جستجو
ورود کاربران
21 - شب سرنوشت (۳) (زیارت امین‌الله)


🔸️ «مَنَاهِلَ الظِّمَاءِ (لَدَيْكَ) مُتْرَعَةٌ» (فرازى از زيارت امين الله)

در زيارت امين الله آمده است كه چشمه‌هايى كه خداوند براى تشنگان معنويت آماده كرده است، در حال جوشيدن هستند. پس اين همه انسان تشنه لب و عطشان كه فرياد و ناله‌شان از سختى‌هاى مسير، زحمت‌هايى كه كشيده‌اند، اما به نتيجه نرسيده و از مشكلات معنوى و روحى چيست؟

🔸️ "اللّهُمَّ قُلُوبَ المُخْبِتِينَ إِلَيْكَ والِهَةٌ". اگرچه اين فراز را مخصوص اولياى الهى در نظر بگيريم، اما فرازهايى از زيارت امين‌الله، براى همه انسان‌هاست؛ "أَرْزاقَكَ إِلى الخَلائِقِ مِنْ لَدُنْكَ نازِلَةٌ"؛ رزق الهى پيوسته در حال نزول است و اين رزق، در درجه اول معنوى است. "وَعَوائِدَ المَزِيدِ إِلَيْهِمْ واصِلَةٌ"؛ نعمت هاى فراوان به صورت مزيد به بندگان مى رسد. "وَحَوائِجَ خَلْقِكَ عِنْدَكَ مَقْضِيَّةٌ"؛ آنچه كه خلايق از تو مى خواهند، حتما داده مى شود. "وَعَوائِدَ المَزِيدِ مُتَواتِرَةٌ وَمَوائِدَ المُسْتَطْعِمِينَ مُعَدَّةٌ"؛ سفره‌هاى رزق تو براى همه انسان‌ها آماده و در اختيار آن‌هاست.

🔸️️ پس اين همه مشكلات، سختى‌هايى كه در مسير معنويت متحمل مى‌شويم، اين فشارهايى كه به نتيجه نمى‌رسند، اين مناجات‌هايى كه از دردهاى درون سرچشمه مى‌گيرد و همه حكايت از مشكلات دارد، ناشى از چيست؟ اين‌ها تنها مختص ما نيست! هميشه اين گونه بوده است:

اَلا یا اَیُّهَا السّاقی اَدِرْ کَأسَاً و ناوِلْها
که عشق آسان نمود اوّل ولی افتاد مشکل‌ها

سادگى ابتدايى و راه درخشان عشق، چرا در اواسط مسير انسان، اين چنين سخت و ناراحت كننده و پر از مشكلات مى‌شود؟!

به بوی نافه‌ای کاخر صبا زان طره بگشاید
ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دل‌ها!

🔸️️ اين خون دل، جگرهاى پاره‌پاره و ناله و ضجه‌اى كه در مسير براى انسان‌هاست، براى اولياى الهى حاكى از بلايى است كه براى خود مى جويند و در آن غير از زيبايى و جمال نمى بينند؛ فرياد "ما رايت الا جميلا" سر مى‌دهند. اما براى ما چطور؟ اين‌ها براى ما پيوسته حكايت از ماندن، نرسيدن، موانع، گرفتار شدن، در جا زدن و بن بست است! چگونه است كه چشمه‌هاى جوشانى كه پيوسته از جانب خداوند براى ما در جريان است، همچون خورشيدى كه هر روز بر ما مى‌تابد، اين نعمت‌ها، به دست ما نمى‌رسد؟!

🔸️️ دليل اين‌ها براى انسان‌هاى مختلف، مى‌تواند متفاوت باشد. اما مهم‌ترين علت اين است كه ما مسير را اشتباه مى گيريم و فكر مى‌كنيم كه معنويت، يعنى آرامش، راحتى، رسيدن و لذت‌هاى معنوى؛ فكر مى‌كنيم كه معنويت يعنى لذت نماز را چشيدن و شاد و آرام شدن. در صورتى كه معنويت همين ناله‌اى است كه انسان مى‌كند و پيوسته اين ناله او را به سوى نامتناهى، مسير بالاتر و افق برتر رهنمون مى‌شود. حقيقت معنويت همين است.

