جستجو
ورود کاربران
16 - عمل‌گرایی، فکوری، فروتنی
فروتنی - فکوری - عمل‌گرایی
فروتنی - عمل‌گرایی - فکوری
۱- معضلات انسانی در جامعه و فرد وقتی به مرحله حساس خود می رسند، باید برای حل آن به صورت منظم وسامان یافته پیش رفت. هرگز "شلختگی فکری، لاابالی گری ذهنی و باری به هرجهت بودن" نمی تواند انسان را به نقطه مطلوب خود برساند. هرچه که این معضل شدیدتر و سابقه دارتر و عمیق تر باشد نیاز به عمل محکم تر و صحیح تر است و مساله زن و مسائل مربوط به آن از عمیق ترین و حاشیه دارترین اینهاست و دردها و رنج های زنان و مشکلات آنان از سابقه دارترین و مزمن ترین آنهاست. چگونه ممکن است چنین بحث عمیقی را با گرفتارکردن خود در تبلیغات و مشغولیت های سطحی فضای مجازی و گفتگوهای احساسی بدون تفکر و تعمق و عمل به نتیجه رساند؟

۲- اولین شرط ورود به چنین مساله بغرنجی "فروتنی انسان" در مقابل حقیقت و ابعاد آن است: از ابتدا باید انسان بداند که حقایق عمیق و وسیعی در هر مساله و از جمله چنین موضوعی وجود دارد و ما تنها بخش اندکی از آن را می توانیم دریافت کنیم. بنابر این نباید بر یافته های خود "گنبد و بارگاه" بنا کرده آن را مقدس پنداشته و هرکس غیر از ما می اندیشید را محکوم کنیم. محکوم کردن دیگرانی که طور دیگری می اندیشند به "بی عقلی یا بی دینی" و یا هرنوع "قضاوت و محکومیت" ناشی از جهل انسان است و در این تردیدی نیست.

۳- همین اندازه که در مورد دیگران نمی توان قضاوت کرد، یافته های ما برای خودمان معتبر و قابل اعتنا هست، همانطور که یافته های دیگران نیز برای آنان محترم است و باید به موازات فروتنی در مقابل حقیقت بی انتها ، مرتبه ای از پاسخ و راه حل را در هر مرحله و ظرف زمان و مکان پذیرفت و عمل کرد تا نوبت به گام های بعدی برسد.

۴- پذیرش حق دیگران برای انتخاب کردن و حتی اشتباه کردن، محدودیتی ندارد. مخصوصا انسان در مقابل زیر دستان خود همچون فرزندان و خانواده و شاگردان ، می تواند بسیار زورگو و خودبین و "نافروتن" باشد. در این موارد است که حقیت فروتنی انسان سنجیده می شود. دستور از بالا ، امر به معروف های بیمار و ناهنجار، نصیحت های تکراری، دخالت های بی شمار و هرنوع خشونت نرم و غیرشفاف می تواند نمونه ای از این "نافروتنی" باشد.

۵- پذیرش این جهان با تمام کاستی ها و کمبود ها و پذیرش جامعه خود با تمام معایب و پذیرش خانواده به عنوان انسان هایی همچون دیگران "پر از عیب و نقص" همگی بخشی از فرو تنی است. ما که خود منبع عیب و نقص هستیم و از جهان و انسانها و خداوند وهمه می خواهیم ما را درک کنند چگونه خود حاضر نیستیم بپذیریم که بقیه امور و حوادث و انسانها هم همین طور هستند؟! فرار از مشکلات جهان و جوامع و حکومت ها و انسانها و گروهها و فرهنگها با هجوم به امور ایدئولوژک و بحث و گفتگوها امکان ندارد . باید حقیقت ناقص آنها را پذیرفت و برای زندگی خود و سلامت و موفقیت ان فکر و عمل و اقدام نمود و بدون "پذیرش" تنها برای ما یک "فرار ناموفق" باقی خواهد ماند و"عمری سوخته" و "تلاشی تباه شده".

