جستجو
ورود کاربران
0 - مقدّمات


۱- قرآن منبع بی‌کرانی است که هر انسانی می تواند گمشده ای را در آن جستجو کند و هر جوینده ای به تناسب درخواست خود یافته ای را به دست خواهد آورد. ما برای «زندگی کردن» به زیارت این اقیانوس بیکران آمده ایم و اگرچه تا کنون سردرگمی ها، تردید ها و سرگردانی های بسیار کشیده ایم، اما «زسرحد عدم تا به اقلیم وجود این همه راه آمده ایم». جهان برتری که در ورای این ظاهر اندک وجود دارد، پیوسته ما را به تلاش و کوشش بیشتر می خواند و ما هرگز راهی برای یاس و امکانی برای بازگشت نداریم و از این دنیای نامتناهی با عمق فراتر از بی نهایت باز نخواهیم گشت.

۲- این تلاش و کوشش ما از جنس قرآن پژوهی، علوم دانشگاهی و حوزوی نیست؛ از نوع آنانی که با ذهن و علوم ذهنی، و پژوهش های اندیشه ای وارد عمل می‌شوند و نیت درک منطقی و مفهومی این مجموعه، حل کردن معضلات تاریخی و کلامی و تردیدهای عمومی آن را دارند. ما با وجود و سیر وجودی خود به مواجهه با این عینیت هستی می رویم و امید داریم که با نگاه به خویشتن بتوانیم در محضر این متن قدسی به حقیت خویشتن و جهان، «گامی و تنها گامی» نزدیک تر شویم.

۳- زندگی انسانی و «چون انسان بودن» بستر اصلی مواجهه با قرآن است. هرچه انسانی تر زندگی کنیم، نیاز و برداشت ما از این متن بالاتر و کامل تر خواهد بود. اما زندگی کردن غیر از نفس کشیدن است؛ زندگی یعنی عمل کردن و اجرا کردن و به میل خود برای «چون انسان بودن» جامه عمل پوشیدن. ممکن است انسان در شبانه روز تنها دقایقی زندگی داشته باشد و این به همان مقداری است که فرد به خود تکانی می دهد و تغییر می کند. هرچه که این بستر قوی تر باشد و هرچه ما با میل و عمل و شدیدتری به سوی قرآن رویم، دریافت ما از این حقیقت برتر، عمیق تر و کامل تر خواهد بود.

۴- تعالیم و آموزش های رائج، نگاه های مثبت و منفی برآمده از فضای اجتماعی و تبعیت های مدافعانه و مخالفانه از قرآن می تواند عامل منفی برای ارتباط با حقیقت قدسی قرآن باشد. باید بتوانیم برای مواجهه با این حقیقت، تمامی جهان بیرونی، ارزش ها، هنجارها و آموزش های آن را ترک کنیم و با توجه به خویشتن و به نیت زندگی حقیقی و به قصد توجه به نفس و بازگشت به خویشتن حقیقی در محضر قران قرار بگیریم و از جهانی که زندگی روزمره و تمامی جهان بیرونی برای ما ساخته است، فاصله بگیریم.

۵- عقل سلیمی که در وجود همه ما هست و هیچ نیازی به تبعیت از هنجارها و آموزه های بیرونی ندارد، بهترین منبع و مرجع برای درک قرآن است و نباید چیزی جایگزین آن شود. عقل سلیم یعنی همان برداشت ابتدائی و عادی و بدون نگاه به هر مرجع و منبع و بدون تبعیت از هر قطب فکری که در پی القای اندیشه ها و افکار خود است.

۶- رسیدن به این شیوه از درک قران و دریافت مفاهیم برتری که رخ خواهد داد، در کنار فاصله گرفتن از روش ها و عادات سابق بدون استمرار و گذشت زمان ممکن نخواهد بود. کسانی که برای این مسیر آماده اند، باید رنج ابتدائی و ناکامی های اولیه و سختی های آن را تحمل کنند. امکان ندارد بدون استقامت در این مسیر و تداوم حضوری، این چنین در محضر قرآن به نتیجه دسترسی پیدا کنیم. در این مسیر چه بسا دچار توقف ها و آسیب های جدی شویم که بدون تحمل آن نتیجه ای حاصل نخواهد شد.

