موضوع عجیبی است مساله پوشش! تاکنون موضوعی با این مختصات در دورههای رساله نداشتهایم. موضوعی که این همه سهل و ممتنع باشد. از یکسو از بدیهیترین امور روزمره سرچشمه بگیرد و از سوی دیگر بیان و تبیین آن این اندازه مشکل و مبهم باشد. هرگوشه آن با طیفی از ابهامات روبرو شده و فضایی مهآلود و سنگین را برای انسان پدید میآورد. نتیجه اینکه در این جلسه هم تببین نهایی صورت نمیگیرد و سراغ سوالات دقیقتر و عمیقتر در مورد پوشش میرویم و بعد از گفتگو منتظر جواب های دوستان در حل تمرین خواهیم بود.
بعضی از سوالات این جلسه:
اول. در اولین جلسهای که در رساله عملیه یک جلسه ۵۷ در مورد پوشش داشتیم، دلائلی ذکر شد در اینکه واژههایی مانند حجاب و عفاف باید با واژه پوشش جایگزین شود و بحثی در این رابطه ارائه شد. دوباره به آن بحث مراجعه کنید و با توجه به آشنایی که با مساله پوشش پیدا نمودهاید بیان کنید که این استدلال را میپذیرید یا خیر. در هرحال دلیل خود را ذکر کنید.
دوم. بنابر نگاه بالا ذکر کنید که آیا میتوان پوشش یا حجاب برتر را برای یک فضای اجتماعی یا فضای عام جامعه یا حتی برای همه انسانها مدعی شد؟
سوم. چگونه انسان در پوشش میتواند از خود بیگانه شود و چه انواع از خودبیگانگی در پوشش صورت میگیرد؟
چهارم. آیا میتوان تاثیر و تاثر خارجی را جدا نمود و پوششی که با هویت ذاتی هماهنگ است را با تاثر خارجی تمییز داد؟
پنجم. اصلیترین خصیصهای که پوشش را هماهنگ با ذات و هویت انسان میکند چیست؟
ششم. نمادهای اجتماعی و فرهنگ و فضاهای گوناگون و لباسهای بومی و هر چیزی از فرهنگ و تمدن جفرافیایی چه جایگاهی در این هماهنگی با ذات دارند؟
هفتم. آیا پوشش میتواند با نامتناهیگری در انسان پیوند بخورد؟ اگر جواب مثبت است، چگونه؟ اگر جواب منفی است؛ پس انسانی که به سوی نامتناهیگری میتازد، چگونه پوششی دارد؟
هشتم. به نقل از متنهای ارسال:
"...جایی باید ازخود حفاظت کند دربرابر سرما گرما نور جنگ ...... یا حتی در برابر نگاهی که احساس امنیت نمیکند. زمانی میخواهد عشوهگری کند. زمانی میخواهد راهی طبیعت شود. زمانی پوشش را برای خودنمایی یا برتریجویی انتخاب میکند و زمانی فقط میخواهد دیده شود. زمانی برای عبادت و مناسک مذهبی پوششی را برمیگزیند...."
آیا میتوان مواردی از پوشش را یافت که نمایش یا خودنمایی یا عشوهگری یا تبلیغ سیاسی و اجتماعی و کار هنری در آن باشد و در عین حال از حالت ذاتی و هویت انسان خارج نشده باشد؟ اگر جواب مثبت است، چگونه؟ و اگر جواب منفی است پس در امور سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و خانوادگی و ارتباط با جنس مقابل هیچ استفاده ابزاری از لباس نباید نمود؟! چنین امری ممکن است؟
نهم. متن ارسالی دیگر:
"... در ادامه امساک، با آوردن مثالهایی از زندگی افراد، نتیجه روزهداری و حفظ پاکدامنی در امر جنسی را رسیدن به لذتی فراتر از شرایط قابل دسترس عنوان میکند. حال اگر این در مورد پوشش هم صادق باشد، چه لذتی فراتر در امر پوشیدگی هست که در عریانی نیست؟ لا ادری..."
اگر سوال را وسیعتر کنیم، در انواع محرومیتها ادعای لذتی شده است که گاه برای انسان قابل درک نیست: پوشیدگی، فقر، نداری، گرسنگی، گمنامی، بیخانمانی، خانهبهدوش بودن، انواع زهدهای مثبت و مقتدرانه، گرفتاریهای اجتماعی، اسارت و حصر و زندان و از همه عجیبتر ناکامی دردناکی که در عشق شرقی -همچون عشق لیلی و مجنون- وجود دارد و با آن عجین است در حالی که مردمشناسان آن را برترین و عمیقترین عشق دانسته و اقناع و ارضای در آن را از نوعی میشمارند که در عشق متعارف ممکن نیست.
اکنون سوال این است که چگونه چنین چیزی ممکن است و چگونه باید آن را تصدیق نمود درحالی که حتی تصور آن نیز چندان مقدور نیست.
دهم. متن ارسالی دیگر:
"... پوشش بر کیفیت حضور من در جهان اثر میگذارد. لباس فقط بیانگر حال درونی من نیست؛ بلکه در شکل دادن به آن نیز نقش دارد. .... گویی هر مرحله از زندگی، زبان بصری و کالبد ظاهری متناسب با خود را طلب میکند. برای من پوشش نه پنهان کردن بدن است و نه صرفاً نمایش هویت؛ بلکه بخشی از فرآیند ساختن و تجربه کردن خویشتن است...."
