🔸️ دعای سحر که همان دعای مباهله است و سفارش بعضی از بزرگان اخلاق و عرفان و دیانت این است که این متن کوتاه را در سحرها قرائت بکنید گویی برای انسان این را نشان میدهد که این عهد و پیمانی که ما در این رمضان در این شبها میخواهیم ببندیم نوعی مباهله با تمام کائنات است. اما کائنات در برابر و مقابل ما نیستند بلکه همراه و یاور ما هستند هر قدمی که در جهت انتخابهای بنیادین خودمان برمیداریم آنها با تمام قوا در خدمت ما هستند پس این مباهله با چیست؟
🔸️ مباهله با آن توهم غلطی است که ما از این جهان داریم و فکر میکنیم که در مقابل ماست. جهانی که در خدمت ماست وقتی که در ذهن بیمار ما ریخته میشود این توهم را پیدا میکنیم که ما با این جهان، اعضا و آدمهایش و ارکان آن در تصادمیم. تماما فکر میکنیم که توکل و توسل و توجه برای این است که آنها به ما توجهی کنند اما حقیقت معکوس است آنها تمام مدت در توجه به ما هستند و این ما هستیم که غافلیم. خورشید لحظهای در تابش خودش تردید و توقف ندارد این ما هستیم که مثل خفاش درون سیاهیهای خودمان میرویم و از آن فرار میکنیم اما حقیقت مباهله توجه به این نیروی عظیمی است که در وجود ما نهفته است.
🔸️ همانطور که در مباهلهی تاریخی میان پیامبر اسلام، بزرگان و نامآوران دیانت آن زمان که ادعا و پرچم دیانت را داشتند و در مقابل دیگرانی که بتپرست بودند و چیزی از دیانت نمیفهمیدند، بود. اینها این احساس و این ادعا را داشتند که دین در اختیار ماست. پیامبر با گروهی اندک، نه با یاران، نه با دیگران بلکه با اعضای اهل بیت خودش که یا فرزندانی کوچک بودند و یا زنانی که چندان نامآور نبودند به مباهله رفت. مباهله ی حقیقی بین همین چیزی است که در وجود ماست با جهان توهمی و توهمی که ما داریم و این حقیقت مباهله است. وقتی که مناجاتهای خود را نگاه میکنیم آن حقیقت انتخاب بنیادین را در نوشتهها و خواستههای خودمان میبینیم.میبینیم که در دسترس ماست.
🔸️ مباهله بین این حقیقتی است که از وجود ما در حال تراوش است و همین الان تراوش کرده و میبینیم که درحال رسیدن است. اما دنیای توهمی، دیانت توهمی، معنویت توهمی و هدف توهمی میخواهد ما را به جای دیگر ببرد. حقیقت دیانت و حقیقت معنویت و حقیقت مسیر همین چیزی است که در انسان جوشیده و نیاز به هیچ تغییری ندارد. نیازی به هیچ تفاوتی ندارد نیاز به رسیدن به چیزی نیست.
🔸️مباهله بین همین آتش سوزان، همین آتشفشان، همین دردها که بروز کردهاند، همین لذتی که طالب آن هستیم و میچشیم و دنیا و آخرت و هر چیزی که همین الان از وجود ما تراوش میکند همان حقیقت دیانت است و مباهله بین این حقیقت برخاسته و جوشیده و آتشفشانی که از وجود ما سرچشمه گرفته و در این خلوت و در این شب سرنوشت از عمیقترین لایههای وجودی، از عمیقترین خویشتن ما، عمیقترین ذات انسان برخاسته در مقابل تمام توهماتی که از فردا در زندگی روزمره به ما هجوم میآورد، است. اگر به این حقیقت درونی توجه داشته باشیم و توجه کنیم که دنیای بیرونی در تناقض با این حقیقت درونی است ما پیروزیم!
