این حکمت زندگی اجتماعی رو توضیح میده. دنیا یعنی جامعه انسانی و ساز و کاری که در آن وجود دارد. در جهان تصادف و شانس نداریم و همه چیز جهان روی حساب است. اما اقبال و ادبار مبتنی بر آن را نمی توانیم درک کنیم.
اقبال یا ادبار دنیا در واقع وابسته به ظرف ماست. ممکن اسن در قالب تجارت، اقتصاد، شهرت، ازدواج و... بروز کند که شدت و ضعف اون متفاوته. مثلا ممکنه شهرت در حد خانواده باشه، یا شهرمان، یا کلا جهان و...
اقبال و ادبار دنیا، ظاهریه. زمانی که به کسی اقبال روی میاره، همه چیز حتی داراییهای بقیه هم به او نسبت داده میشه. همه ازش تعریف میکنن. کلی مرید داره. اگر نقدی هم کنیم، مریدان او با ما میجنگند. اما همین ادم اگر ادبار به روی اورد، همه چیز برعکس میشود. این مریدان با تبعیت از ظواهر شروع به بدگویی از او میکنند...
این فضای دنیاست و رفتارهای ماست که این دنیا رو میسازه و کاملا ظاهریست. در دستگاه افرینش هرچیزی سر جای خودش است.
بایستی مصداقهای این حکمت را در زندگی خود و بقیه پیدا کنیم که خودمان را تعدیل کنیم.