جستجو
ورود کاربران
53 - در جهت دریای درون


۱. مسیر بازگشت انسان و احیای خود، به سوی خویشتنی است که همیشه حاضر و آماده است. قله کمال انسانی، نه جایی در بیرون است که نیاز به فتح و رسیدن داشته باشد، نه قصر و عمارتی است که نیاز به ساختن آن باشد و نه هیچ امر بالقوه‌ای که باید آن را بالفعل کند. خویشتن کامل و نامتناهی، هرگز از بین نرفته که دوباره ساخته شود و نه دور از دسترس است که به آن برسیم و نه بالقوه است که نیاز به فعلیت داشته باشد. بلکه خویشتن نامتناهی انسان، آماده، فعلی، حاکم و مسلط است و این خود انسان است که از آن غفلت کرده -نه اینکه نسبت به آن جاهل باشد- و آن را فراموش می‌کند.

۲. آنچه که باعث غفلت انسان از دیدن خویشتن می‌گردد، در حالی که بدیهی و بدون واسطه، بلکه بدیهی‌ترین عینیت و نزدیک ترین ‌آنهاست، مشغولیت انسان به زندگی، تمایلات، گرفتاری‌ها، اهداف فردی و اجتماعی و هر امر دیگری است که او را مشغول نماید. این اهداف، خواسته‌ها، تمایلات و مشغولیت‌ها گرچه برخاسته از خود انسان است و از بیرون به انسان تحمیل نشده، اما مشغولیت به آن‌ها باعث غفلت از مبدا آن می‌شود و به تدریج تشدید شده «ازخودبیگانگی» انسان را ایجاد می‌نماید.

۳. انسان‌های برجسته و خاص، این تمایلات، خواسته‌ها و مشغولیت‌ها را چنان مراقبت می‌نمایند که نه تنها عامل ازخودبیگانگی آن‌ها نمی‌گردد، بلکه پیوسته و پیوسته توجه آنان به خود -خویشتن جامع- شدید و شدیدتر شده، خودآگاهی بیشتری کسب نموده، اقتدار روحی فراتری به دست آورده و هرچه بیشتر به سوی خویشتن نامتناهی حرکت نموده و در دریای آن غوطه می‌خورند و اگر سعادتمند و پیروز باشند، در امواج خروشان دریای نامتناهی‌گری که از خویشتن آنان آغاز شده غرق و فانی می‌گردند و دیگر چیزی از آنان در این نشئه باقی نمی‌ماند. اگرچه دیگران، خانواده، اجتماع و تاریخ درک نمی‌کنند و پیوسته دراین نشئه با آنان همراه بوده و به زندگی اجتماعی ادامه می‌دهند.

۴. اما انسان‌ متوسط و عادی وقتی که توفیق توجه ‌به‌ خویشتن و هدایت به‌سوی سعادت پیدا می‌نماید، پیوسته در مارپیچی از غفلت و توجه در حال نوسان و سیلان است؛ گاهی گرفتار دور قمری و زندگی عادی و زمانی به خود آمده و توجه به خویشتن نموده و به سوی آن سیر می‌کند. وقتی که مراتبی از خویشتن را کشف نموده و به خوبی با آن آشنا گشته و کرامت و قدرت و اقتدار آن را می‌بیند، میل به بازگشت کامل به خویشتن همچون قله‌ای بلند و زیبا او را فرا می‌گیرد و رویای رهایی و آزادی و احیای کامل، چون آتشفشانی از درونش فعال شده و پیوسته زندگیِ عادی و غفلت‌آمیزِ او را به چالش می‌کشد. در این حالت نه رویاهای شیرین فراموش می‌شود و نه زندگی روزمره و تمایلات و توجهات رائج اجازه کنده شدن کامل می‌دهد.

۵. وقتی که این مارپیچ ادامه پیدا کرد و لایه‌های شخصیتی انسان که از تمایلات، گرایش‌ها و مشغولیت‌های رایج تشکیل شده، به اندازه کافی سست و ضعیف شد و چالش بین «توجه به نفس» و «زندگی روزمره» بر زندگی انسان متوسط غالب شد، آنگاه مرتبه «تعلیق» انسان فرا می‌رسد.

۶. تعلیق مرتبه‌ای حساس و سرنوشت ساز است که زندگی روزمره و تمایلات و خواسته‌ها و ذوقیات و همه چیز زندگی قبلی انسان، به اندازه‌ای سست و ضعیف شده که "شادی و خور و خواب و خوشِ" گذشته انسان دیگر نمی‌تواند همچون گذشته ادامه پیدا کند. اما فضیلت‌های انسانی و توجه به نفس هم به اندازه‌ای تقویت نشده که زندگی جدیدی شکل گرفته و انسان بر آن مدار، زیست خود را برپا دارد و خلا تعلیق را بپوشاند.