🔸️ از اینکه دنیای بیرونی ما را میگرداند، زندگی روزمره پیوسته درحال دورکردن و چرخاندن ما و ایجاد غفلت است، نباید واهمه داشت چرا که این ذات ماست که در حال مباهله است و هرگز ما را رها نمیکند. اگر ما خود توجه داشته باشیم و با دست خودمان به این ذات بی توجهی نکنیم واهمهای از زندگی روزمره نداشته باشیم و به سمت آن جایی که باید و شاید حرکت کنیم حتی اگر حرکت هم نکنیم و فقط توجه داشته باشیم به این حقیقت درونی و با دست خودمان مسیر را خلاف آن ترسیم نکنیم که این راه معکوس شود و توجه داشته باشیم که حقیقت همین است، همینی که بروز پیدا کرده نیاز به چیز دیگری نیست و ادامه آن ما را به مسیر می رساند. توجه داشته باشیم که از این درد و رنجی که امشب از درون ما همچون آتشفشان میجوشد و بیرون میریزد و ما را میسوزاند یا لذتی که همراهش است هیچ فرقی نمیکند هر چیز که میجوشد هم درد و هم لذت هم وصل و هم هجران...
یکی وصل و یکی هجران پسندد...
🔸️ اما آن چیزی که از درون میجوشد همان چیزیست که جانان پسندیده باید به سمت آن رفت چه درد و چه لذت، چه دنیا و چه آخرت... انسان شروع میکند در تناقض اینها به بافتن توهم دیانت و حقیقت و معنویت و این است که کار را خراب میکند مباهله بین این دو است و حقیقت مباهله توجه به این چیزیست که درون ما، زنده و جاری و ساریست و ما را تا بینهایت پیش میبرد و هیچ تردیدی در این نیست که تمام کائنات در خدمت ما هستند و دارند پیش میروند و باید به آفتها و کارهایی که در برابر آفتها میتواند ما را تقویت کند توجه داشت. در این دوره و زمانه برای کسانی که مسئولیت انسانی، دینی و معنوی خودشان را درک میکنند و به سمت آن میروند، خطرناکترین، بدترین و شایعترین آفت، افکار و اندیشههای متشتت، بیهدف و بینتیجه است.
🔸️ برای افرادی که در مسیر حق هستند و دارند تلاششان را میکنند این افکار متشتتی که به نام معنویت به نام هدف بر انسان غالب می شود یأسآور است و او را محزون میکند و انسان متشتت، بیهدف و بینتیجه میشود، اینها بدترین آفت این زمانه است. برای امثال ما که در مسیر افتاده ایم!! هر اندیشه، هر فکر، هر خوانش، هر الگوگیری و هر چیزی که اینچنین است و انسان را متشتت میکند و هدفی در انتهای آن نیست و نتیجهای از آن برای انسان حاصل نمیشود جزو این آفت محسوب میشود و این خطرناکترین آفت این جهان است.
🔸️ جهانِ ما، جهانِ انسانهایی که در مسیر افتادهاند و در مقابل آن بالاترین تقویت و بالاترین ابزار و بالاترین چیزی که به ما کمک میکند تعقل و توسعهی عقل است. تعمیق، تعقل و به کار گرفتن عقل در خلوتهای خودمان و با عقل امور را خود را بررسی کردن و متمرکز شدن و مراقبه و محاسبه و عمیق و عمیقتر کردن محاسبه تا اینکه ببینیم کجا هستیم و عقل ما چه میگوید؟! عقل، همین چیزی که ما داریم!!! نیاز به هیچ چیز دیگر نیست، نیاز به عقل فلسفی و عقل مشروط شده به انواع شرطهای دنیایی و آخرتی و شرقی و غربی نیست!!! همین عقل، این عقل محبت خداست و لشگری الهی!!! امشب ما باید تعهد بدهیم این تعهد ما حقیقت این مباهله است، تعهد به اینکه مسیر تعقل را و مسیر حقیقت انسانی را با تعقل و تعمق آن و توسعهی عقل پیش ببریم و آفت اکثری که همهی ما را در برمیگیرد و هر کدام از ما بخشی از آن راداریم افکار و روحیات و اندیشهها و باورهای متشتت، بیهدف و بینتیجه است که باید آن را کنار بگذاریم و اگر چنین بکنیم این مباهلهی حقیقی را امشب انجام دادیم که حقیقت تعهد ماست و بدون تردید نتیجهی آن به سرعت ظاهر میشود و تردیدی در آن نیست.