جستجو
ورود کاربران
54 - انتخاب‌های پیشین، هویّت بنیادین و سرنوشت انسان


۱. به برکت روانشناسی نوین، امروزه همه از حقیقتی به نام "ناخودآگاه انسان" اطلاع دارند. بخشی از "هویت" انسان و "شخصیت، صفات، ملکات و تمایلاتی" که در عمق وجود اوست و فراتر از بخش ظاهری و روشن و شفاف آن است. ناخودآگاه مخفی‌تر اما موثر‌تر بوده و دسترسی به آن سخت‌تر و تغییرات در آن دیرتر ممکن است و تاثیراتی که در زندگی و زیست انسانی می‌گذارد "دیرپا، ماندگار و نامحسوس" است. بخش مهمی از فعالیت‌های روانی و مراقبات نوین برای "احاطه و شناخت و تغییر ناخودآگاه" طراحی شده و در مواردی کاملا مفید و موثر و در موارد بیشتری، ناموفق ارزیابی می‌شود.

۲. اشتباه رایج بسیاری از افراد، این است که فکر می‌کنند ناخودآگاه انسان، خارج از اختیار اوست و هر چیزی که از ناخودآگاه انسان ناشی شود، به معنی این است که بدون اختیار بوده و انتخاب انسان در آن نقشی ندارد. این خطا تا آن‌جا پیش‌رفته که افراد برای رفع تقصیر از خود این عبارت را به کار می‌برند: "این عمل را ناخودآگاه انجام دادم و متوجه آن نبودم."

۳. آیا چنین برداشتی درست است و انسان در اعمال ناخودآگاه خود بدون تقصیر است؟ اگر عدم تقصیر او را بپذیریم به این دلیل که انتخاب او، تاثیری در ناخودآگاه ندارد، به معنی این است که پس از این هم هیچ تلاشی برای تغییر آن نباید انجام دهد و اصولا مسئولیتی در مقابل ناخودآگاه انسان متوجه او نیست. از دیگر سو اگر جواب مقابل آن را بپذیریم، چگونه می توان فرد را در اعمالی مسئول دانست که اختیار ظاهری و تصمیم مشخص او نقشی در آن ندارد؛ مثلا در دادگاهی که فرد را برای خطایی محاکمه می‌کنند، اگر ثابت شود که فرد بدون توجه و اراده و به صورت ناخودآگاه عمل خطا را انجام داده چگونه می‌توان فرد را مقصر دانست و برای عملی او را محکوم نمود که به صورت ناخودآگاه انجام داده است؟

۴. هر دوی این جواب‌ها صحیح است! اما در دو جهان و فضای متفاوت. انسان در جهان عادی و روزمره و جاری خود نمی‌تواند در ناخودآگاه خود تصرف کند و تاثیرات ناخودآگاه، بدون اختیار است و در آن مسئولیتی ندارد. انسانی که ناخودآگاه در مقابل وضعیت معینی عکس‌العمل خاصی از او بروز می‌کند، اگر این عکس‌العمل باعث جرح و جنایتی شود، مسئولیتی در مقابل آن ندارد، چون هیچ اراده، اختیار و انتخابی ورای آن نبوده است. منظور از اختیار در اینجا، اختیار در جهان جاری و ظاهری است و منظور این است که هیچ اراده‌ای از نوع اراده یک انسان خطاکار و جانی برای انجام این عمل نادرست ورای اقدام او نبوده و محکمه نمی‌تواند و دلیلی برای محکوم کردن او ندارد.

۵. اما همین انسان در دنیای عمیق و غیر روزمره خود، توانائی دارد که از فضای زندگی روزمره خارج شده و به آن تمایل ناخودآگاه و شرطی شده، کاملا توجه نموده و بر آن احاطه و غلبه پیدا کند. روان‌شناسی جدید توانسته بر بخشی از این جهان ناخودآگاه دسترسی پیدا کند اگرچه هنوز بسیار ضعیف و دارای خطاهای بسیار است و جهت‌گیری‌های آن به تناسب انسان نامتناهی و ابعاد بی‌کران آن دارای نواقص اساسی است. سعی مکاتب بعدی روان‌شناسی، برای توسعه و اصلاح این محدودیت‌های فکری هنوز در مراحل ابتدائی آن است.