۷. حالت تعلیق سخت و طاقت فرساست! احساس معلق بودن و خلا درونی و بی‌حاصل بودن و نداشتن دست‌آویزی در امور حساس زندگی، گاهی انسان را تا سرحد جنون می‌برد و زندگی عادی او را سخت نموده و چه بسا زندگی روزمره با بی‌انگیزه‌ بودن و ذوق ‌نداشتن و حتی خواب‌آلودگی و خماری همراه می‌شود.

۸. از میان مختصات تعلیق چیزی که از همه بدتر است، "تردیدی است که بر فرد مسلط می‌شود". هنوز انگیزه‌های حرکت درونی در فرد به این اندازه قوی نشده که بتواند توجیهی برای این وضعیت داشته باشد و با دیدن تعلیق و بی‌حاصلی و بی‌عملی خود، دچار بدترین تردید و شک شده و همه چیز را زیر سوال می‌برد. سوالی که جواب جدی و ارزشمندی برای او ندارد و اصولا در این حالت امکان ندارد پاسخی درخور وضعیت خود پیدا کند. بلکه پیوسته تردید بیشتر و بیشتر بر او مستولی می‌شود.

۹. عده‌ای اندک -شاید هم بسیار- وقتی در برابر مرارت این تعلیق قرار می‌گیرند، عطای آن را بر لقایش ترجیح می‌دهند و در بازگشت به زندگی متداول تردید نمی‌کنند. عده اندکی هم با اراده قاطع و همت بلند تمام مشقات تعلیق را تحمل نموده و چنان پایداری محکم، مستمر و طولانی از خود نشان می‌دهند که حتی اگر این مرارت سال‌ها طول کشد و ارکان زندگی عادی را متزلزل کند، برای لحظه‌ای پشیمانی به سوی آنان نمی‌آید و همچون «مجنون لیلای عامریه» فراز و نشیب این مسیر صعب و مستصعب را ملتزم می‌شوند، بدون اینکه تردید و ندامتی در عمق وجود آنان شکل بگیرد.

۱۰. اکثریت انسان‌های متوسط در حالی که توان این مرارت را ندارند، اما بازگشت به زندگی عادی هم برای آنان غیر ممکن است. چگونه انسان چنین خسارتی را تحمل نماید، وقتی که آتش موسوی در طور وجود روشن شده و گرمی، زیبایی، کرامت و قدرت آن را چشیده و مشتاق و آرزومند ادامه آن است؟ چنین است که رویاها همچنان در دل آنان زنده است و این مارپیچ بین زندگی عادی و تمایلات برتر و بازگشت‌های اندک اما قدرتمند، زیبا و دوست‌داشتنی، همچنان ادامه پیدا می‌کند.

۱۱. اگرچه بعضی از افراد، در این حالت دچار افسردگی، یاس و مشکلاتی از این نوع می‌شوند، اما اکثریت افراد متوسط به سوی مُسکّن‌هایی می‌روند که امکان تحمل را برای فرد ایجاد نموده، مرارت‌های آن را کاهش داده، اما امکان پرش و جهش روحی را از فرد سلب می‌کند. مسکن‌هایی از انواع امور علمی، دینی، آموزشی و فعالیت‌های خوب و خیریه و مبارزات اجتماعی و سیاسی گرفته تا مسافرت‌های زیارتی، ادعیه، اذکار و توسلات و تا تفریحات حقیقی و مجازی و وقت‌گذرانی‌های افراطی در فضای مجازی، کلاس‌ها، سخنرانی‌های پر سر و صدا و هر چیز دیگری که از یک ‌طرف نوعی تقدس یا مشروعیت دارد و از طرف دیگر امکان مقابله با تعلیق و خلا ناشی از آن را ایجاد می‌کند.

این مشغولیت‌ها اگرچه به جای خود ارزشمند و مفید است، اما در اینجا برای مشغولیت انسان و رهایی او از این "بن‌بست ارزشمند" و "محدودیت مقدس" به میدان می‌آیند و کارکرد و هدف همه آن‌ها و نیت فردی که به این‌ها پناه می‌برد، فرار از این سختی به چیزی است که ظاهری مقدس و قابل قبول دارد. در این فرار او به جای مشاهده گوهرهای نابی که در اثر این بن‌بست و مرارت در دریای درون نمودار می‌شود، به قالب‌های ظاهری و فریب‌های بیرونی تکیه کرده و علاوه بر راضی کردن وجدان خود، سختی را هم قابل تحمل می‌کند.

