🔸️ وقتی انسان در چاه طبیعت، اجتماع، مشکلات و در تاریکیهای آن سختیها پنهان میشود، وقتی که خسته و سرگشته است و در زیر آوار مشکلات نهان شده، وقتی که اشکها جاری میشود و قلب میشکند و انسان میسوزد و خاکستر میشود، آن موقع هست که تمام کائنات بر انسان وحی میکنند که "لَتُنَبِّئَنَّهُم بِأَمۡرِهِمۡ هَٰذَا"؛ به انسان میآموزند و یاد میدهند که به زودی این برادران قاتل، این مشکلات، این کسانی که یوسف انسانی را در چاه پنهان کردهاند، از نتیجه کارشان آگاه میشوند و تو به قدرت میرسی. این سنت طبیعت است و سنت خداوند است و غیر از این راهی نیست.
🔸️ اما هر مقداری که انسان، یوسف خود را در این چاه نگه دارد، آن قدرت نهاییاش بالاتر و کاملتر است و هر چه که از این چاه سختی و مشکلات و سرگردانی و سوختگی و دلشکستگی و فشاری که به او میآید، شکسته بشود، تحمل کمتری کند، ناشکری بیشتری کند و درک کمتری از این موقعیت و از این سنت داشته باشد، آن نتیجه برای او کمتر خواهد بود. از سنتهاى الهی این است که "هُم لایَشعرون"؛ برای اینکه این امتحان و ابتلاء درست و کامل باشد، اولا برادران قاتل نباید مطلع بشوند و انسان هم اگر در تصرف این برادران قاتل هست، خود به خود نباید آگاه بشود، چرا که اگر آگاه بشود دیگر ابتلائی در کار نیست.
🔸️️ اما هر چه که این یوسف درون، پاکتر و خالصتر بشود و هر چه که این چاه را با آغوش باز و بیشتر و کاملتر بپذیرد، همان لحظه شعور به آینده پیدا میکند و درک میکند. هر مقداری که انسان نسبت به این سختی و مشکلات، تحمل، پذیرش، توانایی و ظرفیت بیشتری داشته باشد، این شعور کاملتر است و نتیجه نيز بیشتر. حتی برای کسانی که این ظرفیت را ندارند یا درک آن را پیدا نمیکنند، اما در درون خودشان این نیت را میکنند که اگر این، مرحله و مسیری در جهت رشد و حرکت آنهاست، اگر خواست خداوند است و این اجماع شرایط طبیعی برای این است که آنها را به عزیزیِ مصر درون برساند ما تسلیم هستيم.
🔸️ اگر این تسلیم بودن و استسلام، برای آن ها درست انجام بشود، نتیجه چنان معجزه آساست که به زودی به مرحلهای خواهند رسید که این مشکلات سخت و طاقت فرسا را حاضر نیستند برای لحظهای ترک کنند و از دست بدهند. حاضر نیستند این مشکل را لحظهای کم کنند و جایش، راحتی، رفاه و آسایش قرار دهند و این چیزی است که تجربه شده است و انسانهای بسیاری از این مسیر، به یوسف مصر درون رسیدهاند و فتوحاتی به دست آنها و به روحشان رسیده که فریاد زدند و با حسرت، دیگرانی که این تحمل را نداشتند دعوت کردند به سکوت و به آرامش در این چاه سختیها و مشکلات طبیعت و جامعه و خانواده و مسیر. این مسیر طبیعت است، این راهی است که انسان میتواند در آن، به بالاترین مراتب برسد و حرکت انسان وقتی که به این نتایج رسید ، آن وقت فتوحاتش چنان عظیم است که هرگز انسان باور نمیکند! هرگز!
🔸️️ وقتی انسان اين چاه و این مشکلاتی که برادران قاتل برایش میآورند، برادرانِ برادر کش، جامعهای که انسان را در آن مسیر قرار میدهد، همدینان و همکیشانی که بر انسان ظلم میکنند، آدمهايی که انسان را عقب نگه میدارند و کسانی که باید یار انسان باشند، اما معکوس با او عمل میکنند، را تحمل كرد، وقتی که نتایج کار آنها و تحملی که یوسف درونیاش در چاه کرد و از این نعمت و از توجه به آن گذر نکرد و مسیر را طی کرد و ابتلائات بعدی که گاهی سخت است و طاقت فرسا؛ از فشار غرائز، شهوات، ریاستها و مشکلات دیگر، این ها را تحمل کرد، آن وقت است که همه این مشکلات، نتایجشان آشکار میشود و انسان همه چیز، از ریاست، قدرت تاویل، وحی، پیامبری و همه چیز به تناسب خودش برایش ظاهر میشود.
🔸️ وقتی ظاهر شد، دیگر این فتوحات، این نتایج، این پیشرفتها و این گشایشهای درونی و بیرونی است که فوج فوج انسان را فرا میگیرد و این فرا گرفتنی است که خیلی متفاوت با آن رفاه اولیه است. کسی که این مصائب را گذرانده و بعد به آن فتوحات و گشایش و رفاه میرسد؛ رفاه ظاهری و باطنی كه هیچ تناسبی با کسی ندارد که این ابتلاء، این مشکلات، این چاه درون و این ظلم برادران قاتل را نچشیده است. اگر آن یک رفاه، اندک، سطحی، بی حاصل، بی نتیجه و بی معنویت است، این تماما معکوس است؛ با خیر دنیا و آخرت، ریاست باطنی و سلطنت درونی همراه است و چیزی به انسان میدهد که تا وقتی که نبیند و نچشد، هرگز نمیفهمد و نمی داند و درک نمی کند...