۶. نتیجه این که دنیای روزمره و عادی و متداول انسان با دنیای عمیق و غیر متداول او کاملا متفاوت است. دنیای عادی انسان، دنیای خودآگاه اوست و انتخاب‌ها، اراده و اختیار، قدرت و مسئولیت آن، تناسب با همین دنیا و ابعادش دارد. محکمه‌های عادی در همین جهان بررسی و داوری نموده و باید بر همین اساس قضاوت نمایند. اما جهان عمیق و غیر متداول انسان، "واقعیتی زنده، جدی و عینی" است که اراده، همت، استعداد و توانایی‌های او متناسب با همان جهان است. حرکت انسانی بیشتر در این جهان معنی و مفهوم دارد و مسئولیت فرد در این جهان، غیر از "مسئولیت قضائی و حقوقی" او در جهان متداول است و این مسئولیت در "محکمه وجدان و انسانیت" باید سنجیده شده و به تناسب خواست انسان برای "حرکت انسانی" قابل ارزیابی بوده و هیچ مسئولیت حقوقی و قضائی متوجه آن نیست.

۷. آیا ناخودآگاه انسانی -آن‌گونه که بعضی از اصحاب علوم مدرن بیان می‌کنند- بدون اراده و اختیار انسان شکل می‌گیرد و ناشی از شرایط بیرونی، مانند وضعیت خانوادگی، فضای کودکی و امور بیرونی است که بدون اراده، اختیار و توجه انسان، ناخودآگاه او را می‌سازد و این ناخودآگاه تمام عمر با اوست؟ یا اینکه -طبق ادعای حکمت نامتناهی- همه چیز انسان، از روی اراده و آگاهی اوست و هیچ امر کوچک و بزرگ و خودآگاه و ناخودآگاهی خارج از انتخاب انسان نیست، اما انتخاب‌ها در جهان‌های متفاوتی است. چگونه چنین چیزی ممکن است؟ چگونه ممکن است تمام امور، حالات، خصلت‌ها و ابعاد زندگی انسان ناشی از انتخاب خود او باشد؟!

۸. اصل این بحث در نشست سیزدهم حکمت نامتناهی۲ بحث خواهد شد. اما آنچه که در اینجا قابل بحث است این سوال است که آیا ناخودآگاه انسان تنها لایه و بخشی از وجود، هویت و شخصیت انسانی است که در پس خودآگاه انسان پنهان شده و هم‌چون یک بسته روانی و روحی است که محدود و قابل کشف و تمام شدنی است؟ یا این‌که ورای این لایه پنهان، لایه‌های دیگری است و این لایه‌ها یکی پس از دیگری در انسان شکل گرفته و هویت نامتناهی انسان را تشکیل می‌دهد و هرگز قابل حد و اندازه‌گیری نیست؟ روشن است که حکمت نامتناهی و مکاتب وجود محور انسانی، نمی‌توانند به هیچ صورت، محدودیت انسان را بپذیرند. مخصوصا این‌که این محدودیت به بخش‌های ملموس‌تر و در دسترس -به صورت نسبی- انسان خلاصه شود. مکتب وجودگرای انسانی، برای انسان وجودی نامحدود قائل است که آنچه ظاهری و آشکار است بخش محدودی از یک وجود نامحدود است و این ظاهر با مراتبی باطنی همراه است که "جهان ناخودآگاه" اولین مرتبه باطنی آن است و مرتبه بعدی نسبت به این مرتبه اول، فاصله‌ای دارد همچون "فاصله اولین مرتبه باطنی نسبت به ظاهر" و هر مرتبه نسبت به مرتبه قبلی "همچون ناخودآگاه است در مقابل خودآگاه" و نسبت به مرتبه بعدی، رابطه‌ای معکوس دارد. تفاوت مراتب در ناآشکار بودن و عمق و تاثیر غیر محسوس و قدرت و غلبه همچون تفاوت خودآگاه و ناخودآگاه خواهد بود.

۹. چنین نگاهی به انسان و مراتب وجودی او، نتایج فراوانی خواهد داشت؛ مانند "قدرت انتخاب بی‌نهایت انسان" و "مسئولیت روحی وحرکتی بی‌انتهای او" نسبت به تمام مختصات، زیست، سرنوشت و "امکان بی‌نهایت برای تغییر هویت و سرنوشت" و از همه مهم‌تر این‌که "وجود انسان محدود به همین زندگی دنیایی نیست" و از اینجا آغاز نشده و قبل از این، مراتب وجودی او شکل گرفته است. قابل ذکر است که قبل بودن مراتب دیگر انسان به معنی "زمانی" آن نیست و معنی "وجودی" دارد که در حکمت نامتناهی بحث شده است.

