جستجو
ورود کاربران
19 - شب سرنوشت (۱) (ابوحمزهٔ ثمالی)


🔸️ وَ أَنَّ الرَّاحِلَ إِلَیْکَ قَرِیبُ الْمَسَافَةِ. این عبارتی که در دعای ابوحمزه هست از عجایب متون ادعیه است. کسی که به سوی خداوند حرکت می‌کند، مسافتی نزدیک و هدفی قریب و امکانی سریع دارد. پس این‌ همه مشکلات که ما تحمل می‌کنیم، این مشکلاتی که روز و شب گریبان ما را می‌گیرد، این‌ همه ضجه و ناله که انسان در مسیر حرکت می‌زند و همیشه احساس می‌کند که نمی‌رسد از چیست؟ اگر در این رمضان دقایقی، ساعاتی، روزهایی این مسیر کوتاه می‌شود و به معنویت نزدیک می‌شود و واهمه بعدش را دارد و اگر لحظاتی خلوت و تمرکز برای انسان حاصل می‌شود و تا از آن تمرکز بیرون می‌آید همه چیز از دست می‌رود ، پس این مسافت کوتاه کجاست؟ این هدف نزدیک کجاست؟ این چیزی که در آیات هست که خداوند از رگ گردن به ما نزدیک‌تر است: [اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ] انفال:۲۴، خداوند بین انسان و خودش حائل است، خداوند از خود انسان به خودش نزدیک‌تر است، (یا من هو اختفی لفرط نوره) به خاطر شدت نورانی بودنش مخفی است، این‌ها کجاست؟ سیدالشهدا در دعای عرفه می‌فرماید: تو کی مخفی بودی که نیاز به دلیل داشته باشی: [عَمِیَتْ عَیْنٌ لَاتَراکَ عَلَیْها رَقِیباً] آن چشمی که تو را نمی‌بیند و کور است، پس چرا این کوری دامن‌گیر ماست؟ این مسافت قریب، خورشید آشکار، راه روشن و شفاف این ستاره درخشان زندگی کجاست؟

🔸️ بزرگان گفته‌اند که همه این مشکلات ناشی از تصور غلطی است که ما از خداوند داریم و او را همچون اربابی در آسمان‌ها می‌یینیم که نشسته تا با اعمالمان ما را بسنجد. همچون اربابی که به ما نعمت‌های بسیار یا اندکی داده است و بابت این نعمت‌ها ما را بازخواست می‌کند و ما موظفیم او را اطاعت کنیم و مناسک دینی برای این آمده که ما این حق را بگذاریم و شکرگزاری بکنیم و تعلیمات دینی که برای ما گفته می‌شود پیوسته به ما سفارش می‌کند که موظفید خدایی که شما را آفریده را عبادت کنید. اما معارف حقه‌ی تشیع حقیقی، معارف اهل بیت، معارف بزرگان طریقت، خلاف این را می‌گوید. نه خدایی در آسمان‌ها هست و نه اربابی بلکه همه این‌ها به حقیقتی بازمی‌گردد که در همه جهان و کائنات ساری و جاری است و ما هستیم و حقیقت ما و این حقیقت خلیفةاللهی ماست.

🔸️ خداوند برتر از اینست که در آسمان و زمین و کنار از موجودات باشد و هرگز و هرگز و هرگز ما با اعمالمان به خدا نزدیک نمی‌شویم که اعمال ما در آن پیشگاه ارزشی ندارد و با علم و اطلاع و معرفت خودمان چیزی درباره خداوند نمی‌فهمیم کما این‌که در دعای عرفه حضرت می‌فرمایند: کسی که علمش جهل است چگونه جهلش جهل نباشد؟! علم ما جهل است. ما در این محدودیت در این زندانی که هستیم چه اطلاعی از این حقیقت داریم.چیزی که رخ می‌دهد این است که خداوند در تمام اعمال و جوارح و تمام زندگیمان ساری و جاریست و فقط باید لحظه‌ای نگاه کنیم و این حقیقت را ببینیم. حقیقت خداوند غیر از این نگاه نامتناهی نیست، به محض این‌که ببینیم و لحظه‌ای توجه کنیم او را خواهیم دید. ما در این سیلاب در جریانیم کافیست مقاومت نکنیم.

من خسِ بی سر و پایم که به سیل افتادم
او که می‌رفت مرا به دل دریا برد

این خس بی سر و پا ، عبادتش، نمازش و یا گناهش چه ارزشی دارد؟! ما موظفیم که عبادت کنیم اما مگر عبادت ما ارزشی دارد که حالا گناه ما در پیشگاه خداوند ارزشی داشته باشد!

