برای بهتر درک کردن کارگاه فردا و کسب آمادگی این سوالات را در نظر گرفته و روی آن تامل کنید:
۱- متن جناب لبیب را با دقت بخوانید.
۲- تمام متن را از جهت محتوا و بدون در نظر گرفتن واژههایی مانند "خود جامع" بررسی کنید؛ هیچ ایرادی به کلیات آن نیست. بیشتر منظورم از شماره ۳ به بعد است و در مورد شماره ۱ و ۲ فعلا بحث نمیکنیم و موضوع این جلسه ما نیست.
۳- اکنون وارد کاربرد واژههایی مانند "خود جامع" بشوید که از شماره ۳ به بعد به کار برده شده است. بحث این جلسه کارگاهی ما روی این کاربردهاست و اینکه بتوانیم "خود" و "خودجامع" و "خود در مقابل غیر" را درون خود و در ذهنیت خود یافته و آن را تصور کنیم.
۴- اکنون بگویید:
•"من" یا "ما" یا هر "انسان متفکر" یا هر "فاعل شناسا" که این مطالب را تشخیص میدهد و چنین بیانی را ارائه میدهد و آن را تصدیق نموده و سفارش به آن میکند، کیست؟
•چه کسی در گفتگو شرکت میکند؟
•چه کسی چیزی درمییابد؟
•آن خود حقیقی که قرار است پدیدار شود، کیست؟
۵- اما آنکه خود شیفته می شود و یا هر مشکل دیگری پیدا می کند کیست؟
۶- چه کسی از این شماره ۵ به شماره ۴ نقل مکان میکند؟
۷- بعد از اینکه قبول کردیم که فهم -بخشی از آن- تاریخی و زبانی است؛ آنگاه سوال تکرار میشود به ترتیب همان سوالات و با همان سیاق:
آنکه در این تاریخیت آگاه میشود، دیگری برای او ضرورت دارد، نباید از دیگری ببرد، "میانه" راه نجات اوست و هر چیز دیگر که متن میگوید؛ کیست؟ و چه کسی را کنار می زنیم و چگونه از این به آن منتقل میشویم و منتقلشونده کیست؟
۸- این که از تنهایی ناب فرار میکند کیست؟ این دو کدامند؟ منتقلشونده کیست؟
۹- خویشتن جامعی که به این نابی است -به این معنی که متن ترسیم میکند، و با تاریخ و زبان و ذاتهای دیگر و در یک کلام با "غیر" رابطه ندارد چگونه "جامع" است؟! فرق این با "خویشتن در مقابل غیر" چیست؟!
۱۰- آیا اطلاق "جامع" به "خود در مقابل غیر" وجهی ندارد و صرفا بحث لفظی است یا دلیل روشنی دارد و ناشی از میل فرار انسان از مراتب از خود بیگانگی است؟
۱۱- میل فرار انسان و عدم تمایلش به بازگشت به خویشتن، طبیعت روانشناختی هر انسانی است که دعوت به بازگشت به خویشتن میشود. آیا ممکن است خلط کردن بین خود جامع و خود در مقابل غیر بهترین راه برای این فرار و موجه کردن آن باشد؟
۱۲- سپس بگویید که آیا در سیر عملی انسان برای بازگشت به خویشتن و در مراحل خاصی از آن، منزلها و واسطههایی از بازگشت به خویشتن در مقابل غیر و انزوای انسانی به عنوان سرپل گذرا و راهی برای توجه و تامل نیاز نیست؟ آیا ممکن است بدون اینها به گوهر مقصود رسید؟
۱۳- آیا تاریخیت که در متن به آن استناد شده نشان از وجود این منزلگاه در سیر انسانهایی همچون مولوی و غیر آن را نمی دهد؟ تقریبا در میان تمامی انبیا و اولیا و فیلسوفان و حکیمان.
۱۴- اساسا بحث بر غیر مدار خود نیست؟ مگر ما غیر از خود جامع هم چیزی داریم؟ یعنی امکان دارد که غیر خود جامع فاعل عمل و سیر ما باشد؟ یعنی این توهم است که خود جامع را کنار گذاریم؟ حتی برای آنکه تمام سعی خود را در بازگشت به خود در مقابل غیر میکند؟
تمرین نشست دوم
مختصات و چهارچوب خویشتن در فایل "یافتن خویشتن" ترسیم شده است.
جلسه ۲۷ رساله عملیه ۶ هم درمورد "توجه به نفس " است و مختصات و مراتب آن را ترسیم نموده است. با دقت در این موارد و تطبیق آنها، نظرات و سوالات و ابهامات خود را مکتوب نموده و در تاپیک تمرین در حلقه حکمت ارسال نمائید.
تمرین دوم
دوستانی که تمرین اول را مشکل دارند و نمیتوانند تطبیق این دو مطلب را انجام دهند؛ میتوانند دیدگاه و سوال خود را در مورد مطالب نشست دوم -بدون مقایسه با توجه به نفس-بیان نمایند