جستجو
ورود کاربران
56 - پرسش مهمّ


فرض کنید که شما با بحث‌های مکتب تربیتی علامه طباطبائی تاکنون آشنا نشده‌اید؛ از جمله جلسات رساله عملیه را نشنیده‌اید.

اکنون دنبال مجموعه‌ای از مطالب هستید که نیازهای روحی و مشکلات حرکتی و سؤالات زندگی شما را پاسخ دهد.

فرض کنید با مجموعه‌ای صوتی یا مکتوب روبه‌رو شدید که فکر می‌کنید پاسخ نیازها و سؤالات شما در آن است؛ در این صورت، در اولین برخورد خود با این مجموعه انتظار دارید که:

▪️چه موضوعی را ببینید؟
▪️چگونه موضوع مورد بحث قرار گیرد؟
▪️چه جنبه و بُعدی از زندگی شما در آن بررسی شود؟
▪️چه انتظاری به‌عنوان موضوعات و بحث‌های دوم و سوم دارید؟
▪️برای یک سال آینده چه انتظاری از این مجموعه دارید و در چه صورت، این مجموعه را به‌عنوان راهنمای نهایی خود برمی‌گزینید؟


✅ تمرین اول

۱- در صورتی که جواب سوالات جلسه ۵۶ را ننوشته‌اید حتما این کارا را انجام دهید.

۲- فایل «راه‌های پیش‌رو» را گوش کنید و پس از آن وضعیت خود را بسنجید و بنویسید که راه‌پیش روی شما چیست؟

نیازی نیست که حتما یکی از راه‌های توضیح داده‌شده در این فایل را برگزینید. اما باید استدلال و توضیح کافی داشته باشید. توضیح در اینکه راه شما واقعی و عملی و شفاف است و اکتفا به مطالب کلی و شعاری و غیر عملی نکرده‌‌اید و استدلال در اینکه چرا این راه را در مقابل راه‌های ذکر شده انتخاب کرده‌اید.


✅ تمرین دوم

فایل "راه‌های پیش‌رو" را بازبینی و منظم کردم. دوباره به آن مراجعه کنید:

● با دقت و تمرکز مطالعه کنید؛
● وقت مرده و بی‌ارزشی را نذر این امام‌زاده نکنید!
● در وقت زنده و سرحالی و زمان کافی و ساعتی که دغدغه دیگری ندارید و تمام دغدغه شما "خودتان و احوال دلتان و اوضاع مسیرتان" است...
● در آنجا ده مطلب را ذکر کرده‌ام، این مطالب در مورد "اهالی مریخ" نیست، در مورد من و شما است و "راه‌هایی که بعد از این باید برویم" و "وضعیتی که الان داریم" و "لوازم راه" و "موانع" و "اقدامات ضروری" و "چگونه باید رفت" و "کجا کار خراب می‌شود" و مانند این‌ها.

شما می‌توانید بگوئید:

▪︎ من یکی از این‌ها نیستم
▪︎ یکی از این‌ها با من کمی سازگار نیست
▪︎ با آن مخالفم
▪︎ این تقسیم‌بندی را نمی‌پذیرم
▪︎ من هیچ‌ کدام از این‌ها نیستم
▪︎ وضعیت متفاوتی دارم
▪︎ موضوع من این نیست
▪︎ این درست نیست
▪︎ حتی می‌توانید بگوئید چیزی از آن نفهمیدم و خودتان را راحت کنید و توپ را وسط میدان مقابل شلیک کنید!

اما هرکدام از این موارد یا موارد دیگر باید با ارائه مصادیق موردی و جزئی باشد. نیازی نیست شما عالم دهر باشید. بلکه هرفرد می‌تواند توضیحی به تناسب درک و فهم خود بدهد. نه لازم است سطح برداشت‌ها و مطالب خود را بالا ببرید و نه اجازه دارید به عنوان شکست نفسی از انجام وظیفه‌ای که درتوان شماست فرار کنید. اما مطالب کلی و راحت کردن خود با بیان‌های منفی یا مثبتی که هیچ بار توضیحی و دقت ندارد نمی‌تواند مورد قبول باشد. منتظر مطالب متفاوت و فراتر از انتظار شما خواهم بود.

