقصود را در آغوش دارند توانستهاند از این گذرگاه عبور نمایند...
تا ما از کدام دسته باشیم:
از آن اقلیت قلیل یا از این اکثریت کثیر
برای موفقیت در زندگی انسانی و سیر و برنامه آن امور و مقدمات و شرایط بسیاری لازم است. این شرایط و ضروریات برای افراد و زمانها و فضاهای مختلف متفاوت است، اما در هر زمان و مکان میتوان کلیات مشترکی یافت که نقش کلیدی برای اغلب افراد آن فضا داشته باشد که ان را "ارکان سیر انسانی" یا به صورت خلاصه "ارکان سلوک" میتوان نامید. روشن است که سلوک در اینجا به معنی سیر انسان مسئول به معنی متعارف آن است و متفاوت از "سیر و سلوک" به معنی عرفانی و خاص آن است که مورد بحث ما نیست. همچنین روشن شد که این ارکان به صورت قالبی و برای زمان و فضای انسانی و اجتماعی خاص استخراج شده و فراگیر نیست بلکه به اندازه تعداد انسانها راه به سوی زندگی درست انسانی وجود دارد.
مباحث ارکان سلوک را میتوانید در رساله عملیه ۴ دنبال کنید.
ارکان سلوک:
• زمانی برای خلوت و سکوت و تمرکز
• نظم
• استمرار
• کتابت
• رفاقت
• موانع حرکت انسانی خود را برشمارید.
• آیا این موانع از نوع دوم است یا خیر؟
• از کجا میدانید که از کدام نوع است؟
فایل ها :
رسالهٔ عملیّه (۶)
رساله عملیه ۶ در زمانی شروع میشود که از یک سو ما از تجربه رمضان و فضای استثنائی آن بیرون آمدهایم و برای آینده خود امیدها و آرزوها داریم و از سوی دیگر در آستانه اربعین کلیمی هستیم. همه اینها به معنی این است که مقتضی ورود به این دوره از رساله آمادگی و تعهد و عمل بیشتر و بهتر و کاملتر است. از طرف دیگر رساله عملیه ۶ پس از تجربه پنج رساله عملیه میباشد که حدود هشت سال به طول کشیده است. آنچه در این رساله مطرح میشود تا حد زیادی ناظر و مشرف به مطالب دورههای قبلی رساله است و تجربیاتی که دوستان داشتهاند و محتوایی که در آنجا بیان شده و سعی بر این است که از تکرار مطالب خودداری شود. بنابراین از یکسو باید دوستان برای یک عمل درست و کامل آماده و متعهد بوده و از سوی دیگر رجوع به مطالب قبلی داشته باشند. نحوه تعهد عملی دوستان به تدریج در هر بحث و جلسه روشن شده و ارجاع به مطالب قبلی هم در هر جلسه بیان میگردد. نحوه ارائه مطالب و محتوای جلسات تغییراتی خواهد کرد از جمله اینکه بخش مهمی از مطلب تنها به صورت کتبی ارائه شده و از سوی دیگر بیش از گذشته مبتنی بر کار دوستان و بازخوردی است که از سوی آنان ارسال میگردد. همچنین فعالیت و تمرینهای بیشتری برای دوستان در جلسات مقرر خواهد شد. به امید استفاده بیشتر از وقت و عمر و تعامل جمعی کاملتر و حضور پررنگتر.