۱۰ رمضان ۱۴۴۷
-----------------------
فَلَمّا فَصَلَ طالوتُ بِالْجُنودِ قالَ إِنَّ اللهَ مُبتَليكُم بِنَهَرٍ فَمَن شَرِبَ مِنهُ فَلَيسَ مِنّی وَ مَن لَميَطعَمهُ فَإِنَّهُ مِنّی إِلّا مَنِ اغْتَرَفَ غُرفَةً بِيَدِهِ فَشَرِبوا مِنهُ إِلّا قَليلاً مِنهُم فَلَمّا جاوَزَهُ هُوَ وَ الَّذينَ آمَنوا مَعَهُ قالوا لا طاقَةَ لَنَا الْيَومَ بِجالوتَ وَ جُنودِهِ قالَ الَّذينَ يَظُنّونَ أَنَّهُم مُّلاقوا اللهِ كَم مِن فِئَةٍ قَليلَةٍ غَلَبَت فِئَةً كَثيرَةً بِإِذنِ اللهِ وَ اللهُ مَعَ الصّابِرينَ
--
خدای تعالی قادر است عدّهای بسيار قليل، و از نظر روحيه، مردمی ناهماهنگ را بر لشكری بسيار زياد ياری دهد. توضيح اين كه تمامی بنیاسرائيل از پيامبر خود درخواست فرماندهی كردند و همگی پيمان محكم بستند كه آن فرمانده را نافرمانی نكنند. و كثرت جمعيّت آنان آنقدر بود كه بعد از تخلّفِ جمعيّتِ بسياری از آنان از شركت در جنگ، تازه باقیماندهٔ آنان جنودی بودند و اين جنود هم در امتحان آب نهر كه داستاناش میآيد، اكثرشان رفوزه و مردود شدند و به جز اندكی از آنان در آن امتحان پيروز نشد و تازه آن عدّهٔ اندک هم هماهنگ نبودند، به خاطر اين كه بعضی از آنان يک شب آب خوردند و معلوم شد كه دچار نفاق هستند. پس در حقيقت آنچه باقی ماند، اندكی از اندک بود؛ «در عين حال، پيروزی نصيب آن اندک شد؛ چون ايمان داشتند و در برابر لشكرِ بسيار انبوهِ جالوت صبر كردند».
فقیر إلی الله محمّدحسین طباطبائی
المیزان | بقره: ۲۴۹
----------------------------
خدا را شکر که این روزها را به ما نشان داد. این جریانات غیر از نعمت، هیچ نیست و نعمت بودن آن، این است که آیات الهی را ببینیم و برای عمل (همان کاری که از قبل میبایست انجام میدادیم)، محکمتر آماده شویم.
هیچ باختی در کار نیست.
چه کاری هست که نتوانیم انجام دهیم؟!
تکلیف ما تغییری نکرده، بلکه سنگینتر شده،
و لطف و رحمت خدا هم بیشتر...
نعمت، همین است که انسان شخم میخورد؛
شخم خوردن یعنی همین حالتی که الان افراد دارند؛
این فشار
این غم و حزن
این بنبست ظاهری
این از دست دادن
این خشم و ترس
اصلا اینها را از بین نبرید!
بگذارید باشند و باشند...
این بهترین نعمت است،
آن را به حرکت تبدیل کنید
حتی نیازی نیست کاری کنید!
خودش به حرکت تبدیل میشود.
شما مانند نگهبان آتش آن را حراست کنید، این خشم و عصبانیت و این شخم خوردن را...
ارزش اینها هم در همین سختی است...
*ارزش اصلی، توسعه وجود انسانی است که با این شهادتها رخ می دهد؛ محتوا انسان و ذات اوست، بقیه ظاهر است و قالب.*
این حوادث باعث تعجیل در فرج میشود.
جهان حسابشده تر از نگاه ماست و صاحبانی فراتر از ترامپ و امثال او دارد. دست خداوند، این جهان را میگرداند.
اینکه چه رخ دهد برای ما نامعلوم است.
اما *چیزی که معلوم است، این است که همه چیز در جهت تکامل این جهان و کمال مومنین و بیشتر شدن ظرفیت عقلی بشر است.* البته که فساد و تباهی تا زمان ظهور بیشتر میشود اما همه اینها ظاهری دارد و باطنی؛ ظاهر آن دست انسانهاست، اما باطن آن به مدیریت حضرت صاحب(عج) است و همه به سوی قله فرج...