۱۰. مراتب وجودی انسان، از مرتبه ظاهری و ملموس و مادی آغاز شده و به مراتب عمیق و درونی و فراتر از مادیت و زمان و مکان می‌رسد. آزادی، قدرت انتخاب و درک و معارف هر مرتبه انسانی خاص همان مرتبه است و در نتیجه، هویت و زیست و جهان خاص آن مرتبه شکل می‌گیرد. مراتب درونی‌تر و عمیق‌تر دارای احاطه و قدرت بیشتر و اقتدار کامل‌تری نسبت به مراتب ظاهری و مادی است، اما ناملموس‌تر بوده و امکان غفلت بیشتری و فراموشی و بی‌توجهی -در این نشئه- بیشتر است؛ چرا که عالم مادی و نشئه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم عامل این غفلت و بی‌توجهی است.

۱۱. اما انتخاب در مراتب بالاتر قوی‌تر و سالم‌تر و درست‌تر است. چرا که غفلت و گمراهی بیشتر ناشی از عالم ملموس مادی است که زندان آن قوی و کامل و فراگیر است و کمتر انسانی می‌تواند از آن آزاد و رها شود و عموما رهایی انسان، ناقص و ضعیف است. بنابر این اگر انسان بتواند به هویت بنیادین و مراتب عمیق خود بازگردد، می‌تواند زندگی انسانی‌تر و کامل‌تری داشته و در مقابل امواج مهاجم زندگی این‌جهانی، ضعف و ناتوانی کمتری را تحمل کند.

۱۲. راه زنده کردن و تکیه بر مراتب بالاتر و عمیق‌تر هویت عبارت است از “بازگشت به خویشتن”. هرچه که انسان در بازگشت به خویشتن و احیای ذات انسانی بیشتر موفق شود، مراتب بالاتری از هویت خود را به عرصه زندگی کشانده و خود را از مراتب سطحی و زندان‌های مادی بیشتر خلاص نموده است. در این مراتب عمیق‌تر، "انتخاب‌های بنیادین و گزینش‌های پیشین"، بیشتر و بیشتر بر زندگی انسان احاطه نموده و رهایی و آزادی بیشتری را نصیب انسان می‌نماید.

۱۳. جهش‌های ارزشمند انسانی، فرجام‌های عاشورائی، سعادت آرزوئی، جذبه‌های معنوی که سرنوشت انسان راتغییر می‌دهد، "یقظه" و بیداری ناگهانی انسان نسبت به شرایط و مسائل خویش، "توبه نصوح" و هر تغییر ناگهانی انسان به سوی احیای خویشتن و نجات از گمراهی و لغزش و خطا، ناشی از بازگشت شدید و ناگهانی به مراتب هویت خویشتن و انتخاب بنیادین و آزادی و رهائی ناشی از آن است.

۱۴. جهش و پرش انسان به سوی خویشتن برای همه امکان دارد اما آنچه که برای این امر لازم است مقدماتی است که فرد باید طی کند. این جهش به صورت ناگهانی توسط دیگران مشاهده شده و می‌پندارد که این امر بدون مقدمه حاصل شده. بلکه تصور این است که فرد قبل از این در مراتبی از ضلالت وانحراف و کارهای غیر انسانی غرق بوده، اما واقعیت این است که در کنار ظاهر گمراه و منحرف فرد، باید خطی از توجه به نفس و امکان رهائی و میل به آزادی در حال رشد و نمو باشد تا به صورت ناگهانی میل و توجه به خویشتن بر میل به غفلت و گمراهی غلبه نموده و مسیر انسان تغییر کند.

۱۵. فرجام‌های برتر و بالاتر، همچون فرجام عاشورائی و هر نوع رستگاری که فرد را پس از زندگی پرفراز و نشیب به قله فلاح و رستگاری و احیای انسانی واصل می‌کند نیز، باید مقدمات خاص خود را داشته باشد. این مقدمات به تناسب افراد مختلف است. اما باید در زندگی روزمره و انتخاب‌های روازنه و زیست و زندگی خود در جهتی سیر کند که هرچه بیشتر امکان احیای هویت بنیادین خود را فراهم نماید تا در یک گذرگاه و نقطه عطف، تمام این مقدمات به نتیجه رسیده و همه هویت و ماهیت برتر و بنیادین او به ظهور و بروز برسد.