بدیهی است تشکیل جلسه بعدی بدون رسیدن مطالب به حد کفایت -از جهت کمیت و کیفیت- ممکن نخواهد بود.

مطرب مهتاب رو آنچ شنیدی بگو
ما همگان محرمیم آنچ بدیدی بگو

ای شه و سلطان ما ای طربستان ما
در حرم جان ما بر چه رسیدی بگو

نرگس خمار او ای که خدا یار او
دوش ز گلزار او هر چه بچیدی بگو

ای شده از دست من چون دل سرمست من
ای همه را دیده تو آنچ گزیدی بگو

عید بیاید رود عید تو ماند ابد
کز فلک بی‌مدد چون برهیدی بگو

در شکرستان جان غرقه شدم ای شکر
زین شکرستان اگر هیچ چشیدی بگو

می‌کشدم می به چپ می‌کشدم دل به راست
رو که کشاکش خوش است تو چه کشیدی بگو

می به قدح ریختی فتنه برانگیختی
کوی خرابات را تو چه کلیدی بگو

شور خرابات ما نور مناجات ما
پرده حاجات ما هم تو دریدی بگو

ماه به ابر اندرون تیره شده‌ست و زبون
ای مه کز ابرها پاک و بعیدی بگو

ظل تو پاینده باد ماه تو تابنده باد
چرخ تو را بنده باد از چه رمیدی بگو

عشق مرا گفت دی عاشق من چون شدی
گفتم بر چون متن ز آنچ تنیدی بگو

مرد مجاهد بدم عاقل و زاهد بدم
عافیتا همچو مرغ از چه پریدی بگو

------------------------------------------------


راه‌های پیش‌رو (بازنویسی شده)

مطالب دوستان بسیار جالب بود؛ همان‌طور که مطالب کتبی نیز بسیار جالب بود، مطالب شفاهی نیز بیش از انتظاری بود که من داشتم. این جلسه از آن جلساتی بود که بیش از انتظار من بود. بنابراین، دوباره باید تجدیدنظر کنم و نسبت به چیزهایی که تاکنون به دستم آمده، مطالب جدیدی را در شیوه‌ها و راهکارهای جدید پیدا کنم.

اما آنچه اکنون می‌گویم، جواب نهایی نیست؛ داده‌هایی است برای ادامه مسیر، تا در ذهن شما باشد و بتوانید بر اساس آن فکر کنید، به سؤالات بعدی پاسخ دهید و راهکارهای جدید پیدا کنید. می‌خواهم بدانید اکنون در چه وضعیتی هستیم، من چگونه فکر می‌کنم، چه چیزهایی برای آینده در ذهن است، چه چیزهایی نیاز است و مطالبی که در گذشته مورد نظر بوده، کجا به نتیجه رسیده و کجا نرسیده است.

یکی از مطالبی که گفته شد، این بود که کسانی که تازه به این مجموعه و این مکتب می‌رسند، به یک پلکان، راهنما یا فهرست نیاز دارند؛ یک راه ورودی که فرد بداند کجا باید برود. مثل بیمارستان‌های بزرگ و پیچیده که خط‌های رنگی مختلف دارند و شما با گرفتن یک خط می‌توانید به اورژانس، بخش قلب، درمانگاه و... برسید و در آن فضای پیچیده گم نشوید.

ما برای رساله‌ عملیه نیز چنین چیزی می‌خواهیم. این می‌تواند یک مانیفست، یک کتاب، یک هندبوک یا یک پلکان باشد. چیزی شبیه توضیح‌المسائل که فرد وقتی مسئله‌ای دارد، بتواند مراجعه کند و پاسخ خود را پیدا کند. البته مسائل امروز دیگر به وضوح مسائل شرعیِ واجب و حرام و باطل و غیرباطل نیست و طبیعتاً پیچیده‌تر است؛ بنابراین ما به یک کتاب راهنما یا مانیفست نیاز داریم که واقعاً بتواند راه انسان را نشان بدهد.