۶- رسیدن به عمق حقایق ممکن است زمان طولانی را به خود اختصاص دهد. عجله کردن انسان برای رسیدن به حقیقت نهایی به معنی عدم پذیرش حقیقت ذو ابعاد و پیچیده است. لازم است که انسان در عین اینکه همیشه برای تعالی فکری و "یک گام بالا رفتن" آماده است، برای "زندگی روزمره و عاجل" خود انتخاب هایی داشته باشد. زندگی عادی انسان نمی تواند بدون "نظام حقوقی" و "تصمیمات روزمره" باشد و باید که در مقابل حقیقت زودگذری که همیشه وجود دارد فروتنی نموده و زندگی عملی و نظام حقوقی و فکری ان را پذیرفت تا نظم و آرامش ان بستری مناسب برای اندیشیدن های عمیق و تعالی وفکری باشد.

۷- گاهی مساله از این فراتر می رود و انسان انتخاب هایی می کند که بخشی از هویت او می شود و تا مدتها می تواند ادامه پیدا کند و این هیچ نقص و عیبی نیست. انسان نیاز به هویت فردی و گروهی و ظاهری و باطنی دارد و نمی توان صبر نمود تا همه اینها در عمیق ترین شکل ان معلوم و شفاف شوند. بسیاری از پویش های ظاهری و رفتار های انسان از این نوع هستند. ما باید در مقابل این انتخاب های گریز ناپذیر خود و دیگران فروتن بوده زندگی مبتنی بر ان را به رسمیت بشناسیم.

۸- برای حل معضلات زندگی فکری و روحی نیاز به فکوری و تامل مستمر و دائمی داریم. فکر منظم و عادت به تامل و اندیشه ورزی و مصلحت سنجی عقلائی ضرورتی انکار ناپذیر است. در مقابل اینها حالات ناشی از بی تصمیمی، منفی بافی و تاکید دائم به مشکلات و موانع و نگاه مستمر به عیب ها و بدی ها و ضعف ها هرگز نمی تواند قدمی انسان را پیش ببرد. اکثر انسان های در این زمان گرفتار معضلات اندیشه ای، تعارضات بنیادین و سوالات حل نشده هستند. هیچکس نمی تواند جای انسان در این موارد فکر کند و بدون فکر کردن نمی توان اینها را حل کرد و بدون حل کردن آنها، انسان نمی تواند روی خوشی و موفقیت را ببیند.

۹- تعارضات به تنهایی بخش مهمی از مشکلات اکثر جوانان اهل فکر ما را تشکیل می دهد. ما در سیر تاریخی و تمدنی خود پیوسته در معرش فرهنگ های گوناگون بوده ایم و در دوران اخیر نیز از حضور یا هجوم بیشترین افکار متعارض برخوردار بودیم. بدون یک تامل عمیق و تفکر متمرکز و مستمر امکان حل بنیادین این تعارضات نیست. بسیاری از مشکلات رفتاری یا روحی و فکری ما نشان از این تعارضات دارد. ضعف در مقام عمل، پشیمانی پس از اقدام، تردید های طولانی، دوگانگی های رفتاری و شخصیتی و بسیاری از مشکلات و ناهنجاری ها ناشی از این تعارضات ناخوداگاه و عمیق است.

۱۰- نظم و"سامان دادن افکار و سیر فکری" تاثیری بسزا در رسیدن به نتیجه دلخواه دارد. در اکثر موارد تمییز دادن بین "انتخاب فردی انسان" که می تواند به دلائل مختلف باشد و "اثرات بیرونی یک رفتار" و نیز "اثرات درونی ان" بسیاری از سوالات را به جواب نزدیک می کند. این نمونه ای است از نظم لازم که ما به دلیل فضاهای تبلیغاتی و رسانه ای و هیاهوهای فکری از ان دور می مانیم و به جای حل مساله پیوسته دور خود می چرخیم.

