جستجو
ورود کاربران
17 - مواجهۀ من با بی‌نهایت
من - بینهایت - مواجهه
مواجهه - بینهایت - من
در جلسه کارگاهی گذشته به کاوش این سوال پرداختیم که چگونه می توان با “امر نامتناهی” روبرو شد و چگونه می توان آن را تجربه کرد؟ در حالی که انسان سرتاسر محدودیت است و در زندان متناهیها به سر می برد، چه جای تفکر در امر بی نهایت؟! و چگونه می توان آن را در ذهن محدود جای داد؟

به دنبال این کارگاه، اعضای شرکت کننده تجربه های عملی و زیست شده خود را از این امر به اشتراک گذاشتند و روشن شد که انسان در همین محدودیت هایی که او را احاطه کرده و سرتاسر زندگی او را دربر گرفته، می تواند و باید متوجه و هوشیار نسبت به جهانی متفاوت و عینیتی ورای این زندان باشد و این هوشیاری برای همه موجود است؛ اگرچه قبل از “کاوش روش مند و نهادینه” ممکن است متوجه آن نباشد.

اکنون در کارگاهی که در نشست هفدهم برگزار می شود، این تجربه های زیسته را بیشتر به اشتراک می گذاریم و درباره آن گفتگو می کنیم. در کنار این گفتگو به دو سوال اساسی می پردازیم:

اول: تأثیر این نامتناهیهای تجربه شده در زندگی عادی انسان که سرتاسر محدودیت است، چیست؟ آیا این محدودیتها از ثبات و استحکام خود خارج نمی شوند؟ در این صورت، چگونه می توان زندگی عادی و روزمره را -که بر ثبات و قطعیت استوار است- با این سیالیت و با “زندگی که بنیان آن بر باد استوار است” ادامه داد؟ چگونه بنیان زندگی تخریب نمی شود؟

دوم: این تأثیر و تخریب و نامتناهیگری عملی تا کجا می تواند ادامه پیدا کند؟ آیا از “دایره تخریب و نامتناهیگری و حرکت و نسبیت” چیزی سالم باقی می ماند؟

📝 هانیه مسلمی

پاسخ اول: هر محدودیتی که دچارش هستم، در بطن آن، یک نامتناهی جاریست و این دو از هم جدا نیستند. زمانی جدا می‌شوند که معتقد به خود نامتناهی نباشم، آن وقت درگیر نامتناهی‌های مجازی می شوم. نامتناهی مجازی مثل سیر نشدن از کار کردن، از خوردن، از ورزش کردن، آموزش دیدن و... و حتی شناخت خود. نامتناهی‌های مجازی مرا به افراط می‌کشاند. مثل بازی‌ای که فقط انجام می‌دهی که رکورد قبلی خودت را بزنی. اگر باور به خود نامتناهی را از مشاهده تجربه‌هایم حذف کنم، تمام عالم دچار یک گسستگی می‌شود. هر چیزی از چیز دیگر جدا و پراکنده است. اما وقتی خود نامتناهی را حس می‌کنم، همه چیز با هم پیوسته می‌شود. حتی شکست‌هایم. شکست‌هایم دیگر معنی شکست نمی‌دهند. چون من به عنوان الاول و الآخر، محور و کانون قرار می‌گیرم و دیگر هیچ چیزی نیست که مقیاس بیرونی برای من محسوب شود. به نظرم این خود عقل است.

پاسخ دوم: «لن یلج ملکوت السماوات من لم یولد مرتین، آن کس که دوبار زاده نشود، به ملکوت آسمانها راه نخواهد یافت» (عیسی علیه‌السلام). متولد شدن برای بار دوم، آنقدر همه پاسخ‌ها را برایم داشته و دارد، که کلمه تخریب جایش را به بیدار شدن می‌دهد. من آدمی بودم که موقع راه رفتن، به اصطلاح شل راه می‌رفتم. کمر درد و گردن درد، مرا متوجه ستون فقراتم کرد. تازه فهمیدم یک ستون تمام مرا برقرار کرده. اولش درد دارد؛ ولی بعد از آن که ستون‌هایی از نور، چنان آوندهای برگ، تمام عالمت را روشن کرد، تازه طعم شیرین بیداری را میفهمی.

📝 آبتین آذین

ورود به دوران عصر طلایی معنویت: در قرن ۲۱ چشمه‌های خلاقانه گشوده می‌شود و بسیاری از مردم دیگر قادر خواهند بود آنچه را که از جهان‌های والاتر است، نمایان کنند. اغلب آمادگی یا آموزش‌ برای این جریان خلاقانه در معابد حکمت طلایی صورت می‌گیرد (هارولد کلمپ).

📝 مریم حیدری

از نظر من بينهايت يعنی «حركت». حرکت دائمی، حرکتی که هیچ گاه پایانی ندارد. حرکتی که همه موجودات عالم، اعم از جاندار و غیرجاندار، تا ابد دارند و در دنیای دیگر هم تمام نمی شود و همچنان ادامه دارد. بینهایت، همه چیز را شامل می شود و هیچ ذره ای خارج از آن نیست، چون این حرکت، از ازل تا ابد ادامه دارد. همیشه موقعیت و وضعیتی فراتر از وضعیتی که هستی، وجود دارد که برای دستیابی به آن مدام باید در حرکت باشی؛ چون رسیدن به وضعیت جدید، پایانی ندارد. مثل ابدیت...


فایل ها :


حکمت نامتناهی

جست‌وجو و نگرانی لایزال انسان در دیالوگ با آفاق بی‌کران اندیشه


بحث :


آخرین جلسات برگزار شده ؟
21 - باب ۲ - فصول ۹-۱۰
1404-09-19
بر آستان خِرَد (۲)
20 - باب ۲ - فصل ۸
1404-09-12
بر آستان خِرَد (۲)
19 - باب ۲ - فصل ۷
1404-09-05
بر آستان خِرَد (۲)
129 - بازخوانی متن «انسان زندانی» (۲)
1404-11-21
حکمت نامتناهی
کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب این سایت تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.
با ما در شبکه های اجتماعی