اما نکته مهم در این حرکت، رفتار و همراهی دوستان است. همراهی فقط این نیست که کسی بگوید «من هستم و هرچه خواستید انجام می‌دهم». محتوای همراهی، غیر از قالب همراهی است. ممکن است من سؤالی مطرح کنم و شما یک جواب بسیار عالی بدهید و فراتر از انتظار باشد؛ ممکن است چهارنفر بدون توجه و تمرکز جواب بدهند یا اصلاً چیزی نگویید و بگویید آماده‌ایم. این همراهی فکری و محتوایی، برای تدوین یک مانیفست یا کتاب خوب بسیار مهم است.

اگر این‌طور نباشد تبدیل می‌شود به یکی از ده‌ها کتابی که در این زمینه وجود دارد. الان تفاوت مکتب علامه طباطبایی با مکاتب دیگر چیست؟ مکتب، عمل است؛ مکتبی که به عمق وجود انسان رسوخ می‌کند، مسائل انسان را می‌شناسد و درباره آن مطالب حکیمانه دارد. اگر ما بتوانیم این مطالب حکیمانه را در زندگی شخصی خودمان پیاده کنیم و بازخوردهایش را مکتوب کنیم، ارزش دارد. اگر این‌را در نظر نگیریم مطالب نوشتاری که زیاد است. در همین موضوع پر از کتاب، دوره، سخنرانی و کانال است؛ حتی بسیاری از اصطلاحاتشان هم مشترک است: بازگشت به خویشتن، معرفت نفس، سلوک، حرکت روحی، کمال و... . معرفت نفس را در یکی از شبکه‌های اجتماعی جست‌وجو کنید؛ آن‌قدر برنامه و دوره و کتاب و سخنرانی وجود دارد که حساب ندارد، بسیاری از آنها نیز به نام علامه طباطبائی است. مثل بازار مسگرهاست. اینکه ما هم در این صدا، یک صدای دیگر درست کنیم، چه ارزشی دارد؟ موقعی ارزش دارد که بتوانیم چیزی را که ارزش داشته باشد، انجام بدهیم.

بنابراین، مطالبی که بعد از این می‌گویم کمک می‌کند که این مجموعه به‌عنوان یک مجموعه راهنمای عملی، درست تدوین شود و واقعیت وجود انسان را بازتاب دهد.

مطلب اول بخش عمده‌ای از نیازهایی که دوستان گفتند، در همین مجموعه کاری که در ارتباط با رساله انجام می‌شود، قابل پاسخ‌دادن است؛ چه کار نهایی، چه ادامه دوره شش یا دوره جدید، فرقی ندارد. اما برآورده‌شدن نیازها دو بخش دارد: یک بخش مربوط به من است و یک بخش مربوط به دوستان.

بخش مربوط به من این است که حواسم را جمع کنم، تمرکز داشته باشم، صحبت‌های دوستان را خوب بشنوم، روی آن فکر کنم و وقت بگذارم. این را وظیفه خودم می‌دانم و اگر کوتاهی کنم، احساس تقصیر و گناه می‌کنم؛ منظور گناه فقهی نیست، گناه روحی و سلوکی.

اما طرف دیگر قضیه، حضور جدی‌تر دوستان است. آن دسته از دوستانی که قرار است پاسخ نیازشان را در همین رساله بگیرند، دو مقدمه بسیار مهم دارند.

🔸 مقدمه اول اینکه متوجه شوند همین مسیری که وارد آن شده‌اند و مقداری که جلو رفته‌اند، مسیرشان است. هیچ جای بیرون دیگری خبری نیست. انسان دائم دنبال این است که چیزی از جایی برسد؛ یک معجزه از آسمان، یک حرف یا یک اتفاق که در او یک عمل فوق‌العاده ایجاد کند؛ درصورتی‌که عمل، همین است. همین تغییراتی که تاکنون پیدا شده، مسیر انسان است.

