جستجو
ورود کاربران
1 - بازگشت به انتخاب خویشتن
انتخاب
انتخاب
۱- سرتاسر زندگی انسان آکنده از انتخاب است. انسان هرگز نمی‌تواند بدون انتخاب به زندگی خود ادامه بدهد. اگرچه بسیاری از این انتخاب‌ها در تقلید و تبعیت دیگران است، اما در واقع این خود انسان است که انتخاب می‌کند تا تبعیت کند و این، در هر حال انتخاب انسان محسوب می‌شود.

۲- انتخاب‌های انسان به خودی خود با یکدیگر هماهنگ نیست، اگرچه انتخاب کننده انسانی واحد است. انتخاب انسان تا حد بسیاری تحت تأثیر نگاهی است که به جهان، به خویشتن و به فضای انتخاب دارد و این نگاه در هر ظرف و شرایط و زاویه دیدی متفاوت است. به عبارت دیگر تمام اینها در لحظه انتخاب، زاویه دیدی به انسان می‌دهد که در هر انتخاب منحصر به آن است و در انتخاب‌های گوناگون نیز متفاوت است. بنابراین انسان در دو لحظه تفاوت، به سختی می‌تواند انتخاب واحدی داشته باشد.

۳- انتخاب‌های گوناگونی که انسان دچار آن می‌شود، برای انسان تناقض در زندگی را به ارمغان می‌آورد و تناقض در درون انسان، فرد را دچار گرفتاری‌های فراوان می‌کند. در مکاتب و علوم روانشناختی به اشکال مختلف به این تناقض‌های درونی می‌پردازند و هر کدام ریشه‌ها، مختصات و نام‌هایی برای آن بر می‌گزینند. از تعدد و تضاد شخصیتی تا مذبذب بودن، تا قابلیت انعطاف و بسیاری از برچسب‌های مثبت و منفی که برای تعبیر از آن استفاده می‌شود.

۴- چه این برچسب‌ها درست باشد یا خیر، و چه سرچشمه‌های ذکر شده در این مکاتب قابل قبول باشد یا خیر - عمق وجود انسان منشأ تناقض‌های بسیاری است که نتیجه آن در سطوح مختلف شخصیت انسانی ظاهر می‌شود که هر کدام از تعابیر و تحلیل و تفسیرهای مکاتب مختلف قدیم و جدید به بخشی از آن می‌پردازند و هیچکدام به تمامی آن توجه نمی‌کنند.

۵- اصل وجود این تناقض در انتخاب و "آثار فراوان و ماندگار" و "زندگی‌ساز و زندگی‌سوز" آن را باید بخشی از طبیعت زندگی انسان در این نشئه دانست و نمی‌توان آن را منفی و نادرست دید. طبیعت زندگی انسان در این جهان همراه با گرفتاری در تکثرها و تعدد زوایای دید است و این زوایای مختلف باعث این حالات متناقضِ درون انسان می‌شود که از انتخاب‌های متعدد او سرچشمه می‌گیرد.

۶- تکثرهای عرضی و طولی و زمانی و مکانی و غیر آن، در تعدد و تفاوت و تناقض انتخاب‌ها موثر است. تفاوت‌های طولی از مراتب مختلف وجود انسانی سر چشمه می‌گیرد. یک انسان در عمق وجود و شخصیت خود دارای برگزیده‌هایی است که در زندگی او تأثیرات بنیادین دارد؛ تأثیراتی بشدت ناخودآگاه که بدون کاوش‌های عمیق وجودی قابل درک وکشف نیست و مراتب سطحی‌تر آن با تحقیقات روانشناختی قابل درک است.

۷- انتخاب هر چه که عمق بیشتری داشته باشد از تکثر و تناقض کمتری برخوردار است و به وحدت و یگانگی نزدیک‌تر است، اما به دلیل ناخودآگاه بودن می‌تواند تعارض بیشتری با انتخاب‌های غیر عمیق داشته باشد و این مهم‌ترین تناقض انتخابی انسان است: “تعارض انتخاب‌های عمیق –مخصوصاً انتخاب بنیادی- با انتخاب‌هایی که در مراتب دیگر توسط انسان صورت می‌گیرد.” وقتی نوبت به انتخاب‌های روزمره و عادی زندگی انسان می‌رسد، این تعارض با بالاترین حد خود نمود پیدا می‌کند، چرا که انسان چیزی از انتخاب بنیادین خود به یاد نمی‌آورد و حتی در اکثر موارد افراد پس از شنیدن نام انتخاب بنیادین، بعضی از تمایلات روانی و روحیِ کلان زندگی خود را بجای آن می‌گیرند.