۱۶. بالاترین رستگاری و برترین قله قابل دسترسی برای انسان، زمانی است که تمام انتخاب‌ها و مراتب ظاهر و باطن فرد در یک جهت و به سوی قله رستگاری پیش برود و زمانی که جهان بیرونی هم امکان ظهور و بروز تمام آزادی و رهایی را برای انسان فراهم نماید به بالاترین مرتبه صعود خواهد کرد؛ آن‌گونه که درحادثه کربلا مشاهده می‌کنیم.

۱۷. انتخاب و هویت بنیادین، یک انتخاب، شغل و درخواست مانند درخواست‌ها، انتخاب‌ها و مشغولیت‌های عادی ما در این زندگی نیست. انتخاب بنیادین و هویت آن، جهت‌گیری‌های برتر و بدیهی به سوی صلاح و فضیلت انسانی است که در اکثر انسان‌های متوسط موجود است و در افراد برجسته به‌صورت اراده و اقتدار و همت برتر و ویژه به فعلیت رسیده است. این جهت‌گیری در زندگی روزمره و عادی، همراه با انتخاب‌های انسان و شرایط بیرونی که کائنات برای انسان مهندسی می‌نماید، تبدیل به مسیر خاص فرد برای صلاح و فساد می‌شود.

۱۸. شناخت این مسیر تنها با عقل آزاد و رها و مراقبه و تفکر و تامل حاصل می‌شود. رعایت ارکان حرکت انسانی و تفکر و تامل مرتب و مستمر نقش عظیمی در درک این مسیر دارد. تمام اینها با نظم فکری و رفاقت با افراد در این مسیر به فعلیت می‌رسد.


فایل ها :


رسالهٔ عملیّه (۶)

رساله عملیه ۶ در زمانی شروع می‌شود که از یک سو ما از تجربه رمضان و فضای استثنائی آن بیرون آمده‌ایم و برای آینده خود امیدها و آرزوها داریم و از سوی دیگر در آستانه اربعین کلیمی هستیم. همه این‌ها به معنی این است که مقتضی ورود به این دوره از رساله آمادگی و تعهد و عمل بیشتر و بهتر و کامل‌تر است. از طرف دیگر رساله عملیه ۶ پس از تجربه پنج رساله عملیه می‌باشد که حدود هشت سال به طول کشیده است. آنچه در این رساله مطرح می‌شود تا حد زیادی ناظر و مشرف به مطالب دوره‌های قبلی رساله است و تجربیاتی که دوستان داشته‌اند و محتوایی که در آنجا بیان شده و سعی بر این است که از تکرار مطالب خودداری شود. بنابراین از یک‌سو باید دوستان برای یک عمل درست و کامل آماده و متعهد بوده و از سوی دیگر رجوع به مطالب قبلی داشته باشند. نحوه تعهد عملی دوستان به تدریج در هر بحث و جلسه روشن شده و ارجاع به مطالب قبلی هم در هر جلسه بیان می‌گردد. نحوه ارائه مطالب و محتوای جلسات تغییراتی خواهد کرد از جمله اینکه بخش مهمی از مطلب تنها به صورت کتبی ارائه شده و از سوی دیگر بیش از گذشته مبتنی بر کار دوستان و بازخوردی است که از سوی آنان ارسال می‌گردد. همچنین فعالیت و تمرین‌های بیشتری برای دوستان در جلسات مقرر خواهد شد. به امید استفاده بیشتر از وقت و عمر و تعامل جمعی کامل‌تر و حضور پررنگ‌تر.


بحث :


آخرین جلسات برگزار شده ؟
55 - نکتهٔ مهمّ
1405-05-24
رسالهٔ عملیّه (۶)
54 - انتخاب‌های پیشین، هویّت بنیادین و سرنوشت انسان
1405-05-10
رسالهٔ عملیّه (۶)
53 - در جهت دریای درون
1405-04-27
رسالهٔ عملیّه (۶)
52 - پوشش انسانی
1405-04-20
رسالهٔ عملیّه (۶)
کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب این سایت تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.
با ما در شبکه های اجتماعی