۱۱- با کلیشه های رایج افکار خود را محدود و منجمد نکنید! اکثر جریان های فکری و جناح های سیاسی و عقیدتی و جهت گیری های دینی و ضد دینی چنان گرفتار کلیشه های رایج هستند که هرگز نمی توانند چیزی فراتر از ان را به شما القا کنند. یک بار دیگر برگردید و مواضع آنان را در طول سالیان دراز مطالعه کنید : آیا هرگز چیزی فراتر از یک محدودیت ذهنی در ان می بینید؟! همانقدر که انتخاب در یک مرحله می تواند برای انسان اختیاری باشد در سیر زمان برای تعالی فکری باید فکر ازاد و راحت داشته باشد. کلیشه ها ممکن است در جای خود ارزشمند و حتی بسیار ضروری باشند ونباید از ان اجتناب کرد، اما مقام اندیشیدن "مقام آزادی و رهائی" است. فرقی بین این چهار چوبها نیست که از شرع امده باشند یا عقل یا علم جدید و یا قدیم. آن چه که در جای خودش به عنوان یک چهارچوب ارزشمند به انسان "آرامش و سکون و حتی هویت" می دهد در سپهر اندیشیدن باید ترک شود تا انسان "پرواز کردن" را بیاموزد.

۱۲- "مقتضیات زمان و مکان" و "مصلحت اندیشی های عاقلانه" غیر از "ضعف و انفعال" و "عکس العملی بودن رفتار انسان" است. در "مقام شخصیت و درک و تصمیم" انسان باید استقلال و اقتدار لازم را داشته باشد و پس از آن، "انسان مستقل و با عقل آزاد" است که تصمیم می گیرد به تناسب مصلحت های موجود چگونه عمل کند. چنین تصمیمی همیشه معتبر و مفید است و برعکس هر نوع ضعف و سستی نتایج نامطلوب به بار خواهد آورد. باید دانست که ضدیت انفعالی با فضای خارج و عناد و تعارضی که بر دلیل عقلی و استقلال فکری نباشد نیز خود نوعی انفعال بلکه از بدترین آنهاست.

۱۳- بسیاری از مشکلات انسان ناشی از عمل نکردن و اقدام نکردن است. حالت انفعالی که انسان زمین گیر شده وهیچ اقدامی برای حل مشکلات خود نمی کند. این خود بدترین و مهم ترین دلیل برای هر نوع مشکلی می تواند باشد و هیچ چیز دیگر جای عمل و اقدام را نمی گیرد. اقدام انسان برای حل معضلات بنیادین و رهایی از گردنه های صعب زندگی.

۱۴- اقدام گاهی در محدوده عمل بیرونی است و گاهی در محدوده ذهن و اندیشه و نباید این دو را با هم مخلوط کرد. هنگامی که عرصه های بنیادین را برای تغییر و تحول آماده می کنید باید مرتبه ظاهری زندگی انسان آرام و خارج از تغییر باشد و هنگاهی که تغییرات عملی ایجاد می کنید نباید ان را با عرصه های زیر بنایی از ابتدا ترکیب کرد. هرچند که در نهایت هرکدام از اینها در دیگری اثری کاملی ایجاد خواهد کرد.

۱۵- اقتدار عملی انسان شرط حل بسیاری از معضلات است. بسیاری از مشکلات ناشی از ضعف درونی انسان و در تعامل با جامعه است. اقتدار فکری از طریق فکوری و التزام عملی به نتایج ان به دست می اید. ضعف شخصیتی و نداشتن اقتدار انسانی باعث خواهد شد که انسان چون خسی در سیلاب سرگردان و حیران باشد. دخالت های دیگران در زندگی انسان خیلی از مواقع در چنین ضعف و عدم اقتداری ریشه دارد و نیز در تضادها و تعارضات درونی انسان که حل نشده باقی مانده است.


فایل ها :


رسالهٔ عملیّه (۳)

دورهٔ سوم رسالهٔ عملیّه


بحث :


آخرین جلسات برگزار شده ؟
21 - باب ۲ - فصول ۹-۱۰
1404-09-19
بر آستان خِرَد (۲)
20 - باب ۲ - فصل ۸
1404-09-12
بر آستان خِرَد (۲)
19 - باب ۲ - فصل ۷
1404-09-05
بر آستان خِرَد (۲)
129 - بازخوانی متن «انسان زندانی» (۲)
1404-11-21
حکمت نامتناهی
کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب این سایت تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.
با ما در شبکه های اجتماعی