🔸️ اگرچه این گفتوگو بین موسی و فرعون است و حکایت از حادثهای است که در تاریخ بشریت یکبار رخ داده، اما حقیقت آن در درون ما همیشه و هر لحظه و هر روز در حال وقوع است. نگاه همهی ما به زندگی روزمره و چیزی که از آن درک میکنیم، این است که اگرچه بخشی از این جهان، این حوادث و آن چیزی که مربوط به ماست را به دست خدا میدانیم و به آن ایمان داریم و به آن توجه میکنیم، اما اکثریت زندگی را همچون چیزی که فرعون در ارتباط با قرون اولی، در غیر این شرایط فکر میکرد، فکر میکنیم که از دست خدا خارج است.
🔸️ اگرچه ایمان ما پیوسته به ما میگوید که اینها نزد خداست؛ "عِلْمُهَا عِندَ رَبِّي فِي كِتَابٍ ۖ لَّا يَضِلُّ رَبِّي وَلَا يَنسَى" همهی اینها از اختیار خداوند خارج نمیشود، خداوند نه گمراه میشود و نه گم میکند و نه فراموش میکند، اما ما در درون خودمان، پیوسته این را گم شده و فراموش شده و بی توجه میدانیم و فکر میکنیم که بیصاحب است و دربهدر دنبال این هستیم که بدانیم چه باید کرد؟ احساس گم شدگی، احساس غفلت، احساس فراموش شدن و مشکلاتی که فکر میکنیم در این دنیا بیصاحب است، بر روح و روان ما حاکم است و پیوسته نیروهای ما را هدر میدهد.
🔸️ نه تنها نگاه بیرونی نشان دهنده است و آیات خدا، آیات فراوانى است و خداوند پیوسته به ما اين پیام، توجه و هشدار را میدهد، بلكه از درون ما هم خدایی که از رگ گردن به ما نزدیکتر است، این هشدار را میدهد که اين خدايى كه "جَعَلَ لَكُمُ ٱلۡأَرۡضَ مَهۡدٗا وَجَعَلَ لَكُمۡ فِيهَا سُبُلٗا..." (زخرف/١٠) شرایط را آماده کرده است."إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِأُولِي النُّهَىٰ"(طه/٥٤) آنهایی که عقل دارند، وقتی این مطالب را میبینند و توجه میکنند، ایمانشان به زندگیشان کامل میشود.
🔸️️ اما ما به دلیل اینکه در عمل خود، این عقل را زیر پا گذاشتیم و از "أُولِي النُّهَىٰ"فاصله گرفتیم، پیوسته این نگاه را داریم که گمراهیم یا فراموش شدیم یا کسی که باید ما را نجات دهد گم شده و راه را گم کرده و این حقیقتی است که در درون ما پیوسته در جریان است. با اینکه خطاب دوباره میآید "مِنْهَا خَلَقْنَاكُمْ وَفِيهَا نُعِيدُكُمْ وَمِنْهَا نُخْرِجُكُمْ تَارَةً أُخْرَىٰ..." (طه/٥٥) مگر ابتدا و انتهای همه اینهایی که برای شما ابتدا و انتهاست نمیبینید؟ فرعون درون ما در مقابل این پیامها و این چیزی که ایمان آورده و میداند و میبیند، پیوسته احساس میکند که گویی این سِحر، عمل فوقالعاده و چیز غیرعادیای است که میخواهد عقل زندگی متعارف ما را از بین ببرد.
🔸️️ درون انسان فریاد میکشد، اين چیزهایی که به عنوان ایمان میبینید قَالُوا إِنْ هَٰذَانِ لَسَاحِرَانِ يُرِيدَانِ أَنْ يُخْرِجَاكُمْ مِنْ أَرْضِكُمْ بِسِحْرِهِمَا وَيَذْهَبَا بِطَرِيقَتِكُمُ الْمُثْلَىٰ" (طه/٦٣) اینها همچون سحری است که میخواهد انسان را از زمین زندگی عادی بیرون کند، "وَيَذْهَبَا بِطَرِيقَتِكُمُ الْمُثْلَىٰ" و آن آیین برتر و آن مذهب درستی را که شما دارید را از بین ببرد. این گفت و گویی است که پیوسته درون ماست!
🔸️️ تعقل حقیقی ما و آن چیزی که برای ما روشن میشود، پیوسته فریاد میزند که "فَقَالَ لِأَهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّي آنَسْتُ نَارًا لَعَلِّي آتِيكُمْ مِنْهَا بِقَبَسٍ أَوْ أَجِدُ عَلَى النَّارِ هُدًى..."(طه/١٠) فریاد مىزند "امْكُثُوا" تامل کنید، لحظهای توقف کنید، در این گردش روزمره که پیوسته میدوید، لحظهاى توقف و تفکر کنید. این نوری که شما را گرم و هدایت میکند، آماده است و فریادمی زند "وَأَنَا اخْتَرْتُكَ فَاسْتَمِعْ لِمَا يُوحَىٰ" (طه١٣) لحظهاى به این چیزی که به تو نشان میدهیم توجه کن!