۸- تکثرهای عرضی همان انتخاب‌های عادی است که انسان در طول زندگی در شرایط و حالات و زوایای گوناگون برمی‌گزیند. تعدد و تکثر این انتخاب‌ها برای همه انسان‌ها وجود دارد و بصورت دقیق هیچ دو انتخابی مانند هم نیست. اکثر این تفاوت‌ها به دلیل اندک بودن، قابل توجه و شناسایی نیست اما برای اکثر افراد در مواردی این تفاوت‌ها قابل توجه و مساله‌ساز می‌شود. با اینکه توجه به این انتخاب‌ها و درک و مقایسه آنها عمل شاقی نیست، اما تصمیم‌گیری بین این دو عموماً با اشکالات فراوان مواجه می‌شود. دلیل مشکل، این است که انسان بین دو انتخاب که هر دو سطحی و خودآگاه و روزمره هستند، قرار می‌گیرد و در این حالت بدون دخالت انتخاب‌های عمیق نمی‌توان تصمیم گرفت. در واقع آنچه که قاضی بین دو انتخاب و تعیین کننده اولویت و درستی یکی از آنهاست، انتخاب عمیق و هویت‌سازی است که عمیق‌تر و سرنوشت‌سازتر است و درک این انتخاب بسادگی صورت نمی‌گیرد.

۹- انتخاب تقصیرکاری جهان: اولین عکس‌العمل انسان در مواجهه با تناقض انتخاب‌ها این است که جهان بیرونی را مقصر و مانع و عامل همه مشکلات می‌داند. تفاوتی در نوع عامل خارجی و فردی و خانوادگی و اجتماعی بودن آن نیست. همچنین منظور این نیست که عوامل بیرونی مقصر نیستند و نقش و جایگاهی ندارند. منظور این است که عکس‌العمل انسان در این مرتبه، بر تمرکز به ضدیت و مخالفت و کینه با عامل بیرونی است و این بالاترین حجم از حالات و روحیات را برای او به وجود می‌آورد. نمونه این مرتبه را باید در میان هواداران جریانات سیاسی در کشور ما جست که نیرو و توان و تمام ظرفیت خود را صرف ناسزاگوئی به مخالفان سیاسی خود می‌نمایند و آنها را مقصر در این شرایط می‌دانند. بدون این زیربنای روحی، فرد نمی‌تواند این حجم از ضدیت را به فعلیت رسانده و آن را وارد زندگی روزمره خود نماید.

۱۰- انتخاب پذیرش اجباری: دومین مرتبه برای کسانی است که بتوانند از  این بغض و عداوت انفعالی خود را خلاص کرده و آن را در محدوده تعقل و شناخت خود زندانی نمایند. این افراد بطور طبیعی به قدرت خود توجه کرده، اما تمام نیروی خود را به تسلیم کردن عامل بیرونی و یا تسلیم شدن و پذیرش خود معطوف می‌دارند. مانند فردی که منشأ مشکلات را تنها در خانواده یا همسر خود می‌داند و تمام نیروی خود را انحصاراً برای تغییر او بکار می‌گیرد و یا اینکه از آن مأیوس شده سعی در بکارگیری روش‌هایی مانند "پذیرش" و تسلیم می‌نماید. در این دو نوع مرتبه (شماره‌های ۹ و ۱۰) انتخاب انسان و تصوری از دوراهی هم وجود دارد اما انتخاب بین دو راهی است برای کینه بیشتر و هلاکت شدیدتر، و عملاً انتخاب انسانی در آن وجود ندارد.