۷- آنگاه که نیازمند توجهی عمیق تر هستیم، مشکلاتی بیشتری در پی خواهد بود. باید همه علوم و معارف و اندیشه ها را در خود را متوقف کرده و در «سیاهچاله بی فکری» به جهل خود از قرآن اعتراف کنیم، در چاه درون فرو رویم تا اقیانوس مواج و بیکران قرآن با «موجی عمیق» ما را به دنیای جدید رهنمون سازد. در این حالت نباید از هیبت ظاهری این «انکار و ترک و جهل» ترسید و لازم است دستور العمل انسان برای تمرکز روشن باشد؛ همان که «توجه به نفس» خوانده می شود . یعنی انسان به خودش توجه کند و این توجه را ادامه دهد و چون تحت تاثیر تلاوت است خودبخود «خویشتن در حضور قرآن» مورد توجه قرار می گیرد. چه بسا در این حالت، نگاه انسان به قرآن مثل کتاب رازآلودی باشد که انسان چیز درستی از آن نمی فهمد و یا فهمش آنقدر اندک است که ثمره ای ندارد، یا آنچه از آن درک می کند همچون توضیح واضحات است که مفهوم ارزشمندی ندارد تا انسان برای این مفهوم خود را معطل کند. بنابر این نگاه او به قرآن به عنوان دنیایی است که «از ان چیزی درک نمی کند و نمی داند» و وقتی آن را در دست می گیرد چونان «محموله ای کمر شکن و دردناک و عذاب آلود» است که از آن بازمانده و نمی داند چه کند. نه ممکن است که آن را درک کند و نه می تواند آن را نادیده بگیرد؛ همچون کتابی اسرار امیز که تمام اسرار جهان در آن است و کشف یک رمز آن تمام زندگی را بر هم می زند.گاه تعجب می کند که چرا چنین عالمی از «اسرار و علوم و هستی های نامتناهی» باید در دست انسان حقیری چون او قرار گیرد و زمانی از بزرگی خویشتن در شگفت است که چه «امانتی» را به او سپرده اند...

چه بسا در همین عوالم پر رمز و راز «سکوت و توجه به نفس و تسلیم در مقابل این عظمت غیر قابل دسترسی قرآن»،، سرّ و رازی شکفت انگیز فاش شود!

۸- روشن است که این اسرار می تواند برای هر کسی آشکار شود به شرط آن که تمام آنچه که می فهمد را قبل از حضور در این «معبد قرآنی» دور بریزد و این دور ریختن تصنعی و تقلیدی نباشد و البته چنان لذتی برای انسان رخ می دهد که دیگر به گذشته بر نخواهد گشت. او باید از دنیای خودش و نیز از «قرآنی که تا کنون میدانسته» و از تمام زحماتی که برای درک آن کشیده به جد و راستی «استغفار» کند و از تلاش برای درک قرآن با «درک و عقل خود» حقیقتا «شرمسار» باشد و آنگاه با اندکی «تمرکز و رها شدن از انبوه تخیلات بی حاصل»، چنان در عالمی دیگر فرو می رود و می فهمد که قران چیست؟ خودش کیست؟ و آنچنان لذتی را تجربه خواهد کرد که حاصل حضور بی واسطه در محضر قرآن است. در این حالت انسان نمی خواهد از این خلسه ناشناخته بیرون بیاید و در حالتی معلق، در آستانه «معبدی مه آلود و مبهم» که برآمده از «رمزی از رموز قرآن» است، معنی و مفهوم «دعوت و ضیافت» را درک خواهد کرد.

🌙 تذکّر ضروری:

۱- این جلسات تمرین و آزمایش عملی «رودررویی با قرآن» است که به صورت نظری در جلسه ۵۸ رساله عملیه ۲ توضیح داده شده است. دوستان می توانند فایل صوتی و متن چکیده آن را در کانال رساله عملیه ۲ استفاده نمایند.

۲- برای مخاطبه با قرآن باید علاوه بر آزاد کردن ذهن و فکر و روح، در محیط ایزوله ای قرار گیرید و در هنگام استماع قران نه از مشغولیت مزاحم بلکه از هر نوع مشغولیتی خودداری کنید. علاوه بر ایزوله فیزیکی و بیشتر از آن، کنار گذاشتن هر نوع تحلیل و تفکر و توجهی است که می توانید به آیات قرآن، ترجمه و تفسیر آن داشته باشید. به عبارت دیگر باید تمام اینها را کنار بگذارید و همچنین به طور کلی کنار گذاشتن تمامی آنچه که تا کنون درباره دیانت، قرآن و معنویت آموخته اید؛ کنار گذاشتن جهان معنوی و مادی که در آن زندگی می کنید -تنها در ساعتی اندک و در هنگام استماع- که ممکن است کاری دشوار به نظر برسد اما شما هر مقدار که برایتان مقدور است انجام دهید.