این شبیه کسی است که سر سفره نشسته، غذا جلوی اوست، اما تمام فکرش چلوکباب سر کوچه است که بوی دیگری دارد. همان سفره‌ای که جلوی او باز است، می‌تواند نیازش را برطرف کند، اما ذهنش جای دیگری است. بنابراین کسی که می‌خواهد نیازش از طریق این رساله برآورده شود، باید بفهمد که راه همیناست؛ "همین مقداری که رفته‌ای، بقیه‌اش را هم درست برو و همه نیرویت را در همین بگذار".

🔸 مقدمه دوم این است که وقتی سر این سفره نشستی، خوب توجه کنی که چگونه استفاده می‌کنی؛ کدام نیازت را برآورده می‌کنی، کدام را برآورده نمی‌کند، کدام قرار نیست فعلاً برآورده شود، چه ضعفی دارد و چه چیزی کم دارد. باید بازخورد بدهی، سؤال کنی و مطلبت را دقیق بیان کنی.

مثل این است که سر سفره نشسته‌ای و غذا نمک ندارد؛ این زبان برای همین است که بگویی نمک به من بدهید. اما اگر غذایی که می‌خواهی، برای هفته بعد است، نمی‌توانی الان بنشینی و منتظر آن بمانی. باید بفهمی اکنون نوبت چیست و نیاز فعلی تو کدام است.

این دو مقدمه را بسیاری از دوستان یا انجام نمی‌دهند یا خوب انجام نمی‌دهند؛ به همین دلیل نتایج گاهی رضایت‌بخش نیست. بازخوردهاست که کار را کامل می‌کند. همین مقدار که ما جلو رفته‌ایم، بخش وسیعی‌اش از طریق بازخوردهایی بوده که دوستان ارائه داده‌اند. بنابراین باید از کلیات بیرون بیایند و دقیق بگویند: «ضعف این مطلب این است، این جواب مشکل من را حل نمی‌کند، به این دلیل.» آن‌وقت من هم می‌توانم دقیق برنامه‌ریزی کنم و مطلبی بگویم که به دردشان بخورد.

مطلب دوم یک بخش دیگر از کار، همان کتاب یا هندبوکی است که دوستان باید در آن کمک کنند. کمال آن دو بخش دارد: بخشی را من باید انجام بدهم و بخشی وظیفه دوستان است. وظیفه دوستان همین بازخوردهایی است که با این دو مقدمه باید به ‌خوبی ارائه شود. اگر یکی از این دو بخش انجام نشود، نیمی از کار لنگ می‌ماند.

مطلب سوم بعضی از نیازهایی که دوستان مطرح کردند، به مایه‌های عملی محکم‌تری نیاز دارد. تقریباً هیچ‌کدام از کسانی که در این جلسات مانده‌اند، را نمی‌توان بدون عمل دانست. این مسیر علامه طباطبایی طوری است که بدون عمل، انسان اصلاً حوصله ادامه‌دادن پیدا نمی‌کند. اگر کسی بگوید «من اراده ندارم، همت ندارم، تنبلم»، می‌شود گفت اراده و همت بیشتری لازم است، اما حتماً بخشی از عمل انجام شده که امروز اینجا هست.

پس کسی نباید بگوید من کاری انجام نداده‌ام بلکه بایدسوال کند که حالا چه کار جدیدی باید انجام بدهم؟

مطلب چهارم اما بعضی نیازها به عمل‌های شدیدتر و محکم‌تری نیاز دارد. برای عمل محکم‌تر، نظم و استمرار لازم است؛ و بدون نظم و استمرار، عمل متشتت، نامنظم و منقطع می‌شود. برای این نظم و استمرار، نظم در کتابت نیز لازم است؛ نه صرفاً اینکه مرتب بنویسیم، بلکه نظم محتوایی در کتابت حالات، تثبیت حالات، گزارش درست و استفاده از رفاقت به معنای استفاده از راهنمایی‌های دیگران.