نظر شما چیست؟ اگر موافق هستید آیا این زبان بصری و کیفیت حضور در جهان از طریق پوشش را تجربه کردهاید؟ و اگر منفی است توضیح دهید.
سوال دیگر اینکه چگونه پوشش می تواند فرایند تجربه کردن خویشتن است؟ اگر اینگونه نیست چگونه است؟
یازدهم. متن ارسالی دیگر:
"... انسان مسئول را میتوان از جهاتی به بناهای اصیل و ماندگار ایرانی، به عنوان ارگانیسمی زنده، پویا و تحسین برانگیز در طول تاریخ، تشبیه کرد. از مهمترین ویژگیهای معماری اصیل ایرانی و اسلامی، درونگرایی است. به این معنا که در طراحی و ساخت بنا، بیشتر به فضای داخلی پرداخته شده تا به جلوه و نماهای بیرونی. در داخل بنا، نماهای داخلی، فضاهای اندرونی، ایوانها، حیاطهای مرکزی... مملو از طرح و نقش و ظرافت و رنگ و جزییات زیبا و هماهنگ و غنی و جمال است، در حالیکه عمدتا نمای بیرونی دارای پیراستگی و سادگی و وقار و جلال است. در عین حال هیچ جزئی از درون و بیرون، خارج از قاعده و انتظام طراحی نمیشده و هماهنگی و زیبایی بیرونی نشات گرفته از اصول و قواعد و زیبایی درونی بنا بوده است. قسمت عمدهای از زیبایی، آرامش و احساس وحدت که در بافت قدیمی شهرها و بناهای مذهبی و فرهنگی قدیم دیده میشود، مدیون همین انتظام دو فضای بیرونی و درونی در معماری سنتی است و اینکه بناها در نماهای بیرونیشان پرسخن و پر هیاهو و متکثر نیستند، بلکه با متانتی آرام و دلنشین، بصورتی هماهنگ همنشینی میکنند. و من وقتی به پوشش و حد و حدود و جزییاتش برای خودم میاندیشم، مشابهت زیادی با این تمثیل مییابم..."
نظر شما چیست؟
جدای از دلائل و شواهد، آیا حس و ذوق شما با این متن هماهنگ است؟
دوازدهم. متن ارسالی دیگر:
"... زن شرقی برای من شبیه باغ ایرانیست. آبی که در دلش میجوشد، حیاتی که درونش جاریست و حجابی که او را از کویر اطراف متمایز میکند...پوشش هم همین است برای من!..."
نظر شما چیست؟
اگر مثبت است پس مرد ایرانی و شرقی و نیز انسان غیرشرقی کیست؟!
اگر منفی است؛ شما زن شرقی -یا زن به صورت مطلق- را چگونه می بینید؟
توجه داشته باشید که در متنهای رساله و مردمشناسی منظور شرق و غرب وجودی و انسانی است و کاملا متفاوت از مفهوم جغرافیایی این دو واژه است.
فایل ها :
رسالهٔ عملیّه (۶)
رساله عملیه ۶ در زمانی شروع میشود که از یک سو ما از تجربه رمضان و فضای استثنائی آن بیرون آمدهایم و برای آینده خود امیدها و آرزوها داریم و از سوی دیگر در آستانه اربعین کلیمی هستیم. همه اینها به معنی این است که مقتضی ورود به این دوره از رساله آمادگی و تعهد و عمل بیشتر و بهتر و کاملتر است. از طرف دیگر رساله عملیه ۶ پس از تجربه پنج رساله عملیه میباشد که حدود هشت سال به طول کشیده است. آنچه در این رساله مطرح میشود تا حد زیادی ناظر و مشرف به مطالب دورههای قبلی رساله است و تجربیاتی که دوستان داشتهاند و محتوایی که در آنجا بیان شده و سعی بر این است که از تکرار مطالب خودداری شود. بنابراین از یکسو باید دوستان برای یک عمل درست و کامل آماده و متعهد بوده و از سوی دیگر رجوع به مطالب قبلی داشته باشند. نحوه تعهد عملی دوستان به تدریج در هر بحث و جلسه روشن شده و ارجاع به مطالب قبلی هم در هر جلسه بیان میگردد. نحوه ارائه مطالب و محتوای جلسات تغییراتی خواهد کرد از جمله اینکه بخش مهمی از مطلب تنها به صورت کتبی ارائه شده و از سوی دیگر بیش از گذشته مبتنی بر کار دوستان و بازخوردی است که از سوی آنان ارسال میگردد. همچنین فعالیت و تمرینهای بیشتری برای دوستان در جلسات مقرر خواهد شد. به امید استفاده بیشتر از وقت و عمر و تعامل جمعی کاملتر و حضور پررنگتر.
بحث :
آخرین جلسات برگزار شده ؟
55 - نکتهٔ مهمّ 1405-05-24
رسالهٔ عملیّه (۶)
54 - انتخابهای پیشین، هویّت بنیادین و سرنوشت انسان 1405-05-10