۳- باید توجه داشت که بعضی از افراد ممکن است به هر دلیلی مانند مشکلات خانوادگی و مسئولیت فرزند، امکان فراهم کردن محیط ایزوله به این معنی را نداشته باشند. همچنین ممکن است محیط های ایزوله و تنهایی های مفرط برای آ نها آثار منفی ایجاد کند؛ مثلا دچار خواطر شدید بشوند، و نه تنها تمرکز آنها بیشتر نشود، بلکه آن مقدار تمرکز که در جمع داشتند را نیز از دست بدهند یا مشکلات پیش بینی نشده دیگری داشته باشند که از کنترل آنان خارج است. در چنین شرایطی از محیط های ایزوله نسبی استفاده کنند، که در متن «کم کردن درجه خلوت» توضیح داده شده است. بدین ترتیب فرد از موانع و مزاحمت خلوت نه تنها دور می شود، بلکه بعضی از آنها را انتخاب کرده و به جای دور شدن از مانع، تمرکز خود را بر روی آن قرار داده و از آن برای ِتمرکز بیشتر استفاده بهینه می کند. به عنوان مثال شمعی را در نظر بگیرید که انسان در خلوت و تمرکز خود تمام توجه خود را بر روی آن قرار می دهد و در حالی که تاریکی کامل باعث افزایش خواطر او می شود، توجه به این شمع همچون ابزاری است که با استفاده از آن مابقی خواطر و ذهنیات مهاجم را دور می کند. این شمع به او یک خلوت نسبی می دهد که برای این مرحله از تمرکز انسان، کامل و تمام است. با این روش نه تنها محیط متمرکز برای فرد ایجاد شده، بلکه چه بسا در چنین شرایطی فرد قادر به تمرکزی بسیار قوی تر و محکم تر بشود. در این خصوص لطفا به فایل «کم کردن درجه خلوت» رجوع کنید.

تذکر ویژه: اگرچه محیط ایزوله بسیار اهمیت دارد و شلوغی های ظاهری مانع هستند؛ اما: اگر در فضای خانواده هستید، مخصوصا اگر «کودکان همراه شما هستند» آنها را چون معصومانی الهی ببینید و نه موانعی دنیایی! آنان را اکرام کنید «شاید که به حرمت آنان آسمان بر ما ببارد …».

🍏 کم‌کردن درجه‌ی خلوت

گاهی انسان در مراقبه دچار مشکل می شود به این صورت که با خلوت افکار زائد بیشتر هجوم می آورند و نه تنها با خلوت فیزیکی او به خلوت فکری نمی رسد بلکه آنچه که در حالت عادی در ذهن نداشته در وقت خلوت به او هجوم می آورند و در واقع وضع او بدتر از قبل هم می شود و از خلوت فکری فاصله بیشتری می گیرد. این وضعیت و چگونگی آن و راه حل ها برای افراد و وضعیت های مختلف فرق می کند و نمی توان حکم کلی برای افراد داد: برای بعضی باید ترک خلوت را توصیه کرد و برای بعضی تغییر آن و نیز راه حل های دیگر. اما در این میان تکنیکی وجود دارد که برای همه قابل استفاده است و می توان از آن برای بعضی امور استفاده کرد.

به طور طبیعی انسان در خلوت سعی می کند که تمام جهان خود و تمامی امور بیرونی را کنار بگذارد و تنها باشد و بدون فکر و بدون هیچ زائدی. اما می توان درجه خلوت را کاهش داد به این صورت که یک موجود یا بخشی از جهان خود یا هر چیز دیگر را در خلوت خود سهیم کرد و از آن به عنوان ابزاری برای بیرون کردن مابقی امور استفاده کرد. این شریک خلوت انسان می تواند یک فکر یا ذکر یا شئی بیرونی یا خوردنی یا نوشیدنی یا حتی یک شمع و یا هر چیز دیگری باشد که این اثر را دارد. در این حالت انسان به جای اینکه تمام اشیا و افکار را بیرون بریزد نیروی تمرکز خود را بر روی چیزی یا بخشی از این امور تنظیم میکند و انگار که تنها آن را هدف گرفته و قصد دارد آن را نگاه دارد. در این حالت تمام امور دیگر کنار گذاشته و ترک می شوند و دنیای ذهنی انسان ناگهان با یک کاهش شدید حجم و مشغولیت روبرو می شود و مانند شوکی ذهن و روح انسان را از ان آلودگی و اشتغال قبلی نجات میدهد و همان اثر خلوت را خواهد داشت بلکه در ابتدا اثر آن بر روی انسان شدیدتر و کامل تر است.

