بحث ما در مورد انتخابهای متضاد و مشکلاتی که برای انسان پیدا میشود و حیرتها و سرگردانیهای ناشی از آن بود و اینکه چگونه این تناقضهای فکری و عملی ناشی از انتخابهای خودمان را بشناسیم و چگونه عمق آن را در وجود خود کاوش کنیم و از این طریق بتوانیم به وحدت وجودی خود دست یابیم و به هویت واحد خود برسیم.
خطبه ۵۰ نهجالبلاغه مطالب ارزشمندی در این رابطه دارد. در این جلسه این خطبه را بحث میکنیم و ارتباط آن را با بحثهای خودمان میکاویم.
۱- دوستان سعی کنند نگاهی عمیق به خطبه داشته باشند.
۲- جلسات رساله عملیه از شنبه ۱۵ مهر ساعت ۷:۳۰ تشکیل خواهد شد.
خطبه ۵۰:
من كلام له (علیه السلام) و فيه بيان لما يخرب العالم به من الفتن و بيان هذه الفتن: إِنَّمَا بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ أَهْوَاءٌ تُتَّبَعُ وَ أَحْكَامٌ تُبْتَدَعُ، يُخَالَفُ فِيهَا كِتَابُ اللَّهِ وَ يَتَوَلَّى عَلَيْهَا رِجَالٌ رِجَالًا عَلَى غَيْرِ دِينِ اللَّهِ. فَلَوْ أَنَّ الْبَاطِلَ خَلَصَ مِنْ مِزَاجِ الْحَقِّ لَمْ يَخْفَ عَلَى الْمُرْتَادِينَ، وَ لَوْ أَنَّ الْحَقَّ خَلَصَ مِنْ لَبْسِ الْبَاطِلِ انْقَطَعَتْ عَنْهُ أَلْسُنُ الْمُعَانِدِينَ، وَ لَكِنْ يُؤْخَذُ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ وَ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ فَيُمْزَجَانِ، فَهُنَالِكَ يَسْتَوْلِي الشَّيْطَانُ عَلَى أَوْلِيَائِهِ وَ يَنْجُو الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ الْحُسْنى.
ترجمه آقای شهیدی:
همانا آغاز پديد آمدن فتنهها، پيروى خواهشهاى نفسانى است و نوآورى در حكمهاى آسمانى. نوآوريهايى كه كتاب خدا آن را نمى پذيرد و گروهى از گروه ديگر يارى خواهد تا بر خلاف دين خدا، اجراى آن را به عهده گيرد. پس اگر باطل با حقّ در نياميزد، حقيقتجو آن را شناسد و داند، و اگر حق به باطل پوشيده نگردد، دشمنان را طعنه زدن نماند. ليكن اندكى از اين و آن گيرند، تا به هم در آميزد و شيطان فرصت يابد و حيلت برانگيزد تا بر دوستان خود چيره شود و از -راهشان به در برد-. امّا آن را كه لطف حقّ دريافته باشد، نجات يابد و راه حقّ را به سر برد.
ترجمه آقای مکارم:
آغاز پيدايش فتنهها پيروى از هوا و هوسها و بدعتهايى است که با کتاب خدا مخالفت دارد و گروهى (چشم و گوش بسته يا هواپرست آگاه) به پيروى آنان برمىخيزند و برخلاف دين خدا از آنها حمايت مىکنند. اگر باطل از آميختن با حق جدا مىگرديد بر کسانى که طالب حقّند پوشيده نمىماند. و اگر حق از آميزه باطل پاک و خالص مىشد زبان دشمنان و معاندان از آن قطع مىگشت. ولى بخشى از اين گرفته مى شود و بخشى از آن و اين دو را به هم مىآميزند و اينجا است که شيطان بر دوستان و پيروان خود مسلّط مىشود. و «تنها کسانى که مشمول رحمت خدا بودند» از آن نجات مىيابند.