جستجو
ورود کاربران
12 - توبه: ۳۸


🔸️️ گويا در اين رمضان و در اين بزنگاه، هيچ آيه‌اى به اندازه اين آيه موافق حال ما نيست؛ اين‌كه در حساس‌ترين زمانى كه انسان آماده پرواز مى‌شود و همه چيز براى حركتى عظيم، اساسى و محكم آماده است، همه زندگى، تجربيات گذشته و آن‌چه كه اندوخته و سرمايه‌اى كه فراهم كرده است، چون بال‌هايى براى پرواز انسان آماده هستند، اما وقتى فرمان پرواز داده مى شود؛ "انْفِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ" فرمان داده مى‌شود كه نيروهايتان را جمع كنيد و به سوى قله‌ها پرواز كنيد، "اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الْأَرْضِ" نيروى درونى ناشى از عادات، رسوبات، ملكات و هر چيزى از نادرستى، ضعف و ناتوانى كه در انسان اندوخته شده است، در وجود او به حركت در مى‌آيد و او را به زمين مى چسباند!

🔸️ حتى كلام و لفظ آيه در اين جا گويا به نوعى معجزه است و حال انسان را ترسيم و تجسم مى‌كند. قرآنى كه فصيح و بليغ است از ثقيل‌ترين لفظ استفاده مى‌كند و گويى صعوبت وضع انسان را در اين‌جا به نمايش مى‌گذارد. در ابتدا كه انسان اين آيه را نگاه مى‌كند، تصور مى‌كند كه گويى خداوند انسان را مورد عتاب قرار مى‌دهد كه؛ "أَرَضِيتُمْ بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا"؛ به اين دنياى فانى و زندگى روزمره و غفلت راضى شديد؟ اما چه بسا كه معكوس اين صادق است.

🔸️️ اگر ما راضى بوديم و بناى ما بر اين بود كه در اين دنيا بمانيم، خداوند اين جهان و دنيا و آنچه مى‌خواستيم را، حتما به ما مى‌داد. همان طورى كه در جاهاى مختلفى از آيات و روايات، تاكيد شده است كه آن‌هايى كه اين دنيا را طلب كنند، به آن‌ها مى دهيم؛ "و هم فيها لايبخسون" حتى به آن‌ها كم هم ارزانى نمى‌كنيم. اما دليل اين كه انسان به دنيايى كه به آن چسبيده است، نمى رسد و در اين دوراهى مى‌ماند و كائنات هم اين دو راهى را تقويت مى‌كنند، اين است كه انتخاب بنيادينش خلاف اين هست.

🔸️️ ذات انسان و عمق و كنه وجودش، گويى از ازل چنان سرشته شده كه گرفتارى به زمين، بر او اثر نگذارد و در مقابلش بايستد. براى كسى كه اين دو راهى انتخاب بنيادين و جوهره او است، در همه زندگى كه رسوبات منفى را كسب كرده است، جوهره مثبت هم به موازات آن‌ها حركت كرده و روحش را از اين كه به اين آلودگى، منجلاب و گرداب خو كند و تمام شود، نجات داده و مانع شده است.

🔸️️ اين "انْفِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ" تنها پيامى از بيرون نيست؛ اين نيست كه ما به زمين چسبيده باشيم و خدايى كه در آسمان است و شريعت و قرآنى كه بيرون است، به ما دستور دهد و از ما بخواهد نيروهايمان را براى مسير خداوند جمع كنيم. بلكه اين نداى درونى و نداى انتخاب انسان است كه در مقابل حقيقت هستى و كائنات و خورشيد الوهيت، آن چيزى كه ابدَهِ بديهيات است و از همه چيز روشن تر است، سر تسليم فرود آورده و اين تسليم، تسليم حقيقى است كه در جان انسان نشسته و هم اكنون هم برقرار است. در مقابل خدايى كه "يا من هو اخفى لفرط نوره" و "لااله إلا الله الملك الحق المبين"، انسان از ازل تا كنون سر تسليم فرود آورده و "قالوا بلى" گفته است و در اين گفتن صادق است. اما از سوى ديگر ضعف‌ها، سستى‌ها، روزمرگى، غفلت‌ها و همه منفى‌هايى است كه در وجود انسان نشسته است و روحش را آلوده و وجودش را كدر كرده است و او را به زمين چسبانده است. اين دو راهى كه از سويى به سمت زمين و از ديگر سو به سمت آسمان است، دو راهى حقيقى نيست، بلكه توهم است! حتى دنيايش هم در مقابل آخرتش نيست؛ اگر انسان نگاه تعقلى داشته باشد، متوجه مى‌شود كه اين نگاه غلط است و به دليل اين است كه هرگز تأمل و تفكر نكرده است، لحظه‌اى به خود نهيب نزده و اين نگاه را به دورترها نيانداخته است تا ببيند كه ميان دنياى حقيقى خودش(نه دنياى توهمى، مجازى و خيالى كه از تقليد اجتماعيات و هاى و هوى و اضطراب اجتماعى گرفته مى شود) با نگاه آسمانى، تضاد و تناقضى نيست.

🔸️️ راه حل اين تناقض، كنار گذاشتن اين توهمات است و اين توهمات را كنار گذاشتن، اندكى صبر مى‌خواهد. صبر كم و توقفى كه بايد در اين نقطه حساس انجام دهد تا بفهمد اين دو راهى حقيقتى ندارد و در سطحى عميق‌تر و نگاهى نافذتر و ديدى كامل‌تر، اين دو به هم مى‌رسند. اين توقف براى انسان سخت است، چون او عجول و منكر است و اهل جحد و تعصب و انكار است كه اگر كسى او را نصيحت كند، در مقابلش مى‌ايستد! نيروهاى درونى، انسان را پيوسته به اين دو راهى مى كشانند و در اين دو راهى به سمت زمين گير شدن!

🔸️️ كائنات به شكل‌هاى مختلف اين مسير را جلوى انسان سد مى‌كنند. انسانى كه با تخيل، آرزوى ساختن بنايى را دارد، جلوى چشمانش مى‌بيند كه محيطى كه اين بنا را تخيل كرده است، از دست مى‌رود و نابود مى‌شود و از آن كنده مى شود. اما باز هم "اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الْأَرْضِ " به زمين مى‌چسبد و اين حركت انسان، بلكه بى‌حركتى انسان است. اين عجله انسان است كه در مقابلش بايد توقف كند؛ گرچه گاهى هم توقف و صبر، صبر كمى نيست، صبرى سخت و طولانى است و انكار نيرويى است كه او را نابود مى‌كند و چه بسا اين صبر گاهى صبرهاى طولانى است، صبرهايى كه جان انسان را به لب مى‌آورد و جگرش را خون مى‌كند. اما آن‌هايى كه مجبور به اين صبرها هستند، كسانى هستند كه براى قله‌ها ساخته شده‌اند، خوشا به سعادت آن‌ها...

🔸️ ۱۲ رمضان ۱۴۴۵


فایل ها :


مخاطبه با قرآن (رمضان ۱۴۴۵ قمری)

فَاسْتَمِع لِما يُوحٰى‌ (طه: ۱۳)


بحث :


آخرین جلسات برگزار شده ؟
216 - هنر رزم
1405-06-24
نگارش برای انتخاب
217 - هنر رزم
1405-06-30
نگارش برای انتخاب
273 - حکمت ۲۷۴ نهج‌البلاغه
1405-06-27
خانۀ پدری
272 - حکمت ۲۷۳ نهج‌البلاغه
1405-06-20
خانۀ پدری
کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب این سایت تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.
با ما در شبکه های اجتماعی