اینکه چه چیزی را انسان به عنوان شریک خلوت انتخاب کند و چگونگی استفاده و چگونگی توجه، کاملا اختیاری و مربوط به نتیجه آن است. حتی ممکن است توجه به شریک به صورت مستقیم نباشد و حالت ضمنی داشته باشد مثلا انسان گاهی اگر در تاریکی خلوت کند خواطر به او هجوم می آورند اما روشن کردن یک شمع این هجوم را از بین می برد حتی اگر به آن توجه نکند.

🌱 نقش ذهن و کار ذهنی در مخاطبه با قرآن

ارتباط مستقیم و مخاطبه بدون واسطه با قران یک خط است و قران پژوهی و تمرین ذهنی برای درک و تفسیر قران و هر کار ذهنی و فکری بر روی قران خط دیگری است: در اوایل مسیر ارتباط با قرآن، چگونگی این دو خط بستگی به ذوق انسان دارد و هر راه و هر خطی از این دو که برای انسان باز شود باید ان را غنیمت بداند و بدون تردید از ان استفاده کند اما در اواسط راه این دو جریان موازی هم هستند و هیچکدم به دیگری کمک نمی کنند و در مراحل بعدی این دو به هم کمک می کنند و هر کدام را که انسان قوی تر باشد مسلط بر دیگری است اگر مانند المیزان باشیم تفسیر ما رنگ شهود و ارتباط مستقیم با حقیقت قرانی می گیرد و اگر مانند بعضی دیگر باشیم زنگ ارتباط ذهنی غالب بر خط دیگر می شود.

این دو خط با هم در یک اندازه از ارزش نیستند: ان یکی توجه حقیقی به قران است در حالی که معلومات و پژوهش های ذهنی و خواندن تفسیر به صورت علمی تنها مقدمه ای است که انسان را با ظواهر قران اشنا می کند بنابر این اگر در مورد قران راه توجه به حقیقت قران و تدبر در ان و مخاطبه حقیقی باز است، نباید به هیچ وجه آن را از دست بدهد و نباید کاری بکند که این مخاطبه و توجه عملی به قران از دست برود و یا تضعیف شود بلکه باید اسباب تقویت ان را فراهم کند.

اما همه اینها دلیل نمی شود که به علوم ظاهری بی توجه باشیم و از تحصیل و کسب علوم ظاهری قران خود را بی بهره کنیم و این دو خط به موازات هم می تواند ادامه یابد اگرچه از جهت ارزش با هم مساوی نیستند. گاهی بی توجهی به علوم ظاهری ممکن است انسان را در مواقع حساس از ابزار و لوازم مورد نیاز محروم کرده و مشکلاتی را برای انسان فراهم کند. بنابر این نباید از ان غفلت کرد.

اما در مورد نماز، توجه به حقیقت نماز که همان بازگشت به خویشتن نامتناهی است، اصل است که طریق اصلی خداشناسی است و بدون ان نمازی در کار نیست و به هیچ صورت نباید بدون توجه به حقیقت نماز روز خود را طی کرد اگرچه تا مدتها این مسیر به نتیجه نرسد -حتی نتایج ابتدائی- و لازم است که انسان با تمرکز درست بر نماز پیوسته به این سو حرکت کند.


فایل ها :