۱۱- انتخاب عقلانی اما محدود: در مرتبه بعدی، افرادی قرار دارند که در عین درک این دو واقعیت قبلی، آن را در حیطه عقلانی قرار می‌دهند و توانائی این را پیدا می‌کنند که قدرت انتخاب خویش را درون خود بینند و بدانند که در این شرایط سختی که قرار گرفته‌اند، بیش از یک امکان انتخاب دارند. گرچه در این مرتبه افراد قدرت انتخاب خود را متوجه می‌شوند اما این امکان بیشتر بیرونی است و در واقع "زندان تناقض انتخابی" تنها کمی بازتر و وسیع‌تر شده است و آنها مجبورند در محدوده همین زندان انتخاب کنند و نه فراتر از آن.

۱۲- انتخاب درونی اما متعارض: کسانی که از این مرحله به مدد عقل عبور کنند، خود را در معرض انتخابی درونی‌تر می‌بینند. در اکثر موارد فرد خود را در معرض دو راهی‌هایی می‌بیند که در لایه‌های عادی زندگی او ریشه دارد و فرد باید انتخاب کند مثلاً بین دنیا و آخرت؛ بین ماندن در این کشور و رفتن؛ بین ازدواج با دو نفر که شرایط متضادی دارند؛ بین شغل‌های مختلف؛ بین دو مسیر زندگی و دو راهی‌هایی شبیه به آن. در هر دو مرتبه شماره ۱۲ و ۱۱، افراد در معرض انتخاب و دو راهی قرار دارند اما در شماره ۱۱، خود را بین دو راهی می‌بیند که انتخاب درونی او هیچ نقشی در گزینش ندارد. در شماره ۱۲، فرد باید انتخاب درونی انجام دهد و بعد نتیجه آن در بیرون مشخص می‌شود. مثلاً -به خیال خود- ترجیح می‌دهد که یک امر دنیائی را می‌خواهد یا آخرت خود را. نیز در گزینش برای ازدواج، تفاوت دو نفر در ملاک‌هایی است که با هم تناقض جدی دارند (مثل ثروت و معنویت) و فرد مجبور است یکی از این دو را برگزیند.

۱۳- در شرایط شماره ۱۲، چه بسا فرد به خود می‌قبولاند که "من انتخاب مرکبی کرده‌ام و هر دوی این اهداف –بظاهر متضاد- در همین انتخاب‌های سطحی –و بدون رجوع به انتخاب بنیادین- قابل جمع هستند" و برای خود مصادیق فراوانی از انسان‌های دیگر فراهم می‌کند که اثبات این معنی نماید. در واقع برای "فرار از این تناقض"، فرد از روی عمد یا بدون قصد، "درهم تنیدگی جهان واقع" را فراموش می‌کند و انتخاب‌های متضاد را در یک ردیف قرار می‌دهد و طبیعتاً چون امکان آن در عالم واقع نیست به تعارض با جهان هستی، یا افراد انسانی و یا آسمان و زمین می‌پردازد. مانند کسی که ظلمی آشکار را می‌بیند و می‌داند که وظیفه اعتراض دارد اما هزینه این اعتراض برای او سنگین است و برای جمع این دو به "صلح امام حسن" استناد می‌کند. یا بر عکس جائی است که وظیفه سکوت دارد اما کینه و خشم بر او غلبه نموده و قدرت تحمل ندارد و برای اقناع خود به "قیام امام حسین" استناد می‌کند.

۱۴- در این نقطه گاهی افراد برای رجوع به انتخاب‌های بنیادین اقدام می‌کنند اما اموری سهل و ساده را بجای آن می‌گیرند و راه خود را سهل و راحت می‌کنند؛ مثل اینکه عالم ذر یا هر انتخاب برتر را مانند "جهان زمانمند" که قبل از این رخ داده و تمام شده، فرض می‌کنند. همچنین در بسیاری از موارد تمایلات و غرائز کلان و کلی را بجای انتخاب بنیادین گرفته و آن را همچون شمشیری افراشته در مقابل همه ابهامات و سوالات عَلَم نموده و امکان تعمق و فرو رفتن در خویش را از خود سلب می‌کنند.