و ما نباید گرفتار ظاهر باشیم؛
سر مبارک سید الشهدا(ع) بالای نیزه شد، مگر جهان از دست خداوند و اهل بیت(ع) خارج شد؟ همان خنجر شمر هم، با اجازه حضرت اجازه تاثیر داشت.
*عالم اسرار آمیزتر از ظرفیت و درک ماست، اما اگر چشم باز کنیم بخشی از آن را میبینیم...*
مگر این مصیبت اول ماست؟
مگر تازه به این وادی رسیدیم؟
اینها را کسی میگوید که در بدترین حوادث این انقلاب تمام هستی خود را -بزرگان و نزدیکان و خانواده- در کمترین زمان از دست داد. الان به دلیل آثار و نتایجی که دیدم، هرگز حاضر نیستم آن مصیبتها و محرومیتها را با چیزی عوض کنم.
اینها تعارف و شعار نیست، اما درک آن برای کسی که بیرون است ممکن است سخت باشد.
شما هم نگران نباشید، به زودی درک میکنید...
--------------------------------
اللّٰهُمَّ إِنَّا نَشْكُو إِلَيْكَ
فَقْدَ نَبِيِّنا صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَآلِهِ،
وَ غَيْبَةَ وَ لِيِّنا،
وَ كَثْرَةَ عَدُوِّنا،
وَ قِلَّةَ عَدَدِنا،
وَ شِدَّةَ الْفِتَنِ بِنا،
وَ تَظاهُرَ الزَّمانِ عَلَيْنا...
فَصَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ،
وَ أَعِنَّا عَلىٰ ذٰلِكَ بِفَتْحٍ مِنْكَ تُعَجِّلُهُ،
وَ بِضُرٍّ تَكْشِفُهُ،
وَ نَصْرٍ تُعِزُّهُ،
وَ سُلْطانِ حَقٍّ تُظْهِرُهُ،
وَ رَحْمَةٍ مِنْكَ تُجَلِّلُناها،
وَ عافِيَةٍ مِنْكَ تُلْبِسُناها....
بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.
فایل ها :
محاکمات (رمضان ۱۴۴۷)
دوش از مسجد سویِ میخانه آمد پیرِ ما، چیست یارانِ طریقت بعد از این تدبیرِ ما؟؛ ما مریدان رویْ سویِ قبله چون آریم؟ چون، روی سویِ خانهٔ خَمّار دارد پیرِ ما؛ در خراباتِ طریقتْ ما به هم منزل شویم، کاینچنین رفته است در عهدِ ازل تقدیرِ ما؛ عقل اگر داند که دل در بندِ زلفش چون خوش است، عاقلان دیوانه گردند از پیِ زنجیرِ ما؛ رویِ خوبت آیتی از لطف بر ما کشف کرد، زان زمان جز لطف و خوبی نیست در تفسیرِ ما؛ با دلِ سنگینت آیا هیچ درگیرد شبی، آهِ آتشناک و سوزِ سینهٔ شبگیرِ ما؟؛ تیرِ آهِ ما ز گردون بگذرد حافظ خموش، رحم کن بر جانِ خود پرهیز کن از تیرِ ما. ۱. مکتب کاوشهای وجودی تعالیم و دستورات فراوانی دارد که همه آنها بر محور انسان و نامتناهیبودن او و اصالت و کرامت و اقتدار بیانتهای اوست. این مکتب که از تبار مکتب نظری و عملی علامه طباطبایی است، سعی بر تدوین زندگی و حرکت انسانی و دنیای مادی و معنوی، حول محور انسان نموده و نیز تلاش آن بر تدوین دیانت و تقدسی است که در آن «امر قدسی از رگ گردن به انسان نزدیک تر است» و «بین انسان و خودش قرار میگیرد». ۲. اما همه این تعالیم و معارف و باورها -حتی اگر به اقدام و عمل منتهی شود- زمانی به نتیجه میرسد که وارد گذرگاه «محاکمات» شود. منظور از «محاکمه» معنای امروزی آن نیست. منظور معنی سنتی و تاریخی آن است و به معنی «مواجهه و مقابله انسان» با «خود رایج و زندگی روزمره و فعلی» آن و تمام «افکار و باورها» و «همه شخصیت خود» است، برای رسیدن به «ذات و حقیقت خویشتن». نگاه این مکتب به انسان، او را حقیقتی پاک و پاکیزه و منزه میداند که هرگز آلودگیهای ظاهری -حتی اگر به شقاوت انسان منجر شده باشد- باعث کدورت و از بین رفتن این ذات برتر نشده و همیشه و هر زمانی آماده بازگشت به برتری ذاتی خود است. در نگاه این مکتب، سلوک و اخلاق و عرفان و هر سیر روحی و معنوی و علمی به معنی رسیدن انسان به قله و مقامی نیست که قبلا دارای آن نبوده؛ بلکه به معنی زدودن موانع و لایههای شخصیت مجازی و «آشکار شدن حقیقت انسانی» و «درک و فهم ذاتی» است که همیشه پاک و دستنخورده باقی مانده است. ۳. محاکمه در اینجا یعنی رویارویی مستقیم با خویشتن در خلال حوادث و مسائل و گردونههای زندگی و در شرایطی که انسان تمام تلاش خود را بر حرکت انسانی نهاده است. رویارویی مستقیمی که پیوسته انسان از احوال خویشتن و مشاهده و بررسی آن غافل نشده و آن را ابزاری برای کشف و درک زوایای پنهان عملی و نظری کرده و به راه فتح قلههای خویشتن قدم میگذارد و از طریق این محاکمه میتواند به جایی برسد که بدون آن ممکن نیست. ۴. رمضان زمانی است که عناصر لازم برای یک دوره محاکمهٔ مقتدرانه فراهم است: توجّه و تمرکز انسان بر روی خویشتن، آمادگی برای اقدام، توجّه به متون قدسی که زمینهٔ کافی و بااهمیتی برای مشاهده و محاکمهٔ خویشتن فراهم میکند و جمعهایی از یاران مصمّم که حلقههای عمل و نظر است و بهترین تسهیلگری را برای این مقصود دارا میباشد. ۵. هر روز صبح برنامهٔ قرآنی بعد از نماز صبح چون سالهای قبل برقرار خواهد بود. بعد از استماع قرآن تجربیات ابتدا به صورت کتبی است. اما بر خلاف سالهای گذشته پس از آن گفتوگو به صورت شفاهی ادامه خواهد داشت. شبها نیز برنامهٔ متون حدیثی برقرار است. ۶. شیوهٔ مواجهه با قرآن -که برای محاکمه مؤثر باشد- در سه جلسهٔ اخیر رسالهٔ عملیه و نیز در جلسهٔ ۳۰ رسالهٔ شش (در برابر قرآن) بیان شده است. لازم است که دوستان با دقت و وسواس آن را مطالعه نمایند. جلسهٔ متون حدیثی هم مانند جلسه «خانهٔ پدری» خواهد بود. ۷. آیا زمان آن رسیده که دوستانی که در این سالها در برنامههای نظری و عملی «مکتب کاوشهای وجودی» به تعلیم و تعلّم مکتب علامه طباطبائی پرداختند، در یک حلقهٔ نظری - عملی به بررسی، برنامهریزی و مدیریّت تمام کارهای گروهی و فردی خود پرداخته و با تشکیل «حلقهٔ محاکمات» بتوانند برای سال آینده تمام کارهای مختلف را در باشگاه اندیشه در این قالب آورند؟ این سؤالی است که نیازمند تشکیل چند جلسه در رمضان است که آقای محمّدجواد قدّوسی عهدهدار آن شده و در زمان لازم اعلام مینمایند. ۸. به دلیل مشکلات خاصّ این زمان جلسات در رمضان در گوگلمیت برگزار شده و گروه محاکمات برای بحث و تبادل نظر در امور مربوط به این جلسات و مسائل مربوطه خواهد بود. لطفاً هیچ صحبت مازادی را در آنجا نگذارید. سؤالات و ابهامات و نیازها را در گروه ابهام بگذارید و چیزی غیر آن را مطرح نکنید. مطالبی که باید به سمع و نظر دوستان برسد، در کانال «محاکمات» منتشر میگردد.