حکمتها در ظاهر مطالب ارزشی و معیارهای اخلاقی هستند اما حقیقت آن است که حکمتهای نهجالبلاغه به آثار عینی و واقعی نظیر آثار روانی و اجتماعی در زندگی انسان توجه دارد.
آفت
شرایطی ست که همه علتها و عوامل آماده هستند که محصول شما به بهترین شکل ارائه شود، آفت عین ویروس از بیرون به محصول میزند. ناتوانی و عجز یعنی وقتی انسان همه چیز دارد ولی احساس عجز و عدم اعتماد به نفس میکند. باید به فکر راه حل باشد که در طول زمان برطرف شود. این حالت به خصوص برلی افرادیست که اهداف متعالی دارند.
صبر
همیشه شجاعت را عاملی پیشرو در جنگ یا تعاملات لحاظ میکنیم که از خطرات نترسیم. ظرافت کلام حضرت در اینجا مشخص میشود که بر خلاف نگاه رایج، شجاعت را در یک کار نفیای آورده یعنی اقدام نکردن شجاعت میخواهد و برای این صبر لازم است.
نداری
نداری دو نوع است. حالت اول این است که انسان ندارد ولی میخواهد داشته باشد. حالت دوم این است که انسان خود انتخاب میکند که نداشته باشد. و این از کسی که اموال دارد و احساس بی نیازی میکند، ثروتمندتر است.
ورع
ورع یعنی پرهیزگاری. در زندگی عادی انسان دچار تمایلات و شهوات و خواستههاست و ازینها آسیب می بیند. انسان باید مراقبت کند و به میزان لازم آنهارا برطرف کند. اگر اختیار خود را به آنها بدهد، ضربه میخورد. ورع نسبت به ظرفیت ماست. و هرچقدر از مرزهای حق و باطل و عقل مواظبت کنیم، سپری را حلوی خود گرفته ایم تا آسیب نبینیم.
قرین
قرین یعنی همنشین و انسان از همنشینی با دوست رضایت و نشاط دارد. اما این موقت است. رضایت همیشه در وجود ماست. پقتی درون ما پر از نارضایتی باشد، دجار آشوب هستیم. و وقتی رضایت درونی داریم انگار همیشه همنشینی داریم. معنی رضایت این نیست که تلاشی نمیکنیم. اتفاقا آدمی که تلاش میکند سکون و آرامش دارد.