🔸️ اگرچه ما توجه کافی نمیکنیم، اما خداوند از رگ گردن به وجود ما و هر چیزی که در دست ماست، نزدیکتر است. این در دستِ ما بودن یعنی همه چیزهای عادی و شرایطی که فكر مىكنيم در کنترل ماست، هر کدام از اینها با دستور خداوند، میتواند به اژدهایی تبدیل شود که مظهر قدرت باشد! هر کدام از اینها یک قدرت است و ما وقتی که آن را در مقابل خطاب خداوند قرار میدهیم شروع به داستان سرایی میکند؛ وقتی که سوال میشود این چیست؟ "وَمَا تِلْكَ بِيَمِينِكَ يَا مُوسَىٰ/قَالَ هِيَ عَصَايَ أَتَوَكَّأُ عَلَيْهَا وَأَهُشُّ بِهَا عَلَىٰ غَنَمِي وَلِيَ فِيهَا مَآرِبُ أُخْرَىٰ"(طه/١٧و١٨). این نگاه روزمره ماست.
🔸️ اما خداوند یک لحظه به انسان دستور میدهد که آن را پرتاب کن، آن را از این کنترل تخیلى محدودت لحظهای رها کن تا "حَيَّةٌ تَسْعَىٰ" را ببینی که اژدها میشود. هر چیزی که در دست توست مظهر قدرت خداوند است و اگر در اين لحظه نگه داشته شده با اراده و قدرت خداوند است. "وَاضْمُمْ يَدَكَ إِلَىٰ جَنَاحِكَ تَخْرُجْ بَيْضَاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ آيَةً أُخْرَىٰ" (طه/٢٢) اما نگاه دیگر این است که دستت را ببین، ببین چه راه درخشانی در آن پیداست؛ این قدرت و توانایی و بینایی، در دست توست؛ پیوسته در تمام لحظات و در هر چیزی که فکر میکنی كه بخشی از زندگی عادی توست، دانایی و توانایی نهفته است.
🔸️️ دانایی در حدى درخشان، آشکار و شفاف که به چشم میبینی؛ "بَيْضَاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ" شفافیت و روشنیای که برای تو ضرر و زیانی ندارد، برای دنیایت از آن نترس! اژدها، آن مار بزرگ و مظهر قدرت که هر لحظه در حال ظهور است را بگیر "قَالَ خُذْهَا وَلَا تَخَفْ ۖ سَنُعِيدُهَا سِيرَتَهَا الْأُولَىٰ" . این همهی آن چیزیست که برای تو رخ میدهد و همهی اینها برای چیست؟ "لِنُرِيَكَ مِنْ آيَاتِنَا الْكُبْرَى" (طه/٢٣) برای اینکه نشانههای بزرگى به تو نشان دهيم که فکر نكنى در این زندگی گم و فراموش شدی. اين جواب پیوسته ما است که اینها سِحر است و اگر این احساس ما حقیقی است، پس مابقی زندگی چه میشود؟ زندگی ما در حال گم شدن است و روز و شب و ساعات ما، به این تخیلات باطل میگذرد، در حالی که تمام کائنات این ندا را به انسان میدهند که همه چیز آماده است!
🔸️️ اگر تو را در مشکلات قرار دادیم، منت دیگری است که بر تو نهادیم "وَلَقَدْ مَنَنَّا عَلَيْكَ مَرَّةً أُخْرَىٰ" (طه/٣٧)؛ یک بار دیگر هم بر تو منت گذاشتیم، هنگامیکه به تو، به آن نیروها، به آن مادر طبیعت، به آن خوشی و راحتی که قرار بود تو را نگه دارد، وحی کردیم "أَنِ اقْذِفِيهِ فِي التَّابُوتِ فَاقْذِفِيهِ فِي الْيَمِّ فَلْيُلْقِهِ الْيَمُّ بِالسَّاحِلِ " (طه/٣٩) اول او را به دریای مشکلات بینداز. "يَأْخُذْهُ عَدُوٌّ لِي وَعَدُوٌّ لَهُ ۚ " (طه/٤٠)؛ دشمنان ظاهری، كسانيكه فکر میکنند دشمن من و تو هستند، تو را احاطه و محاصره میکنند، "وَأَلْقَيْتُ عَلَيْكَ مَحَبَّةً مِنِّي وَلِتُصْنَعَ عَلَىٰ عَيْنِي" (طه٣٩) تا همه نیروهایی که مخالف تو هستند تو را فرابگیرند.
🔸️ همه ی اینها برای چیست؟ "وَلِتُصْنَعَ عَلَىٰ عَيْنِي" تا جلوی چشم من، به شکل ویژه بزرگ و ساخته شوی. "وَاصْطَنَعْتُكَ لِنَفْسِي" (طه/٤١) تو را برای خودم انتخاب کردم، تو خلیفهی من هستی! این خطاب، خطاب به همهی ماست به تک تک ما. اما این حقیقتی است که در ما زندگی نمیبینیم و وقتی این ها را میشنویم، فکر میکنیم که این سحری است که ما را از "طَرِیقَتِ مُثلىٰ" و راه برتر میخواهد بیرون بکشد.
🔸️ طریقهی برتر چیست؟ چیزی که فکر میکنیم زندگی درست این جهان است؛ فکر میکنیم اینها آمدند تا ما را از زمین زندگی عادی بیرون کنند! این حقیقتی است که در درون ما پیوسته در جریان است. ما با بازگشت، با نگاه کردن، با لحظهای تعقل را به کار گرفتن و این آیات را دیدن، در حد خود و نه در آن حد اعلی، نه در حد امیرالمومنین(ع) یا حضرت موسی(ع) یا ابراهیم(ع)، در همان حد خود، میتوانیم "أُولِي النُّهَىٰ" بشویم و زندگیمان را تغییر دهیم.