جستجو
ورود کاربران
7 - داوطلبانی برای کنکاش درونی
کنکاش‌درونی
کنکاش‌درونی
در جلسات گذشته گفتگوها و مطالبی پیرامون هویت، انتخاب‌های بنیادین و غیربنیادین، شغل و رسالت و وظیفه انسانی و امور دیگر نزدیک به این موضوعات مطرح شد. در عین اینکه این سوالات و دغدغه‌های مشترک اکثر افراد است ولی رسیدن به جواب و نتیجه قابل اقدام برای اکثر آنان به این سهولت ممکن نیست و حتی در وهله اول غیرقابل‌دسترسی به نظر می‌رسد. بنابر‌این لازم است کاوش‌های مصداقی و موردی بیشتری در این مورد داشته باشیم. در این رابطه داوطلبانی هم اعلام آمادگی کرده‌اند. بنابراین دو یا سه جلسه آینده را به این امر اختصاص می‌دهیم.

لازم به ذکر است که داوطلب شدن یک فرد به این معنی نیست که صرفا مسائل داوطلب موردبررسی قرار می‌گیرد، بلکه بیشتر مسائل فرد بهانه و شروعی است برای بحث پیرامون استفاده عملی از مطالب گذشته و تمرین فکری در این رابطه تا هر فرد بتواند با نگاه مستقیم به امور خودش، بهترین جواب ها و راه حل‌ها را برای زندگی و سوالات خود پیدا کند.

به عنوان مقدمه متنی از اقای هاشمی را در اینجا به اشتراک می‌گذارم تا دوستان برای نقد و بررسی آن آماده شوند. افراد با دیدن این متن و خواندن مطالبی که راهنمای بازگشت به انتخاب‌های خود است و در جلسات گذشته مطرح شده، می‌توانند راهنمای بهتری برای نقد و بررسی آن داشته باشند. مخصوصا مطالب جلسه گذشته رساله –جلسه ششم- راهنمای روشن و مستقیمی برای پیدا کردن میدان انتخاب بود و دوستان می‌تواننداز آن استفاده بیشتری بنمایند تا بدانند که چرا و چگونه یک فرد ممکن است میدان انتخاب خود را مشاهده نکند. لازم است که موضوع کنکاش و گفتگوی ما بیشتر به درک و مشاهده میدان انتخاب بازمی‌گردد...

متن آقای هاشمی:

من صوت جلسات یک تا سه رساله ۴ را گوش دادم. ابهاماتی دارم که شاید خیلی پیش پا افتاده باشه اما برای من هنوز روشن نشده.

1- برداشت من از فرمایشات آقای قدوسی اینه که اساسا در زندگی انسان هیچ جبری وجود نداره و همه‌ش اختیار و انتخاب خود ماست. آیا برداشت من درسته؟

۲- آن طور که من متوجه شدم ما جبرهایی در زندگی احساس میکنیم که در واقع جبر نیست بلکه اختیار و انتخاب خود ماست اما به هر دلیلی ما تصور می کنیم جبره. اگر ما این مطلب‌رو قبول کنیم؛ سوال اینه که خب من از کجا باید می فهمیدم فلان مسئله جبر نبوده بلکه اختیار و انتخاب من بوده؟ منِ انسانِ متوسطی که از وقتی چشم باز کردم با انواع و اقسام گرفتاری‌ها درگیر بودم از کجا باید می‌فهمیدم من دچار جبر نیستم بلکه اختیار و انتخاب خود من بوده؟ آن بخشی که مربوط که به چگونگی انتخاب‌های ماست و مربوط به مباحث معرفت انتخاب میشه، اینجا موضوع بحث من نیست. جنبه عملی مسئله برام مهم‌تره

من در زندگی خودم و خانواده‌م جبرهای زیادی احساس میکنم. تا امروز ناراحتی من از این بابت بود که چرا انقدر جبر... اما اگر این این‌ها جبر نباشه... و همه‌ش اختیار و انتخاب خودم بوده... پس خاک بر سر من با این انتخاب‌هام... و مسئله مهمتر اینکه اگر اینها همه‌ش اراده و اختیار و انتخاب خودمه... خب حالا برای تغییرش چه کنم؟

من یک سال و اندی میشه که هرچی سعی میکنم اوضاع درونی و بیرونی خودم‌ رو تغییر بدم... ولو ذره‌ای... هیج توفیقی ندارم. ممکنه در پاسخ گفته بشه که بله... تغییر سخته... تغییر زمان می‌بره... راستش این برای من اقناع کننده نیست.. اگر من واقعا اختیار دارم پس باید وجدانم این اختیار رو درک کنه و لااقل ذره‌ای احساس اختیار داشته باشم.. و ذره‌ای نتیجه عملی استفاده از اختیارم‌ رو احساس کنم


فایل ها :


رسالۀ عملیّه (۴)

دورۀ چهارم رسالۀ عملیّه


بحث :

1 - 1402-12-14 گفت‌وگو (۱) مشاهده فایل ها :
2 - 1402-12-14 کنکاش‌های انحرافی مشاهده فایل ها :
3 - 1402-12-14 گفت‌وگو (۲) مشاهده فایل ها :

آخرین جلسات برگزار شده ؟
273 - حکمت ۲۷۴ نهج‌البلاغه
1405-06-27
خانۀ پدری
272 - حکمت ۲۷۳ نهج‌البلاغه
1405-06-20
خانۀ پدری
271 - حکمت ۲۷۲ نهج‌البلاغه
1405-06-13
خانۀ پدری
270 - حکمت ۲۷۱ نهج‌البلاغه
1405-06-06
خانۀ پدری
کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب این سایت تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.
با ما در شبکه های اجتماعی