*این یک «گردونه عمل» است. انسان باید بتواند از طریق این گردونه، به مرتبه جدیدی از عمل برسد.*

مطلب پنجم بعضی نیازها نیز فراتر از این است؛ مثلاً تغییر شخصیت و هویت و ریشه‌کن‌کردن یک عیب عمیق. این‌ها به "سطح جدیدی از اراده و همت" و "ورود به لایه‌های عمیق وجود" نیاز دارد. این با رساله و مطالب به‌تنهایی حل نمی‌شود؛ بیشتر حرکت خود آدم است. من می‌توانم تسهیل‌گر و راهنما باشم، اما کار اصلی را خود فرد باید انجام دهد؛ نود درصد، بلکه نودونه درصد کار خودش است.

مطلب ششم تفاوت این دو مسیر -چهارم و پنجم- این است که در اولی، مسیر چندان مشخص نیست و باید با «گردونه عمل» آن‌قدر ادامه بدهی تا نقطه پرش پیدا شود. مثل صنایع موشکی که یک کشور از تکنولوژی معمولی به یک نقطه جهش می‌رسد؛ این جهش نتیجه سال‌ها نظم، استمرار، عمل و تثبیت است.

در انسان هم همین است. یک آدم معمولی می‌تواند در یک نقطه حساس جهش کند و به مرتبه بالاتری برسد. برای این جهش، باید «زیر یک‌خم» را گرفت و رها نکرد تا نقطه‌ضعف پیدا شود.

اما در مسیر دوم، مسیر مشخص است و رفتن سخت است. مثلاً من یک عیب دارم و می‌دانم باید یک، دو، سه، چهار، پنج مرحله را طی کنم؛ اما خودم حاضر نیستم بروم. یک‌بار می‌گویم حوصله ندارم، یک‌بار می‌گویم تو اشتباه کردی، من را قضاوت کردی، یا اصلاً من چنین عیبی ندارم. مسیر مشخص است، اما رفتن سخت است.

مطلب هفتم در این دو مسیر -چهارم و پنجم- نقش فرد بسیار بیشتر از نقش جمع است. گاهی جمع حتی مضر است؛ چون تبدیل به سرگرمی می‌شود: من با دوستم می‌نشینم، درباره عیبم بحث می‌کنم و او برایم توضیح می‌دهد و توجیه می‌کند. درحالی‌که اینجا کار اصلی با خود فرد است؛ اولی از طریق "گردونه عمل" و دومی از طریق "اراده و همت" و "ایستادن در نقاط حساس" و "شیرجه‌رفتن در عمق وجود خودمان".

مطلب هشتم اما یک نکته از همه مهم‌تر است: وقتی به آن نقطه حساس رسیدم، نباید «سر زا برم!». این همه زحمت کشیده‌ام تا به این نقطه برسم. مثل بارداری که نه ماه سختی کشیده و حالا به نقطه‌ای رسیده که باید به ثمر برسد؛ اگر در آن نقطه نتواند تحمل کند، همه زحماتش به هدر می‌رود.

مطلب نهم اما بعضی از نیازها به مایه‌های جمعی جدید نیاز دارد؛ یعنی جمع‌های جدیدی باید تشکیل شود. مثلاً برای مجردها، مسائل خاص افراد مجرد می‌تواند در یک جمع مخصوص مطرح شود. برای متأهل‌ها نیز بعضی مسائل آن‌قدر خصوصی است که افراد نمی‌توانند در جمع عادی مطرح کنند و شاید نیاز باشد با اکانت ناشناس وارد شوند. یا مثلاً بحث تربیت ذاتی؛ کسانی که بچه دارند، مسئله‌شان این است که تربیت انسانی از نگاه این مکتب، مبتنی بر ذات و کرامت انسان، چگونه صورت می‌گیرد. این‌ها جمع‌های خاص خودشان را می‌خواهند. همین‌طور جمعی برای "ارتباط با مخاطبان بحث‌های رساله"، جمعی برای "تولید محتوا" و جمعی برای "شناسایی نیازهای افراد "می‌تواند شکل بگیرد. هرکدام از این‌ها شرایطی دارد و اگر دوستان بخواهند، من هم شرایط خودم را می‌گویم. اگر پذیرفتند، با هم کار می‌کنیم.