🔸️ در ادامه دعای ابوحمزه ثمالی بعد از گفتن وَ أَنَّ الرَّاحِلَ إِلَیْکَ قَرِیبُ الْمَسَافَةِ حضرت شروع به شکایت می‌کنند. كُلَّما قُلْتُ قَدْ صَلَُحَتْ سَريرَتي وَقَرُبَ مِنْ مَجالِسِ التَّوّابينَ مَجْلِسي عَرَضَتْ لي بَلِيةٌ اَزالَتْ قَدَمي وَحالَتْ بَيني وَبَينَ خِدْمَتِكَ. من را چه شده است؟ هر بار که می‌گویم کار تمام شد و یک حرکتی کردم و به توابین نزدیک شدم، ناگهان مانع و آسیبی در قدمم ایجاد می‌شود و قدم‌هایم می‌لرزد. سَيدي لَعَلَّكَ عَنْ بابِكَ طَرَدْتَني: شاید تو من را از درگاهت راندی! وَعَنْ خِدْمَتِكَ نَحَّيتَني: شاید تو دوست نداری که من خدمتت را کنم! و بعد کلمات دیگری می‌گویند و در آخر انگار حضرت همه این‌ها را رد می‌کنند. مَا أَنَا يَا رَبِّ وَمَا خَطَرِى: من کی هستم که این‌طور در مورد خودم صحبت می‌کنم؟! من که خس بی سر و پایم؟ این خس بی سر و پا در این سیل مگر ارزشی دارد که عصمت یا معصیت یا گناهش یا عبادتش ارزشی داشته باشد. این سیل در حال بردن انسان است، کافیست مقاومت نکنیم.

تو مپندار که مجنون سرخود مجنون گشت
کز سمک تا به سُهایش کشش لیلا بود

🔸️ هر چه که انسان می‌برد آن کشش و نورانیت و جاذبه است و این جاذبه در تک‌تک اشیا، عناصر، فهم‌ها ، درک‌ها و همه چیز ما وجود دارد. دلیل این‌که ما این باطن را نمی‌بینیم برای این است که نگاه غلط به خداوند داریم و خداوند را موجودی در آسمان‌ و اربابی بیرون از این جهان می‌بینیم که او منتظر عبادت ماست و دستور می‌دهد و از ما اطاعت می‌خواهد. این حقیقت نیست و تهمت به خداوند است. این شرک است، این توهم است، این بت پرستی است. درون و واقعیت هر حقیقتی و حرکتی در این جهان توجه به نامتناهی است. فقط کافی است که انسان ببیند و این دیدن اصلا سخت نیست فقط کافیست مقداری از این تشتت‌های روزانه را کنار بگذاریم و در خلوت و تمرکز خودمان توجه درست و صحیحی به این جهان و اشیا و تک‌تک موضاعتش داشته باشیم. در همان گناهانمان و در همان حرکت ضعیف و در همان سستی‌ها و در همان حرکت منفی‌ای که داریم. انسان می‌تواند با یک نگاه درست، باطن و حقیقت نامتناهی را در آن‌ها ببیند و نیاز به هیچ چیز دیگری ندارد. تمام مناسک و حرکات و سیر و سلوک و همه حرکت انسانی و همه دستورات و همه انبیا با تمام عظمتشان و تمام مکاتب با همه قدرتشان برای یک چیز آمده‌اند که انسان توجه‌اش به باطن برانگیخته بشود و از شرک و بت‌پرستی که سرتاسر زندگی ما را در برگرفته و دین‌داریمان که همه چیز را تخریب کرده ، فاصله بگیریم.

🔸️ همه این‌ها به یک اقدام بر می‌گردد. ما در این شب قدر، شب نوزدهم در این روز ضربت خوردن مولا علی علیه‌السلام باید ضربتی به خودمان بزنیم برای کنار گذاشتن این دیانت غلط و اقدام برای دیانت صحیح. راه را کوتاه کردن و درک و چشیدن این چیزی که در دعای ابوحمزه می‌فرماید: وَ أَنَّ الرَّاحِلَ إِلَیْکَ قَرِیبُ الْمَسَافَةِ. این مسیر کوتاه پیش روی ماست و همین امشب زمانیست که ما می‌توانیم تعهد دهیم و در آن سمت و در آن مسیر و شاه‌راه حرکت کنیم و خودمان را مورد خطاب مولا علی علیه‌السلام بدانیم: اعمَلوا رَحِمَكُمُ اللّه ُ عَلى أعلامٍ بَيِّنَةٍ: بندگان خدا، حرکتی بکنید، بر این نشانه‌های آشکار و روشن. فَالطَّريقُ نَهجٌ يَدعو إلى دارِ السَّلامِ: این راه حقیقت ، این اسلام حقیقی شاه‌راهی است که مسیرش باز است. و أنتُم في دارِ مُستَعتَبٍ: شما را به سوی سرزمین سلامت و راحتی و آرامش و درک و معنویت می‌برد در صورتی‌که الان در جهانی پر از تَعب، ناراحتی و سختی هستیم. اعمَلوا رَحِمَكُمُ اللّه: این خطاب ماست در این شب عزیز در این شب ضربت خوردن مولا علی علیه‌السلام و ما با تعهد خودمان می‌توانیم زندگی جدیدی شروع بکنیم بدون ترس از گناه و اشتباهات، بدون ترس از ضعف‌ها، بدون ترس از همه نقص‌هایی که داریم.

🔸️ شب نوزدهم رمضان ۱۴۴۵


فایل ها :


مخاطبه با قرآن (رمضان ۱۴۴۵ قمری)

فَاسْتَمِع لِما يُوحٰى‌ (طه: ۱۳)


بحث :


آخرین جلسات برگزار شده ؟
210 - 00
1405-05-06
نگارش برای انتخاب
209 - 00
1405-04-30
نگارش برای انتخاب
208 - 00
1405-04-23
نگارش برای انتخاب
199 - 00
1405-02-08
نگارش برای انتخاب
کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب این سایت تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.
با ما در شبکه های اجتماعی