🔸️️ اگرچه معنويت در بين راه شادى، خوشى، لذت‌هاى معنوى، آرامش و راحتى دارد، اما وقتى انسان به اين منزل‌هاى بين راه، عادت كند و به دنبال اين نعمت‌هاى معنوى و احساس رضايت، آرامش و لذت بردن از آن ها، از نماز، زيارت و... باشد، اين رضايت باعث درجا زدن او مى‌شود! راه حقيقت، به رها شدن از زندان است و براى انسان، پشت سر هم، زندانى، پس از زندان قرار دارد. ترك هر زندان و رسيدن به زندان بالاتر براى او راحتى و آرامشى مى‌آورد، اما به محض خو كردن به اين آرامش و شاد، خوشحال و مطمئن شدن به آن، محلى مى‌شود كه مسير برايش ادامه پيدا نمى‌كند.

🔸️ حركت انسان به سوى نامتناهى به آرام نشدن است؛ اين موج بايد پيوسته حركت كند، به محض ايستادن، موج نابود مى‌شود.

دل که از ناوَکِ مژگانِ تو در خون می‌گشت
باز مشتاقِ کمان‌خانهٔ ابرویِ تو بود

اين كمان عشق، براى كسى كه مى‌خواهد اين مسير را برود، پيوسته جگر انسان را پر خون مى‌كند و رفتن اين مسير، انتخاب خود ماست؛ هيچ كس را مجبور به رفتن نمى‌كنند.

🔸️️ همه مشكلاتى كه ما در مسير دچار آن مى‌شويم، بخشى از انتخاب ما و مهندسى كائنات است كه ما را به آن انتخاب بنيادين خود برساند؛ انتخابى كه بدون هيچ جبرى خودمان انجام داديم. از ابتداى هبوط انسان به اين جهان، پذيرش مسئوليت و همه چيز انتخاب خودمان است.

گفت خود دادی به ما دل حافظا
ما مُحَصِّل بر کسی نَگماشتیم

اين، خود انسان است كه انتخاب مى‌كند و پيش مى‌رود و غير از اين راه ديگرى نيست.

🔸️️ براى ادامه پيدا كردن اين حركت، بايد پيوسته در مسير، به هر مرتبه‌اى مى‌رسد، دل خوش نكند. در حالی كه ما فكر مى‌كنيم مسير حقيقت، عبارت از شادى و لذت‌هاى معنوى است و اين كه بتوانيم با تمركز و لذت عبادتمان را به نتيجه برسانيم. اما نقطه‌اى كه در آن، براى انسان، اين احساس به نتيجه رسيدن و شادى و رضايت حاصل شود، نقطه توقف و درجا زدن اوست و انسان بايد اين مسير را همچنان پيش برود تا پيوسته از مرتبه‌اى به مرتبه ديگر طى طريق كند.

🔸️️ طريق انسان همين مشكلات و ناراحتى‌هاست. اين، انتخاب بنيادين خود انسان است، اما وقتى وارد اين جهان مى‌شود و در گردونه زندگى روزمره قرار مى‌گيرد، فكر مى‌كند بايد از آن مسير فاصله بگيرد؛ لذا يا انتخابش را فراموش مى‌كند، يا اگر فراموش نكند، راه را اشتباه مى‌گيرد؛ سراب را به جاى راه مى‌گيرد! حقيقت معنويت، اين است كه انسان به هيچ دستاوردى دل نبندد. لذت‌هاى معنوى، وابستگى‌هاى شديدتر هم ايجاد مى‌كنند! هرگز اين طور نيست كه كسى كه به لذت معنوى شاد، دلخوش و اميدوار شود، مسيرش ادامه پيدا كرده است، بلكه آن فرد سرابى ديده كه او را متوقف مى‌كند و هرگز نبايد انسان اين مسير را برود، بلكه اگر حقيقت مسير را بيابد، چه بسا پيوسته دچار مشكلات زيادترى شود.

چو عاشق می‌شدم گفتم که بُردم گوهرِ مقصود
ندانستم که این دریا چه موجِ خون‌فشان دارد


فایل ها :


مخاطبه با قرآن (رمضان ۱۴۴۵ قمری)

فَاسْتَمِع لِما يُوحٰى‌ (طه: ۱۳)


بحث :


آخرین جلسات برگزار شده ؟
210 - 00
1405-05-06
نگارش برای انتخاب
209 - 00
1405-04-30
نگارش برای انتخاب
208 - 00
1405-04-23
نگارش برای انتخاب
199 - 00
1405-02-08
نگارش برای انتخاب
کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب این سایت تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.
با ما در شبکه های اجتماعی