مطلب دهم نیازهای آخرین گروه است که به تکنیک‌های روشی جدید نیاز دارد؛ مثلاً «نگارش به‌مثابه سلوک» که خودش یک "نرم‌افزار مهندسی انسانی" است؛ پیچیده، دقیق و قوی. بعضی نیازها بدون یک کار نگارشی برآورده نمی‌شود و فرد برای حل مشکل یا عبور از یک گردنه به چنین تکنیکی نیاز دارد. ورود به این تکنیک هم راه خودش را دارد و اگر درخواست مشخص، جمع مشخص یا زمان مشخصی وجود داشته باشد، می‌توان وارد آن شد. «محاکمات» هم از همین‌ نوع است. من بارها سعی کردم واردش شوم و گاهی کارهای خوبی هم انجام شده، اما برای تشکیل و ادامه آن، درخواست کافی، پیگیری و یک‌سری مقدمات لازم است. اگر این مقدمات به حد نصاب نرسد، من هم آن را رها می‌کنم تا زمانی که وقتش برسد.

پس نیازها انواع مختلفی پیدا می‌کند و هرکدام راه متفاوتی دارد. هر کسی باید نیاز خودش را درست تشخیص بدهد و راه متناسب با آن را پیدا کند و به سمتش برود.


فایل ها :


رسالهٔ عملیّه (۶)

رساله عملیه ۶ در زمانی شروع می‌شود که از یک سو ما از تجربه رمضان و فضای استثنائی آن بیرون آمده‌ایم و برای آینده خود امیدها و آرزوها داریم و از سوی دیگر در آستانه اربعین کلیمی هستیم. همه این‌ها به معنی این است که مقتضی ورود به این دوره از رساله آمادگی و تعهد و عمل بیشتر و بهتر و کامل‌تر است. از طرف دیگر رساله عملیه ۶ پس از تجربه پنج رساله عملیه می‌باشد که حدود هشت سال به طول کشیده است. آنچه در این رساله مطرح می‌شود تا حد زیادی ناظر و مشرف به مطالب دوره‌های قبلی رساله است و تجربیاتی که دوستان داشته‌اند و محتوایی که در آنجا بیان شده و سعی بر این است که از تکرار مطالب خودداری شود. بنابراین از یک‌سو باید دوستان برای یک عمل درست و کامل آماده و متعهد بوده و از سوی دیگر رجوع به مطالب قبلی داشته باشند. نحوه تعهد عملی دوستان به تدریج در هر بحث و جلسه روشن شده و ارجاع به مطالب قبلی هم در هر جلسه بیان می‌گردد. نحوه ارائه مطالب و محتوای جلسات تغییراتی خواهد کرد از جمله اینکه بخش مهمی از مطلب تنها به صورت کتبی ارائه شده و از سوی دیگر بیش از گذشته مبتنی بر کار دوستان و بازخوردی است که از سوی آنان ارسال می‌گردد. همچنین فعالیت و تمرین‌های بیشتری برای دوستان در جلسات مقرر خواهد شد. به امید استفاده بیشتر از وقت و عمر و تعامل جمعی کامل‌تر و حضور پررنگ‌تر.


بحث :

1 - 1405-06-29 راه‌های پیشِ رو مشاهده فایل ها :
2 - 1405-06-29 گفت‌وگوی انتهائی مشاهده فایل ها :

آخرین جلسات برگزار شده ؟
216 - هنر رزم
1405-06-24
نگارش برای انتخاب
217 - هنر رزم
1405-06-30
نگارش برای انتخاب
273 - حکمت ۲۷۴ نهج‌البلاغه
1405-06-27
خانۀ پدری
272 - حکمت ۲۷۳ نهج‌البلاغه
1405-06-20
خانۀ پدری
کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب این سایت تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.
با ما در شبکه های اجتماعی