۱۲. این بن‌بست و تعلیق، تنها با صبر و تحمل نتیجه می‌دهد و راهی غیر از آن وجود ندارد. مُسکّن‌ها و راه‌های دیگر فرار، همگی اثربخشی آن را کاهش داده یا از بین می‌برد. هرچه که فرد -انسان متوسط- اراده و همت شدیدتری در ورود به این مسیر داشته باشد، ممکن است در تعلیق سنگین‌تری فرو غلطد و زمان طولانی‌تری در آن گرفتار باشد. عده اندکی از افراد، چنان ورودی دارند که اگر خود فرد هم اراده کند، نمی‌تواند از آن خارج شود! هرچه این تعلیق و مرارت‌های آن و طول مدت سختی بیشتر و شدیدتر باشد "نعمت" و "دعوت" و "تقدیر بالاتری" برای ورود به دریای درون خواهد داشت. این نعمت و دعوت مهم‌ترین ابزار و بهترین موقعیت، برای دیدن و صید این دریا و گوهرهای آن است. موقعیتی که تنها با صبر بر این تعلیق و بن‌بست و رها نکردن آن ایجاد می‌شود و در نتیجه آن، انسان در تنهائی و غربت و تبعید از زندگی قبلی و خروج از جهان پیشین خود قرار گرفته و رو به سوی اقیانوسی از عینیت و حقیقت کرده که فرورفتن در خویشتن -جامع- ابتدای آن است. اینجاست که مسیر بازگشت به خویشتن وارد مرتبه تازه‌ای می‌شود که مبدا تمام پیشرفت‌ها، فتوحات و علوم و قدرت‌های بعدی است.

۱۳. اما آنچه که تمام این برکات بعدی را ممکن می‌کند، صبر، استقامت، فرار نکردن و دور نشدن و برای خود مشغولیت درست نکردن است. استقامتی که بسیار سخت است و انسان باید بر چیزی صبر کند که دورنمای درستی از آن ندارد و بر مسیری با یقین حرکت کند که تردیدهای فراوان در آن دارد و گوهرهای اندکی که بعد از این ظاهر می‌شود، در ابتدا هیچ خبری از آن نیست و دنیای قبلی را با تمام جاذبه‌ها، شفافیت‌ها، روشنی، خیرات، ثواب‌ها و نتیجه‌ها باید رها کند و به‌سویی حرکت کند که مه‌آلود، طوفانی و مواج است و هر لحظه تردیدهای فراوان، آن را به چالش می‌کشاند.


فایل ها :


رسالهٔ عملیّه (۶)

رساله عملیه ۶ در زمانی شروع می‌شود که از یک سو ما از تجربه رمضان و فضای استثنائی آن بیرون آمده‌ایم و برای آینده خود امیدها و آرزوها داریم و از سوی دیگر در آستانه اربعین کلیمی هستیم. همه این‌ها به معنی این است که مقتضی ورود به این دوره از رساله آمادگی و تعهد و عمل بیشتر و بهتر و کامل‌تر است. از طرف دیگر رساله عملیه ۶ پس از تجربه پنج رساله عملیه می‌باشد که حدود هشت سال به طول کشیده است. آنچه در این رساله مطرح می‌شود تا حد زیادی ناظر و مشرف به مطالب دوره‌های قبلی رساله است و تجربیاتی که دوستان داشته‌اند و محتوایی که در آنجا بیان شده و سعی بر این است که از تکرار مطالب خودداری شود. بنابراین از یک‌سو باید دوستان برای یک عمل درست و کامل آماده و متعهد بوده و از سوی دیگر رجوع به مطالب قبلی داشته باشند. نحوه تعهد عملی دوستان به تدریج در هر بحث و جلسه روشن شده و ارجاع به مطالب قبلی هم در هر جلسه بیان می‌گردد. نحوه ارائه مطالب و محتوای جلسات تغییراتی خواهد کرد از جمله اینکه بخش مهمی از مطلب تنها به صورت کتبی ارائه شده و از سوی دیگر بیش از گذشته مبتنی بر کار دوستان و بازخوردی است که از سوی آنان ارسال می‌گردد. همچنین فعالیت و تمرین‌های بیشتری برای دوستان در جلسات مقرر خواهد شد. به امید استفاده بیشتر از وقت و عمر و تعامل جمعی کامل‌تر و حضور پررنگ‌تر.


بحث :

1 - 1405-06-03 گفت‌وگو مشاهده فایل ها :

آخرین جلسات برگزار شده ؟
55 - نکتهٔ مهمّ
1405-05-24
رسالهٔ عملیّه (۶)
54 - انتخاب‌های پیشین، هویّت بنیادین و سرنوشت انسان
1405-05-10
رسالهٔ عملیّه (۶)
53 - در جهت دریای درون
1405-04-27
رسالهٔ عملیّه (۶)
52 - پوشش انسانی
1405-04-20
رسالهٔ عملیّه (۶)
کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب این سایت تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.
با ما در شبکه های اجتماعی