۱۵- انتخاب‌های بنیادین، عمیق‌تر و موثرتر و کوبنده‌تر از اینهاست و آثار آن "ناخوداگاه، اعلام نشده و درازمدت" اما "قطعی" است. این انتخاب‌ها از آنچه روان‌شناسی مدرن می‌کاود و بعنوان ریشه‌های عمیق بیان می‌کند، به مراتب "عمیق‌تر و در عین حال زنده‌تر و تعیین کننده‌تر" است. تفاوت بسیار مهم آن با ریشه‌های روان‌شناسی، "انتخابی بودن انتخاب‌های بنیادین" است.

۱۶- گرچه درک انتخاب‌های بنیادین با کاوش‌های عمیق روحی و وجودی ممکن است، اما چند روش می‌تواند ما را کمک کند. این روش‌ها به انتخاب‌های بنیادین نمی‌رسند، اما انسان را از گرفتاری در مراتب قبلی باز می‌دارند و زمینه را برای کاوش‌های وجودی آماده می‌کنند. در واقع کسی که این مراتب را طی نکرده باشد، امکان رسیدن و موفق شدن در کاوش‌های وجودی در این مورد را نخواهد داشت.

۱۷- روش‌هائی که به ما کمک می‌کنند که به انتخاب‌های شخصی خویش باز گردیم، شامل این موارد است:

اول- معطوف کردن توجه خود از دیگران و فضای بیرونی به خود و زندگی خویش. برای این کار ابتدا باید تقصیر دیگران را از توانائی‌های خود جدا نمود و پس از آن خود را با ابزارهای مختلف از فضا بیرون کشید؛

دوم- کنار گذاشتن تخیلات و رویاها، و وارد دنیای عینی شدن و "وادی عینیت" را دیدن و "در هم تنیدگی" آن را مشاهده کردن؛

سوم- به کار گرفتن روش "رد شدن از قالب خواسته‌ها" و دیدن و مشاهده کردن عمق آن.

چهارم- پیداکردن شرایط جانبی که انسان توجه به آن ندارد. شرایط جانبی که فرد می‌تواند اهداف خود را در آن ببیند و در ظاهر از انتخاب او دور است؛

پنجم- تست کردن عملیِ انتخاب‌های خود برای دور شدن از رویاها و وارد دنیای عینی شدن و از قالب و کلیشه‌های خود بیرون آمدن؛

ششم- استفاده از حرکت معکوس.

۱۸- این روش‌ها را نباید مانند کلیشه‌های حتمی در نظر گرفت، بلکه برای هر کسی ممکن است متفاوت باشد و انسان باید با آزمودن روش‌های مختلف و در نظر گرفتن هدف نهائی، فضای متناسب با خود را بیابد. هدف نهائی در این روش‌ها "رها شدن انسان از فضای زندگی خود و امکان نگاه کامل‌تر" است تا بتواند به انتخاب‌های خود بصورت کامل‌تر و عمیق‌تر بنگرد. نجات انسان از زندگی روزمره و گرفتاری‌ها و حب و بغض‌های آن، و رهائی او از بینش و باوری که فضای زندگی بر او تحمیل کرده "مقدمه ضروری" برای رسیدن به این وضعیت است.

۱۹- اما این مقدمه ضروری به تنهائی "شرط کافی" برای رسیدن به عمق انتخاب‌های انسانی نیست و این تنها شرایط آماده‌ای است که انسان را از حالت عکس‌العملی خارج می‌کند و امکان تنفس و زندگی بهتری را به او می‌دهد. بنابراین رسیدن به "هویت عمیق انسانی و انتخاب‌های بنیادین او" نیازمند "کار عملی و کاوش وجودی" کامل‌تر و درازمدت است.


فایل ها :


رسالۀ عملیّه (۴)

دورۀ چهارم رسالۀ عملیّه


بحث :

1 - 1402-12-12 گفت‌وگو مشاهده فایل ها :

آخرین جلسات برگزار شده ؟
52 - طور: ۴۸
1405-06-29
رسالهٔ عملیّه (۶)
59 - دعای چهاردهم صحیفهٔ سجادیه
1405-06-28
رسالهٔ عملیّه (۶)
58 - سخت خاک‌آلود می‌آید سخن...
1405-06-21
رسالهٔ عملیّه (۶)
57 - توضیح کاری که باید انجام شود
1405-06-14
رسالهٔ عملیّه (۶)
کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب این سایت تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.
با ما در شبکه های اجتماعی