جستجو
ورود کاربران
خانه
درباره ما
تماس با ما
خانه
|
درباره ما
|
تماس با ما
جستجو
ورود کاربران
مراقبه در فکر و خیال
گرمکردن
هاروارد، نپال، صحرای آفریقا
پند مرتاض هندی
دار السّلام
نماز علّامه
عقل و احساس
رستگاری (سورهٔ مؤمنون)
تمرین رضا رحیمیفرد
صفحه خانه
روضهٔ دارالسّلام (سلسله جلسه)
غدیر ۱۴۴۷ (جلسه)
37 - غدیر ۱۴۴۷
*لَقَـدْ لَامَنِـي فِـي حُبِّ لَيْلَى أَقَارِبِي
أَبِي وَابْنُ عَمِّي وَابْنُ خَالِي وَخَالِيَا*
بهراستی خویشانم مرا به سبب عشق لیلی سرزنش کردند؛ پدرم، پسرعمویم، پسرخالهام و داییام.
*يَقُولُـونَ لَيْلَـى أَهْـلُ بَيْـتِ عَدَاوَةٍ
بِنَفْسـِيَ لَيْلَـى مِـنْ عَـدوٍّ وَمَالِيَـا*
میگویند لیلی از خاندان دشمنان ماست؛ اما من لیلی را با جان و مال خویش فدا میکنم و از هر دشمنی پاس میدارم.
*أَرَى أَهْـلَ لَيْلَـى لَا يُرِيـدُنَنِي لَهَا
بِشـَيْءٍ وَلَا أَهْلِـي يُرِيـدُونَهَا لِيَـا*
میبینم که خاندان لیلی مرا برای او نمیپسندند، و خاندان من نیز او را برای من نمیخواهند.
*قَضَى اللَّهُ بِالْمَعْرُوفِ مِنْهَا لِغَيْرِنَا
وَبِالشـَّوْقِ وَالْإِبْعَادِ مِنْهَا قَضَى لِيَا*
خداوند بهرهٔ وصال و نیکی او را نصیب دیگران کرد، و سهم من از او تنها اشتیاق و دوری بود.
*قَسـَمْتُ الْهَوَى نِصْفَيْنِ بَيْنِي وَبَيْنَهَا
فَنِصـْفٌ لَهَـا هَـذَا لِهَـذَا وَذَا لِيَا*
عشق را میان خود و او به دو نیم تقسیم کردم؛ نیمی از آن از آنِ اوست و نیمی دیگر از آنِ من.
*أَلَا يَـا حَمَامَـاتِ الْعِـرَاقِ أَعِنَّنِـي
عَلَـى شـَجَنِي وَابْكِيـنَ مِثْلَ بُكَائِيَا*
ای کبوتران عراق، مرا در این اندوه یاری کنید و همچون من بر این غم بگریید.
*يَقُولُـونَ لَيْلَـى بِـالْعِرَاقِ مَرِيضـَةٌ
فَيَا لَيْتَنِي كُنْتُ الطَّبِيبَ الْمُدَاوِيَا*
میگویند لیلی در عراق بیمار است؛ کاش من همان پزشکی بودم که او را درمان میکرد.
*فَشـَابَ بَنُو لَيْلَى وَشَابَ ابْنُ بِنْتِهَا
وَحُرْقَـةُ لَيْلَى فِي الْفُؤَادِ كَمَا هِيَا*
فرزندان لیلی پیر شدند و حتی فرزندِ دخترش نیز به پیری رسید؛ اما سوز عشق لیلی در دل من همچنان همان است که بود.
*عَلَــيَّ لَئِنْ لَاقَيْــتُ لَيْلَـى بِخَلْـوَةٍ
زِيَـارَةُ بَيْـتِ اللَّـهِ رَجْلَانَ حَافِيَـا*
بر خود نذر کردهام که اگر روزی در خلوتی به دیدار لیلی برسم، پیاده و پابرهنه به زیارت خانهٔ خدا بروم.
*فَيَـا رَبِّ إِذْ صَيَّرْتَ لَيْلَى هِيَ الْمُنَى
فَزِنِّـي بِعَيْنَيْهَـا كَمَـا زِنْتَهَا لِيَا*
پروردگارا، اکنون که لیلی را آرزوی جان من قرار دادهای، مرا نیز در چشم او محبوب گردان؛ همانگونه که او را در چشم من محبوب ساختهای.
*وَإِلَّا فَبَغِّضـــْهَا إِلَـــيَّ وَأَهْلَهَــا
فَـإِنِّي بِلَيْلَـى قَدْ لَقِيتُ الدَّوَاهِيَا*
و اگر چنین نمیشود، او و خاندانش را از دل من بینداز؛ زیرا من به سبب عشق لیلی سختترین مصیبتها را چشیدهام.
*يَلُومُـونَ قَيْساً بَعْدَ مَا شَفَّهُ الْهَوَى
وَبَـاتَ يُرَاعِي النَّجْمَ حَيْرَانَ بَاكِيَا*
مردم قیس را سرزنش میکنند، آن هم پس از آنکه عشق او را فرسوده و نزار کرده و شبها او را گریان و سرگشته به تماشای ستارگان نشانده است.
*فَيَـا عَجَبـاً مِمَّنْ يَلُومُ عَلَى الْهَوَى
فَـتىً دَنِفاً أَمْسَى مِنَ الصَّبْرِ عَارِيَا*
شگفتا از کسی که عاشقی چنین بیمار و ناتوان را بر عشقش ملامت میکند؛ عاشقی که دیگر هیچ جامهای از صبر بر تن ندارد.
*يُنَـادِي الَّـذِي فَوْقَ السَّمَوَاتِ عَرْشُهُ
لِيَكْسـِفَ وَجْـداً بَيْـنَ جَنْبَيْهِ ثَاوِيَا*
او آن خدایی را که عرشش بر فراز آسمانهاست میخواند تا اندوه و سوزی را که در سینهاش جای گرفته، برطرف سازد.
*يَبِيـتُ ضَجِيعَ الْهَمِّ مَا يَطْعَمُ الْكَرَى
يُنَـادِي إِلَهِـي قَدْ لَقِيتُ الدَّوَاهِيَا*
شب را در کنار اندوه به سر میبرد و خواب به چشمانش راه نمییابد؛ و پیوسته ندا میدهد: پروردگارا! من گرفتار بزرگترین بلاها شدهام.
*بِسـَاحِرَةِ الْعَيْنَيْـنِ كَالشَّمْسِ وَجْهُهَا
يُضـِيءُ سـَنَاهَا فِي الدُّجَى مُتَسَامِيَا*
همهٔ این رنجها از آنِ دلدادهای است به بانویی با چشمانی افسونگر؛ بانویی که چهرهاش چون خورشید میدرخشد و فروغش تاریکی شب را روشن میسازد.
فایل ها :
روضهٔ دارالسّلام
یاد خوبان
بحث :
آخرین جلسات برگزار شده ؟
216 - هنر رزم
1405-06-24
نگارش برای انتخاب
217 - هنر رزم
1405-06-30
نگارش برای انتخاب
273 - حکمت ۲۷۴ نهجالبلاغه
1405-06-27
خانۀ پدری
272 - حکمت ۲۷۳ نهجالبلاغه
1405-06-20
خانۀ پدری
سرفصل های مهم
موضوعات
فهرست جلسات
سلسله جلسات
شرکت کنندگان
تقویم
نمایش مدیاها
×
کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب این سایت تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.
با ما در شبکه های اجتماعی