زندگی با قرآن

قرآن همه‌‌ی عالم است؛ با تمام اشیاء و حوادث و خالق و مخلوق و غیر آن. قرآن همه‌ی چیزی است که خداوند درباره‌ی تمامِ عالم می‌خواهد بگوید. همه‌ی جزئیاتی که ما در آن هستیم، و همه‌ی کلیات، گذشته و آینده؛ هر چیزی که رخ خواهد داد و هر چه باید رخ دهد. هر چه که می‌تواند رخ دهد و هر چه که نمی‌تواند رخ دهد. شما به محض این که توجه به قرآن می‌کنید و به این رابطه تمرکز و توجه پیدا می‌کنید، به مقدار توجه و تمرکز خودتان، با تمام این «حقایق» و با این «عالم» یکی می‌شوید. وقتی وارد «عالم قرآن» شدید، هر چه تمرکز شما بیشتر شود، این وحدت بیشتر تحقق پیدا می‌کند. هر چه که به این رابطه بیشتر توجه کنید و تمرکز در آن داشته باشید، این وحدت را بیشتر احساس می‌کنید. آنچه که در این میان، پس از فهم این رابطه و درک آن، مهم است، این است که شما در مقابل آن تسلیم باشید. این حوادث ممکن است مثبت یا منفی باشد. ممکن است خواب‌آلودگی یا نشاط یا شرایط دیگر باشد. حتی تشتت‌ها و بن‌بست‌ها و رکودهایی که در اثر این رابطه و در حین توجه به آن ایجاد می‌شود، از این قاعده استثناء نیستند. اگر انسان توجه کند که آن‌ها بخشی از این عالمِ درک‌‌شده هستند، نه تنها بد نیستند، بلکه این تشتت و بن‌بست از تمرکزی که به صورت مستقل و بدون توجه به قرآن حاصل شود، ارزشمندتر است. ناملایمات و ناکامی‌های عالم بیرون، یعنی حوادثی که قبل از «ورود به عالم قرآن» برای انسان رخ می‌دهد، هر چه بیشتر باشد، هنگام قرائت قرآن باعث حضورِ بیشتر و توجه و تمحض بیشتر در «عالم قرآن» می‌شود. تا جایی که انسان از ناکامی‌های قبلی خود شاد می‌شود، و از کامیابی‌های بعدی رویگردان می‌شود. در این حالت، انسان باید از هر چه که در «عالم قرآن» رخ می‌دهد، استقبال کند و از آن نترسد. این رخدادها گاهی راهنمایی هستند که برای انسان روی می‌دهد. به محض آن که انسان در این عالم غرق می‌شود، راهنمایی‌هایی رخ می‌دهد که خودش آن را درک می‌کند. این‌طور نیست که انسان جدای از قرآن باشد، و قرآن با او تخاطب و تکلّم کند؛ بلکه انسان چون موجی است که در دریا غرق است، و یک لحظه متوجه می‌شود که او خودش هم جرئی از این دریاست و جدای از آن نیست. توجه به قرآن ممکن است به صورت‌ها و جلوه‌های مختلفی باشد که خود انسان متوجه می‌شود که مثلاً باید توجه به معنی بکند یا از آن بگذرد. گاهی وضعیت طوری است که انسان اجازه ندارد، حتی از توجه به «جلد قرآن» عبور کند. مثلاً کسی می‌خواهد قرآن قرائت کند، آن را در دست می‌گیرد و تمحض و «غرق‌شدن در دنیای قرآنی» در همین مرحله برای او رخ می‌دهد؛ او دیگر حق ندارد از آن گذر کند! چون گذر از آن، بیرون‌آمدن از این دنیا، به طلبِ علم و اطلاع و ثواب است، که همه‌اش دنیایی و انحرافی است. بر عکس، گاهی ممکن است لازم باشد فرد به معنی آیات و یا تفسیر توجه کند. گاه ممکن است در تنهایی و سکوت انجام دهد و گاه باید تدریس و تألیف کند. خود این «دریایی» که او در آن غرق شده، به او نشان می‌دهد که سرنوشت این موج چیست، و به چه سو و تا کجا باید برود، نه کم‌تر و نه بیش‌تر. اگر غیر آن برود، از این «عالم» بیرون آمده و در غفلت و توهم همیشگی خود دربارهٔ قرآن گرفتار شده است. هر چه که هست، راه ورود به «عالَم قرآن»، توجه به قرآن و تمرکز بر آن و «حذف حواشی» آن است؛ و پس از آن به هر چه و هر کجا که نتیجه آن شد، باید تسلیم باشد. البته نباید از این مسیر ترسید، چون ظرفیت آن را خداوند به انسان می‌دهد.


بحث :


آخرین جلسات برگزار شده ؟
43 - سرنوشت‌های دگرگون‌شده در عاشورا
1405-05-18
معرفت انتخاب
42 - بعضی از باورهای غلط
1405-05-18
معرفت انتخاب
210 - 00
1405-05-06
نگارش برای انتخاب
209 - 00
1405-04-30
نگارش برای انتخاب
کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب این سایت تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.
با ما در شبکه های اجتماعی