🔸️ سوال انسان از خداوند و دعای او و عبادتی که میکند اگرچه دعا کردن برای همه روشن و واضح است اما آن چیزی که به آن توجه نمیشود این است که حقیقت دعا و حقیقت درخواست آن چیزی است که اصل و جوهره وجود انسان نشان میدهد.
🔸️ اصل وجود انسان تماماً دعا و درخواست است، انسانی که هرگز بر یک نقطه نمیایستد و پیوسته درحال تلاش است و [در این موضوع] تفاوتی بین انسان مادی، انسان الهی، انسانی که به فکر دنیاست و انسانی که به فکر معنویت است وجود ندارد؛ انسانی که به سعادت رسیده است یا انسانی که به شقاوت رسیده یا انسانی که بین این دو است، در همه این جوهره در حال تکاپو و تلاش است و این تلاش ️حقیقت دعا و درخواست است.
🔸️ همانطور که آیه «قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَىٰ أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَحْمَةِ اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا»، وقتی انسان به فکر گناه، معصیت و خلافی که انجام داده میافتد تنها معصیت فعل غلط و گناهی که در عمل انسان است مورد توجه انسان قرار میگیرد، در صورتی که اصل اِنّیت انسان، همین وجود انسان که آن را به توهم در مقابل خداوند برای خود عَلَم میکند و برای خود وجود مستقل قائل است و میخواهد خود را به عنوان یک انسان به سمت کمال ببرد و این اصل وجود انسان این بالاترین معصیت و بالاترین گناه است و همه اینها به این معناست که خداوندی که از رگ گردن به انسان نزدیکتر است هم دعای انسان را اجابت میکند و هم استغفار و هم مغفرت انسان را اجابت میکند.
🔸️ نزدیکی این اجابت، درخواست، سؤال و استجابتی که ما میخواهیم با آن بینهایت، متحد و واحد است و نیازی به تلاش و حرکت به سوی جا و مقصدی و انتهایی که در آنجا استجابت و مغفرت صورت میگیرد، نیست، تنها کافیست انسان به حقیقت خود توجه کند و آن را ببیند، به محض اینکه توجه کند [اجابت رخ میدهد]، بنابراین تمام اهداف، اقتدار و نتایجی که تمام عمر به دنبال آن میدود همچون آبیست که در درون انسان آماده و مهیاست و انسان، تشنه لب به دنبال این آب در جهان میگردد و پیوسته در حال حرکت است و چون چیزی را میجوید که خودش هست، هرگز به آن نمیرسد؛ اما زمانی که انسان توجه میکند که این حقیقت استجابت و مغفرت چیزی غیر از وجود خودش نیست، این توجه او را به سرعت به نتیجهای که باید میرساند، اگرچه به زمان احتیاج دارد که این توجه به صورت کامل برقرار شود.
سلوک انسان پیدا کردن چیزی در بیرون و در نتیجه تلاش نیست بلکه درک این است که همه این تلاشها در راه غلطی است و او را از حقیقت دور میکند، وقتی که انسان این موضوع را متوجه شد و تلاشهای طولانی و ادامهداری که انجام میداد به نتیجه نرسید، وقتی که دریافت که حقیقت اجابت و استجابت همین جایی است که الان هست و از ابتدا نیز بوده، اینها بازگشت به آن نقطهای است که حقیقت خودش است و به هدف واصل شده است و هر مقدار که این توجه بیشتر انجام شود به این حقیقت، زودتر، کاملتر و بیشتر میرسد. درک این حقیقت که انتهای مسیر چیزی غیر از آن جایی که در ابتدا بوده نیست و درک همان حقیقتی که الان نزد انسان حاضر و آماده است.
🔸️ به همین دلیل از رگ گردن به ما نزدیکتر است چون «ما»یی وجود ندارد هر چه هست همان حقیقت بینهایت است. غیر از توهم غیر از اشتباه غیر از تخیل، وقتی که این حباب تخیل شکسته شود و برداشته شود آن آب بیکران زلال هستی پیش رو و در مقابل چشم انسان ظاهر و آماده میشود و حقیقت را میبیند و این همان زمانی است که واصل شده است.